در اوایل این ماه، سر انجام«مرکز پژوهش مغز مک گاورن»(McGovern) در دانشگاه «ام ای تی» طی مراسمی رسمی و با حضور شخصیتهای علمی، سیاسی و هنری افتتاح شد. این مرکز 350 میلیون دلاری که بزرگترین هدیه بشر دوستانه در تاریخ این دانشگاه محسوب می شود پس از20 سال با کوشش بی وقفه «پاتریک جی مک گاورن» ((Patrick J. McGovern و همسرش «لور هارپ مک گاورن» (Lore Harp McGover) به حقیقت پیوست.
«مک گاورن» بنیانگذار موسسه بین المللی اطلاع رسانی «آی دی جی» و فارغ التحصیل دانشگاه «ام آی تی» می باشد. این مرکز پژوهش مغز با 500 نفر پرسنل در نوع خود اگر بزرگترین نباشد، یکی از بزرگترین مراکز علوم اعصاب در دنیا محسوب می شود.
آقای «مک گاورن» در سخنرانی خود خاطرنشان کرد که امراض روحی و مغزی، بزرگترین علت ناتوانی و ناخوشی در ایالات متحده آمریکا می باشند. این ناراحتی ها صرفنظر از رنجی که در افراد ایجاد می کنند، سالیانه باعث صرف بیش از 500 میلیارد دلار در آمریکا میشوند.
«رابرت دسیمون»((Robert Desimone مدیر مرکز مک گاورن در جلسه یاد شده گفت سالیانه 450 میلیون نفر در دنیا دچار امراض مغزی میشوند. او متذکر شد که آمارهای سالانه بسیار سنگین وهشدار دهنده اند: یکصد و پنجاه میلیون نفر در دنیا دچار افسردگی هستند، 1 میلیون دست به خودکشی می زنند، 25 میلیون نفر مبتلا به اسکیتزوفرنی و 38 میلیون از بیماری صرع رنج میبرند.
تا چند سال پیش مشاهده و بررسی کارکرد مغز فرد زنده، به خاطر وجود مغز در درون جمجمه و دشواری دسترسی به آن کاری امکان ناپذیر بود. تمام اطلاعات و مشاهدات راجع به کارکرد مغز، تنها از طریق رفتار و کردار فرد حدس زده می شد.
اما از سال 1972 با استفـــاده از «سی تی»(computerized tomography) و «پی ای تی» (positron emission tomography ) دانشمندان برای اولین بار توانستند ساختار و کارکرد واقعی مغز را تا حدودی دریابند.
با پیشرفت تکنولوژی، به خصوص در یک دهه گذشته، قدمهای بزرگی در مطالعه مغز برداشته شده است که توضیح همه آنها در یک مقاله امکان پذیر نیست. اما شاید بتواند همه این گام ها را چنین خلاصه کرد که به طور کلی تقریبا تمامی تئوری هایی که تا به حال در مورد مغز وجود داشته در طی ده سال گذشته باطل شده اند.
در گذشته چنین انگاشته می شد که شما با مغزی که قبلا از طریق ژنتیکی با اندازه و پتانسیل خاص خود تعیین شده متولد می شوید و هیچ راهی برای بهبود قابلیت و کارکرد آن ندارید. به بیان دیگر وضعیت و شرایط مغزی شما از قبل تعیین شده و سرنوشت شما مهروموم شده است. اما واقعیت این است که مغز همواره در حال تحول وتغییر است. قابلیتهای مغز بستگی به تعلیم و تغذیه آن دارد. به این ترتیب شما می توانید کارکرد مغز خود را تا حد زیادی تغییر داده و سرنوشتتان را بدست گیرید.
مطالعه مغز که برای مدتی طولانی مورد غفلت قرار گرفته بود، اکنون به یکی ازمحورهای اصلی علوم پزشکی تبدیل شده است. نا گفته پیداست که نتایج این تحقیقات برای همگان حائز اهمیت است.
از دهه 1960 میلادی به بعد، پژوهشگران دائما سعی داشتند تا اطلاعات فراوانی درباره کارکرد قلب و رگها و تغذیه مناسب برای خالی نگهداشتن آنها از رسوبات بیابند. اما مغز چی؟ آیا می توان مغز را هم با رژیم غذایی خاصی تحت تاثیر قرار داد؟ امروز پژوهشگران می دانند که بر خلاف تصور گذشته، مغز نیز تحت تاثیر غذاهایی قرار دارد که ما می خوریم. دانشمندان دریافتند که سلولهای مغز قطعا از سلولهای دیگر بدن در برابر مواد غذایی حساس تر هستند و مواد شیمیایی و تغذیه می توانند تعیین کننده عملکرد و یا سوءعمل مغز انسان باشند.
شما می توانید سرعت و گنجایش مغز خود را با تغذیه واستفاده درست و حساب شده بالا ببرید. مغز تغییر می کند، می تواند رشد کند، کوچک بشود و حتی خود را ترمیم کند. برخی بررسی ها نشان داده اند که وقتی ناحیه ای از مغز از بین میرود، قسمت دیگری کار آن را بر عهده می گیرد. انسانها فقط 10 درصد از مغز خود را تا سن 70 سالگی به خاطر پیری از دست می دهند و این به دلیل آهسته شدن فعالیت مغز نیست، زیرا یک شخص معمولی تنها نیم درصد از گنجایش مغز خود را بکار می برد. به عبارتی دیگر،مغز او هنوز به اندازه کافی از جای خالی و استفاده نشده برخوردار است. تنها فرق شخص پیر با شخص جوان این است که برای انجام یک محاسبه مغز او باید کمی سخت تر کار کند.
جای تردید نیست که مغز پرارزش ترین عضو بدن ما، مرکز وجود و هستی ، هوش و خرد، شخصیت، انسانیت، فکر و فهم و شور و روح و روان ما است. با این حال تاکنون به مغز و تاثیری که تغذیه بر آن دارد توجه کافی نشده است. اما اکنون یکی از جدید ترین شاخه های علم اعصاب و روان که اخیرا در دانشگاه ها تدریس وتحقیق می شود مبتنی بر تاثیر تغذیه بر روی اعصاب و روان(nutritional neuroscience) است.
به گفته «وران ایتل»(Turan Itil) روانپزشک و پروفسور دانشکده علوم پزشکی نیویورک «سالهای سال مغز یک عضو فراموش شده بود.» اما همانطور که «اریــک کنــدل»(Eric Kandel) برنده جایزه نوبل در مراسم افتتاحیه «مک گاورن» گفت «اگر قرن گذشته قرن علم ژنتیک بود، این قرن قرن دانش مغز است.»
به عصر جدید عصر اعجاز مغز خوش آمدید
آلبالو مسكن تشنگي و شربت آلبالو بهترين دارو براي افرادي است كه عطش فراوان دارند.
آلبالو، ضد حالت تهوع ، ضد سنگ كليه و اشتها آور است. علاوه بر اين مرهم آلبالو براي باز شدن رنگ چهره موثر و مفيد است
مصرف آلبالو همچنين براي گرم مزاجان و مبتلايان به فشار خون و افرادي كه چربي زيادي در شكم دارند و نيز براي افرادي كه خارش پوستي دارند، موثر و مفيد است .
آلبالو خواص گيلاس را دارد و مصرف آن، اعصاب را آرامش مي دهد اما درهرحال نبايد در مصرف آن زياده روي كرد.
مصرف چند روز متوالي شربت يا مرباي آلبالو براي معالجه نارسايي هاي كبد، التهاب و ورم معده و روده موثر است.
محققان دنداني ساخته اند كه مي تواند دارو در دهان پخش كند. محققان اروپايي يك سيستم كوچك توزيع دارو به نام«اينتلي دراگ»(IntelliDrug) يا«داروي هوشمند» طراحي كرده اند كه درون دهان قرار مي گيرد.
به گزارش سايت انجمن درمانگران ايران (IranHealers.com ) ، اين سيستم در نهايت آنقدر كوچك مي شود كه بتواند در يك دندان مصنوعي كه مانند دندان آسياب در ناحيه انتهاي فك قرار مي گيرد، نصب شود.
اين دستگاه در فواصل معين، مقدار مشخصي دارو آزاد مي كند و بدين ترتيب مي توان مطمئن بود كه بيمار در زمان هاي مناسب دوز كافي دارو را دريافت مي كند.
به گفته محققان، به طور ميانگين فقط نيمي از بيماران، حتي آناني كه زندگيشان وابسته به مصرف داروست، از دستورالعمل مصرف دارو به دقت پيروي مي كنند. بيماران اغلب مصرف دارو را به ويژه در نيمه شب فراموش مي كنند و يا آن را بسيار دشوار مي دانند.
با گذاشتن اين وسيله در دهان، دارو از طريق جدارگونه ها و اطراف دهان، كه براي جذب دارو به اندازه كافي نفوذپذير است، به طور مستقيم وارد جريان خون مي شود. اين وسيله شامل يك مخزن ضدزنگ، يك پمپ و دريچه هاي مخصوص براي تنظيم جريان دارو، يك ريزپردازنده، چند باتري و يك مخزن براي داروست.
ترجمه؛ فاطمه رضایی
انرژی نور خورشید متشکل از هفت رنگ اصلی، قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش است. هرکدام از این رنگ ها روی قسمت خاصی از بدن تاثیر مثبت می گذارد. در علم یوگا نیز به این رنگ ها توجه بسیار خاصی شده است زیرا هرکدام از این رنگ ها روی احساسات، مغز و روح افراد تاثیر می گذارد.
هنگامی که هر فرد تاثیرات رنگ های مختلف را بداند می تواند با استفاده از آن برای بالابردن سطح انرژی هرکدام از اعضای بدن بکوشد.
همان گونه که سیستم داخلی بدنتان به غذا احتیاج دارد روح شما نیز از طریق استفاده و لذت بردن از رنگ ها می تواند تا حد بسیار زیادی انرژی مناسب را کسب کند. متن زیر به شما کمک می کند تا به طور مختصر انرژی هرکدام از رنگ ها را بدانید؛
رنگ قرمز؛ استفاده از این رنگ احساس زنده دلی و انرژی بسیار خوبی به شما می دهد و ضربان قلب و تعداد نفس های افراد را بالا می برد.
رنگ قرمز را رنگ عشق می دانند. این رنگ احساس شجاعت و جرات و نیز اعتماد به نفس را برای شما به ارمغان می آورد و هنگام بروز استرس در شما انرژی مناسب را از زمین کسب کرده و به اندامتان منتقل می کند. هر چیزی در آغاز پیدایش به انرژی احتیاج دارد پس استفاده از رنگ قرمز انرژی مناسب را در بسیاری از مواقع به شما می دهد.
معمولا ماشین هایی که به رنگ قرمز هستند در تیررس افراد بزهکار قرار می گیرند. به گفته طراحان لباس بهترین رنگی است که مشتری را به خود جذب می کند. ویژگی شخصیتی افرادی که رنگ قرمز را دوست دارند عبارتست از؛ شجاعت، اطمینان، حس انسان دوستی، قوی بنیه، سریع التصمیم، میهمان نواز و برون گرا.
این رنگ احساسات عاطفی و روحی افراد را در حد بسیار زیادی بالا برده و ضربان قلب و تعداد نفس های افراد را بالا می برد. معمولا رنگ قرمز را رنگ عشق می دانند به این دلیل که هنگامی که فردی در حالت عشق و علاقه است صورتش به سمت قرمزی می رود. لباس های قرمز توجه افراد را به خود جلب می کند و ظاهر سنگین را نشان می دهد. طراحان منزل می گویند وسائلی که به رنگ قرمز هستند جذب کننده بیشتری است.
رنگ نارنجی؛ رنگ نارنجی شور و شوق خاصی را منعکس و کمک می کند تا افراد در کارهای روزانه انرژی بهتری داشته باشند. نارنجی بهترین محرک برای انسان است و تنوع بسیار خوبی در زندگی به وجود می آورد و زندگی بی حرکت افراد را پرهیجان تر از گذشته می کند. این رنگ جلوی احساسات منفی را می گیرد و از بروز استرس جلوگیری می کند. علاوه بر این افراد را اجتماعی کرده و استقلال خاصی به آنها می بخشد.
ویژگی شخصیتی افرادی که رنگ نارنجی را می پسندند عبارتست از؛ مشتاق، شاد، خوش مشرب، پرانرژی، ورزشکار، مطمئن و سودمند برای دیگران.
رنگ زرد؛ عاقل، منظم و معتبر. به طور معمول این افراد بسیار عاقل، منظم و در ذهن عموم پراعتبارند. افرادی پرهیجان و عجیب هستند. این رنگ به درک و فهمیدن موضوعات مختلف بسیار کمک می کند برای یادآوری خاطرات قدیم بسیار موثر است و اطمینان و اعتماد بسیار بالایی در افراد ایجاد می کند.
رنگ زرد به دلیل براق بودن آن بسیار زیبا و جذب کننده است. تفکر افراد بر این است که این رنگ، رنگ خوشبینانه ایست ولی مردم در هنگام استفاده از آن تعادل روحیشان کاهش می یابد. به عنوان مثال کودکان در اتاق هایی که به رنگ زرد است بیشتر گریه می کنند. رنگ بسیار سختی برای چشم است درنتیجه استفاده و نگاه کردن بیش از اندازه برای چشم ها عذاب آور و گاهی خطرناک است.
رنگ زرد تمرکز افراد را بالا می برد بنابراین برای علامت های راهنمایی و رانندگی مورد استفاده قرار می گیرد و مهمترین مسئله تسریع در عملیات متابولیسم بدن است.
ویژگی افرادتی که این رنگ را دوست دارند بدین صورت است؛ خوش مشرب، خوش بین، مطمئن، اهل عمل و روشنفکر.
رنگ سبز؛ این افراد متعادل، عاشق و کنترل کننده هیجانات درونی خود هستند. استفاده از این رنگ کمک کننده افراد در آرام شدن قسمت های مختلف ماهیچه ها، اعصاب و مغز است و انرژی بسیار متعادل و تمیزی را هدیه می آورد.
این رنگ به ایجاد تعادل در احساسات افراد می کند و بهترین کمک کننده برای ذخیره کردن احساساتی است که درحال ازبین رفتن است. سبز رنگ نشان دهنده طبیعت است؛ رنگی آرام و تازه. به طور معمول افرادی که در میانسالی عروس می شوند از لباس سبز استفاده می کنند تا شادابی و طراوت خود را به دیگران ثابت کنند.
در بیمارستان ها از رنگ سبز به دلیل آرامش بخش بودن آن استفاده می شود. سبز تیره مردانه و محافظه کار و نشانه ثروت است، اما در باورهای قدیم بعضی از افراد استفاده از لباس و ابزاری که رنگ سبز داشته باشد را خوش یمن نمی دانند.
افرادی که رنگ سبز را دوست دارند فهیم، کنترل کننده احساسات، منطبق با وضعیت های مختلف، همدرد، غم خوار، بخشنده، فروتن، عاشق زندگی در طبیعت و خیال پرداز هستند.
رنگ آبی؛ به طور کلی ویژگی رنگ آبی آرامش بخش بودن برای ذهن افراد است و به طور مستقیم روی سیستم عصبی تاثیر مثبت گذاشته و آرامش و رهایی عظیمی برای افکار آدمی به ارمغان می آورد، هرچند ضعیف ترین محرک است و در مواد غذایی طبیعی به ندرت می توان یافت. محققان در امر تغذیه بر این باورند که افراد برای پیداکردن مواد غذایی فاسد باید توجه داشته باشند که معمولا این مواد به رنگ آبی، سیاه و بنفش هستند.
به طور معمول رنگ قهوه ای، سبز و قرمز در طبیعت بیشتر یافت می شود و در رستوران ها از رنگ قرمز به دلیل اشتهاآور بودن استفاده می کنند.معمولا برای افرادی که هنگام خواب مشکل دارند و یا برای بچه هایی که بیش فعال هستند توصیه می شود که از رنگ آبی بیشتر استفاده کنند.
افرادی که این رنگ را دوست دارندسخنران و معتبر در مجامع عمومی، شفاف و فعال هستند معقول و سنجیده، مهربان و خونگرم، الهام بخش، مبتکر، پرستار و کاملا محتاط هستند.
رنگ نیلی؛ انرژی رنگ نیلی باعث وصل شدن ما با ضمیر ناخودآگاهمان است و به این ترتیب دید بسیار وسیعی نسبت به جهان اطراف را به این گونه افراد می دهد.قدرت درک مستقیم، خیال پرداز، قدرتمند در افکار و مواجه شده با رویدادها و بالاترین سطح رویاپردازی.
افرادی که این رنگ را دوست دارند بصیر، اهل عرفان و فهیم هستند و از قدرت درک بسیار بالایی برخوردارند، نترس، فعال و جویای حقیقت هستند و روحیه بسیار آرمانی دارند.
رنگ بنفش؛ زیبااندیش، بالاترین حد قدرت ابتکار، الهام بخش. به طور کلی رنگ بنفش تطهیرکننده افکار و احساسات است. انرژی رنگ بنفش وصل کننده روح غیرعادی ما و راهنمای آن است. عاقل و روح قدرتمند و مبتکر دارد.
این افراد رهبر روح غیرعادی، مهربان و درستکار، انسان دوست و خیرخواه، فداکار و رویایی هستند.
رنگ مشکی؛ رنگ مشکی قدرت و منبع هر چیزی را برای انسان تداعی می کند. به طور معمول استفاده از این رنگ بسیار رایج است زیرا اندام انسان را متناسب تر نشان می دهد. این رنگ را بسیار شیک و بی انتها می دانند.
معمولا کشیش ها مشکی می پوشند تا تابع و تسلیم بودن خود را به پروردگارشان ثابت کنند. در برخی از فرهنگ ها پوشش مشکی خانم ها را مطیع بودن آنها از همسرانشان می دانند. اما جالب است بدانید که در بیشتر فیلم های ترسناک افراد جانی و یا شخصیت های منفی ماورائی از لباس مشکی استفاده می کنند.
رنگ سفید؛ معمولا عروس ها با پوشیدن لباس سفید معصومیت و پاکی خود را نشان می دهند. رنگ سفید انتشاردهنده رنگ های روشن اطراف است و بیشتر در لباس های تابستانی دیده می شود. این رنگ برای تزئین هر چیزی مورداستفاده قرار می گیرد؛ به دلیل آنکه با هر رنگ دیگری هم خوانی دارد. رنگ سفید کثیفی و چرک را به خوبی نشان می دهد به همین دلیل در تمیز نگه داشتن آن بسیار کوشش می شود. پزشکان و پرستاران با پوشیدن لباس های سفید تمیزی و استرلیزه بودن را نشان می دهند.
استفاده از رنگ ها در پرچم کشورها؛ در پرچم کشور آمریکا استفاده از رنگ سفید نشانگر بی گناهی و خلوص است. قرمز نشان دهنده پایداری و هوشیاری است و خطوط روی آن تداعی گر تداوم این مقاومت در درخشش خورشید است.
در پرچم ایران از سه رنگ سبز، سفید و قرمز استفاده می شود رنگ سبز نشانه سرسبزی و آبادانی است، سفید بیانگر صلح و دوستی و قرمز دلالت بر خون از دست رفته جوانان و مردان ما در جنگ است که از دیرباز نیز به عنوان نماد ایرانی به کار می رود.
مترجم: عليرضا شيرازي
در مدرسه ياد گرفتيم كه وجود اكسيژن براي سلول هاي بدن انسان ضروري است اما هيچ وقت فكر نمي كرديم كه روزي «اكسيژن درماني» در زمره يكي از فرآيندهاي معمول در عرصه علم پزشكي قرار بگيرد.
امروزه اين شيوه يكي از موثرترين روش ها براي كساني است كه شيوه زندگي سالم را برمي گزينند. تمامي سلول هاي بدن انسان به تأمين اكسيژن به طور بي وقفه نياز دارد اما به دليل ساختار زندگي مدرن، استرس ها و فشارهاي روحي، تغذيه نادرست و سيگار كشيدن، اكسيژن به اندازه كافي به سلول ها نمي رسد در نتيجه، فرآيند سوخت و ساز در بدن دچار بي نظمي و نوعي اختلال مي شود.
علاوه بر اين افراد دچار پيري زودرس مي شوند و در معرض خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي قرار مي گيرند.
براي جلوگيري از اين مشكلات، بايد كمبود اكسيژن بدن به موقع جبران شود. به همين منظور كافه هاي اكسيژن راه اندازي شده است كه افراد با حضور در آنها مي توانند به ميزان كافي اكسيژن تنفس كنند. بعضي از اين كافه ها، انواع رايحه هاي خوش را نيز به اكسيژن اضافه مي كنند و بدين شكل، در واقع به عطر درماني نيز مبادرت مي كنند.
تحقيقات علمي نشان داده است كه اين اكسيژن درماني در شادابي روحيه بسيار موثر است. در قالب اين روش، ژنراتور مخصوصي با جمع آوري اكسيژن از هوا، آن را ازطريق لوله هاي پلاستيكي كه به ني نوشابه و شيلنگ ماسك گاز شباهت دارد، به مشتريان عرضه مي كند.
پزشكان توصيه مي كنند، افراد روزي ٠١ تا ٥١ دقيقه اكسيژن درماني داشته باشند. البته مدت طولاني قرار گرفتن تحت فرآيند اكسيژن درماني، مي تواند منجر به مسموميت اكسيژن شود كه به صورت خستگي مفرط، احساس سنگيني، ضعف و خواب آلودگي بروز مي كند. ٥ دقيقه اكسيژن درماني در روسيه كمتر از ٤ دلار هزينه دارد، تقريباً تمام شهرهاي بزرگ روسيه داراي كافه اكسيژن به صورت جداگانه هستند يا بخشي از سالن هاي ورزشي را به اين امر اختصاص داده اند. در برخي مراكز حتي امكان چشيدن اكسيژن نيز وجود دارد. مصرف اكسيژن بدين شكل براي عملكرد سيستم عصبي مناسب است و ضمن ايجاد خواب بهتر،باسندروم خستگي مفرط نيز مقابله مي كند. همچنين به كارگيري اين روش براي افرادي كه رژيم مي گيرند و از بيماري هاي روده و معده رنج مي برند، مفيد است. به گفته پزشكان، اكسيژن درماني بدين شكل به خون و بافت انسان ٠١ برابر بيشتر از حالت معمول تنفسي، اكسيژن مي رساند.
تركيب خوراكي اكسيژن كه از نوعي كف غليظ و نرم از سفيده تخم مرغ يا هر ماده كف دار درست مي شود، به تنظيم عملكرد روده كمك مي كند و علاوه بر دفع سموم، سوخت و ساز بدن را بهبود مي بخشد. اين تركيب همچنين گرسنگي را كاهش مي دهد و فرآيند سوخت چربي ها را فعال مي كند. محققان معتقدند افرادي كه از طريق تركيب اكسيژن وزن كم مي كنند، براي مدت طولاني لاغر مي مانند و وزنشان به حالت اول برنمي گردد.
برخي متخصصان تغذيه بر اين اعتقادند كه رژيم همراه با تركيب خوراكي اكسيژن، ظرف ٢ روز روده ها را تصفيه مي كند و عملكرد باكتري «Microflor» را كه در هضم و دفع غذا نقش دارد، تقويت مي كند. تحقيقات در زمينه پوست طي سال هاي اخير نشان داده است كه پيري با كاهش قابل توجه مقدار اكسيژن دريافتي توسط سلول هاي پوست مرتبط است. بدين شكل در واقع فرآيند سوخت و ساز در سلول ها كند مي شود و سلول هاي پوست فعاليت خود را از دست مي دهند و ضعيف و پير مي شوند. براي حل اين مشكل نيز كرم هاي غني شده از اكسيژن ابداع شده است كه با توليد كولاژن و«elastane» جواني پوست را حفظ مي كنند.
محققان ايتاليايي دانشگاه كاتوليك رم، دو ژن راكه باعث" مرگ ناگهاني" در برخي از افراد ميشوند ، كشف كردند.
يك گروه تحقيقاتي ايتاليايي به رياست " آنتونيو اوليوا" كشف كردند كه دو ژن بنام " "CACNA1Cو ""CACNB2b در دي.ان.آ. سه خانواده مورد آزمايش كه موارد مرگ ناگهاني داشتند، ناقص هستند.
به گزارش سايت انجمن درمانگران ايران (IranHealers.com ) ، سالانه در ايتاليا ۵۷هزار نفر بطور ناگهاني ميميرند ( ۴۰۰هزار نفر در اروپا) و اين معرف علت اصلي مرگ و ميرهاي ناشي از يك عامل در جهان غرب بشمار ميرود.
علت اينكه برخي از افراد بطور ناگهاني جان خود را ازدست ميدهند،ازكار افتادن ناگهاني قلب آنان است.
در اكثر موارد اين عارضه بخاطر ناراحتيهاي مربوط به ريتم قلبي درقسمت پاييني آن است.
محققان ايتاليايي در همكاري با گروهي آمريكايي ، كانادايي ، آلماني ، و فرانسوي ، ميراث ژنتيكي ۳خانواده را كه در آن موارد مرگ ناگهاني وجود داشت ، مورد مطالعه قرار دادند.
دانشمندان ايتاليايي بدين صورت كشف كردند كه دو ژني كه مسووليت توليد پروتئين براي ساخت كانالهاي سلولي كه از طريق آن برق براي بكار انداختن قلب عبور ميكند ، تغيير شكل كرده و ناقص شدهاند.
آسم یکی از بیماریهای مزمن و دراز مدت دستگاه تنفس است که سبب تورم و اسپاسم و سفتی در مجاری تنفسی(لولههائی که هوا را به سلولهای ششی می رسانند) می شود. این ورم سبب ضایعات متناوب اشکال تنفسی، خس خس کردن ریه ها، تنگی سینه، و سرفه می شود. با اینکه آسم معالجه نمی شود، اما بیشتر مبتلایان می توانند آن را با پیروی از دستور متخصصان و خوردن داروهای مناسب و مؤثر تجویز شده، کنترل کنند.
آسم یکی از بیماریهای مزمن و دراز مدت دستگاه تنفس است که سبب تورم و اسپاسم و سفتی در مجاری تنفسی(لولههائی که هوا را به سلولهای ششی می رسانند) می شود. این ورم سبب ضایعات متناوب اشکال تنفسی، خس خس کردن ریه ها، تنگی سینه، و سرفه می شود. با اینکه آسم معالجه نمی شود، اما بیشتر مبتلایان می توانند آن را با پیروی از دستور متخصصان و خوردن داروهای مناسب و مؤثر تجویز شده، کنترل کنند.
آسم اغلب در دوران خردسالی شروع می شود و ممکن است تا پایان زندگی وجود داشته باشد. البته اگر آسم درمان نشود و تحت کنترل نباشد، می تواند سبب ضایعات گستردهای در مجاری تنفسی گردد. فعلا علت آسم به روشنی معلوم نیست. آنچه مشخص است در افراد آلرژیک بیشتر است.
علت
علت آسم ناشناخته است. کارشناسان بهداشت معتقدند که وراثت(ژنتیک)، محیط زیست، و سیستم دفاعی بدن مجموعه عواملی هستند که سبب آماس مجاری ریه شده که سرانجام می تواند ریهها را بهسوی آسم و عوارض آسمی هدایت کند.
شما ممکن است گرایش به آسم را به ارث برده باشید؛ و همین توارث احتمال متورم شدن مجاری تنفسی را در شما نسبت به دیگران افزایش می دهد.
در برخی از مردمان، سیستم دفاعی بدنشان سلولهائی رها می کند که در مقابله با مواد آلرگان( آلرژی زا) واکنش آلرژی از خود نشان می دهند و موجب آلرژی می شوند.
یک تئوری در مورد گسترش آسم، روی دونوع سلول که درسیستم دفاعی بدن به سلولهای «تی هلپر»(2) مشهورند، تمرکز می کند.« تی هلپر1 و تی هلپر2»
سلولهای «تی هلپر2»موادی پخش می کنند که سبب جذب و فعال شدن دیگر سلولهای التهابزای ریهها می شوند. در سیستم دفاعی افراد معمولی، سلولهای «تی هلپر1»، سلولهای «تی هلپر»2 را وادار می کنند که اثر التهابزائی شان را کم شود. بنابراین هردونوع سلولهای 1و 2 نوعی تعادل در اشخاص سالم به وجود می آورند.
به هرحال در بیماری آسم، سلولهای «تی هلپر» ممکن است از تعادل خارج شوند. اگر سلولهای «تی 1» نتوانند سلولهای «تی2» را خنثی کنند، سیستم ایمنی نمی تواند جلو التهاب مجاری تنفسی را بگیرد.
این نظریّه ممکن است با دیگر تعاریفی که نسبت به پخش و شیوع آسم وجود دارند، گره بخورد.
مطالعات نشان می دهد که سرو کار داشتن و مجاورت با دود توتون، و یا مواد حساسیّتزائی مانند غبار اجرام ریز، سوسکها، و پُرز حیوانات ممکن است در گسترش آسم تأثیر داشته باشد.
باید گفت آسم در کسانی که دچار آلرژی هستند، بیشتر به وجود می آید، در حالی که تمام اشخاصی که آلرژی دارند به آسم مبتلا نمی شوند.
بر طبق فرضیههای بهداشتی و نشانه های موجود، بچه های امروز کمتر از بچه های دوران گذشته در معرض ابتلا به عفونتهای باکتریال هستند. در نتیجه سیستم دفاعی بدن بچه امکان رشد سلولهائی که سبب آسم می شوند را نمی دهد.
آسم در بزرگسالان همچنین می تواند ناشی از نوع کار فرد باشد(آسم شغلی)؛ تماس با حیوانات، ریزومهای پلاستیک، غبار پشم، غبار حبوبات، حشره کشها، و براده ی فلزات، معمولاً به علت واکنش دفاعی بدن نسبت به جرمهای خارجی، می تواند سبب آسم شود. متأسفانه در بعضی افراد، سالها پس از جدائی از مواد آسمزا، ممکن است آسم همچنان ادامه داشته باشد.
به هرحال آسم یک بیماری جدی است و بیمار باید همواره تحت نظر پزشک معالج باشد. چکاپ مرتب باید صورت گیرد؛ و فواصل این چکاپها بستگی به میزان پیشرفت بیماری، و وضع بیمار فرق می کند و از یک ماه تا یک سال درتغییر است. در موارد بحرانی و اورژانس نیز، حتماً باید به بیمارستان رفت و مستقیماً تحت نظر بود.
البته با مشورت و تأیید پزشک معالج، بیمار می تواند در تحت نظر یک کارشناس بهداشت و سلامتی هم کمکهای لازم را در خانه برای مدارا با بیماری و تکمیل مداوا بگیرد.
1- Paul Lehnert 2004
2- Th1 and Th2 T Helper
اقتباس و ترجمه از کتاب«پُل لنرت»
در حال حاضر سرطان ریه بیشترین میزان کشتار را در میان انواع سرطان ها ( بدون در نظر گرفتن سرطان پوست ) به خود اختصاص داده است. از آنجایی که تمام افراد درگیر با این بیماری جمعیت دودی هستند ( سیگاری ها ) و گرایش جوانان به استعمال دخانیات از روند رو به رشدی برخوردار است، بر آن شدیم تا راهکارهایی را برای ترک سیگار به شما توصیه کنیم، زیرا استعمال دخانیات، نه تنها مضرات فردی را به دنبال خواهد داشت، بلکه اشخاص مرتبط با افراد سیگاری نیز جزو جمعیت در معرض خطر به شمار می آیند. اگر تصمیم گرفته اید سیگار را ترک کنید، از برخی مواد غذایی که ممکن است وابستگی شدید شما را به دود سیگار کاهش دهد، استفاده کنید؛
جو دوسر؛ خوردن جو دوسر و فرآورده های آن ممکن است به شما برای ترک سیگار و رهایی از اعتیاد به نیکوتین کمک کند. این ماده غذایی سرشار از فیبر، ویتامین B1 ( چیزی که برای آرامش اعصاب و روان ضروری است)، ویتامین های E و C و سایر املاح است.
در آزمایشی که در یک جمعیت 13 نفره در هند، انجام گرفته بود، مشاهده شد 5 نفر از آنهایی که از جو دوسر استفاده کرده بوند به کلی سیگار را ترک کردند و در 7 نفر، تعداد سیگاری که دود می کردند به نصف کاهش یافته و فقط یک نفر بود که مصرف جو دوسر در او تغییری ایجاد نکرده بود (مقاوم به هر نوع درمان)!! نتیجه آزمایش، یافتن عصاره جو دوسر به عنوان یک ماده موثر در ترک اعتیاد به سیگار بود.
اسفناج؛ اسفناج و برگ چغندر حاوی اسید فولیک، ویتامینC، بتاکاروتن و قند هستند که به دلیل قلیایی کردن محیط بدن در ترک سیگار موثرند. اثر این مواد به این شکل است که میزان ماده اعتیاد آور نیکوتین را در بدن تا مدتی در سطح بالایی نگه می دارند و در نتیجه نیاز شخص به مصرف نیکوتین را کاهش می دهند، بنابراین افزایش مصرف مواد غذایی که محیط بدن را قلیایی می کنند، در ترک سیگار مفید هستند.
کشمش، انجیر خشک و بادام؛ این مواد غذایی به راحتی قلیایی بودن بدن را افزایش می دهند، بنابراین تمایل به سیگار را کم کرده، در نتیجه ترک سیگار را راحت تر خواهند کرد. بنابراین اگر مقداری آجیل در جیب خود بگذارید، هر بار که به قصد سیگار، دست در جیب می کنید کشمش، انجیر خشک و بادام به جای سیگار در آورید.
آدامس های نیکوتین دار؛بهتر است یادآور شویم اگر از آدامس های حاوی نیکوتین که مخصوص ترک سیگار هستند، استفاده می کنید، مواد اسیدی را (موادی که محیط بدن را اسیدی می کند) مصرف نکنید، زیرا خاصیت خنثی کننده خواهند داشت. مواد اسیدی شامل؛ انواع نوشابه ( کوکاکولا، قهوه، آبمیوه و ماءالشعیر )، گوشت قرمز، ماهی، تخم مرغ، بادام زمینی، حبوبات و ... است. کارشناسان توصیه می کنند حداقل 15 دقیقه قبل از مصرف این آدامس ها، از خوردن مواد اسیدی خودداری شود.
جوش شیرین؛ جوش شیرین در واقع یک ماده قلیایی است که قادر است میل به سیگار را از بین ببرد. در آزمونی که توسط دکتر داوتن انجام شد، این نتیجه به دست آمد؛ عده ای از سیگاری ها که از جوش شیرین استفاده کرده بودند پس از 5 هفته به طور کلی سیگار را ترک کردند. اما از آنجایی که جوش شیرین ماده ای است که از بین برنده ویتامین ها بخصوص ویتامین B1 در بدن است، مصرف آن توصیه نمی شود.
سیر؛ امروزه سیر، نخستین گیاه دارویی در بین گیاهان است که دارای ماده ضد باکتری و مواد فرار گوگرد و سیلیس و ید است. سیر دارای خواص ضد عفونی کننده بی شمار بوده که از عفونت های تنفسی و مشکلات احتمالی به شدت جلوگیری می کند. ولی مصرف سیر به افرادی که مشکلات گوارشی داشته یا آسپرین مصرف می کنند یا از ناراحتی های پوستی رنج می برند، توصیه نمی شود و به جای آن می توانند از پودر سیر استفاده کنند.
نویسنده : دانش فروغی
دلبستگی زن و شوهر ها به یکدیگر که خاستگاه اندیشه ی آغازین من در گفتگو با خوانندگان است، همواره با آسیب هائی روبرو می شود که اگر به آن توجه کنیم احتمال خطر را کاهش می دهیم. تردیدی نیست که زن و شوهر در هر حالی آسیب آفرینند چون اندیشه های متفاوت و سلیقه های گوناگون دارند. شما اگر در کتاب در بهداشت روابط خانوادگی بخوانید به راستی کتاب سوم کمتر می تواند به دانش شما بیفزاید. آنچه این دانش را افزایش می دهد تجربه است.
تجربه اینکه دشواری های هر خانواده ویژگی خود را داردو نسخه یگانه ندارد. دستور العمل ها اگر جنبه عمومی داشته باشد ، کمتر می تواند دشواری هر خانواده ای را به همانگونه حل کند. می پردازم به ساده ترین دشواریهای زن و شوهر که شما هم از آن باخبرید. تفاوت قضیه در این است که حل آن را چگونه درونسازی کنیم. بانوان شکایت می کنند که چرا مردان به آنان راه حل های پیاپی نشان می دهند؟« ... به شوهرم زنگ می زنم که بچه زمین خورده است و دستش درد می کند، به من می گوید بچه را نزد پزشک ببر. مگر من نمی دانم که بچه را باید نزد پزشک برد؟» چرا مادری در زمین خوردن فرزندش فوراً با شوهرش تماس می گیرد؟...پاسخ این است که او از شوهر همدردی و پشتیبانی می خواهد و از سوی دیگر حضور او را می طلبد.اما مرد چه فکر می کند؟ او می خواهد از این گفتگو نتیجه ای بگیرد. به قول معروف تیر را به هدف بزند.
او در دنیای مشگل گشائی زندگی می کند نه همدردی. بانوئی که در انتظار شیون مرد پس از بیان حادثه ای ناگوار به سر می برد، به احساس محرومیتی شدید دچار خواهد شد. مغز زن طوری تنظیم شده است که می خواهد راجع به حادثه حرف بزند. فقط در این باره به گفتگو بنشیند ولی مرد می اندیشد که او راه حل خواسته است.«...مگر من چه گفته ام که همسرم این گونه بر انگیخته و ناراحت شده است؟» زن در احساس محرومیت شدید اغلب به گریه پناه می برد. گاه گریه پاسخ قلب آدمی است. اندوه و درد حاصل از گفتگو های بی نتیجه ، فریاد های بی هدف راه جاری ساختن اشک را آسان می کند. اما همیشه «گریه» نماینده اندوه واقعی نیست!...گرچه مردان کمتر گریه می کنند ولی هستند بانوانی و گاه مردانی که گریه را راهی برای گروگان گیری عاطفی می دانند؛ حتی ممکن است ناخود آگاه اشک را سرازیر سازند، زیرا در اینصورت نمی توانند احساس اطرافیان را نسبت به خود تغییر دهند.
در واقع اشک یک اسلحه کارساز برای کنترل کردن است که گاه به گونه ای نیمه آگاهانه برای تغییر احساس دیگران به کار برده می شود. کاربرد گریه برای رسیدن به هدف سوابق تاریخی دارد که شاید بررسی آنرا به گاه دیگر موکول کنم. آنچه امروز به کوتاهی درباره آن گفتگو می کنم این است که اشک در زمان خطا کاری نقش اساسی ایفا می کند. قاتلان حرفه ای هنگامیکه به پای میزمحاکمه دعوت می شوند، می گریند. آنها که از فروشگاه ها دزدی کرده اند به محض اینکه دستگیر می شوند اشک می ریزند... حتی آنها که به همسران خود خیانت کرده اند و خیانت آنها آشکار شده است اشک ریخته اند. اشک خیانتکار به این منظور است که فرد آسیب دیده از خشونت ، انتقام و بازتابهای تند خودداری کند. آرام و ساکت بماند.
واقعیت این است که رابطه هر قدر نزدیک تر باشد، خطای خطاکار اشک بیشتری را به وجود می آورد. فرد نزدیک، بیشتر آسیب می بیند به همین دلیل خطا کار نیاز بیشتری برای خنثی کردن بازتابهای او دارد. ...«... من و شوهرم با عشق ازدواج کردیم. هر دو دانشجو بودیم و می دانستیم که برای ساختن زندگی نیاز به از خود گذشتگی فراوان داریم. هر دو کار کردیم و چرخهای زندگی را با زحمت بسیار به گردش در آوردیم ولی در این خارستان که هر روز عبور می کردیم از نظر روان مجروح به خانه باز می گشتیم. هر دوخسته بودیم. تا آنکه در محیط کار جوانی خستکی مرا شناسائی کرد. همه کارهائی را که شوهرم فراموش کرده بود انجام دهد او به نمایش روزانه ی من می گذاشت.
یکوقت دیدم که تسلیم او هستم. شوهر باهوش من دریافت که کاسه ای زیر نیم کاسه است. یک روز من و دوست پنهانی من را در گوشه ای غافلگیر کرد. دلم می خواست زمین باز شود و در خاک فرو می رفتم... به پهنای صورت اشک می ریختم و التماس می کردم. شوهرم فقط نگاهم می کرد... نمی توانستم از خود دفاعی کنم و به خانه بازگشتم و به خواهرم زنگ زدم. به خانه مادرم برگشتم .تا دو ساعت نمی توانستم به مادرم بگویم چه حادثه ای اتفاق افتاده. وقتی پس از دو ساعت حالم جا آمد مطلب را با مادرم و خواهرم در میان گذاشتم و آنها نمی گفتند: مگر دنیا زیر و روشده است؟ کاریست که شده است. خدا را شکر که تندرست هستی. از خانواده ام سپاسگزارم که من را در آن لحظات تلخ پشتیبانی کردند و ...» اولین هدف گروگانگیران عاطفی نزدیک ترین افراد خانواده اند.
مردان در اینمورد روش دیگری را در پیش می گیرند. مستقیم تر و صریح تر عمل می کنند. به راه های گوناگون برای اثبات عشق خود متوسل می شوند. و در میان بهت و حیرت همسران خود،کوشائی در نزدیکی کردن با آنا ن نشان می دهند.
این روشها، برای این هر دو سودی به دنبال دارد و آن پرهیز از کشمکش برای پایان بخشیدن به دشواری است. ولی دشواری با گریستن و ابراز عشق کردن و گل فرستادن و هدیه خریدن حل نمی شود.
می پرسید فرزندان در این میان چه می کنند؟می گویم می بینند و یاد می گیرند. یاد می گیرند که مادر با پدر و یا پدر با مادر پس از حادثه ی نامطلوب چه کرد؟... و خود را در این تاریکی رفتار رها می سازند. آنها درد را می فهمند ولی درمان درد را با شگفتی می بینند وبه خود تحمیل می کنند.«... قبول دارم که کار درستی نکردم. همسر مهربان و خوبی داشتم ولی درست سه سال پس از ازدواج با زنی آشنا شدم که من را همانطور که هستم می پذیرفت. چهل سال است که با همسرم زندگی می کنم . خیانت من به او یک خیانت سی و هفت ساله است.
باور نمی کرد که او را حتی از ایران به کانادا و سپس به امریکا بیاورم. همسرم فهمید که همچنان جوانی ام را با چنگ و دندان به باور خود می آورم. همسرم و فهمید و شکست، فرزندانم که همگی دانش آموخته و در شغل خود ممتازند، از من دور شدند. دیدم چاره ای ندارم جز آنکه به خطای خود اعتراف کنم. رفتم دسته گلی خریدم و سپس به پای همسرم افتادم. در حضور بچه ها از او عذر خواستم. گفتم اشتباه کردم ولی او مأیوسانه می گفت: چگونه به تو اطمینان کنم؟ بر می گردم به گفتار اصلی که زن و شهو در هر حال آسیب آفرینند و راه حل دشواری ها را هر یک به گونه ای می بینند و عمل می کنند. پرسش این است که با چنین ویژگیهائی چگونه می توانیم از پیشرفت بیماری رابطه جلوگیری کنیم؟ پاسخ این است که مرد و زن هر دو نیاز به آموزش دارند. ممکن است بانوان ، مردان را کودکانی تصور کنند که بد آموزی های مادر او را خود خواه و خودپسند و مرموز بار آورده است. و نیز ممکن است، مردان، بانوان را موجوداتی کنترل کننده بدانند که فقط قصد آنها سلب آزادی مرد است.
راه حل، دوباره آموزی زن و شوهر است. نگرشهای پیشین ،قواره های پیش ساخته و تعبیر و تفسیر ها یی را به وجود می آورد که خانواده را ازکمال به زوال می کشاند. اگر حادثه ای نامطلوب در خانواده ای به وقوع پیوست با کسی که عواطف را عامل سکوت و پذیرش دیگران می کند، نباید جنگید. نباید سرزنش کرد، بلکه بهتر است به او آموزش داد که با عواطف خود زندگی دیگران را به گروگان نگیرد. داستان روزنامه نگار آفریقای جنوبی به یادم آمد که در خانه خود مورد تجاوز قرار گرفته بود. او به علت این حادثه سه فرزندش را رها کرد و از بام تا شام به حال خود اشک می ریخت که چرا چنین حادثه ای بر من رفته است؟... تابالاخره به خود آمد و در کتاب « به خود افتخار می کنم» پذیرفت که اشک ریختن و نقش افراد بیچاره را بازی کردن راه رستگاری نیست. واقعیت این است که آدمی هنگامیکه از عواطف خود برای تغییر دیگران استفاده می کند خود در تاریکی به سر می برد. روزنه ای به سوی آینده و شادی زندگی نمی بیند.
در جهانی که ما زندگی می کنیم شاید سوء استفاده از اشک، تاریخی ترین گونه ی ایجاد تغییر در فهم و اندیشه مردم بوده است. این گونه شناسائی، رابطه ای است که خطر جدائی را کاهش می دهد و گفتگو ،عامل کشف موریانه ایست که در ستون خانواده ریشه دوانیده است
نویسنده : دکتر حسن فشارکیزاده
سال 2057 است و امروز سالگرد تولد شما است و شما یکصد و یازده شمع را خاموش میکنید؛ اما مثل هشتاد سالگی، خوشاندام و سرحال هستید، هم چنان ورزش (شنا و قایقرانی . . .) میکنید.
همین هفتهی قبل بود که پزشک شما فهرست کاملی از معیارهای سلامتی شما را ارایه داد: هیچ نوع بیماری قلبی ندارید، نشانهای از سرطان و یا بیماریهای فرسایشدهنده (Degenerative) در شما دیده نمیشود. کلسترول شما در همان رقم 140 پابرجا مانده و سرخرگهای قلبتان مانند بیستسالگی پاک و تمیز هستند.
از ورم مفاصل و پوکی استخوان خبری نیست و به کوتاه سخن، سن زیستشناسانهی شما شصت و دو را نشان میدهد. شما هم چنان مصم هستید که یکصدوبیستمین سالگرد تولد خود را ـ و شاید بیش از آن را ـ جشن بگیرید.
گذشته از این، شما در حالی که سرشار از انرژی و نیروی جوانی هستید، از دانش و تجربهی بالا برخوردارید. این روزها، مهمترین مسألهای که در برابر شما قرار گرفته است این است که با این همه سالهایی که در پیش دارید، چه کنید. میتوانید رشتهی تخصصی جدیدی را انتخاب کنید، به مسافرت دور دنیا بروید و یا زمانهایی سرشار از لذت و نشاط با نوهها و نبیرههای خود داشته باشید.
وقتی که با غرور تمام به گذشتهی زندگی خلاق و پرثمر خود مینگرید و همچنان خود را تیزهوش و با استعداد تمام عیار، مملو از یازده دهه تجربیات گرانبها و خاطرات شیرین میبینید، سرتاپای وجودتان را شادی و نشاط فرا میگیرد و به ناگاه با سپاس فراوان کتابهایی مثل «غذا برای بهتر زیستن» را به یاد میآورید که زندگی شما را دگرگون کرده است.
آیا رسیدن به این هدف، غیرممکن است؟ به هیچ وجه. برعکس به حقیقت پیوستن آن بسیار محتمل میباشد. پژوهشهای زیادی به ویژه در سالهای اخیر نشان میدهند که میتوان روند پیری را متوقف و یا حتی آن را بازگرداند؛ و این نوشتاربه شما امکان میدهد با به کار بردن رهنمودهای آنبه آسانی چنین جهشی را در سراسر زندگی خود به وجود آورید.
روندها همه از سلولها آغاز میشوند
زندگی، بزرگترین دستاورد تکامل است؛ دستاوردی حیرتانگیز ورای باورها و به طور عمده غیرقابل پیشبینی. با وجود همهی اینها، اگر سلولها توانایی بازسازی خود را از دست میدادند زندگی به یکباره نابود میشد. سلولهای بدن شما برای این که زنده بمانند باید در برابر عوامل مهاجم خارجی از آنها مراقبت به عمل آید. سلولها به هنگامی که مورد هجوم قرار میگیرند، لازم است دارای توان ترمیمی باشند. بدون این عوامل سرانجامی جز مرگ زودرس ندارند.
بدیهی است ارگانها و بافتهای ما از مجموعهی سلولها ساخته شدهاند و این بدان معنی است که چنانچه سلولهای زیادی دچار آسیب شده یا از بین بروند، بافتها یا ارگانهای مربوطه نیز قادر به ادامهی کار نخواهند بود. برای مثال چنانچه سلولهای مغز بدون این که ترمیم شوند به تدریج و یا به طور ناگهانی (یا بخش عمدهای از آنها) آسیب ببیند، شخص دچار اختلالات مغزی (حسی، حرکتی یا هر دو) خواهد شد. با تداوم آسیب به سلولهای قلب ممکن است توانایی کار آن، چنان دچار اختلال شود که حتی قدم زدن و یا بالا رفتن از پلهها را غیرممکن سازد. آسیب سلولهای استخوانها و مفاصل سرانجامش پوکی و دردهای مفصلی است. سرانجام همهی این دگرگونیهای منفی، کوتاه شدن عمر شما است.
به این ترتیب به خوبی مشاهده میکنید که روند ترمیم سلولی تا چه اندازه حائز اهمیت است.
خوشبختانه ما هم اکنون اطلاعات زیادی در اختیار داریم که از طریق آنها میدانیم چه گونه میتوانیم توان خود ترمیمی سلولها را افزایش دهیم و چگونه میتوان در نخستین مرحله از آسیب آنها پیشگیری به عمل آورد.
ترمیم روند فرسایش و نقش رادیکالهای آزاد
اگر بدن انسانی از نظر ژنتیک چنین برنامهریزی شده است که صدوبیست سال عمر کند، پس چرا ما زندگانی کوتاه مدتتر از این داریم. برابر تئوریهای آسیب، سایش و فرسایش سلولی ناشی از روند متابولیک (سوخت و ساز) روزانه تغییرات منجر به پیری و کاهش عمر را سرعت میبخشند.
آسیبهای مورد بحث منحصرا به وسیله رادیکالهای آزاد به وجود میآیند. رادیکالهای آزاد، این شیطان بچههای تالارزیست – شیمی، ذرات مولکولی دارای بار بسیار زیاد و به سرعت متحرکی هستند که سلولهای سالم را آسیب میرسانند. هر اندازه رادیکالهای آزاد بیشتری وجود داشته باشد آسیب سلولی بیشتر و روند پیری در آن سریعتر است.
حال ببینیم این رادیکالهای آزاد از کجا میآیند؟ بعضی از آنها نتیجهی سوخت و ساز طبیعی سلولهای بدن هستند (گرچه بدنی که به اندازه کافی از سلامتی برخوردار باشد برای دفع آنها سیستمهای کارسازی در اختیار دارد). بسیاری دیگر از رادیکالهای آزاد، ناشی از رژیم غذایی نامناسب و کمبود مواد غذایی اصلی و قرار گرفتن ما در معرض سموم میباشند. در فهرست علل به وجود آورندهی رادیکالهای آزاد میتوان عملا کلیهی مواد سمی شناخته شده را گنجاند. در فهرست بیماریهایی که ناشی از تأثیر رادیکالهای آزاد هستند نیز؛ تقریبا میتوان تمامی بیماریهایی که انسان را دچار میسازند قرار داد.
معنی این گفته این نیست که هر بیمارئی به طور مطلق ناشی از فعالیت رادیکالهای آزاد است. بعضی از افراد استعداد ژنتیکی ارثی برای ابتلای به بیماریهای معینی را چون بیماریهای قلب، سرطان، پوکی استخوانها، آلزایمر و پارکینسون دارند. اما ببینیم چنانچه شما حاوی «ژن بیماریزا» باشید، آیا مفهومش این است که محکوم به ابتلای به آن بیماری هستید؟ مطلقا خیر. این که چنین ژنی بتواند «خود را نشان دهد» به طور کامل مربوط به خود شما است. اگر شما تولید یا ورود رادیکالهای آزاد را به بدنتان به حداقل رسانده، مراقب سلامتی سلولهایتان باشید، خواهید توانست از بروز بیماریها جلوگیری به عمل آورده ـ یا در صورت ابتلا روند آن را کُند کنید.
چنانچه در فصلهای بعدی نشان داده خواهد شد بزرگترین متحد شما در نبرد علیه رادیکالهای آزاد، مواد غذایی ویژهای هستند به نام ضّدِ اُکسیدانها. ضداکسیدانها، رادیکالهای آزاد را خنثی مینمایند و در نتیجه روند پیری را کند میسازند. آنها دوستان خوبی هستند که شما مایلید همیشه در اطرافتان باشند و شما میتوانید با خوردن غذاهایی که سرشار از مواد آنتی اکسیدان هستند و مصرف مواد زمینهای دارای آنتی اکسیدانها این عناصر را در اختیار خود داشته باشید.
رادیکالهای آزاد
«عامل اصلی پیری و بیماریها»
«تعداد اندکی از انسانها از حداکثر طول عمر خود برخوردار میشوند. بیشتر افراد بشر به علت بیماریهای گوناگونی از بین میروند و قریب به اتفاق این بیماریها را، بیماریهای وابسته به رادیکالهای آزاد تشکیل میدهد». «دکتر هارمون»
دکتر «دِن هَم هارمون» (Den Ham – Harmon) در 1954 تئوری رادیکالهای آزاد را به عنوان عامل اصلی پیری برای نخستین بار مطرح ساخت. «هارمون» شیمیدان برجسته، متخصص فارغالتحصیل دانشگاه «برکلی» کالیفرنیا است که پیرامون روند پیری پژوهشهای بسیاری انجام داده است. همانند بسیاری از کشفیات بزرگ، نظریه او در مورد نقش رادیکالهای آزاد در روند پیری بویژه در روزهای نخستین با استقبال بسیار سرد پژوهشگرانی که در همان دانشگاه مشغول کار بودند، مواجه گردید. حتی دانشمندانی که در آن زمان با دکتر «هارمون» نزدیکی بسیاری داشتند این نظریه او را یکی بعد از دیگری رد کردند.
اما دکتر «هارمون» پژوهشهای خود را پیرامون این نظریه شجاعانه دنبال کرد و نه تنها آن را به اثبات رساند، بلکه در سالهای بعد نشان داد که چگونه میتوان آثار رادیکالهای آزاد را با مواد تغذیهای ویژهای تحت عنوان ضداکسیدانها خنثی کرد و این که چگونه ضداکسیدانها طول عمر حیوانات آزمایشگاهی را افزایش میدهند و این که چگونه از اثر ضداکسیدانها میتوان در مقابله با بیماریهای قلب، سرطان، بیماریهای وابسته به پیری مغز و سایر عوارض ناشی از فرسایش همراه با پیری جلوگیری به عمل آورد. دکتر «هارمون» ثابت کرد که نارسایی سیستم ایمنی در زمان پیری، ناشی از اثر رادیکالهای آزاد است و آن را میتوان با مواد ضداکسیدان نگهدای کرد. تئوری رادیکالهای آزاد دکتر «هارمون» را میتوان با اختراع تلسکوپ به وسیله «گالیله»، کشف نیروی جاذبهی زمین به وسیله «نیوتن» و تئوری نسبیت «انشتین» قابل مقایسه دانست. هیچ کشف علمی تاکنون به این اندازه در شناخت عوامل سلامت و طول عمر انسان، اثر عمیق نداشته است.دکتر «هارمون» در اواسط دهههای هشتاد زندگی خود از نظر شغلی هم چنان بسیار فعال بود و به حق شایسته جایزه نوبل برای کار انقلابی خود بود.
رادیکالهای آزاد: عامل اصلی کاهش عمر
نظریهی رادیکالهای آزاد دکتر هارمون از آزمون زمان و پژوهشهای بسیاری سربلند بیرون آمده و اکنون به عنوان تئوری آسیب مورد قبول همه پژوهشگران در رشته پیریشناسی قرار گرفته است.
حال ببینیم رادیکالهای آزاد به واقع چه هستند، از کجا میآیند و چرا و چگونه تا به این اندازه میتوانند سبب آسیب سلولهای سالم بدن ما بشوند؟! برای پاسخ به این پرسش مجبوریم به گونهای خلاصه یکی از مباحث علمی شیمی زیستشناسی (بیوشیمی) را مرور کنیم.
میدانیم مولکولها از اتمهایی تشکیل میشوند که به وسیله اتصالات شیمیایی (Chemical Bond) به همدیگر چسبیدهاند. اتصال شیمیایی شامل یک جفت الکترون میباشد. هنگامی که این اتصال شکسته میشود، یک ملکول به دو نقطه تقسیم میشود که هر یک دارای یکی از الکترونهای منفرد و تازه شکل گرفته است. این ذرات مولکولی دارای بار الکتریکی زیاد و شدیدا ناپایدارند، زیرا به جای دو الکترون دارای یک الکترون میباشند و به همین علت میل ترکیبی بسیار زیادی با مولکولهای دیگر دارند. به این نوع مولکولها، رادیکالهای آزاد میگویند.
متأسفانه در ما انسانها داستان بیولوژیک رادیکالهای آزاد به همین جا ختم نمیشود. چنانچه گفته شد هر رادیکال آزاد، یک الکترون مجّرد دارد که مانند انسانهای مجرد از تنهایی متنفر است. این الکترونها خواهان پیدا کردن زوج برای خود میباشند و برای این کار چارهای جز شکستن یک رابطه شیمیایی در مولکول دیگری ندارند. دانشمندان این روند را اکسیداسیون نامیدهاند و رادیکالهای آزاد در این کار مهارت زیادی دارند. و برای آنها مهم نیست که زوج خود را از کجا به دست بیاورند و هرچه در سر راهشان برسد اکسیده میکنند. آنها در این روند سوراخی در دیوارهی سلولها به وجود آورده، آنزیمهای اساسی آن را تخریب و سبب شکستن DNA میشوند.
مهمترین نکته این است که رادیکالهای آزاد بسیار زایا (Prolific) میباشند و چنان چه تحت کنترل قرار نگیرند رادیکالهای تازهای را به وجود میآورند و اینها به نوبه خود به تولید رادیکالهای آزاد بسیاری دیگر میانجامد؛ یعنی یک رادیکال آزاد از آن جا که دارای انرژی بسیار زیادی است، سریعا به اطراف حرکت کرده، با یک اتصال استوار به مولکول مجاور میچسبد و این اتصال، مولکول پایدار مزبور را شکافته یکی از دو الکترون آن را آزاد میکند و رادیکال آزاد این الکترون را برای الکترون غیرزوج خود میدزدد. و این دو رابطه پایداری را به وجود میآورند. تمامی این روند در یک چند هزارم ثانیه رخ میدهد. گرچه در این روند رادیکال آزاد نخستین خود را تثبیت کرده است اما خبر بد این است که برای انجام این کار با درهم شکستن یک رابطه شیمیایی پایدار در مولکول دیگر سبب تشکیل دو رادیکال آزاد جدید شده، از مولکول پایدار قبلی دو اتم جدید به وجود آورده که هر یک دارای یک رادیکال آزاد منفرد میباشد. و بدین گونه یک زنجیره فعل و انفعالاتی آغاز میشود که طی آن هزاران ذره مولکولی دارای الکترونهای غیرزوج تولید میشوند. و هر یک از این ذرات با شتاب به اطراف هجوم و در صدد وارد آوردن ضربه به مولکول دیگر و به چنگ آوردن الکترونی از آن هستند.
سلولهای ایمنی: مدافعین جانباز بدن
در بین تمامی سلولهای بدن شما، سلولهای ایمنی شاید بیشترین قربانیان حمله رادیکالهای آزاد میباشند. این سلولهای فداکار برای انجام وظایف خود، حتی موجودیتشان را نیز به خطر میاندازند.
سلولهای ایمنی رادیکالهای آزاد را جمعآوری میکنند. و لذا چنان چه آسیب ببینند کمتر میتوانند این وظیفه خود را انجام بدهند؛ آسیب آنها در کوتاه مدت علامت چندانی را سبب نمیشود. اما با گذشت زمان دشواریهای چندی هم چون خستگی مداوم، بیماریهای عفونی مکرر و آلرژیهای مختلفی را سبب خواهند شد. چنانچه رادیکالهای آزاد به یورش خود بر سلولهای ایمنی ادامه دهند و این سلولها فرصت بازسازی نداشته باشند، سیستم ایمنی باز هم بیشتر رو به ضعف نهاده، سرانجام قادر به انجام وظایف خود نخواهد بود.
یکی از نشانههای آسیب سلولهای ایمنی عدم توانایی آنها برای تمایز بین عناصر مفید و عناصر زیانبخش است. در این حالت سلولهای ایمنی دوستان را با دشمنان اشتباه گرفته، بافتهای سالم بدن را مورد هجوم قرار میدهند. این روندِ بیماریزایی، عاقبت به بیماریهای اتوایمون (بیماریهای ایمنی) مانند لوپوس، اسکلروزمولتیپِل و آرتریت روماتویید میانجامد. خطای دوم سلولهای ایمنی در این حالت این است که دشمنان را به منزله دوست تلقی میکنند. برای مثال نمیتوانند سلولهای سرطانی را شناسایی کرده، نه تنها آنها را از بین نمیبرند بلکه از رشد و نمو سریع آنها نیز چشمپوشی میکنند.
تداوم اثر رادیکالهای آزاد منجر به پیدایش پیری از نوع زودرس آن میشود. و با تجمع آثار مخرب آنها بافتهای دارای قابلیت ارتجاع و نرمشپذیر (Flexible) جوان جای خود را به پوستهای چروکیده، مفاصل سفت و سخت شده و سرخرگهای تنگ دوران پیری میدهند.
کنترل رادیکالهای آزاد
حال که روشن شد آسیبهای ناشی از اثر رادیکالهای آزاد عمدهترین علل بروز بیماریها و کوتاه کردن طول عمر ما میباشد، منطقی است که نه تنها منشاء آنها را شناسایی کنیم بلکه از آنها پرهیز کرده و یا حداقل پیدایش آنها را کاهش دهیم؛ اما متأسفانه رادیکالهای آزاد همه جا موجودند. در غذاهایی که میخوریم، در آبی که میآشامیم، در هوایی که تنفس میکنیم.
ترجمه : مریم بهنیا
چنانچه کلسترول خون شما ( Total Blood cholestrol) روی مرز یا فراتر از مرز تعیین شده قرار دارد بهتر است به توصیه های 6 گانه زیر، که شما را در کاهش کلسترول کمک و یاری می کنند، عمل نمایید.چربی را در رژیم غذاییتان کاهش دهید:
1-چربی رادر رژیم غذائی روزانه تان محدود کنید. به همین منظور می توانید با کمتر خوردن مواد چربی دار مانند گوشتهای قرمز و مواد غذائی که دارای چربیهای حیوانی اند، از افزایش چربی خون جلوگیری به عمل آورید.
از چربیهای افزودنی مانند کره، مارگارین، سسهای سالاد، مایونز وانواع سسها کمتر استفاده کنید. غذاهای سرخ کرده را به کلی حذف کنید.
چنانچه کلسترول خون شماکل کالری دریافتی از چربیها ( Calories from fat یا Fat Cal) روزانه نباید بیشتر از 30٪ باشد.
به همین منظور به برچسبهای مواد غذائی دقت کنید. اگر عدد روبروی Calories from fat یا fat Cal بسیار بیشتر از 30 باشد از آن مواد استفاده نکنید یا به ندرت استفاده کنید.
2- از چربیهای اشباع نشده یا Unsaturated fat استفاده کنید.
چربیهای اشباع شده یا ( Sat Fat یا Saturated Fat ) بیشتر از هر ماده غذائی دیگری، کلسترول خون راافزایش می دهند. بنابراین از چربیهای اشباع نشده( Unsaturated Fat ) به جای آنها استفاده کنید. چربیهای اشباع شده ، چربیهائی هستند که در دمای اتاق جامد هستند. اینگونه چربیها در انواع محصولات حیوانی مانند بیکن (Bacon) ، کالباسها و پنیر ها وجود دارند- البته تعداد اندکی از محصولات گیاهی نیز دارای چربیهای اشباع شده اند مانند روغن نارگیل ( Coconut Oil) و روغن خرما ( Date Oil) .مواظب مصرف موادغذائی مانند بیسکویتهای شیرین و شور و سایر موادی که در ترکیبات آنها از روغن نارگیل یا روغن خرما استفاده شده است، باشید. حتماً قبل از خرید، بر چسب مواد غذائی را مطالعه کنید. چربیهای اشباع نشده به دو صورت در بر چسبهای غذائی دیده می شوند: "Monousaturated" یا "Polyunsaturated".روغن گل مُعصفر( Safflower Oil) ، روغن ذرت (Corn Oil) ، روغن ماهی ( Fish Oil) ، روغن زیتون (Olive Oil) و روغن بادام زمینی (Peanut Oil) بیشترین منبع چربیهای اشباع نشده اند.
3- مواد کربوهیدرات و فیبر دار را بیشتر مصرف کنید
از مواد غذائی لستفاده کنید که از کربوهیدراتهای ترکیبی بر خوردار باشند( یعنی هم شامل نشاسته و هم شامل الیاف یا به عبارت بهتر فیبر باشند) . فیبر بخشی از گیاه است که در بدن انسان کاملاً هضم نمی شود و هنگام عبور از مجاری گوارشی باعث خروج کلسترول و چربیهای اضافی بدن می شود. کربوهیدراتهای ترکیبی شامل روغن اشباع شده و کلسترول نیستند یا اگر هم باشند، بسیار اندک است. نانهای 100٪ سبوس دار، حبوبات، جو، برنج قهوه ای، باقلا، میوه ها ، سبزیجات و صیفی جات ـ (به خصوص اگر با پوست مصرف شوند) دارای کربوهیدرات ترکیبی هستند.
4- غذا هائی را که دارای کلسترول هستند، کمتر استفاده کنید.
مصرف غذاهایی را که دارای در صد بالائی از کلسترول هستند، به حد اقل برسانید. دریافت کلسترول روزانه تان را به کمتر از 300 میلی گرم برسانید. کلسترول در محصولات حیوانی مانند زرده تخم مرغ، انواع گوشتها( به خصوص جگر و قلوه)، لبنیات و بعضی از خرچنگها وجود دارد.
کلسترول هم در مواد غذائی کم چرب و هم در مواد غذائی پر چرب وجود دارد. بنابراین ممکن است غذائی کم چرب باشد اما از کلسترول بالایی بر خوردار باشد و بر عکس. حتماً بر چسب مواد غذائی را در خصوص چربی و کلسترول مورد توجه قرار دهید و البته به مقدار مصرف ( Serving Size) نیز عنایت داشته باشید و به خاطر بسپارید که میزان کالری دریافتی از چربی و یا کلسترول متناسب با مقدار (Serving Size) است. به طور مثال در بر چسب ماده غذائی اگر عدد مقابل Serving Size 2 قاشق غذا خوری (tbsp 2 ) باشد ، عدد روبروی کالری 20 و عدد روبروی کالری دریافتی از چربی ( Fat Cal ) 15 باشد به این معنی است که در 2 قاشق غذا خوری از آن ماده غذائی 20٪ کالری وجود دارد که 15 ٪ آن ناشی از چربی است. حال اگر میزان مصرف را 2 یا 3 برابر کنیم کالری دریافتی نیز 2 یا 3 برابر خواهد شد.
این نکته را به خاطر داشته باشید که عدد کالری همیشه بیشتر از عدد Fat Cal خواهد بود وهمیشه کالری دریافتی از چربیها بخشی از کل کالری است.
5- به طور منظم ورزش کنید:
اگرمی خواهید که از سلامتی کامل بر خوردار باشید باید حداقل هفته ای 3 مرتبه و هر دفعه 20 دقیقه تمرینات ایروبیک را انجام دهید. تمرینات ایروبیک بهترین راه افزایش کلسترول خوب( HDL) در بدن است. به علاوه ورزش منظم به شما در تخفیف فشار ، احساس آرامش و افزایش انرژی کمک می کند. پیاده روی تند، دوندگی کند، دوچرخه سواری و ورزش همراه با رقص (Arobic Dance) از جمله ورزشهایی است که در تخفیف "کلسترول بد"(LDL) به شما کمک می کند.
6- وزن مطلوب خود را بدانید و خود را در آن وزن حفظ کنید.
میزان وزن و چربی موجود در بدن شما بسیار مهم است. در صد بالای چربی ، احتمال افزایش حمله قلبی را بیشتر می کند. برای اینکه از وزن مطلوب خویش اطلاع حاصل کنید یا اگر تمایل به کاهش وزن دارید به مرکز مشاوره بهداشتی خود مراجعه نمایید.
این مشاوره در تصمیم گیری صحیح برای کاهش وزن یا تغییر رژیم غذایی به شما کمک خواهد کرد. موارد فوق را بکار گیرید تا سلامتی تان را تضمین کنید!
"United Food & Commercial Workers"

