
با سلام . اینم از آخرین نوشته های ۸۵ ....
سال ۸۵ با همه خوبی ها و بدیها تموم شد و برای ما فقط یک مشت خاطره گذاشت....
حالا توجه شما رو به چند نوشته درباره نوروز جلب میکنم.
اسطوره نوروز
بازتاب اسطوره در نوروز باستاني ايران ارتباط نوروز با جمشيد از اين نظر قابل توجه است كه بنا به اسطورهها و باورهاي كهن، روزگار او بهترين دوران سعادت، سرسبزي و خرمي بوده است. هفت سين ايراني تهران _ ميراث خبر گروه فرهنگ: ابوالقاسم اسماعيلپور، دانشيار دانشگاه شهيد بهشتي: يَمَه يا جم يكي از درونمايههاي اصلي اساطير هند و ايراني است كه با نوروز پيوند دارد. يَمَه در اساطيري هندي ايزد مردگاني است كه به سعادت ابدي نايل شدهاند و به عبارتي، او فرمانرواي بهشت برين است، اما در اساطير ايراني با نام جم فره شهرياري دارد. جم ادعا كرد كه آب و گياه و خورشيد و ماه را آفريده و آفرينش مادي را از آن خود ميدانست. از اين رو، فره از او جدا شد و به ميترا رسيد. ارتباط نوروز با جمشيد از اين نظر قابل توجه است كه بنا به اسطورهها و باورهاي كهن، روزگار او بهترين دوران سعادت، سرسبزي و خرمي بوده است. حتي در اوستا (ونديداد، فرگرد دوم) آمده كه به روزگار او نه مرگ بود، نه پيري، نه درد، بلكه دوره زيبايي، خوشي و شادابي بوده است. همين باور خود كافي بود كه ايرانيان باستان، بزرگترين جشن ملي خود را به اين شخصيت اسطورهاي جذاب نسبت دهند. از اين گذشته، تختگاه بزرگ هخامنشيان نيز به نام او مزين شد، كه خود در خور توجه است. چون از جمشيد تاريخي كه داراي تختگاه مشخصي باشد، مدركي در دست نيست. اما ميتوان گفت كه تخت جمشيد محل برگزاري جشنهاي بزرگ نوروزي روزگار هخامنشيان بوده است. جمشيد جهان را سه برابر گسترد، به فرمان دادار، «وَرجِم كرد» را ساخت و از همه گياهان و جانوران و مردمان، جفتي به آن فراز برد. در وَر (كاخ) جم، گياهان و خوردنيها فاسدشدني نبودند و مردمان نيز بينقص بودند. در آن جا نور از آسمان نميتابيد بلكه خود روشني داشت. جم با معجزه خدايوار، به دوزخ آمد و سيزده سال در كالبد ديوان در آن جا ماند. از اين رو، در سرزمينِ خرد بيمرگي پديد آورد. نوشتههاي قديم ايراني چهره اساطيري جمشيد و پيوند او را با نوروز چنين باز گفتهاند: «/جمشيد/ فرمان داد ارابه از عاج و چوبِ ساج بسازند و گستردنيِ ديبا بر آن بيفكنند. بر آن سوار شد و به اهريمنان فرمان داد كه آن را به دوش كشند و ميان آسمان و زمين برند تا او را از دماوند در هوا يكروزه به بابل رسانند. اين به روز اورمزد بود از فروردين ماه كه نخستين روز بهار است ...» يا به قول ابوريحان بيروني: «اين روز نخستين روزي بود كه جمشيد مرواريد را از دريا بيرون آورد، پيش از او كسي مرواريد را نميشناخت و اين روز به دخول آفتاب در برج حَمَل نزديك بوده و مردم آن را عيد ميگرفتند ...» و نيز در زينالاخبار چنين آمده است: «جمشيد آسيا سنگي اندر گردنِ ديوي افكند و بر وي نشست و او را اندر هوا ببرد تا خداي عزّوجّل گرما و سرما و بيماري و مرگ برگيرد. خدا دعاي او در پذيرفت و چون دعاي او مستجاب شد، شكر آن را جشن نوروز كردند.» متون كهن دلايل گوناگون براي پيدايش نوروز و ارتباط آن با جمشيد ذكر كردهاند. از جمله اين كه آفتاب بر سرير زرين جمشيد تابيد، پس آن روز را جشن گرفتند. يا تاجگذاري او، نخستين روز مظالم، رفتن يا باز آمدن از حَربِ سياهان و ديوان و كشف چند عنصر طبيعت را به عنوان سببي براي پيدايش نوروز آوردهاند. اما دو سبب ديگر پيدايي نوروز كه درونمايههاي اسطورهاي دارند، عبارتند از: دانستن اين كه آفتاب دو دور دارد، و آزاد كردنِ باد و باران. در نوروزنامه منسوب به خيام نيشابوري درباره دو دورِ آفتاب چنين آمده است: «اما سببِ نهادنِ نوروز آن بوده است كه چون بدانستند كه آفتاب را دو دور بود. يكي آن كه هر سيصد و شصت و پنج روز و ربعي از شبانهروز به اول دقيقه حَمَل باز آيد به همان وقت و روز كه رفته بود و بدين دقيقه نتواند آمدن. چه هر سال از مدت همي كم شود. چون جمشيد آن روز را دريافت، نوروز نام نهاد و جشن آيين آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا كردند.» و نيز در بخش ديگر، درباره نوروز گويد: «چون پادشاهي بعد از طهمورث به برادرش جمشيد رسيد و از اين تاريخ هزار و چهل سال گذشته بود و آفتاب اول به روز فروردين تحويل كرد و به برج نهم آمد. چون از ملك جمشيد چهارصد و بيست و يك سال بگذشت، اين دور تمام شده بود و آفتاب به فروردين خويش به اول حمل باز آمد و جهان بر وي راست گشت. ديوان را مطيع ساخت. بناها فرمود ساختن و جواهرها از معدنها به در آوردن. پس در اين روز كه ياد كرديم، جشن ساخت و نوروزش نام نهاد و مردان را فرمود كه هر سال چون فروردين نو شود، آن روز را جشن كنند و آن روز نو دانند تا آنگاه كه دورِ بزرگ باشد كه نوروز در حقيقت بود.» از مضامين ديگري كه به طور بنيادي با آيينهاي نوروز پيوند خورده است، مضمون فروَهر يا فرَوشي است. فروَهر به اعتقاد ايرانيان باستان يكي از نيروهاي مينويي انسانهاي نيك و پرهيزگار به شمار ميرود. واژه فروردين خود جمعِ فرَورد يا همان فروَهر است. فروهرها يا ارواح نياكان به هنگام فروردين، از آسمان به زمين ميشتابند و در جست و جوي بازماندگان خويشاند تا آنها را پذيرا شوند. آنها نيز مملكت و نعمت براي بازماندگان ميآورند و حتي براي خانه و سرزمين خويش ميجنگند. واژه پهلوي Frawahr از صورت فرضي Fra-Vereora آمده است. واژه Vareora به معناي دفاع و ايستادگي است و با واژه ايراني ميانه و نوِ «گُرد» به معناي «دلير و قهرمان» همريشه است. يكي از دلايل چنين ريشهيابي شايد وظيفه و خويشكاريِ فروهرها براي دفاع بر ضد اهريمن و جنگاوريهاي دلاورانه آنان در برابر دشمن به حمايت از خويشان و همكيشان است. احتمالا در اعصار كهن، فروهر را برابر روانِ نياكان ميدانستهاند و بعدها اين دو مفهوم از هم تفكيك گشت. ششم فروردين را در قديم نوروز بزرگ ميخواندهاند. در رساله پهلوي «روز خرداد، ماه فروردين»، از مضامين اسطورهاي مربوط به «نوروز بزرگ» بدين گونه آمده است: «/در/ ماه فروردين، روز خرداد، سامِ نريمان اژدهاگ (ضحاك) را بكشد و چندي به عنوان شاه هفت كشور بر تخت نشيند، اما چون كيخسرو ظهور كند، فرمانروايي را بدو واگذار كند و به مدت 57 سال كيخسرو شاهِ هفت كشور گردد و سوشيانس موبدان موبِد او شود. پس از آن، تنِ كي گشتاسب شاه را دوباره زنده كنند. كيخسرو فرمانروايي را به كيگشتاسب واگذار كند و سوشيانس مقام موبدان موبدي را به پدرش زردشت در ماه فروردين، روز خرداد، اورمزد خداي رستاخيز و تنِ پسين كند و جهان از مرگ، پيري، رنج و بدي رهايي يابد. اهرمن همراه با ديوان، دروجان، هونوشگان، ستمگران، كوران و كران ناتوان گردد، ديوِ آز خود همه ديوان و دروجان را ببلعد و سروش مقدس ديو آز را ناتوان كند. اورمزد خداي اهريمن را بزند، او را گيج و ناتوان كند، به طوري كه از آن پس گَنامينو (اهريمن) ديگر بر زمين فرمانروايي نكند. اهريمن در سوراخي كه از آن جا تازش آورده بود، ناپديد شود، سرِ او را ببرند، دوزخ را از هفت فلز پر كنند. زمين تا سپهر ستارگان بالا رود. گَرودمان (بالاترين طبقه آسمان) از جايي كه هست تا سپهر ستارگان گسترش يابد و همه جا گرودمان شود، مردمان از مرگ و پيري رهايي يابند. درونمايههاي اساطيري فوق نشاندهنده اهميتي است كه ايرانيان براي نوروز بزرگ قايل گرديدهاند. زرتشتيان حتي تولد زرتشت را در روز (ششم فروردين) ذكر كردهاند و آن را جشن هفدُرو (Hafdoroo) مينامند. برخي آن را جشن كيخسرو ميدانند و معتقدند كه فريدون در همين روز ايران زمين را بين ايرج و سلم و تور تقسيم كرد و منوچهر نيز در همين روز به خونخواهي ايرج، به جنگ سلم و تور رفت. به نظر استاد مري بويس، جشن نوروز به قوم ايراني دوره «اوستاي كهن» تعلق داشت و زرتشت آن را با مفهوم گستردهتري به جامعه خود اختصاص داد و آن را به عنوان «پيش نمايش» سالانه حيات جاوداني و فرشكرد (رستاخيز) در نظر گرفت. نوروز در واقع نمايش آيينگونه رستاخيزي است كه در آن اهريمن سرنگون ميشود و همه چيز در آن شكوهمند است. جشنهاي كهن ششگانه و زرتشتي، يعني شش گاهنبار (Gahanbar)، هر يك به خلقت عنصر خاص طبيعي مربوط است، مثلا جشن مئيذيويي زرِمَيه (Maidhyoi-Zaremaya) به معني «ميانه سبزي» يا در واقع «ميانه بهار»، چهل روز پس از آغاز بهار يا در همين روز ارديبهشت برگزار ميشد و خاص آفرينش آسمان بود، مئيذيويي سِمَه (Maidhyoi-Sema) يا «ميانه تابستان» براي آفرينش آب، پئتي شهيه (Paitisahya) يا جشن «به بار آمدنِ كشت» براي آفرينش زمين، آياتريمه (Ayathrima) يا جشن «به خانه آمدن» يعني «به خانه آمدنِ گله از چرا» براي آفرينش گياهان، مئيذياايريه (Maidhyairya) يا جشن «ميانه سال» يعني ميانه زمستان براي آفرينش چهارپايان، و ششمين جشن هَمَسپتَ مئيذيه (Hamaspathmaedaya) يا «هم سپاهي» كه مهمترين جشن از ميان جشنهاي ششگانه سال محسوب ميشد، جشن آفرينش انسان بود كه به فَروهرها يا روانهاي مردگان اختصاص داشت و با نوروز پيوند ميخورد. قداست نوروز چندان بود كه آن را تجليِ آفرينش انسان و آغاز تاريخ به شمار ميآوردند. جنبه آفرينش را به ششمين گاهنبار يا جشن بزرگ زرتشتي و جنبه تاريخي آن را به گيومرث ربط ميدادند، چنان كه در نوروزنامه منسوب به خيام، وصف آغاز تاريخ در آغاز برج حمل آمده است: «چون گيومرث، اول ملوكِ عجم به پادشاهي بنشست، خواست كه ايام سال و ماه را نام نهد و تاريخ سازد تا مردمان آن را بدانند. بنگريست كه آن روز بامداد، آفتاب به اول دقيقه حمل آمد. موبدان عجم را گرد كرد و بفرمود كه تاريخ از اين جا آغاز كنند. موبدان جمع آمدند و تاريخ نهادند و چنين گفتند موبدان عجم كه دانايان روزگار بودهاند كه ايزد تبارك و تعالي دوانزده (دوازده) فرشته آفريده است. از آن چهار فرشته بر آسمانها گماشته است تا آسمان را به هر چه اندر اوست از اهرمنان نگاه دارند، و چهار فرشته را بر چهار گوشه جهان گماشته است تا اهرمنان را گذر ندهند كه از كوه قاف برگذرند و چنين گويند كه اين جهان اندر ميانِ آن جهان چون خانهاي است نو اندر سراي كهن برآورده و ايزد تعالي آفتاب را از نور بيافريد و آسمانها و زمينها را بدو پرورش داد و جهانيان چشم بر وي دارند كه نوري است از نورهاي ايزد تعالي و اندر وي با جلال و تعظيم نگرند كه در آفرينش وي را ايزد تعالي عنايت بيش از ديگران بوده است.» در ده روز جشن فروردينگان، يعني از پنج روز اسفند ماه تا پنج روز خمسه مسترقه نيز اعتقاد بر اين بود كه روانهاي بهشتيان و دوزخيان روي زمين ظاهر ميشوند. بهشتيان شاد و دوزخيان ترسنده از بيم بازگشت، در خانههاي خود، نزد بازماندگان ميمانند. جنبه اسطورهاي اين باور كهن اين بود كه معتقد بودند چهار ستاره بزرگ، كه هر يك خود ايزد به شمار ميآمدند، يعني ستاره ونند، ستاره سَدويس، تيشتر و هفتورنگ براي پاسداري از دوزخيان بر سر دوزخ ايستادهاند تا ديوان را در دوزخ از آزار سخت گناهكاران در اين ايام خجسته باز دارند. از اين رو، ستارگان خود در رنجاند. يكي ديگر از درونمايههاي اساطيري نوروز، اسطوره رپيتوين (Rapithwin) است. رپيتوين ايزد گرماي نيمروز است كه در نيمه روزِ نوروز روي زمين ظاهر ميشود. او در سراسر زمستان سرد، در زير زمين به سر ميبرد و آبهاي زيرزميني و آب چشمهها را گرم نگاه ميدارد. جشن رپيتوين خود يكي از جشنهاي مستقل است و بخشي از جشن نوروز به شمار ميآيد. ماندن او در زير زمين براي نگاهداشتِ گياهان و درختان و همه روييدنيهاست تا در زمستان نميرند و بازگشت سالانهاش در آغاز بهار، خود نماد پيروزي نهايي نيروهاي اهورايي و شكست نيروهاي اهريمني است. از اين رو، رپيتوين هم ايزد زمان مينويي و آرمانيِ قبل از يورش اهريمن به جهان مادي است و هم ايزد رستاخيز زمان سعادتمند آينده. رپيتوين نبردگر ديو سرماي زمستاني است و پيروزياش با زايش و رويش مجدد نباتات همراه است. بازگشت او چون بازگشت سياوش، بازگشتي رستاخيزي است، با اين تفاوت كه رپيتوين از دنياي زيرزميني آبها و چشمهها برميگردد و سياوش از دنياي مردگان. اسطوره بازگشت سياوش در آستانه سال نو از جهان مردگان براي پيوند او با ايزد بانوي باروري است كه خود نماد بركتبخشي و نعمت است. اما رپيتوين نماد رستاخيز بهار زندگاني است. او رستاخيز واپسين و پيروزي نهايي خير بر شر را نويد ميدهد. چه، اعتقاد بر اين بود كه در پايان سال، جهان نيز در زمانِ ظهورِ رپيتوين رستاخيز به انجام ميرسد. پس او تنها ايزد زمان نخستين نيست، بلكه ايزد زمان فرشكرد (بازسازي و كمال جهان در زمان واپسين) نيز به شمار مي رود. سرانجام بايد از اسطوره دوازده ستونِ نگهدارنده جهان ياد كنيم كه با نوروز پيوندي تنگاتنگ دارد. ايرانيان باستان اعتقاد داشتند كه دوازده تن از نيروهاي اهريمني در طول دوازده ماه سال دائما در حال جويدن و بريدن و انهدام دوازده ستون نگهدارنده كيهاناند. در آستانه سال نو، درست در روزهاي پيش از نوروز، زماني كه همه ستونها جويده شده و در حال سقوطاند، ديوان و نيروهاي اهريمني كه از شادماني سر از پا نميشناسند و گمان ميبرند كه كيهان ديگر نابود خواهد شد، براي رقص و پايكوبي و شادي به زمين فرود ميآيند. اما وقتي دوباره به آسمان برميگردند، ميبينند كه همه ستونهاي دوازدهگانه از نو بازسازي شدهاند. پس دوباره براي سالي ديگر خوردن و جويدن ستونها را آغاز ميكنند. اين اسطوره نيز جلوه ديگري از نزاع و چالش ميان قواي اهورايي و نيروهاي اهريمني است. دوازده ستون نماد بروج دوازدهگانه يا دوازده ماه سال است. درگيري نيروهاي خير و شر و رويارويي آنان با هم يكي از مضامين اصلي اساطير ايراني است كه به اشكال گوناگون در اسطورهها، آيينها و جشنهاي ملي جلوهگر ميشود.
عید نوروز در آيات و روايات
در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده به طورىكه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است. در اين مختصر، به بخشهايى از آن مباحث اشاره مىشود:
معلى بن خنيس نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مىشناسى؟ عرض كردم، قربانتشوم، اين روزى است كه ايرانىها آن را بزرگ و نيكو مىشمارند و به همديگر هديه مىدهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه بسى ديرينه استبرايت تشريح خواهم كرد. عرض كردم اگر اين موضوع را از ناحيه شما فراگيرم بهتر از آن است كه گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!
پس فرمودند: اى معلى! همانا نوروز روزى است كه پروردگار جهان از بندگانش پيمان گرفت كه او را پرستش كنند و به او شرك نورزند و به پيامبران و امامان عليهم السلام ايمان بياورند. نوروز اولين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد و بادهاى ناگهانى وزيدن گرفت و ستاره زمين در چنين روزى ايجاد شد ... نوروز روزى است كه على عليه السلام در نهروان خوارج را هلاك كرد; گلهاى زمين در آن روز خلق شد; در چنين روزى بود كه كشتى حضرت نوح عليه السلام بر كوه جودى نشست; همان روزى است كه جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد; همان روزى است كه ابراهيم عليه السلام بتها را شكست; در همين روز حضرت محمد صلى الله عليه و آله، على عليه السلام را بر دوش خود حمل كرد تا بتهاى قريش را سرنگون كند... در چنين روزى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مىفرمايد و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم; براى اينكه نوروز از ما و شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوايجبسيار نيكوست، عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است. (1)
همچنين در كتاب مزبور آمده استشيخ طوسى و ساير متاخرين براى عيد نوروز اعمال مخصوصى را بيان داشتهاند كه از آن جمله است: غسل، روزه، نماز و... (2) همچنين روايتشده كه احمد بن فهد الحلى رحمه الله در كتاب مهذب البارع فرموده است كه: نوروز، روز عزيز و بلند مرتبهاى است. (3) مرحوم سيد مرتضى علامه بهاءالدين على بن حميد با استناد به فرمايش معلى بن خنيس از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه: نوروز روزى است كه در آن روز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز براى امير المؤمنين على عليه السلام در غدير خم پيمان گرفت و آن حضرت را به امامتبعد از خودشان منصوب فرمود... و نوروزى بر ما نمىگذرد الا اينكه ما در آن روز منتظر ظهور فرج قائم آل محمد صلى الله عليه و آله هستيم. و نوروز از روزهاى ما مىباشد. (4)
مرحوم حاج شيخ عباس قمى رحمه الله در فصل يازدهم كتاب گرانسنگ مفاتيج الجنان اعمال ويژهاى براى عيد نوروز آوردهاند از جمله: نماز، ادعيه متعدد و صدقه دادن. و نيز از امام ششم عليه السلام روايت كرده كه چون عيد نوروز فرا رسد، غسل كن و پاكيزهترين جامه هاى خود را بپوش و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو گردان. صله ارحام، عيادات از بيماران، بزرگان دين، علما و پدر و مادر از جمله برنامههاى اين روز است.
و این هم پایان ......... به امید شروعی بهتر وپربارتر........
حمید صالحی
تهیه و تنظیم : بيتا مهدوي
تغذيه صحيح و اصولي همواره يكي از بحثهاي اساسي و مهم در ايام نوروز و تعطيلات به شمار مي آيد. بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد بيماريهاي مزمن از جمله چاقي، ديابت، بيماريهاي قلبي و عروقي و سرطان همگي ريشه در تغذيه ناصحيح، عادات غيربهداشتي، دوري از ورزش و فعاليت بدني دارند.
هر ساله طي تعطيلات و بعد از آن افراد زيادي به دليل تغذيه نادرست و غيرمتعادل و عدم انجام فعاليتهاي بدني روانه بيمارستانها مي شوند. كارشناسان بهداشتي معتقدند سلامت از خانواده شروع مي شود، بنابراين بايد آموزش به خانواده ها جدي گرفته شود.
آنها مي گويند؛ با باافزايش دانش تغذيه اي، خانواده ها مي توانند بسياري از هزينه ها را كم كرده و در عين حال از وضعيت تغذيه اي مناسبي نيز برخوردار باشند.
معضل تعطيلات
دلگري متخصص تغذيه در مورد رژيم غذايي مناسب در تعطيلات نوروز مي گويد: براساس بررسيهاي انجام شده، هرچه غذاي بيشتري در معرض ديد افراد باشد، مقدار بيشتري ازآن خورده مي شود. براساس آداب و رسوم، در ميهمانيها صاحب خانه غذا را به عنوان يك هديه به ميهمانان ارايه مي كند و آنان نيز خود را مقيد به خوردن آن مي كنند.
وي مي افزايد: در ايام تعطيل، شركت در ميهمانيهاي فراوان وضع را بدتر مي كند و رژيم غذايي افراد، دچار اختلال مي شود، از اين رو مي توان تعطيلات را يك معضل دانست.
وي توصيه مي كند، بهتر است به جاي آنكه بشقابتان را با انواع و اقسام غذاهاي پركالري و پرقند پركنيد، نيمي از آن را با ميوه و سبزيجات، يك چهارم آن را با پروتئين و يك چهارم ديگر را با غذاهاي قندي مانند برنج، نان و ماكاروني پر كنيد.
وي تصريح مي كند: كارشناسان تغذيه معتقدند در روز يك تكه پنير به اندازه يك گردو براي يك فرد سالم و بدون فعاليت اضافي كافي است، مقدار مواد قندي نظير برنج و ماكاروني به اندازه نصف يك بشقاب ميوه خوري و مقدار سيب زميني بهتر است به اندازه نصف كف دست و مقدار سالاد بهتر است به اندازه 2قاشق باشد.
نحوه تعيين مقدار غذا خوردن با اين روش، آسانتر و كاربردي تر از روشهاي محاسبه آن است. به گفته وي، اندازه كوچك يك بشقاب هم مي تواند كمك كننده باشد، البته در صورتي كه به صورت دايمي از آن استفاده شود. طبق تحقيقات انجام شده حتي اندازه ليوان نيز مي تواند مؤثر باشد. به عنوان مثال اگر شما هميشه از يك ليوان كوتاه و دهان گشاد استفاده كنيد، برايتان دشوار است از يك ليوان بلند و دهان تنگ بنوشيد.
وي تأكيد مي كند: در ايام عيد اگر نگران وزنتان هستيد، توصيه مي شود از غذاهاي اشتها آور كه حاوي پروتئين كافي هستند به عنوان غذاي اصلي استفاده كنيد، زيرا در صورت مصرف بيش از حد نياز مواد غذايي، آن مواد در بدن به صورت تشكيل چربي به هدر مي روند.
وي مي افزايد: چربي در بدن عملكرد مناسبي ندارد و فقط باري است كه شما به هرجايي كه مي رويد آن را با خود مي بريد.
در صورتي كه علاقه خاصي به وعده هاي غذايي حجيم و بشقابهاي بزرگ داريد، براي دريافت ميزان كالري مناسب مي توانيد از حجم زيادي از مواد غذايي آب دار مانند سوپ استفاده كنيد. آب تقريباً هيچ كالري ندارد و بنابراين چاق نمي كند.
توصيه هاي نوروزي
دكتر مسعود كيمياگر، متخصص تغذيه مي گويد: در ديد و بازديدهاي نوروزي با ميوه ها كه بهترين موهبتهاي الهي هستند از ميهمانان خود پذيرايي كنيد. در بين ميوه ها و مركبات سيب از پرخاصيت ترينهاست، درحالي كه موز بسيار كم خاصيت است. خيار اگرچه پر خاصيت نيست، اما چون كالري بسيار كمي دارد و جاي ميوه را مي گيرد، براي كساني كه اضافه وزن دارند يا مراقب قند خون خود هستند بسيار مناسب است.
وي همچنين توصيه مي كند: در بين مغزهاي موجود در آجيل، گردو و بادام جزو بهترينها هستند، البته حين خريداري توجه داشته باشيد آجيل كهنه و رنگ كرده هم نباشد.
وي مي گويد: شيرينيهاي نوروزي را كوچك انتخاب كنيد تا ميهمانان مبتلا به پرخوري دچار دريافت قند و چربي اضافي نشوند، شيريني گردويي به دليل اينكه بهترين چربيها در گردو وجود دارد بر شيرينيهاي ديگر ارجحيت دارد، اما سعي كنيد اين شيريني را در اندازه كوچك تهيه كنيد.
در سفرهاي نوروزي تا آنجا كه ممكن است غذاي خود را به همراه ببريد، اما اگر مجبور شديد در رستوران غذا صرف كنيد، توجه داشته باشيد كه ظاهر رستوران، وضعيت كاركنان آن و شرايط بهداشتي محيط، نشانه هاي خوبي از سلامت يا عدم سلامت غذاي آن رستوران است.
اين كارشناس تغذيه توصيه مي كند: غذاهايي را كه با خود به سفر مي بريد نيم پز نكنيد، يا از همان اول غذا را كامل بپزيد يا اينكه در مقصد اقدام به پخت آن كنيد. غذاهاي خشك مثل كتلت و كوكو يا تخم مرغ پخته براي سفر مناسب هستند.
ساندويچ را از قبل آماده نكنيد، زيرا وجود گوجه فرنگي، كاهو يا خيارشور سبب مرطوب شدن ماده اصلي ساندويچ مي شود و رشد ميكروبها را سرعت مي بخشد.
توصيه هايي براي خوراك مناسب
دكتر ربابه شيخ الاسلام متخصص تغذيه نيز مي گويد: يادآوري كنم كه والدين مراقب بچه ها باشند تا در تعطيلات با مصرف بيش از حد تنقلات، شيريني و شكلات از وعده هاي اصلي غذا محروم نشوند.
وي در ادامه توصيه هاي خود به اين موارد اشاره مي كند: هنگام خريد آجيل به تازه بودن آن توجه كنيد. از فروشگاههاي معتبر خريد كنيد از خريد خشكباري كه كهنه به نظر مي رسد خودداري كنيد. بهتر است آجيلهاي كم نمك را انتخاب كنيد.
ميز پذيرايي عيد را با ميوه ها، شيرينيهاي كوچك، قطعات كوچك از ميوه هاي خشك شده يا برگه ها تزيين كنيد و از پذيرايي با شيرينيهاي تر و چرب، شكلات، شيرينيهاي بزرگ و كيك بپرهيزيد.
وي مي افزايد: براي ميهمانانتان چاي را كمرنگ و در استكان يا فنجانهاي كوچك سرو كنيد. بهتر است به جاي قند از كشمش، توت خشك يا خرما استفاده كنيد، اگر چاق هستيد عادت كنيد كه چاي را خالي بنوشيد.
اگر ميهمانتان را دوست داريد خيلي به او تعارف نكنيد. بعضي افراد ممكن است رژيمهاي خاصي داشته باشند و تعارف بيش از حد آنها را به مصرف وادار كند كه برايشان مضر است. كودكان هم بايد حدي را در مصرف مواد شيرين رعايت كنند كه دچار مشكل نشوند.
اگر در اين ايام به دليل ديد و بازديدها فرصت پختن غذا نداريد، از غذاهاي آماده كم چرب همراه با انواع سالاد استفاده كنيد، مي توانيد براي يك هفته سبزيجات شسته شده را به طور مناسبي در يخچال نگهداري كنيد و هر شب با آنها سالاد درست كنيد. كاهو، كرفس، هويج، انواع كلم، فلفلهاي دلمه اي، خيار و گوجه فرنگي از دوستان هميشگي سلامت هستند. بخصوص اگر سس سالاد را خودتان با روغن زيتون، ماست، سبزيهاي خشك معطر و ادويه اي كه دوست داريد، درست كنيد، اگر گاهي با توجه به سليقه اعضاي خانواده، تن ماهي و يا انواع حبوبات پخته، كشمش يا پنير رنده شده را به اين سالاد اضافه كنيد، غذاي سالم و كاملي خورده ايد و همه سلولهايتان را راضي كرده ايد.
اگر به مسافرت مي رويد
دكتر شيخ الاسلام مي افزايد: اگر هموطنان عزيز در ايام نوروز به مسافرت مي روند براي جلوگيري از كم آبي و يبوست مقادير مناسبي آب (بطري) همراه داشته باشند و همه همراهان را هم به نوشيدن آن توصيه كنند، ضمن اينكه به خاطر داشته باشند ميوه ها و سبزيهايي مانند هويج، گوجه فرنگي و ساقه كرفس در طول مسافرت بهترين دوستان آنها هستند، زيرا حاوي آب، املاح و ويتامينهاي مورد نياز بدن مي باشند. قبل از سفر در خانه آنها را خوب بشوييد و در ظرفهاي مناسب دربسته با خودتان ببريد.
وي مي افزايد: آب بهترين نوشيدني است، اما اگر مي خواهيد نوشيدني ديگري سر ميز باشد بهتر است به جاي نوشابه، از دوغ كم نمك و نوشيدنيهاي كم كالري استفاده كنيد. اگر چاق نيستيد ماء الشعير هم جانشين خوبي است. در طول سفر لبنيات دوست استخوانهايتان را فراموش نكنيد و روزانه حدود 2 تا 3 ليوان شير كم چرب يا ماست استفاده كنيد و از مصرف سوسيس و كالباس بپرهيزيد.
پيشگيري از مسموميت
وي در مورد حفظ ايمني غذا و پيشگيري از مسموميت تصريح مي كند: غذا به ويژه گوشت بايد كاملاً پخته شود از ظاهر گوشت مي توان به ميزان پخت آن پي برد، به عنوان مثال رنگ گوشت پخته بايد قهوه اي باشد، ولي اغلب مواقع (درون) كباب كوبيده يا برگ، قرمز رنگ است. بسياري از مردم گمان مي كنند چون گوشت روي شعله مستقيم قرار گرفته، درون آن هم پخته مي شود، اما چنين تفكري اشتباه است. خيلي اوقات سطح كباب هم به حالت سوخته در مي آيد، اما درون آن همچنان نپخته مي ماند. در مورد ماهي هم اينچنين است. ماهي زماني پخته كه گوشت آن به صورت لايه لايه درآيد.
در مورد مرغ آب پز، وقتي آب مرغ شفاف و گوشت مرغ سفيد شود مرغ پخته و آماده شده است. در ضمن اين روزها بهتر است هموطنان از خوردن گوشت پرندگان وحشي صرف نظر كنند.
در مورد غذاهاي كنسرو شده در صورت مشاهده برآمدگي و فرورفتگي از مصرف آنها خودداري كنيد. قبل از مصرف حتماً آنها را 20دقيقه بجوشانيد. اگر نمي توانيد سبزيها را ضد عفوني كنيد بهتر است آنها را آب پز نماييد. در صورت امكان لوازم شخصي مانند قاشق، چنگال و ليوان مخصوص خود را همراه داشته باشيد. و در آخر براي پيشگيري از اضافه وزن و شادابي بيشتر در اين ايام بيش از ساير مواقع ورزش و تحرك بدني داشته باشيد از فرصت طلايي نوروز براي ورزشهاي گروهي استفاده كنيد
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از يونايتدپرس ، ”كينگ يي لو” و همكارانش در دانشگاه كاليفرنيا در لوسآنجلسطي تحقيقاتي دريافتند كه مولفههاي فعال چاي سبز — پليفنولها– به عنوان آنتي اكسيدان به رسميت شناخته شدهاند اما توانايي آنها عليه سرطان هنوز مشخص نيست.
طبق اين مطالعه كه در نشريه اينترنتي “”Laboratory Investigation منتشر شده است، عصاره چاي سبز واكنش شيميايي مثبتي را در پروتئين “آكتين” سلول در مراحل اوليه سرطان (ريه) ايجاد ميكند.
نويسندگان اين مطالعه تاكيد دارند كه براي تعيين ارتباط يافتههاي آنان با نوشيدن چاي سبز به مطالعات بيشتري نياز است.
به گزارش خرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محمدحسين نصراصفهاني رئيس پايگاه تحقيقاتي علوم سلولي پژوهشكده رويان اصفهان در گفتوگو يا خبرنگاران در رابطه با حال عمومي «رويانا» گفت: «رويانا» دومين گوسفند شبيهسازي شده كه در ماه رمضان امسال به دنيا آمد، هم اكنون وضعيت جسماني خوبي دارد و با گوسفندان ديگر هم سن خود تفاوتي ندارد.
وي ادامه داد: نخستين گوسفند شبيهسازي شده كه در مرداد متولد شد بعد از چند دقيقه از دنيا رفت اما «رويانا» كه روز نهم مهر به دنيا آمد هم اكنون در سلامت كامل به سر ميبرد و در يك گله به همراه ديگر هم نوعانش زندگي ميكند.
نصر اصفهاني با اشاره به اينكه «رويانا» قادر به توليد مثل خواهد بود، گفت: اين گوسفند چهار ماه ديگر بالغ ميشود و ما به دنبال همسر مناسب براي وي هستيم.
وي، توليد فرآوردهاي پروتئين نوتركيب از طريق شير گاو را پروژه تحقيقاتي بعدي اين مركز دانست و افزود: اين پروژه از بعد از عيد نوروز آغاز ميشود و بازده زماني تحقيقات آن دو الي سه سال خواهد بود.اين پروتئين براي درمان بيماران قلبي مورد استفاده قرار ميگيرد به طوري كه اين پروتئين قادر خواهد بود لخته خونهايي كه بر اثر سكته و يا هر علل ديگري در قلب به وجود ميآيد را از بين ببرد.
اين پروژه نخستين بار است كه در دنيا انجام ميشود.
عوارض جراحي بيني را به دو دسته ميتوان تقسيم كرد: آن دسته از عوارض بيني كه در عملكرد بيني خود را نمايان ميكنند، مانند چسبندگيهاي داخل بيني يا تنگ شدن بيش از اندازه سوراخهاي بيني كه موجب مشكل تنفسي ميشود.
ديگر، عوارضي كه در ظاهر بيني نمود مييابد كه عمدتا ناشي از برداشتن بيش از اندازه بافتهاي بيني است، مانند کوچک شدن بيش از حد بيني، كه نامتناسب با اجزاي صورت جلوه ميکند.
کم نيستند شمار بيماراني که پس از جراحي بيني دچار مشکلات تنفسي شدهاند. اين موضوع اهميت توجه به مسائل داخل بيني در حين جراحي بيني را ميرساند. ابعاد جراحي بيني بسيار فراتر از تغييرات در ظاهر بيني است و توجه چندجانبه جراح بيني به تمام اين ابعاد، ميزان بروز عوارض تنفسي را به حداقل ميرساند.اختلال در عملکردهاي حياتي بيني عواقب ناگواري در سلامت و زندگي افراد و جامعه برجاي خواهد گذاشت.
تنفس حياتيترين عملکرد زندگي است که نتيجه آن رسيدن اکسيژن به بافتهاي بدن است. هنگامي که تنفس از مسير طبيعي خود از راه بيني منحرف شود عوارض آن تمام بافتهاي بدن را تحت تاثير قرار خواهد داد.
فردي که تنفس از راه بيني را از دست بدهد نه تنها در زندگي فردي، بلکه در روابط اجتماعي نيز مشکلات زيادي را تجربه خواهد کرد. بيحالي، خواب آلودگي، کسالت، بيحوصلگي و عصبي بودن ممکن است در اثر اختلال تنفسي بيني پديد آيد. محروميت از تنفس بيني، خشکي مجاري تنفسي و ضعف سيستم دفاعي آن را در پي خواهد داشت.
تنفس مزمن از دهان سبب ايجاد خشكي، زخم و درد در ناحيه حلق ميگردد و ممكن است منجر به احساس تودهاي در گلو شود. گاه التهاب بيني همراه، موجب بسته شدن موقت تخليه سينوسهاي اطراف بيني و نيز درد سينوسي، سردرد يا احساس پري، سنگيني و فشار در ناحيه سر و صورت ميشود. بسته شدن شيپوراستاش ـ ناشي از گرفتگي بيني ـ ميتواند سبب احساس گرفتگي يا پري گوش شود.
سوزش چشم يا اشكريزش ممكن است نشاندهنده بسته شدن مجراي اشكي در بخش پاييني بيني باشد. ترشحات مزمن بيني يا خشكي حلق ممكن است سبب پديده تحريكي در حنجره شود كه همراه خشونت صدا، سرفه و احساس نياز مداوم براي صاف كردن گلو است. صداي تودماغي علامتي از گرفتگي راه هوايي بينياست. اختلال بويايي، احساس سرماخوردگي طولاني، خرخر و مشکلات تنفسي حين خواب از علائم ديگر اختلال عملکرد بيني است. وجود علائم فوق موجب افت قابل ملاحظه در کيفيت زندگي افراد ميشود.
عوارض تنفسي ممکن است از مشکلات مختلفي ناشي شود که عبارتند از:
۱ - چسبندگيهاي داخل بيني: ايجاد زخم در هر بافتي از بدن موجب برانگيختن واکنشهايي در جهت ترميم زخم ميشود. در بيني هم واکنشهاي ناشي از برشها و زخمهاي جراحي ممکن است منجر به چسبندگي سطوح مختلف از بافتهاي پوشاننده بيني به هم شده و راه تنفسي را مسدود کند.
اقدامات زير توسط جراح بيني احتمال اين عارضه را به حداقل ميرساند: حداقل دستکاريهاي داخل بيني در حين جراحي و ايجاد حداقل برش در داخل بيني؛ گذاشتن ورقههاي سيليکوني به طور موقت (مدت چند روز تا چند هفته) بين تيغه بيني و بافتهاي کناري بيني و اصلاح همزمان انحراف تيغه بيني
۲ - باقي ماندن انحراف تيغه بيني: يکي از معضلات جراحيهاي پلاستيک بيني وجود همزمان انحراف تيغه بيني است. گاهي اين انحرافها از ديد جراح مخفي مانده و علائم خود را پس از عمل بروز ميدهند.
پيشگيري از اين عارضه با معاينه دقيق تيغه داخل بيني قبل از جراحي و اصلاح آن در حين عمل است. گاهي جهت يافتن انحرافهاي مخفي تيغه بيني لازم است جراح پيش از عمل، به کمک اندوسکوپ به معاينه کامل داخل بيني بپردازد.
۳ - بزرگي شاخک هاي بيني: در بعضي از بيماراني که داراي انحراف تيغه بيني هستند، در سمت مخالف انحراف، شاخک تحتاني و يا مياني داراي رشد بيش از حد است. بزرگي بيش از حد شاخکهاي بيني موجب تنگ شدن راه هوايي بيني ميشود.
۴ - آلرژي بيني: آلرژي به دليل جراحي بيني ايجاد نميشود ولي حداقل ۲۰درصد از مردم به نوعي به آلرژيهاي بيني مبتلا هستند. بنابراين حداقل ۲۰ درصد از بيماراني که تحت جراحي زيبايي قرار ميگيرند، آلرژي نيز دارند. در جراحي بيني با درمانهاي دارويي و کنترل آلرژي پيش و پس از عمل ميتوان عوارض تنفسي را به حداقل رساند.
۵ - تنگي سوراخهاي بيني: کوچک شدن پرهها و يا سوراخهاي بيني موجب کاهش قطر جريان ورودي هوا ميشود. اگر طبق قوانين فيزيکي اين اصل را در نظر بگيريم که کاهش قطر مجراي عبور هوا به ميزان نصف موجب افزايش مقاومت در مقابل عبور هوا نه به ميزان دو، چهار يا هشت برابر بلکه به ميزان شانزده برابر ميشود، آن گاه عواقب کوچک شدن سوراخهاي بيني کاملا قابل درک ميشود .
در بسياري از جراحيهاي بيني با حذف مرحله برداشتن پرههاي بيني و اجتناب از برشهاي کناري ميتوان از اين عارضه پيشگيري کرد. حائز اهميت است که بيماران به هيچ وجه به جراح خود براي کوچک کردن پرهها و يا سوراخهاي بيني اصرار نکنند.
۶ - تنگي دريچه داخلي بيني: از وخيمترين عوارض تنفسي جراحيهاي بيني است. دريچه داخلي بيني در فاصله کوتاهي پس از سوراخ بيني در داخل بيني قرار دارد. تنگي اين دريچه معمولا در اثر برداشتن بيش از حد بافتها و غضروفهاي بيني ايجاد ميشود. متعاقبا، ضعيف شدن حمايت اسکلتي بيني موجب فروافتادگي غضروفهاي بيني و اشکال شديد در تنفس ميشود.
برداشته شدن بيش از حد اين غضروفها در جراحي منجر به ايجاد چالههاي عميق در دو طرف نوک بيني ميشود. اگر ميزان برداشته شدن بافت از اين هم بيشتر باشد، موجب افتادگي پرههاي بيني و بسته شدن سوراخ هاي بيني در هنگام دم ميشود. در حين جراحي پلاستيک بيني بايد دقت زيادي از جانب جراح اعمال شود تا حمايت ايجاد شده توسط اين غضروفها تضعيف نشود.
نتایج تحقیق دانشمندان نشان داد: سیگار کشیدن همچون استعمال مواد مخدر منجر به بروز تغییراتی در مغز می شود.
به گزارش سايت انجمن درمانگران ايران (IranHealers.com)محققان موسسه سوء استفاده دارویی آمریکا (نیدا) در این تحقیق نمونه هایی از بافت های مغزی افراد سیگاری، سیگاری های سابق و غیر سیگاری را مورد مقایسه قرار دادند.
یافته های این تحقیق که در نشریه "نوروساینس" به چاپ رسید، ارتباط سیگار کشیدن را با تغییرات مغزی به اثبات رساند.
یکی از کارشناسان انگلیسی در این خصوص گفت: این تغییرات ممکن است دلیل این مسئله را چرا ترک سیگار برای سیگاری ها دشوار است و اینکه چرا این افراد مجددا به طرف مصرف سیگار تمایل نشان می دهند، روشن سازد.
دانشمندان در این آزمایش نمونه هایی از بافت های مغزی انسان در نواحی کنترل کننده رفتارهای اعتیادآور را مورد مطالعه قرار دادند. 8 نمونه از افرادی که تا لحظه مرگ سیگار می کشیدند، 8 نمونه از افرادی که 25 سال سیگاری بودند و 8 نمونه از افراد غیر سیگاری گرفته شد. مرگ تمامی این افراد به دلایلی غیر از استعمال سیگار بود.
دانشمندان سطح دو آنزیم را مورد بررسی قرار دادند. این دو آنزیم سیگنال های شیمیایی همچون "دوپامین" خارج از سلول ها را به شکلی تبدیل می کند که در داخل سلول ها قابل تفهیم باشد.
نتیجه این تحقیق نشان داد: میزان این آنزیم ها در بخشی از مغز سیگاری ها که اطلاعات مرتبط با انگیزه و پاداش را پردازش می کند، بیشتر است. مواد مخدر نیز بر این قسمت تاثیر مشابهی دارند.
همچنین سطح این دو آنزیم در بخش مرکزی مغز که به "دوپامین" واکنش نشان می دهد، بالا بود. این ماده به عنوان یک ماده شیمیایی پاداش دهنده در سیگاری ها و افرادی که قبلا سیگاری بودند، عمل می کند. این تغییرات پیش از این نیز در مغز موش هایی که به دفعات کوکائین و مرفین به بدن آنها تزریق شده بود، مشاهده شد.
به گفته دانشمندان، تفاوت های موجود در مغز سیگاری ها و افراد غیر سیگاری ممکن است به ایجاد تغییرات پایدار در ناحیه پاداش حاصل از تحریک نیکوتین و اعتیاد در انسان ها کمک کند.
اثر این تغییرات حتی ممکن است مدت های طولانی پس از ترک سیگار برجای ماند و منجر به بازگشت مجدد افراد به سمت سیگار شود.
نوشيدن مداوم آب انار فرآيند اكسيداسيون كلسترول مضر را كه منجر به انسداد رگ ها مي شود، به ميزان ٠٤درصد كاهش مي دهد.
بررسي ها همچنين نشان داده است آب انار ٣ برابر چاي سبز آنتي اكسيدان دارد. به گزارش فرانس پرس ، آنتي اكسيدان به خنثي كردن صدمات ناشي از راديكال هاي آزاد كمك مي كند.
انار به لحاظ دارا بودن آنتي اكسيدان حتي از گوجه فرنگي غني تر است. همچنين مصرف آب انار به طور چشمگيري ميزان آنتي اكسيدان را در خون افزايش و ميزان اكسيداسيون كلسترول مضر را كاهش مي دهد.
انار داراي انواع ويتامين ها، مواد معدني به ويژه پتاسيم، اسيدهاي آمينه و... است.
اين ميوه همچنين غني از پلي فنول است كه در حفظ سلامت قلب موثر مي باشد.
درگفت وگو باشهريار اسلامي تبار، مدرس دانشگاه
پزشكي مدرن در دهه هاي اخير رنج ها و دردهاي انسان را كاهش داده و در موارد متعددي آن را به طور كامل مهار كرده است. اما همواره اين سؤال مطرح بوده كه بيمار صرفاً بايد پذيرنده درمان باشد يا اينكه خود مي تواند در درمان و پيشگيري از بيماري، ايفاگر نقش مهم باشد.
پاسخ به اين سؤال زماني ضرورت مي يابد كه به عوارض ناشي از انواع روشهاي درماني و دارويي مدرن و نيز گراني اين نوع خدمات توجه كنيم.
در چنين شرايطي است كه انرژي درماني به عنوان يك روش درماني ارزان، مؤثر و كم خطر مطرح مي شود اما پيرامون اين روش نيز سؤالاتي مهم وجود دارد كه دكتر شهريار اسلامي تبار، محقق و مدرس دانشگاه و نيز معاون دفتر حقوقي و امور مجلس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به آن پاسخ مي گويد. گفت وگو با او پيش روي شماست.

• علم با فرضيه هاي اثبات شده و روشهاي مستند سروكار دارد و در خارج از اين حوزه فقط «معجزه» را كه در انحصار پيامبران است به رسميت مي شناسد. به اين ترتيب هرگاه كسي بگويد از نيروي فوق العاده بهره مند است ممكن است متهم به خرافه گويي يا تردستي شود. ولي آيا واقعاً بايد وجود نيروهاي خارق العاده را نفي كرد؟
•• من اين سؤال را اينگونه پاسخ مي گويم كه به هرحال «نوع بشر امروزي» پس از آنكه سالها به خاطر دردهاي جسمي رنج كشيد، توانست به لطف هوش و ذكاوت خدادادي و با استفاده از طب رايج، روشهاي درماني و داروهايي ابداع كند تا امراض و دردهايش را تسكين ببخشد. با اين وصف برخي دردها و رنج ها هرگز به مدد استفاده از داروهاي شيميايي، جراحي و ساير روشهاي درماني امروزي تخفيف نيافت و اين گونه بود كه برخي از دانشمندان با استفاده از متون كهن، بارديگر به نوعي از طب سنتي روي آوردند.
از اين طب به عنوان طب مكمل هم ياد مي شود و طبق تقسيم بندي سازمان بهداشت جهاني شامل دو گروه عمده است: ارتعاشي و غيرارتعاشي. ارتعاشي مانند طب سوزني، هميوپاتي، موسيقي درماني، نوردرماني، انرژي درماني و … غيرارتعاشي نيز مانند طب گياهي، طب تغذيه، انواع ماساژها، آب درماني و … تعدادي از رشته هاي زيرمجموعه طب مكمل مورد تأييد قرارگرفته وبقيه در مراجع قانوني تحت بررسي است. در حالت كلي كاركرد اين نوع طب، گسترده و شگفت انگيز بوده اما اين همه آن چيزي نيست كه در پيرامون طب اتفاق افتاده است.
• بفرماييد تاريخچه انرژي درماني چيست؟
•• انرژي درماني يا لمس درماني يا هيلينگ سابقه جالبي دارد. خداوند در وجود همه انسانها، انرژي را به وديعه گذاشته است و حتي حيوانات نيز از اين نعمت الهي بي بهره نيستند. به طوري كه وقتي يك حيوان متولد مي شود و چهار دست و پا روي زمين مي افتد به طوري كه قدرت بلندشدن ندارد، مادر آن حيوان، فرزند خود را «ليس» مي زند و با انتقال نوعي انرژي به او كمك مي كند تا برخيزد.
درواقع مي توان گفت شروع بيماري زماني است كه تعادل انرژي در يك نقطه بدن به هم مي خورد، انرژي درمانگر با انتقال انرژي به آن نقطه از بدن سبب بازگشت تعادل شده و در نتيجه به بهبودي كمك مي كند.
• يعني وجود انرژي در موجودات غريزي است و نياز به اكتساب آن نيست؟
•• ببينيد! انرژي اوليه در وجود همه موجودات به صورت ذاتي نهفته است. با اين تفاوت كه ميزان آن در برخي افراد زياد است و به دلايلي نيروي ذاتي بيدار شده يا نشده، و در عده اي ديگر اندك. اين انرژي را مي توان با شيوه هاي مختلف از جمله تمرين و ممارست بالا برد و يا آن را قابل به كارگيري كرد. اما اين كه انرژي از كجا آمده اين بحثي هست كه با توجه به يكي از احتمالات، انرژي منشأ كهكشاني و ماوراءالطبيعه مي تواند داشته باشد و موضوع مهمتر اينكه كساني مي توانند اين انرژي را در خود بالا ببرند كه بر خودشان مسلط باشند. تسلط داشتن برخود، مقدمه آن است كه بتوان انرژي را به ديگران انتقال داد و انرژي درون سلولي را متعادل ساخت همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: «اي انسان فكر نكن تو جرم كوچكي هستي. بلكه دنياي بزرگتر از دنياي بيرون در درون تو نهفته است. دواي تو در توست، نمي بيني رستگاري در توست، نمي داني.»
حال، اين انرژي در مراتب بسيار بالاتر «معجزه» يا شفادادن بيماران نام دارد كه خداوند فقط به معدودي از بهترين انسانها يا همان پيامبران عطا كرده است.
يكي از معروفترين تئوريها و فرضيه ها اين است كه: «انرژي اساس زندگي را تشكيل مي دهد» و همه مخلوقات، چه جامدات و چه نباتات، هاله اي از انرژي را اطراف خود دارند كه با استفاده از دستگاههايي قابل ثبت مي باشد، بطوري كه در سال ۱۹۷۱ دانشمندي به نام «دنيس گابور» با ساختن اولين هالوگرام موفق به دريافت جايزه نوبل شد. حال به بحث اول برمي گرديم هر وقت تعادل انرژي از بين برود، بيماري ايجاد مي شود. يعني هر سلولي براي بقا رشد يا استقامت بافتي خود، نياز به انرژي دروني يا نيروي حيات بخش دارد. اما نكته اي را در اينجا مي خواهم بگويم. دانشمندي به نام «نيجل ريچموند» در سال ۱۹۳۵ در آزمايش بسيار ساده ولي در عين حال مهم، يك قطره از آب بركه اي حاوي مقداري پارامسي (موجودات تك سلولي) در ظرفي مشبك ريخت و زير ميكروسكوپ گذاشت. سپس به اين موجودات كه يكي از ريزترين جانداران روي زمين هستند انرژي داد با اين نيت كه به سمت چپ ، سپس راست و يا برعكس در ظرف مذكور بروند و اين اتفاق افتاد. اين يكي از آزمايشهاي اوليه مربوط به تأثير انرژي است و نشان داد كه مي توان روي يك موجود ديگر با استفاده از انرژي تأثير گذاشت. اين آزمايش افق هاي نويني در پيش روي پژوهشگران گذاشت.
• اما كساني كه نيرو درماني و انرژي درماني را مطرح مي كنند از نقش «باور» به كرات سخن مي گويند. يعني فرد انرژي گيرنده بايد به «باور» برسد تا انرژي در او اثر كند. حال اينكه اين آزمايش نشان مي دهد «پارامسي ها» بدون آنكه قدرت «باورپذيري» داشته باشند، انرژي گرفته اند!
•• «تلقين» در موضوع «انرژي» چندان تأثيري ندارد. براي روشن تر شدن بحث بايد بيماران را به سه دسته تقسيم كرد. نخست، بيماران روحي كه درصدي از آنها كساني هستند كه نزد هر پزشك يا شخص انرژي درمانگر يا هر شخصي كه به او اعتقاد دارند مراجعه و با او گفت وگو كنند، خوب مي شوند. اين بحث رواني قضيه است.
اما دسته اي از افراد بيمار روحي ـ جسمي هستند. مثل بچه اي كه از مادر دور است و مدام سرما مي خورد و وقتي نزد مادر مي رود، مشكلات او تا حد زيادي حل مي شود. يعني دوري از مادر سبب شده بود ايمني بدن كودك پايين بيايد و به كرات سرما بخورد. بسياري از انواع افسردگي ها، اضطراب ها، التهاب ها و زخم هاي معده و … از اين نوع هستند.
دسته سوم بيماران جسمي (سوماتيك) مانند بيماران ديابت، هپاتيت، ميگرن، آرتروز، ديسك كمر، سرطانها M.S و … هستند كه مشكل آنها بيشتر جسمي است. اين بيماران چه فرد درمانگر را «باور» كنند يا خير، فرقي ندارد و اين پزشك امروز است كه بايد مشكل او را به نوعي كنترل و مرتفع كند.
• آقاي دكتر ! شما گفتيد انرژي در نزد همه موجودات نهفته است و با ممارست مي توان آن را تقويت كرد و به ديگران انتقال داد. اتفاقاً برخي از كساني كه امروزه در ايران در اين وادي مشهور شده اند مي گويند آنچه ما انجام مي دهيم نيرو درماني است و نه انرژي درماني. درواقع مدعي اندكه نيرو درماني يك مرحله بالاتر از انرژي درماني است!
•• «ادعا» يك راه بدون بن بست است! آنچه در جهان امروز شاهد آنيم اين است كه انرژي درماني از چند دهه پيش آغاز شده و راه تعريف شده اي است و ما امروز اگر مي خواهيم در اين مسير گام برداريم، بايد به تجربه هاي پيشينيان توجه كنيم. انرژي يك علم است كه به روشهاي مختلف مي شود به دست آورد. همانطور كه رانندگي يا نقاشي يك علم است. هر چند استعداد ذاتي در كيفيت آن مؤثر است. بايد دانست انرژي درماني، مراتب و شاخه هاي بسيار مختلفي دارد و از «آرزو درماني» [همان كاري كه در مورد موجودات تك سلولي انجام شد] و «دعادرماني» شروع مي شود و به شيوه هاي مختلف امروزي تا سبك هاي طبقه بندي شده كه در دانشگاههاي معروف جهان تدريس مي شود، ادامه مي يابد.
مثلاً هم اكنون در دانشگاه U.C.L.A در آمريكا، انرژي درماني و كلاً طب مكمل در رشته هاي گوناگون و در مقاطع مختلف تحصيلي تدريس مي شود و براي مثال در برخي از سبك ها به فرد انرژي درمانگر ياد داده مي شود كه اگر كسي خون دماغ شد چگونه به سرعت و با انرژي، اورژانسي خون دماغ او را قطع كنند. يا حتي در مورد سردرد شديد هم همينطور است. اما اينها درمان نيست! و در رسته اولين كارهاي انرژي درماني است. انرژي درماني، سطوح مختلفي دارد و در ايران هم نسبت به استعدادشان افرادي هستند كه به صورت آكادميك و يا با تمرين و ممارست اين فن را آموخته اند.
آنچه مي خواهم بگويم اين است كه انرژي درماني يك بحث كاملاً علمي و تعريف شده است و مي توان با داشتن استعداد آن را نزد استادآموخت تا به بيراهه نرفت و از آنجا كه قدرتهاي تأثيرگذاري از ضعيف تا شديد نسبت به عاملان آن وجود دارد، لذا انرژي درمانگر توانمند صاحب انرژي جامعي است كه اصطلاح به كار رفته «نيرودرماني » را مي پوشاند.
• عالي ترين سطح انرژي درماني چيست و با استفاده از آن چه بيماريهايي را مي توان علاج كرد؟
•• بسياري از بيماريها را مي توان با انرژي درماني به همراه طب رايج امروزي درمان كرد. فرد انرژي درمان نسبت به استعداد درك و فراگيري مي تواند به قدرتهاي تأثيرگذاري متفاوتي برسد و حتي از انرژي مؤثر خود در جهت درمان، بازسازي و ترميم سلولهاي آسيب ديده استفاده كند و برخي از صاحب نظران اعتقاددارند با انرژي مي توان جراحي هاي بدون خونريزي انجام داد.
• انتقال انرژي و درمان با چه روشهايي مي تواند صورت بگيرد؟
•• روشها متفاوت است. انرژي با سرعت بالا همانند سرعت نور مي تواند حركت و از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل شود. به طوري كه با دست، نگاه چهره به چهره، تمركز، فكر كردن و... انتقال مي يابد.
• يك انرژي درمانگر مي تواند «اسكن » كند و بيماري را تشخيص دهد!
•• بله، اين هم ممكن است ولي بحث خاص خود را دارد.
• پس آنچه كه الآن در ايران برخي در پيش گرفته اند، يك كار «ممكن» و به لحاظ علمي «درست » است؟
•• ببينيد! با شتر هم مي توان تا خارج از كشور رفت! اما با هواپيما سرعت اين سفر بسيار «كمتر » مي شود و ايمني آن هم بالا مي رود. لازم است كساني كه در ايران انرژي درماني مي كنند پس از آزمايشات تكنيكي و كسب مجوزهاي لازم اين كار را علمي و قانونمند كنند.
• ولي ما شاهد بوديم كه وزارت بهداشت نه تنها در اين مسير گام نگذاشته بلكه در سال گذشته عليه برخي انرژي درمانگرها كه شهرت ملي و جهاني يافته اند شكايت كرد و اتفاقاً دادگاه هم فرد «انرژي درمانگر » را تبرئه كرد. شما به عنوان يكي از مديران اين وزارتخانه فكر نمي كنيد اگر تعللي صورت گرفته متوجه مسؤولان است و نه «انرژي درمانگرها»؟
•• آن شكايت با توجه به ماده ۳ قانون سال۱۳۳۴ صورت گرفت كه به صراحت مي گويدتنها كساني مي توانند اقدام به درمان كنند كه پزشك باشند. اكنون هم شكايتهاي بسيار زيادي در خصوص اقدام افراد فاقد صلاحيت وجود دارد كه عوارض غيرقابل برگشت ايجاد كرده اند. بنابراين از آنجا كه موضوع انرژي درماني به طور قطع موردتأييد اين وزارتخانه نيست و آن را در دست بررسي دارد، وظيفه خود مي داند كه با افراد متخلف در اين زمينه برخورد كند.
• يعني انرژي درمانگر نمي تواند قدرت تشخيص داشته باشد؟
•• اما فقط بعضي از آنها قدرت تشخيص دارند. اما حرف من است كه گفتن حرفهاي عمومي نبايد با ارزش جلوه كند. بايد از اين افراد سؤال كرد تا به حال چند نفر و چه بيماريهايي را با اين روشها درمان كرده ايد و آيا مشكلات قبل از درمان وبعد از درمان ثبت شده يا خير؟
برگرفته از شماره ۲۵۲۲ روزنامه ايران -چهارشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۲
www.energymedicine.ir سايت تخصصي در حوزه طب انرژي
كيسه هاي آب گرم و آب سرد ابزارهاي ساده اي هستند كه از سالهاي دور براي كنترل درد مورد استفاده قرار مي گرفته اند.
«گرم كردن» و «سردكردن» و يا استفاده از هر دو جز براي تسكين و كنترل درد براي درمان «ورم» و «آماسيدگي» نيز به كار مي روند.
دردهاي ناحيه پشت بدن، دردهاي آرتروزي و دردهاي ديگري از اين دست معمولاً نسبت به درمان با گرما واكنشي مثبت از خود نشان مي دهد. بدين معني كه گرمابخشي به منطقه درد موجب گردش سريعتر خون، شل شدن ماهيچه ها (عضلات) و تحريك فوق العاده آنها مي گردد.
«منطقه درد » مي تواند به طرق مختلف مثل استفاده از ظرفهاي آب گرم، تشك هاي الكترونيكي، كيسه و يا ژل، گرم شده و تحت تأثير قرار گيرد. گاهي نيز گرمابخشي مرطوب مثل استفاده از دستمال مرطوب گرم، بهتر از نوع خشك آن عمل مي كند.
در اين صورت مي توان از تشك هاي الكترونيكي، كيسه ژل نمناك يا كيسه آب گرم رطوبت دهنده استفاده كرد. همچنين دوش آب گرم و يا استفاده از حوله مرطوب گرم يا نشستن در وان آب گرم از راههاي ديگر متمركز كردن حرارت بر منطقه درد است. پمادهاي ضددرد نيز با توليد حرارت در منطقه درد، وسيله مؤثر ديگري براي تسكين به شمار مي رود. با اين حال اگرچه استفاده از گرمابخشي روش متداولي براي تسكين بعضي از انواع دردهاست اما بايد توجه داشت كه از همه اشكال مختلف گرما درماني با احتياط كامل استفاده شود.
شدت گرما و طول مدت استفاده از آن براي ادامه درمان بايد صحيح و تنظيم شده باشد. به عنوان مثال وقتي از تشك الكترونيكي براي گرمابخشي استفاده مي كنيد، بايد مراقب باشيد تا روي آن به خواب نرويد.
فارغ از اينكه چه منبعي براي گرمابخشي استفاده مي كنيد، نبايد مدت استفاده از ۲۰ دقيقه تجاوز كند، نيز پس از آن بايد به مدت ۲۰ دقيقه استراحت كنيد.
پس از آنكه عمل گرمابخشي را قطع كرديد، منطقه درد را به آرامي مالش دهيد تا گرما در منطقه درد پخش شود. اين كار موجب مي گردد تا انقباض يا گرفتگي عضله در منطقه درد تخفيف يابد و در نتيجه درد كم شود. اما اگر منطقه درد بر اثر گرمابخشي ملتهب شده يا دچار التهاب وريدي يا مشكل عروقي هستيد از مالش و ماساژ منطقه درد، بپرهيزيد.
* سرمادرماني
از آنجا كه سرما به شدت در جلوگيري از ورم و آماسيدگي مؤثر است، از كيسه يخ به شكل مستقيم براي معالجه ضرب ديدگي، رگ به رگ شدن، گرفتگي يا صدمات ديگري از اين نوع استفاده مي شود.
استفاده از كيسه يخ رايج ترين و سهل ترين طريقه سرمادرماني است كه مي تواند به آساني روي منطقه درد قرارگيرد. همچنين مي توان منطقه درد را با حركتي دوراني و به مدت ۵ الي ۷ دقيقه با آن ماساژ داد. بي ترديد دربسياري موارد، مالش منطقه درد با كيسه يخ موجب تسكين درد مي گردد.
كيسه هاي ژل يخي به جهت قابليت انعطافي كه دارند، از كيسه هاي معمولي يخ راحت تر و مؤثرترند. اين كيسه ها رابايد پس از هر ۲۰ دقيقه استفاده و درفواصل آن در فريزر نگاه داشت.
استفاده از سرمابخشي نيز مانند استفاده از گرمابخشي بايد با دقت و احتياط همراه باشد. براي اينكار كيسه يخ يا ژل يخي را درون يك حوله بپيچيد و سپس آن را به مدت معين (هربار ۲۰ دقيقه) در منطقه درد قراردهيد.
* استفاده از گرما و سرما به صورت متناوب
در بعضي موارد استفاده متناوب از گرما و سرما به نتيجه بهتري در تسكين درد منجر مي شود. مثلاً براي درمان خشك شدگي و دردناكي گردن، اگر ابتدا يك دوش آب ولرم بگيريد تا ماهيچه هاي گردن از انقباض خود رها شوند و سپس به مدت ۵ الي ۷ دقيقه با يخ يا ژل يخي گردن خود را ماساژ دهيد، احتمالاً گامي مؤثر در تسكين و بهبود وضع گردن تان برداشته ايد.
در هر حال بهترين راه براي آنكه شما بفهميد كه كداميك از روشهاي معرفي شده (گرما درماني، سرمادرماني يا استفاده متناوب از هردو) مؤثرتر و مفيدترند، همانا آزمودن هر كدام از اين روشهاست. چنانكه اگر با چند بار استفاده از يكي از آنها نتيجه مطلوب نگرفتيد، مي توانيد از راههاي ديگري استفاده كنيد اما هميشه به خاطر داشته باشيد كه اگر درد شما همچنان ادامه يافت بخصوص در مواردي كه شما منشأ درد را نشناخته ايد، بايد با پزشك معالج خود مشورت كنيد.
كار درماني
در كار درماني به بيماران كمك مي شود مشكلاتي را كه در انجام كارهاي روزمره خود دارند، به نحو مناسبي اصلاح نمايند. براي مثال،خانم كارل در لباس پوشيدن دچار مشكل بود؛ زيرا در يك دست و يك پايش ضعف بيش از حدي داشت. بنابراين فرد كار درمان به او توصيه نمود كه از لباسهاي راحتي كه داراي دكمه هاي بزرگ و يا زيپ باشند، استفاده نمايد.
در كار درماني اغلب توصيه مي شود كه از وسايل خاصي مثل گرفتن مداد يا خودكار، شانه يا برسهاي مخصوص و ناخن گيرهاي ويژه استفاده شود.
گاهي اوقات افراد كار درمان توصيه مي كنند كه تغييراتي در خانه يا محل كار اين بيماران ايجاد شود تا راحت تر بتوانند زندگي كنند. بسياري از بيماران مبتلا به ام اس كه دچار سرگيجه يا ضعف هستند، از توالتهاي مخصوص، ميله هاي مخصوص، ميله هاي مخصوص گرفتن و ريلهاي محافظ در حمام بهره مي برند.
براي افرادي كه دچار بي اختياري ادراري هستند، كار درمانها همراه با پزشكان براي كمك به اين بيماران روشهاي مخصوصي ارائه مي كنند. بعضي از بيماران براي كنار آمدن با اين مشكل از پوشك استفاده مي كنند، در حالي كه عده ديگر، استفاده از كاتتر (سوند) را ترجيح مي دهند. كاتتر يا سوند، لوله اي باريك است كه از طريق پيشابراه وارد مثانه مي شود و سر ديگر آن به يك كيسه متصل است تا ادرار را در آن جمع نمايد. اين كيسه وقتي پر از ادرار شد، خالي مي گردد. براي بعضي از بيماران، استفاده از كاتتر ناراحت كننده است و از نظر روحي نيز با آن مشكل دارند، اما بسياري از بيماران ياد مي گيرند كه آن را به عنوان وسيله اي لازم بپذيرند و از آن استفاده كنند.
مشاوره در روانپزشكي
اشكال در كنار آمدن با بيماريهايي مثل ام اس اغلب به بروز افسردگي و ساير اختلالات رواني منجر مي شود. به علاوه، بسياري از بيماران به علت از بين رفتن ميلين در بعضي از قسمتهاي مغز، دچار مشكلات روحي و رواني خاص مي شوند. بنابراين بسياري از بيماران مبتلا به ام اس نياز دارند كه براي رفع اين مشكلات به روانپزشك مراجعه نموده و از داروهايي كه برايشان در اين مورد تجويز مي شود، استفاده نمايند. بسياري از انواع روان درماني ها مي توانند براي بيماران مبتلا به ام اس مفيد باشند.
بيماران با بيان نگرانيها و اضطرابهاي خود به متخصصان روان درماني، آنها را راهنمايي خواهند نمود تا توصيه هايي در مورد تغيير در نحوه فكر كردن يا تغيير در رفتارشان طراحي كنند تا از دست مشكلات روحي و هيجان مرتبط به اين بيماري رهايي يابند.
گفتار درماني
بسياري از بيماران مبتلا به ام اس به گفتار درمان نياز دارند؛ زيرا پلاكهاي عصبي آنها باعث اختلال در صحبت كردن طبيعي آنها شده و باعث مي گردد كه كلماتي كه به كار مي برند، نامفهوم بوده و يا اينكه فاصله بين كلمات آنها طولاني شده و بريده بريده حرف بزنند.
متخصصان گفتار درماني مشكل خاص هر بيماري را ارزيابي و به او كمك مي نمايند تا ياد بگيرد كه طوري حرف بزند كه فهميدن آن راحت تر باشد. روشهاي جديد نفس كشيدن و تلفظ كلمات، اغلب بايد آموخته شود. همچنين متخصصان گفتار درماني مي توانند به بيماراني كه مشكل بلع غذا نيز دارند، كمك كنند. تمرينات ويژه و تغيير در رژيم غذايي معمولاً براي برطرف شدن مشكل اين گونه بيماران كافي مي باشد. با اين حال اگر فرد بيمار قادر به بلع هيچ گونه غذايي نباشد، با استفاده از يك لوله به او غذا مي رسانند.
هورمون بارداري، اميدي براي بيماران «ام اس»
دانشمندان مي گويند: هورمون بارداري اميدي براي درمان بيماريهاي عصبي است.
به نقل از رويترز، در تحقيقي كه روي موشها صورت گرفت، مشخص شد كه هورموني به نام «پرولاكتين»، «ميلين» كه ماده اي چرب بوده و سلولهاي عصبي مغز و طناب نخاعي را مي پوشاند، توليد مي كند.
در زمان سفت شدگي بافتها، سيستم ايمني بدن به ميلين كه پوشش سلولهاي عصبي است، حمله كرده و باعث كاهش ايجاد حس و حركت مي شود كه از نوع خفيف تا نوع فلج كننده آن مشاهده شده است.
اين آسيب باعث اختلال در سيگنالهاي عصبي مي شود كه عامل هدايت و هماهنگي عضلات، كشش، حس و بينايي است. تحقيقات نشان مي دهد، پرولاكتين مي تواند به ترميم اين آسيبها در افراد «ام اسي» كمك كند.
موشهاي باردار داراي مقدار زيادي مواد سازنده ميلين بودند. محققان پس از تخريب ميلين اطراف سلولهاي عصبي موشهاي «ام اسي»، مشاهده كردند كه پس از دو هفته، ميزان ميلين در موشهاي باردار دو برابر موشهاي عادي بود.
پس از تزريق پرولاكتين به موشهاي غير بارور، در آنها نيز ميلين شروع به ساخته شدن كرد.
سطح پرولاكتين در زمان بارداري بالا مي رود و در توليد شير نيز نقش بسزايي دارد.
سفر به زمان گذشته ممکن نیست
دانشمندان اعلام کردند نظریه های بازگشت به گذشته مردود بوده و عملا نمی توان به گذشته سفر کرد.
برایان گرین مولف کتاب پرفروش « دنیای زیبا » و از فیزیکدانان برجسته در دانشگاه کلمبیا گفت: سناریوهای متعددی وجود دارد که نظریه هایی نظیر چگونگی بازگشت شخص به گذشته را مطرح می کند. اما اگر با دقت به آنها نگاه شود تقریبا تمامی این نظریه ها در حاشیه فیزیکی که از آن درک روشنی داریم مطرح شده اند. اکثر ما فیزیکدانان فکر می کنیم که می توان این نظریه ها را رد کرد.
در فیزیک، زمان همچون بعدی شبیه طول، عرض و ارتفاع با مسیری در فضا توصیف می شود. هنگامی که شخص از خانه به فروشگاهی حرکت می کند، در حقیقت در مسیری در فضا در حال حرکت است و در کل در تمامی ابعاد فضایی حرکت می کند. اما نباید فراموش کرد که در بعد چهارم یعنی زمان نیز در حال حرکت هستیم.
چالز لویی از متخصصان فیزیک نجومی در دانشگاه سیتی نیویورک می گوید: فضا و زمان در یکدیگر و در قالب تشکیل بعدی به نام بعد فضا - زمان گرفتار شده اند.
بر اساس گزارش لایو ساینس، برای سفر به زمان پیشنهادات عجیبی مطرح شده است. پیشرفته ترین این پیشنهادات تونل زمان است که دو بخش از دنیا را به یکدیگر متصل می کند.
برخی نظریه ها گویای آن است که ماده می تواند از طریق این تونل به بخش های دیگری از زمان سفر کند.
میچییو کاکو از فیزیکدانان برجسته دانشگاه سیتی در نیویورک گفت: تونل های زمان مربوط به آینده و گذشته می شوند. اما باید مراقب باشیم. سوختی که نیاز است تا انرژی مورد نیاز برای فعال شدن یک ماشین زمان را فراهم کند بسیار فراتر از آن چیزی است که با فناوری های فعلی بتوانیم آن را تامین کنیم.
نويسنده : دكتر مرتضي صفوي مدير دفتر بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت
اغلب شيريني ها با روغن هاي مضر توليد مي شود
متاسفانه بخش عمده شيريني ها و فرآورده هاي قندي موجود در كشور با استفاده از روغن هاي جامدي توليد مي شود كه اسيد چرب مضر آنها بيش از ٠٣ درصد است و افراط در مصرف اين شيريني ها در ايام نوروز، سبب افزايش آمار ابتلا به اختلالات قلبي- عروقي، چاقي، ديابت و نارسايي هاي گوارشي مي شود.
مصرف انواع تنقلات از جمله آجيل، شيريني و شكلات در ايام نوروز افزايش زيادي پيدا مي كند و با توجه به تغييراتي كه در الگوهاي تغذيه اي خانواده ها ايجاد مي شود، رعايت برخي نكات بهداشتي مي تواند مسائل و مشكلات ناشي از مصرف اين مواد را به حداقل برساند.
در حال حاضر بيش از ٠٦ درصد بيماري هاي متابوليك در كشور ما مانند بيماري هاي قلبي- عروقي، چاقي، ديابت و ... به دليل تغذيه غلط ايجاد مي شود و متاسفانه از ٠٠٨ مرگي كه روزانه در كشور اتفاق مي افتد، ٠٠٣ مورد در اثر بيماري هاي قلبي- عروقي است و با توجه به اين كه اين بيماري ها قابل پيشگيري هستند در صورت پيروي از يك برنامه غذايي صحيح و پرهيز در استفاده از چربي هاي مضر، قندهاي خالص و... مي توان به ميزان قابل توجهي احتمال بروز اين بيماري ها را كاهش داد.
در تعطيلات نوروز بهتر است برنامه غذايي مانند ايام ديگر تنظيم شود و مصرف آجيل و مغزها به عنوان ميان وعده به مقدار متعادل باشد. همچنين مي توان حجم مواد غذايي را در هر وعده كاهش داد و به ويژه شام را بسيار مختصر ميل كرد.
صبحانه يكي از مهم ترين وعده هاي غذايي است كه براي سلامت و تندرستي افراد اهميت خاصي دارد. بهتر است افراد در ايام تعطيل شب ها زودتر بخوابند تا صبح بتوانند با شادابي از خواب برخيزند و صبحانه كاملي شامل مقادير مناسب نان، شير، پنير، گردو و... مصرف كنند.وي پرهيز از خوردن كره، خامه و سرشير را در ايام نوروز ضروري عنوان مي كند و اظهار مي دارد: براي ايجاد تنوع غذايي در وعده صبحانه، خوردن تخم مرغ، خيار، گوجه فرنگي، ميوه و آب ميوه توصيه مي شود.
* مضرات مصرف بي رويه آجيل و شيريني در ايام نوروز
زياده روي در مصرف اين خوراكي ها مي تواند منجر به بروز مشكلاتي براي سلامتي افراد به خصوص كودكان و سالمندان شود. زياده روي در مصرف شيريني، شكلات و مغزها اغلب باعث بروز مشكلات گوارشي مانند درد معده، تهوع و استفراغ خواهد شد، ضمن اين كه سبب بي اشتهايي فرد مي شود. تداوم اين وضعيت به مدت ٢ هفته در ايام تعطيلات، مشكلات جدي را براي افراد به دنبال خواهد داشت.
در افراد بزرگسال نيز زياده روي در مصرف انواع شيريني و آجيل مي تواند به بروز مشكلات گوارشي و نيز افزايش انرژي دريافتي و در نتيجه اضافه وزن منجر شود. ضمن آن كه در افرادي كه مبتلا به قند يا چربي خون بالا هستند، زياده روي در مصرف اين مواد غذايي، باعث بروز اختلالات خطرناك در وضعيت سلامت خواهد شد.
مصرف شيريني همچنين يكي از مهم ترين عواملي است كه زمينه بروز اختلالات قلبي- عروقي را ايجاد مي كند. متاسفانه با توجه به اين كه در حال حاضر ترانس روغن هاي موجود در كشور بالاي ٠٣ درصد است، طبيعي است كه روغن هاي به كار برده شده در فرآيند تهيه اغلب شيريني هايي كه در قنادي ها يا كارخانه ها توليد مي شود، داراي اسيد چرب مضر بيش از ٠٣ درصد باشد كه مصرف آن زمينه ساز بيماري هاي قلبي-عروقي است.
*مضرات مصرف آجيل و به طور كلي مغزها
چربي موجود در آجيل از نوع چربي هاي مضر نيست اما براي كساني كه به مشكلات گوارشي مبتلا يا دچار اضافه وزن هستند، مي تواند مخاطره آميز باشد.
ورزش به ميزان ٠٢ دقيقه در طول روز در هواي آزاد بسيار اهميت دارد. چنانچه امكان انجام حركت هاي ورزشي به طور روزانه وجود نداشته باشد، مي توان هفته اي ٣ بار و هر بار به مدت ٥٤ دقيقه ورزش كرد.
موضوع بسيار مهم ديگر در ايام نوروز اين است كه وعده هاي غذايي نبايد جابجا شود و بايد مانند سابق پابرجا بماند. براين اساس مصرف مواد خوراكي از جمله آجيل و شيريني بايد تا اندازه اي محدود باشد كه هيچ خللي در مصرف وعده هاي غذايي ايجاد نكند.
همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت،
وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچههاي بعدي زندگي بهتر...
ولي وقتي ميبينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.
بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.
فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.
با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :
همسرمان رفتارش را عوض كند،
يك ماشين شيكتر داشته باشيم،
بچه هايمان ازدواج كنند،
به مرخصي برويم
و در نهايت بازنشسته شويم...
حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل،
شاد و خوشبخت زندگي كنيم.
خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه،
موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:
مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم،
كاري كه بايد تمام كنيم،
زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم،
بدهيهايي كه بايد پرداخت كنيم و ...
بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!
بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم،
تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع ميشناسيم.
اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جادهاي بسوي خوشبختي وجود ندارد.
خوشبختي، خودٍ همين جاده است.
پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.
براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:
در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن،
شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه،
در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها،
بهار و تابستان و پاييز و زمستان،
اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...
خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.
هيچ زماني بهتر از
همين لحظه
براي شاد بودن وجود ندارد.
زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.
اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:
پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.
برندههاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.
آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟
آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.
نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟
نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.
روزهاي تشويق به پايان ميرسد!
نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!
برندگان به زودي فراموش ميشوند!
اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:
نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بودهاند ، بگوييد.
سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.
افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيدهاند، به ياد بياوريد.
پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد.
حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟
افرادي كه به زندگي شما معني بخشيدهاند، ارتباطي با "ترينها" ندارند،
ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبردهاند، ...
آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند،
همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند .
كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است.
و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد؟
اجازه دهيد كمكتان كنم.
شما در زمره مشهورترين نيستيد...،
اما از جمله كساني هستيد كه براي درميان گذاشتن اين پيام در خاطرمن بوديد.
مدتي پيش، در المپيك سياتل،
9 ورزشكار دو و ميداني كه هركدام گرفتار نوعي عقب ماندگي جسمي يا روحي بودند،
بر روي خط شروع مسابقه دو 100 متر ايستادند،
مسابقه با صداي شليك تفنگ، شروع شد.
هيچكس ، آنچنان دونده نبود، اما هر نفر ميخواست كه در مسابقه شركت كند و برنده شود.
آنها در رديفهاي سه تايي شروع به دويدن كردند،
پسري پايش لغزيد ، چند معلق زد و به زمين افتاد، و شروع به گريه كرد.
هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند.
حركت خود را كند كرده و از پشت سر به او نگاه كردند...
ايستادند و به عقب برگشتند... همگي...
دختري كه دچار سندرم دان (ناتواني ذهني) بود كنارش نشست،
او را بغل كرد و پرسيد "بهتر شدي ؟"
پس از آن هر 9 نفر دوشادوش يكديگر تا خط پايان گام برداشتند.
تمام جمعيت روي پا ايستاده و كف زدند. اين تشويقها مدت زيادي طول كشيد.
شاهدان اين ماجرا، هنوز هم در باره اين موضوع صحبت ميكنند. چرا؟
زيرا از اعماق درونمان ميدانيم كه
در زندگي چيزي مهمتر از برنده شدن خودمان وجود دارد.
مهمترين چيز در زندگي، كمك به سايرين براي برنده شدن است.
حتي اگر به قيمت آهسته تر رفتن و تغيير در نتيجه مسابقه اي باشد كه ما در آن
شركت داريم.
اگراين پيام را با عزيزانمان درميان بگذاريم،
شايد موفق شويم تا قلبمان را تغيير دهيم، شايد هم قلب شخص ديگري را، ...
”شعله يك شمع با افروختن شمع ديگري خاموش نميشود"
حوادث ترافيكي از اصلي ترين معضلات حوزه سلامت در كلان شهر تهران محسوب ميشوند زيرا بر اساس گزارش دوربينهاي معاونت حمل و نقل و ترافيك شهرداري، در هر۹ دقيقه يك حادثه ترافيكي در تهران رخ ميدهد، علاوه بر اين، آلودگي هوا نيز از عمده مشكلات محيط زيستي تهران و يكي از علل اصلي شيوع ايست قلبي است كه از عمده ترين دلايل مرگ در تهران محسوب ميشود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، حوادث ترافيكي كه از جدي ترين چالشهاي حوزه سلامت در تهران محسوب ميشوند، به دليل افزايش تردد خودروهاي شخصي، رو به افزايش هستند و اين امر خطري جدي براي سلامت ترافيك و عبور و مرور در تهران به شمار مي رود.
دكتر عباس استاد تقي زاده، مدير اداره كل سلامت شهرداري تهران با اعلام اينكه در هر ۹ دقيقه يك حادثه ترافيكي در تهران رخ ميدهد، گفت: حوادث ترافيكي اگرچه ممكن است در اكثر موارد تنها شامل برخورد ۲ خودرو و حتي بدون ضرر مالي يا صدمه جسمي باشند،اما جلوگيري از افزايش وقوع اين تصادفات، از ملزومات حفظ سلامت در كلان شهر تهران بشمار ميرود.
گفتني است، افزايش آلودگي هوا نيز از جدي ترين معضلات سلامت در شهر تهران است. زيرا در ۲۴ هزار فوتي كه در تهران تا پايان آبان ماه امسال به ثبت رسيد، شايع ترين علت مرگ، ايست قلبي گزارش شد كه يكي از علل اصلي وقوع اين ايست قلبي آلودگي هوا محسوب ميشود.
مديراداره كل سلامت شهرداري تهران در اين خصوص اظهار داشت: آلودگي هواي تهران به سرعت رو به افزايش است و اين امر از خطرات جدي براي سلامت شهروندان تهراني است زيرا آلودگي هوا علاوه بر ايست قلبي مضرات ديگري نظير استرس و شيوع بيماريهاي تنفسي را نيز به همراه دارد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، “خوسه پرز” رييس انجمن معتادان اسپانيا به شماره امروز جمعه روزنامه “آبث” چاپ مادريد گفت: توسعه اين واكسن جديد به معناي داشتن اولين دارو براي درمان افراد معتاد به كوكايين است.
وي افزود: اين واكسن از مولكولي مشابه با كوكايين تشكيل ميشود اما در آن تغييراتي ايجاد كردهاند تا سيستم ايمني بدن، آن را به عنوان يك ماده بيگانه، شناسايي و پادتن عليه آن را توليد كند تا به اين صورت، از ورود آن به مغز جلوگيري شود.
به گفته پرز، اين واكسن ضدكوكايين، ماده مخدر مزبور را جذب خود ميكند و از ورود آن به سيستم عصبي و تاثير لذتبخش در افراد جلوگيري به عمل ميآورد.
مايه بكار رفته در واكسن به گونهاي است كه افراد معتاد تاثير اين ماده مخدر را احساس نكنند و به اين صورت، به تدريج دست از مصرف آن بردارند.
اين واكسن ضد كوكايين كه هنوز مدت بسياري باقي مانده است تا وارد بازار مصرف شود، جنبه درمان پيشگيرانه ندارد بلكه در طول درمان معتادان در كنار كمكهاي رواني مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
پرز تصريح كرد كه آزمايش واكسن مزبور بر روي معتادان اسپانيا از طرف چند مركز تحقيقات پزشكي خارجي كه نامي از آنها نبرد، در دست مطالعه است.
برنامه توزيع اين واكسن به صورت آزمايشي روز گذشته در دوازدهمين كنگره ملي انجمن معتادان اسپانيا و دومين همايش اختلالات ناشي از اعتياد در ايبروآمريكا در شهر بارسلونا واقع در شمال شرقي اين كشور اعلام شد.
هماكنون افرادي كه براي ترك استعمال كوكايين تلاش دارند از حمايت روانشناسي برخوردار هستند اما بيشتر معتادان پيش از پايان يافتن دوره درمان، بار ديگر به مصرف مجدد اين ماده مخدر رو ميآورند.
اسپانيا و انگليس بالاترين مصرف كوكايين را در ميان كشورهاي اروپايي دارند.
مصاحبه از : مهرداد طبسي
در حوالي امروز: «پزشكان ايراني در مقايسه با ديگر پزشكان جهان، از نظر دانش هيچ چيزي كم ندارند».
اين گفته را دكتر احمد رجايي خراساني، فوق تخصص قلب باز و از محققان برجسته كشور پس از يك عمل دشوار 5 ساعته «ترميم دريچه ميترال و كرونر» كه چندي پيش در بيمارستان فوق تخصصي رضوي مشهد انجام شد، عنوان كرد.
وي دوره جراحي عمومي را در دانشگاه ماساچوست و سپس جراحي «كاريتودراسيك» را در «بوستون» و بعد از آن دوره تكميلي را در بيمارستان «هاروارد» گذرانده است. دكتر رجايي خراساني بيش از 30 سال در خارج از كشور مشغول مطالعه و طبابت بوده است و از چهار سال پيش تاكنون به ايران آمده است.وي تحقيقات گسترده اي در خصوص «آئورت»، ماركارديكشن حفظ قلب، ترميم دريچه قلب داشته است و چندين مقاله علمي نيز در داخل و خارج از كشور ارايه كرده است.
خبرنگار ما با وي گفتگويي انجام داده است كه مي خوانيد:
* آقاي دكتر! شما تحقيقات گسترده اي را به سرانجام رسانده ايد و حتي سبكي را نيز به نام خود به ثبت رسانده ايد، در اين خصوص بيشتر توضيح دهيد؟
** يكي از تحقيقات من در خصوص اينكه «چگونه نخاع و مغز را در حين عمل آئورت مي توان حفظ كرد»، مي باشد. همان طور كه مي دانيد در زماني كه عمل انجام مي شود، خون رساني به اين اعضا ممكن است دچار مشكل گردد و حتي احتمال فلج شدن بيمار نيز در اين زمينه وجود دارد. من در اين خصوص و همچنين عمل كردن بيمار بدون پمپ كار كرده ام.
* آخرين دستاوردهاي علم پزشكي در زمينه جراحي قلب چيست؟
** به طور دقيق نمي توان آخرين دستاورد را عنوان كرد، چون تكامل علم پزشكي، تداومي است از تجارب و دانش محققان.
ما نيز بايد به هر مبحث پزشكي مراجعه كنيم و ببينيم جهان در حال حاضر در كجا قرار دارد. البته يكي از پيشرفتهايي كه در زمينه جراحي قلب شده، در خصوص جراحي كرونر است. چون در حال حاضر بدون استفاده از ماشين قلب و ريه اين عمل انجام مي شود.
* شما نيز تحقيقاتي در خصوص ماشين قلب و ريه داشته ايد، اين تحقيقات شامل چيست؟
** من تحقيقات گسترده اي در اين خصوص داشته ام و آن، اينكه چگونه مي توان بدون ماشين قلب و ريه با آرامش عمل قلب را انجام بدهيم و نيز پيش بيني كنيم كه چه موقع و چه بيماري ممكن است دچار خطر بشود و تا قبل از اين كه خطري ايجاد شود، كارهاي لازم را انجام بدهيم.
* شما سالها در خارج از كشور به امر تحقيق و مطالعه مشغول بوده ايد، وضعيت پزشكان ايراني را در مقايسه با پزشكان خارجي چگونه مي بينيد؟
** از نظر تكنيكي، عملكرد و دانش، جراحهاي ايراني از پزشكان خارجي هيچ چيزي كم ندارند. اما امكانات تحقيقاتي و امكانات مدرن در بعضي از مؤسسات كمتر است.
* در خبرهاي علمي كه هر روزه مشاهده مي كنيم، از روباتها در عملهاي جراحي استفاده مي كنند، اصولاً چقدر مي توان به روباتها اطمينان كرد؟
** من وقتي در آمريكا بودم، خيلي به اين موضوعات علاقه مند بودم. اصولاً روباتها هنوز جنبه به اصطلاح عمومي ندارند. فقط چند جراح هستند كه تمام وقتشان را صرف اين كار مي كنند و ياد گرفته اند كه با روباتها چگونه كار كنند.
در حال حاضر اين مسأله جنبه تحقيقاتي و تمريني دارد. روباتها كارشان را دقيق انجام مي دهند و قابل اعتمادند، اما آن چيزي كه هم اكنون وجود ندارد، اطلاعات كامل از وضع بيمار و آموزش كامل براي جراحان مي باشد. در كشورهاي غربي بيشتر جنبه هاي تبليغاتي روباتها مد نظر قرار مي گيرد تا عملياتي آن. مثلاً يك بيمارستان يك ميليون دلار براي خريد يك روبات هزينه مي كند تا در تبليغاتش عنوان كند كه ما هم روبات داريم. بدين روش با بيمارستانهاي ديگر رقابت و بيماران را جذب مي كنند. اما اگر دقيق بنگريم، مي بينيم كه از اين روباتها خيلي استفاده نمي كنند
آخرين يافته ها پيرامون ايجاد توانايي هاي ذهني در دانش آموزان؛مهارتي به نام تيزهوشي
نويسنده : زهرا صابري
تيزهوشي به عنوان يكي از ويژگيهاي اكتسابي بشر مستلزم كسب مهارت است. تيزهوشي به معناي توانايي به كار گيري مهارتهاي خويش است و يكي از گامهاي مؤثر در اين راه، اخلاق مبتني بر اصول ادراكي خود انسان است كه بايد از همان آغاز تربيت مورد توجه قرار گيرد، زيرا توجه نداشتن به اين اصول به بروز اشتباهاتي منجر مي شود كه تمامي هنر تربيت را به امري بيهوده مبدل مي كند.
در روند كسب مهارت و تيزهوشي بايد همه امور بتدريج و طي سالها و در واقع از همان دوران كودكي انجام شود. البته تلاش والدين در هر چه تيزهوش تر بار آوردن فرزندانشان بايد در چارچوب و اندازه مشخصي صورت پذيرد. زيرا هر كودكي بايد تيزهوش باشد، اما فقط همانند يك كودك و نه بيشتر. براي داشتن فرزنداني تيزهوش شناخت زمينه هاي يادگيري كودكان امري ضروري و مستلزم اطلاعات وسيعي است. در اين مجال تلاش شده است با نگاهي هر چند گذرا به برخي امور ساده، اما مهم و اثرگذار در تربيت كودكان راهكارهايي در راستاي پرورش كودكان تيزهوش ارايه شود.
به طور كلي بهتر است از همان آغاز، از به كار گيري ابزارهاي متعدد در امر تربيت كودكان خودداري كرده و بيشتر اجازه دهيم كودكان خود بياموزند، زيرا آنها دوست دارند برخي امور را بسيار عميق ياد بگيرند. براي نمونه اين امكان را فراهم كنيم كه كودك خود نوشتن را بياموزد بدين ترتيب كه وقتي كودك مي خواهد كلمه نان را ادا كند از او بخواهيم كه آيا مي تواند اين كلمه را نقاشي كند؟ به طور حتم كودك يك شكل بيضي نقاشي خواهد كرد. در اين زمان بهترين و مؤثرترين واكنش والدين اين است كه از كودك خود بپرسند كه آنها نمي دانند منظور كودكشان از اين شكل يك تكه نان است يا يك سنگ.
كودكان بايد تنها در اموري كه مطابق با سن آنهاست مهارت پيدا كنند يا بهتر است بگوييم اين مهارت به آنها آموخته شود. برخي والدين از اين كه فرزندانشان زودتر از موقع شروع به صحبت كردن كنند كه در واقع نوعي تيزهوشي زودرس شمرده مي شود ابراز خوشحالي مي كنند در حالي كه چنين كودكاني عموماً آينده درخشاني ندارند. يك كودك بايد هوشمند باشد، اما همانند يك كودك. نبايد كودك را به يك مقلد كور تبديل كرد. كودكي كه همواره در معرض تيزهوشي زودرس قرار مي گيرد، كاملاً خارج از چارچوب سن و سالش بوده و در واقع تنها مقلد رفتار و گفتار بزرگسالان خويش است.
درك و فهم يك كودك بايد تنها در حد درك و فهم يك كودك باشد و نه بيشتر. در غير اين صورت اين كودك از نظر نگرش اجتماعي و اخلاقي و البته درك عاطفي هرگز به فردي بالغ تبديل نمي شود. همان طور كه غير قابل تحمل است ديدن كودكي كه مثلاً هنگام سردي هوا دستمال گردن مي بندد و يا حتي يك پيپ به گوشه لب دارد.
بايد بدانيم كه كودك مي خواهد بياموزد و پدر و مادر از همان آغاز وظيفه دارند ايده ها محركها و تقويت كننده هاي لازم براي يادگيري را در اختيار او بگذارند. يكي از عوامل مؤثر در اين راه محبت است. از آنجا كه احساسات كودك بيش از همه تأثيري پايدار و دايمي در تكامل اجتماعي و روحي وي دارند نبود مهر و محبت در روابط ميان والدين و فرزندان مي تواند به تغييرات بيولوژي در مغز آنان منجر شود.
محيط پيرامون كودك ابزارهاي يادگيري اوست: چهره ها، اصوات، رنگها، بوها و بازيهاي مختلف و اسباب بازيهاي گوناگون سخت و نرم اشياي گرد و سه گوش و سرد و گرم همه اينها همواره تصورات تازه اي را در اختيار كودك قرار مي دهد و به رشد مغزي وي منجر مي گردد بخصوص زماني كه مفاهيم بيشتري به طور همزمان مطرح مي شوند اما بايد بدانيم كه رنگهاي بسيار تند اسباب بازيهاي متعدد، پخش دايمي موسيقي، سر و صداي برنامه هاي تلويزيوني و همچنين پدر و مادراني كه همواره ايده هاي جديدي براي بازي با كودكان دارند بيشتر به گيجي و سردرگمي كودكان منجر مي شوند، از اين رو داشتن يك برنامه روزانه منظم با اختصاص زماني مشخص براي غذا خوردن، بيرون رفتن و خوابيدن ضرورت دارد.
محققان و مربيان يادگيري از مراحل حساسي سخن مي گويند كه در آنها كودكان علاقه ويژه اي به خوردن غذا با قاشق دارند ويا حتي زماني كه كودكان به كار كليدهاي برق علاقه خاصي نشان مي دهند. آنچه در اين مواقع بسيار مهم و سودمند مي نمايد اين است كه والدين به اين علايق كودكشان بي توجه نباشند، به طوري كه آنها نبايد از تكرار خواست كودكشان مثلاً در روشن و خاموش كردن مكرر كليد برق ممانعت كنند، زيرا قصد كودك از اين كه بارها و بارها كليد برق را روشن و خاموش كند عصباني كردن والدينش نيست، بلكه او در واقع اين تكرارها را براي يادگيري نياز دارد و يا حتي زماني كه كودك براي به دست آوردن توپ خود در حين بازي مشغول گريه كردن مي شود، به جاي اينكه توپ را جلوي پاي او بيندازيم بهتر است به همدردي و تشويق وي اكتفا كنيم.
پرواضح است خواستن كار غيرممكن از كودك بيرحمي است و برعكس اين كار نيز (قرار دادن توپ در مسير كودك) در واقع ضد تشويق و همان بد عادت كردن اوست.
يادتان باشد كودكان خود نقاط قوتشان را به تنهايي! كشف مي كنند.
با اين روش به كودكان مي فهمانند كه آنها مي خواهند خودشان جهان را كشف كنند و اين والدين هستند كه بايد با ارايه فضاي لازم براي يادگيري اجازه دهند تا كودك آنها استعدادهايش را به مرحله رشد و بروز ارتقا دهد و اين والدين هستند كه كودكان را در رسيدن به استقلال فردي حمايت مي كنند.
كودك نياز دارد والدين رفتاري محبت آميز با او داشته باشند، با او صحبت كنند، بخندند و او را تقويت كنند و البته با رعايت چارچوب و اندازه و به دور از هر افراطي، زيرا با توجه و مهر و محبت زياد از حد، كودكان هرگز قادر نخواهند بود جهان اطرافشان را به درستي بشناسند. كودك زماني مي تواند به استقلال هوشمندانه اي دست يابد كه والدين همواره تلاش نكنند هر مشكلي را از سر راه او بردارند.
در نخستين سالهاي زندگي، كودك نياز دارد تمامي انرژي خود را صرف يادگيري، راه رفتن و دويدن كند و به محض اينكه قادر شد روي دو پاي خود بايستد، فضاي بازي او وسيعتر مي شود و در اين جاست كه كودك مي خواهد همواره خودش وارد عمل شود: كالسكه را هل دهد، به تنهايي از پله ها بالا رود، تلاش كند روي يك ديوار به حفظ تعادل بپردازد و يا حتي در آشپزي كمك كند. مجموعه اين عوامل زمينه بروز اختلاف سليقه ميان والدين و فرزندان را فراهم مي كند كه برطرف شدن آن مستلزم صبر و زمان است.
گاهي اوقات براي والدين بخصوص مادران دشوار و حتي هراس آور است كه كودكشان را آزاد بگذارند. اين در حالي است كه بايد توجه داشت رشد و تكامل صحيح كودك همواره با جراحتهاي خفيفي همراه است. والدين نمي توانند كودكشان را به مدت طولاني مثلاً از بالا رفتن پله ها دور نگه دارند، زيرا او بايد بتواند تواناييهايش را بيازمايد و خود به اين امر واقف شود كه جرأت چه كاري را داراست و انجام چه كاري از عهده او خارج است.
اين روند در كسب مهارتهاي لازم و صحيح در راستاي رشد و بروز تيزهوشي كودك تأثير بسزايي دارد. به طوري كه كودك زماني به شناخت حد و مرز خويش نايل مي گردد كه تجربه اي هر چند دردناك انجام دهد.
كودكاني كه به اختيار خود از جايي بالا و پايين مي روند، قادرند نسبت به همسالان خويش كه به خاطر داشتن والدين ترسو منزوي شده اند سريعتر با موقعيتهاي ناآشنا كنار بيايند. بايد توجه داشت كودك نيازمند شكستهاي كوچكي است. او بايد بالا برود، بپرد و زمين بخورد تا ياد بگيرد كه دوباره بايستد. مهم اين است كه كودك بداند همواره در هنگام بروز درد كسي هست مايه تسلي و آرامش او باشد.
مربيان و محققان بسيار در جهان گامهاي مؤثري در راه ايجاد و كسب مهارتهاي لازم براي رشد تيزهوشي در كودكان برداشته اند از آن جمله «يورگن رايشن» آلماني كارشناس تربيت كودك با ارايه طرحي به نام «خواندن از راه نوشتن» تلاش كرده روشي جديد در خواندن و نوشتن را بدون نياز به كتاب الفبا در اختيار نوآموزان قرار دهد.
روش آموزشي او براساس نخستين واج هر واژه است بدين تربيت كه او اجازه مي دهد كودكان كلمات را در زنجيره واجها تقسيم كنند و سپس آنها را به كمك يك جدول نخستين واج بنويسند. به اين ترتيب نوآموزان مي توانند طبق اين روش تقريباً با همه حروف الفبا از آغاز آشنا شوند. نوآموزان مي توانند طبق اين روش تقريباً تمامي كلمات را بنويسند و يا بهتر بگوييم بسازند. در واقع كودكان ابتدا مي نويسند و سپس بتدريج از طريق نوشتن مي خوانند. اين روش از سوي بسياري از والدين مورد استقبال واقع نشد.
البته نه تنها والدين، بلكه تعدادي از مربيان تعليم و تربيت نيز همچون «گونتر توم» با اين طرح برخوردي انتقادآميز داشتند. بيشترين انتقادها متوجه اصول املا نويسي مي شد، زيرا كودكان كلمات را تنها براساس صداي آنها مي نويسند و در نتيجه از نظر غلطهاي املايي هرگز اصلاح نمي شوند. در حالي كه «رايشن» ساختار املايي را در ارتباط با آموزش نوشتن به نوآموزان به عنوان امري فرعي و ثانوي در نظر مي گيرد. از اين رو بايد غلطهاي املايي را در ابتداي دوره آموزشي تحمل كرد. اما اين سؤال مطرح مي شود كه كودك از كجا بايد بداند كدام كلمه درست و كدام غلط است؟ و اينكه ميزان اين خطر كه كودك طريقه نوشتن را براساس اصوات يا واجها و در واقع به طور اتوماتيزه بياموزد، چقدر است؟ و يا اينكه ميزان ماندگاري كلمه غلط نوشته شده در حافظه چقدر است؟ آيا اين ماندگاري قابل برگشت است؟ آيا بهتر نيست به نوآموزان همزمان طريقه صحيح نوشتن كلمات را بياموزيم و كلمات نوشته شده را مطابق با اصول املا نويسي در آوريم.
خواست اصلي روش «رايشن» اين است كه قصد ندارد فرآيند يادگيري كودكان را هدايت كند. بنا بر اين بسيار حايز اهميت است كه يادگيري كودك و نه رويه مربي او در محور توجه باشد. هر كودك بايد قادر باشد راه خود را برود و اين راه را براساس فرآيند يادگيري خويش و مدت زمان معين شده خود محقق سازد. بنابراين آموزش يك نوآموز نبايد از طريق تمرين، بلكه از راه خود فعالي انجام شود. يعني قوانين آموزشي نبايد تنها از راه تمرين آموخته شوند و پر واضح است در اين دوره آموزشي، يادگيري فردي در محور توجه قرار دارد كه البته بايد به طور همزمان در توازن با يادگيري اجتماعي قرار گيرد.
«رايشن» بنا را بر اين مي گذارد كه هر كودكي با يك انگيزه يادگيري بالا وارد مدرسه مي شود. اين آمادگي خودجوش براي يادگيري جاي آن دارد كه مورد توجه قرار گرفته و كارايي آن نيز بالا رود. براي تحقق اين هدف بايد آموزش مطابق با علايق كودكان انجام شود و فضاي آزاد در اختيار آنها قرار گيرد تا سرعت يادگيري را خود تعيين كنند. كودك تا حد زيادي مي تواند خود تصميم بگيرد كه چه چيز را چگونه و چه وقت دوست دارد ياد بگيرد. بنابراين وقتي كودك روند يادگيري را خود تنظيم مي كند بايد اين عمل را نه به تنهايي، بلكه به كمك همسالان خود انجام دهد، زيرا هر يك از فرآيندهاي يادگيري كودكان با يكديگر گره خورده و به ديگري وابسته است.
جالب است بدانيم اگر چه ما بخشي از اطلاعات مربوط به افراد را از چهره آنها دريافت مي كنيم، اما تيزهوشي انسانها را از شيوه سخن گفتن آنها مي شناسيم، از اين رو جمله بندي سليس و البته صحيح، نقش مهمي در اين زمينه ايفا مي كند. مهم نيست ما چه مي گوييم بلكه مهم آن است كه چگونه مي گوييم. بنابراين بهتر است همواره به موقعيت خويش واقف بود، زيرا مغز براي دريافت نخستين اثر و برداشت خود تمامي محركهاي حسي را به كار مي گيرد. اما جالب توجه اينكه چگونگي حركات برخي از اعضاي بدن حين صحبت كردن همانند حركت دادن سر، چشمها، دهان، دستها و همچنين ظاهر و نوع پوشش ما نيز دليل بر تيزهوشي يا نبود آن است و تازه پس از طي اين مراحل طرف مقابلمان به اين فكر مي كند كه ما چه مي گوييم!
دانشمندان با شناسایی نقاط آسیب پذیر ویروس HIV امیدوار هستند تا به واکسن قطعی این بیماری دست یابند.
دانشمندان آمریکایی نشان داده اند که به هنگام حملات آنتی بادی ویروسی به شکاف سیستم دفاعی ویروس ایدز چه فرآیندی روی می دهد.
تیم پزشکی دانشمندان از انستیتو بیماری های واگیردار و حساسیت زا در آمریکا معتقد است که این دستاورد جدید می تواند به دست یابی به واکسن قطعی ایدز منجر شود.
دانشمندان در این تحقیق تصویر اتمی از این فرآیند را در شمار اخیر نشریه معتبر منتشر کردند که در آن حمله آنتی بادی 12 به بخشی از پروتئین قرار گرفته در سطح ویروس HIV به خوبی مشخص است.
به عقیده دانشمندان ویروس HIV با استفاده از تکنیک «جهش» حملات مداومی دارد اما این پروتئین، بخشی از ویروس است که به جهت پایدار بودن و عدم جهش و تغییر، نقطه ضعف آن محسوب می شود.
دکتر الیاس زرهونی، مدیر انستیتو ملی سلامت آمریکا (NIH) گفت: تولید واکسن ایدز یکی از مهمترین چالش های علمی زمان حاضر است و اکنون این دستاورد مهم پنجره جدیدی به سوی حل این چالش جهانی گشوده است.

