2-صورت خود را روزي دو بار با آب ولرم و پاک کننده ملايم به آرامي بشوييد. جوش صورت به دليل بهداشت کم و نامناسب نيست.در واقع شستشوي شديد باعث تحريک پوست و تشديد آکنه ميشود.
3-هنگام خريد مواد آرايشي پوست و مو دقت کنيد که کومدون زا نباشد و لفظ non comedogenic روي آن حک شده باشد.
اين لفظ يعني که ضد آفتاب يا ماده آرايشي کاربردي باعث انسداد سوراخها و نتيجتا تشديد آکنه نميشود.
4-موي چرب يا لوازم ورزشي در تماس با پوست ميتواند باعث تحريک پوست و تشديد آکنه شود.پس اگر موي شما چرب است هر روز آن را شستشو دهيد و از تماس آن با پوست جلوگيري کنيد.دقت کنيد موادي به موهاي خود ميماليد چرب نباشد.پوشيدن لباس نخي زير لباسهاي ورزشي از تماس با پوست جلوگيري ميکند.
5-اجازه دهيد اثرات داروها با گذر زمان ظاهر شود.از پزشک خود راجع به شروع اثر داروها و زمان حداکثر اثر دارو بپرسيد.به طور معمول 8-6 هفته طول ميکشد تا اثر داروها شروع شود.پس تا اين زمان داروها را منظم مصرف کنيد.
6- داروها را دقيقا طبق نظر پزشکتان مصرف کنيد. مصرف بيش از حد داروها نه تنها باعث بهبود سريعتر نميشود بلکه گاهي آکنه را بدتر ميکند.
7-از آفتاب دوري کنيد.بر خلاف نظر عامه مردم آفتاب گرفتن (tanning) و تابش معمول آفتاب آکنه را بدتر ميکند.به علاوه بعضي از داروهاي آکنه,پوست را به تابش آفتاب و اشعه ماوراي بنفش حساس ميکند و ميتواند موجب آفتاب سوختگي شود.پس مهم است که از وسايل محافظت از آفتاب (کلاه ,ضد آفتاب و...) استفاده کنيد.دقت کنيد ضد آفتاب شما حتما بايد فاقد چربي باشد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرزبه نقل از “نيوساينتيست”، محققان علوم عصبشناسي در “سن ديگو” در يك مطالعه جديد متوجه شدند انسانها بسته به زبان مادريشان ترجيح ميدهند نتهاي آغازين يك جمله موسيقي، كوتاه و يا كشيده باشد و بدون توجه به ميزان كشيده شدن طبيعي آن نت از لحاظ تئوري موسيقي، نتها را همانگونه كه آهنگ زبان مادريشان ترجيح ميدهد، ميشنوند.
دانشمندان در تحقيقات گذشته متوجه شده بودند كه انسان به صورت طبيعي صداهاي پي در پي و متناوب، نظير صداي عقربههاي ثانيه شمار يك ساعت را به گروههاي كوچك تقسيم ميكند و آنها را همانطور كه خود بخواهد ميشنود.
به طور مثال يك نفر ممكن است به صورت ناخوداگاه صداي ثانيه شمار يك ساعت را به شكل “تيك-تاك، تيك-تاك” و با تاكيد( (stressروي بخش اول بشنود و نفر ديگر ممكن است صداي همان ساعت را به صورت “تاك-تيك، تاك،تيك” و با تاكيد روي بخش دوم تصور كند و اين درحالي است كه در حقيقت صداي تمامي كليكهاي ساعت مشابه يكديگر هستند و از لحاظ نوع صدا و تاكيد تفاوتي با هم تفاوت ندارند.
“آنيرود پتل” محقق اين موسسه و همكارانش در مطالعهاي جديد تلاش كردند تفاوت احتمالي زبان مادري بر نوع شنوايي افراد را شناسايي كنند و به همين منظور از يك گروه ۱۰۰نفره از داوطلبان كه نيمي از آنها آمريكايي و نيم ديگر چيني بودند، درخواست كردند مجموعهاي از اصوات پي در پي را به جملههاي متمايز تقسيم كنند. اين اصوات در حقيقت مجموعهاي از نتهاي كوتاه و بلند و قوي و ضعيف بودند.
نتايج اين مطالعه نشان داد كه تقريبا تمامي داوطلبان آمريكايي نتهاي قويتر را در ابتداي جملههاي تعيين شده خود قرار دادهاند و نتهاي كشيده را به عنوان پاياندهنده اين جملات تعيين كردهاند اما تقريبا همه داوطلبان ژاپني دقيقا به صورت معكوس نتهاي مشخصكننده ابتدا و انتهاي جملات موسيقي را انتخاب كردهاند.
محققان عقيده دارند اين اختلاف شنوايي احتمالا بدان علت است كه در زبان ژاپني كلمات كوتاه، نظير حروف اضافه و حروف تعريف در پايان جملات ظاهر ميشوند اما در زبان انگليسي اين كلمات كوتاه معمولا در ابتداي جمله ميآيند.
“پتل” نتايج اين مطالعه را در همايش مشترك انجمن اكوستيك آمريكا و انجمن آكوستيك ژاپن در “هونولولو” در هاوايي ارائه كردهاست.
تعاريف پرخاشگري
روان شناساني که اعتقادات نظري متفاوتي دارند در مورد چگونگي تعريف پرخاشگري اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلي اين است که آيا بايد پرخاشگري را براساس پيامدهاي قابل ديدن آن تعريف کنيم يا براساس مقاصد شخصي که آن را نشان مي دهد.
گروهي پرخاشگري را رفتاري مي دانند که به ديگران آسيب مي رساند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند. پرخاشگري ممکن است بدني باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) يا لفظي ( فرياد زدن، رنجاندن) يا به صورت تجاوز به حقوق ديگران ( چيزي را به زور گرفتن)، نقطه قوت اين تعريف عيني بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق مي شود. نقطه ضعف آن اين است که شامل بسياري از رفتارهايي است که ممکن است به طور معمول پرخاشگري تلقي نشود.
پرخاشگري وسيله اي رفتاري است در جهت رسيدن به هدفي؛ پرخاشگري خصمانه رفتاري است در جهت آسيب رساندن به ديگران ، بيشتر پرخاشگري هاي بين کودکان کوچک از نوع «وسيله اي» است.
اين نوع پرخاشگري به خاطر متعلقات است. کودکان از يکديگر اسباب بازي مي قاپند، يکديگر را هل مي دهند تا به اسباب بازي که مي خواهند بازي کنند دست يابند. به ندرت اتفاق مي افتد که کودکان بخواهند به کسي آسيب برسانند يا از روي عصبانيت دست به پرخاشگري بزنند.
پرخاشگري را بايد از جرئت ورزي متمايز دانست. جرئت ورزي، دفاع از حقوق يا متعلقات (مانند ممانعت کودک از اين که کسي به اسباب بازي اش دست بزند) يا بيان اميال و آرزوها را بر مي گيرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر مي دانند، در صورتي که کسي که از حق خود دفاع مي کند با جرئت است نه پرخاشگر.
تغييرات رشدي
کودکان در 12 ماهگي وقتي با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسيله اي مي کنند يعني رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازي و متعلقات ديگر است و در ارتباط با همسالان ابراز مي شود. کودکان گاهي اوقات به والدين و کودکان بزرگتر حمله ور مي شوند، ولي اين گونه پرخاشگري در مقايسه با پرخاشگري با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال هاي پيش از مدرسه و مدرسه نزديک مي شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه مي زنند و در نوع پرخاشگري آنان هم تغييراتي ايجاد مي شود. يعني وقتي که پرخاشگري ابراز مي شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسيله اي» است. به اين معنا که کودکان براي به دست آوردن هدف هاي وسيله اي کمتر مستقيماً از حربه هاي جسماني استفاده مي کنند؛ ولي وقتي که به کسي حمله لفظي يا بدني مي کنند بيشتر امکان دارد که با قصدي خصمانه اين کار را کرده باشند.
پرخاشگري لفظي، دست کم در سال هاي قبل از مدرسه افزايش مي يابد.
ثبات پرخاشگري
هرچند که سطح پرخاشگري کودکان از موقعيتي به موقعيت ديگر فرق مي کند ولي کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکاني که در سال هاي اوليه به شدت پرخاشگرند به احتمال زياد در جواني و بزرگسالي هم پرخاشگر خواهند بود و کودکاني که پرخاشگر نيستند به احتمال زياد در بزرگسالي هم پرخاشگرنخواهند بود.
بعضي از مطالعات نشان مي دهد که ثبات پرخاشگري دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقيق ديگر نشان داده است که دخترها و پسرها از اين لحاظ تفاوتي ندارند. البته کودکان به هنگامي که با وقايع تنش زا مثل جدايي پدر و مادر يا به دنيا آمدن کودکي جديد رو به رو مي شوند بيشتر پرخاشگر مي شوند، ولي پرخاشگري شديد که بيش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکي از تداوم داشتن اين الگوي رفتار است. پرخاشگري در حد معمول کمتر جاي نگراني دارد. به خصوص در سال هاي پيش از مدرسه شايد اين اندازه پرخاشگري صرفاً نشان دهنده اين باشد که کودک مي خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعي را داشته باشد.
ادراک مقاصد ديگران و رفتار پرخاشگرانه
کودکان در مورد پرخاشگري ديگران برحسب اين که آن را عمدي يا تصادفي بدانند قضاوت هاي متفاوتي مي کنند. تحقيقي که پسرهاي بسيار پرخاشگر را با پسرهاي غير پرخاشگر مقايسه مي کند نشان مي دهد که پسرهاي پرخاشگر احتمالاً از مقاصد ديگران، درکي متفاوت از پسرهاي غير پرخاشگر دارند. براساس درجه بندي معلمان و همسالان تعدادي از پسرها در کلاس هاي دوم، چهارم، ششم به عنوان بسيار پرخاشگر يا غير پرخاشگر طبقه بندي شدند. سپس اين عده در موقعيتي آزمايشي مشاهده شدند که به آنان براي جور کردن قطعات پازل جايزه اي تعلق مي گرفت. قرار بر اين شد که وقتي که قسمتي از پازل کامل شد پسر بچه ديگري ( که همدست آزمايشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوري به هم زد که تصادفي جلوه کند و در حالت سوم انگيزه هاي پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمايش اين امکان را داشتند که با خراب کردن پازل اين کودک «تلافي» کنند. کودکان پرخاشگر و غير پرخاشگر وقتي که احساس کردند که اين کودک عمداً خرابکاري کرده تلافي کردند و وقتي که ديدند عملش غيرعمدي بوده تلافي نکردند، ولي واکنش آنان به انگيزه هاي مبهم اين کودک بدين ترتيب بود که پسر بچه هاي پرخاشگر تلافي کردند و طوري واکنش نشان دادند که گويي اين کودک عمداً اين کار را کرده است. کودکان غير پرخاشگر تلافي نکردند و طوري عمل کردند که گويي اعمال او غيرعمدي بوده است.
تفاوت هاي جنسيتي
پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. اين تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقريباً در همه سنين و نيز در غالب حيوانات ديده مي شود. پسرهابيش از دخترها پرخاشگري بدني و لفظي دارند. از سال دوم زندگي اين تفاوت ها آشکار مي شود. براساس مطالعات مشاهده اي در مورد کودکان نوپاي بين سنين 1 تا 2 سال تفاوت هاي جنسيتي از لحاظ تعداد پرخاشگري بعد از 18 ماهگي ظاهر مي شود و قبل از آن اثري از آن نيست. پسرها به خصوص وقتي که به آنان حمله مي شود يا کسي مزاحم کارهايشان مي شود تلافي مي کنند. در يک مطالعه مشاهده اي در مورد کودکان پيش از مدرسه پسرها فقط اندکي بيش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولي دو برابر دخترها تلافي کردند. شايد اين که پسربچه بالقوه پرخاشگر است يا مي تواند آن را بياموزد علتي فيزيولوژيک داشته باشد. براي مثال پسران 1 تا 3 ساله در کلاس هاي پيش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بيش از دخترها به خاطر پرخاشگري مورد توجه قرار گرفتند. اين توجه گاهي مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازي کودکان) و گاهي تا حدودي منفي ( متوقف کردن کودک يا سر کودک را با چيزي گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوي که باشد، بيش از بي توجهي به آن باعث تشويق رفتار مي شود.
الگوي خانواده و پرخاشگري
والدين کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معيارها خشونت دارند و پرخاشگرند. يکي از پيچيده ترين و جامع ترين روش هايي که براي درک پرخاشگري در خانواده به کار رفته تحقيق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز يادگيري اجتماعي «شهر اورگون» بوده است. آنان براي مطالعه الگوهاي کنش متقابل خانوادگي در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاري کودکان مشاهدات مستقيمي انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هايي بودند که به دليل مشکلات رفتاري مثل پرخاشگري، دزدي و ساير رفتارهاي ضداجتماعي فرزند يا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.
وقتي که واکنش خشونت آميزي بروز مي کند ساير اعضاي خانواده کاري مي کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه مي شوند. براي مثال، برادري بر سر خواهرش فرياد مي زند، خواهر بر سر او فرياد مي زند و ناسزايي به او مي گويد. در اين موقع برادرش او را کتک مي زند و اين ماجرا ادامه مي يابد. تمام اين ها نشان مي دهد که والدين مي توانند در پاداش دادن و تنبيه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتي داشته باشند و با استفاده از راه هاي مؤثر بدون اين که با تنبيه شديد همراه باشد پرخاشگري کودکان را کنترل کنند و بازآموزي کودکان در دوراني نسبتاً کوتاه ميسراست.
در آخر بايد گفت تلويزيون نيز منبع ديگري است که کودکان به خصوص پسرها از طريق آن رفتار پرخاشگرانه را مي آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش هاي آمريکايي تلقي مي شود، پرخاشگري به عنوان يکي از وسايل رسيدن به هدف تشويق مي شود. در برنامه هاي تلويزيوني که يکي از وسايل انتقال چنين ارزش هاي اجتماعي به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج يا شش بار خشونت بدني نمايش داده مي شود، رفتار پرخاشگرانه شخصيت هاي تلويزيوني غالباً تقويت مي شود: قهرمان اين برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه اي کودکان چهار ساله به هنگام بازي آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالاي متوسط و زير متوسط طبقه بندي شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هايي تقسيم شدند که در مهدکودک به مدت تقريباً نيم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» يا فيلم هاي معمولي و يا برنامه هاي جامعه پسند مي ديدند. کودکاني که از اول از لحاظ پرخاشگري در حد بالاي متوسط بودند در مدت بازي آزاد و بعد از ديدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگري بيشتري نشان دادند تا کودکان مشابهي که برنامه هاي معمولي را ديده بودند. دو گروه از کودکاني که از لحاظ پرخاشگري زير متوسط بودند و هر کدام يکي از اين برنامه ها را ديده بودند واکنششان با هم فرقي نداشت. اين الگوهاي رفتاري تا دو هفته بعد از پايان گرفتن تماشاي اين برنامه ها هم چنان ادامه داشت.
کودکاني که مستعد پرخاشگري هستند با ديدن خشونت از تلويزيون پرخاشگرتر مي شوند.
نحوه کنترل عصبانیت در کودکان
خواه چهار ساله يا چهل ساله ، همه ما بارها عصباني شده ايم. اما فردي كه در طول زندگي نياموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافيان را آزرده خاطر مي سازد.
خصيصــــه هاي ذاتـــــــــي
مواقعي كه فرد عصباني مي شود، ميزان عصبانيت او را غالباً شخصيت او معين مي كند. حالات فوق العاده حساس ، سركش ، بي دقت، پرتحرك يا پرخاشگر بودن مي تواند بخش رشد يافته اي از يك شخصيت سالم و يا در نهايت يك مبارزه جو باشد. نكته مهم اين است كه با پي بردن به ضعف رفتاري فرزندتان مي توانيد پرخاشگري ها را به نقاط قوت تبديل كنيد. وقتي كه كودك عصبي در مورد چيزهايي عصباني مي شود كه دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهي ندارد ، در اين صورت شما نيازبه زمان بيشتري داريد تا جايگزين هايي را به جاي عصبانيت به او بياموزيد
مــــراحل رشـــد
زماني كه كودك در مرحله رشد فيزيكي يا اجتماعي قرار دارد زمينه بيشتري براي پرخاشگري و عصبانيت در او ايجاد مي شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتي دارند. وقتي به كودك خود كه به كاسه توت فرنگي دست درازي كرده، مي گوييد:” الان اجازه خوردن آنها را نداري”، عصباني مي شود. ولي فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دليل اين كه او صبر و بردباري را در خود پرورانده است
جنسيــــت:
به طور كلي، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز مي كنند و شايد يك توجيه فرهنگي براي آن وجود داشته باشد. به احتمال زياد والدين و مربيان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشي مي كنند در صورتي كه گريه رنجورانه يك دختر عصباني مورد قبول آنهاست. اما كودكان در هر دو جنس نياز به يادگيري كنترل خشم دارند
زندگــــــي خانوادگــــــي
به طور كلي ناراحتي يك كودك به دليل جدايي والدين ، بيماري ، مرگ ، تولد خواهر يا برادر، تغيير منزل و يا ديگر اتفاق هاي مهم زندگي ، اغلب در او پنهان مي ماند و با بروز عصبانيت و پرخاشگري به كودك آسيب مي رساند. زيرا او احساس مي كند مورد آزار و اذيت واقع شده و سعي مي كند اين احساس را منتقل كند. اگر كودك لطيفه اي براي مهار كردن موقعيت حاد روحي بگويد و يا كوله پشتي برادرش را پرت كند ، به هر حال اين رفتارها به ميزان زيادي به الگوي رفتاري خانواده اش بستگي دارد. مخصوصاً اين رفتارها در خانواده هايي شايع است كه خشم، داد و فرياد و پرخاشگري هايي مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده مي شود. در بيشتر خانواده هايي كه در مقابل احساسات ، اتفاقات و هيجانات ناآرام و سركوبگر هستند، الگوي ديگري وجود دارد. ” الگوي كودكان رفتارهايي است كه آنها در اطرافشان مي بينند.”
با كودكان پرخاشگر چگونه رفتار كنيم
امروزه بسياري از خانوادهها از خشونت و پرخاشگري فرزندان خود شكايت دارند. آنها تمايل دارند كه علت اين رفتارها را بدانند و راههاي پيشگيري و اصلاح رفتار را در اين زمينه به كار گيرند. در اين نوشتار به تعريف رفتار پرخاشگرانه پرداخته مي شود، انواع آن بيان مي گردد و راههاي مناسب مقابله با پرخاشگري مورد بررسي قرار مي گيرد
انواع پرخاشگري
پرخاشگري يك نوع رفتاري است كه از خشم و عصبانيت نشأت مي گيرد.اين رفتار را مي توان به دو گروه تقسيم بندي كرد:
پرخاشگري خصمانه:
رفتاري است كه به منظور صدمه و آزار رساندن به ديگري يا ديگران ابراز مي شود؛ و هدف در آن صرفاً آزار رساندن است. مثلاً كودكي كودك ديگر را مي زند و يا در مدارس ديده مي شود كه زنگهاي تفريح، كودكان در حياط مدرسه بعضاً به كتك كاري مي پردازند
پرخاشگري وسيله اي:
رفتاري است كه فرد به وسيله آن خواستار به دست آوردن هدفي ديگر است و ابداً قصد حمله به ديگران يا اذيت كردن آنها را ندارد. البته در اين ميان ممكن است لطمه اي نيز به كسي وارد شود. مثلاً كودكي بزهكار كيف خانمي را مي ربايد تا به اين وسيله مورد تشويق و تأييد گروه همسالان قرار گيرد
ممكن است پرخاشگري جنبه انتقام گيري نيز داشته باشد. يعني كودكي كه مورد اذيت و آزار قرار گرفته و نتوانسته خشم خود را ابراز كند، اكنون با پرخاشگري به كاهش اضطراب خود مي پردازد. در اين جا پرخاشگري وسيله اي است كه كودك با توسل به آن مي خواهد به هدف خود يعني كاهش اضطراب دست يابد.
جهت پرخاشگري ممكن است به يكي از اين دو صورت باشد:
الف) پرخاشگري دروني
ب) پرخاشگري بيروني
چنانچه جهت پرخاشگري به طرف درون باشد، كودك خشم را به درون خود مي افكند و دچار خشم فرو خورده مي شود. پيامد چنين عملي مي تواند افسردگي نيز باشد. کودکان افسرده در واقع از دست خودشان عصباني هستند.
خشم دروني عصبانیت و نارضايتي از خود را به وجود مي آورد.
خشم بيروني؛ كودك ممكن است خشم خود را به صورت رفتارهايي از قبيل فرياد كشيدن، پا به زمين كوبيدن يا پرتاب كردن اشيا بروز دهد.
علل خشونت و پرخاشگري در كودكان :
1.الگوپذيري كودكان از والدين
يكي از دلايل بسيار مهم پرخاشگري در كودكان يادگيري است. يعني كودكاني كه الگوهاي رفتاري پرخاشگرانه داشته اند، همانند الگوهاي خود رفتار مي كنند. چنانچه پدر يا مادري خلق و خويي عصباني و پرخاشگر داشته باشند، مسلماً فرزندشان نيز پرخاشگر خواهد شد. اين رفتار توسط كودك ياد گرفته مي شود. از آنجا كه كودكان با والدين همانند سازي مي كنند، بنابراين بسياري از رفتارهاي پدر و مادر ناخودآگاه توسط فرزندان فرا گرفته مي شود. توضيح اين كه فرايند همانند سازي كاملاً ناخودآگاه صورت مي پذيرد.
نكته ديگر اين كه حتماً لازم نيست والدين با خودِ كودك پرخاشگري كرده باشند؛ چنانچه او شاهد رفتارهاي خشونت بار پدر و مادر با افراد ديگر نيز باشد، اين گونه رفتار را فرامي گيرد. بنابراين كودكان از طريق مشاهده، رفتارهاي والدين را مي آموزند.
بر اين نكته مي توان تأكيد کرد كه كودكان با چشمان خود مي آموزند؛ يعني آن چه را مشاهده مي كنند، ياد مي گيرند؛ حتي اگر آن رفتار به طور مستقيم در مورد خود آنها صورت نگيرد.
2. كودكان ناكام پرخاشگر مي شوند
ناکامی يكي از مسائلي است كه به پرخاشگري مي انجامد. وقتي كودك به هدف خود دست نيابد و ناكام شود، يكي از رفتارهايي كه از او سر مي زند پرخاشگري است.
3. اضطراب و پرخاشگري
كودكان مضطرب نمي توانند كودكان آرامي باشند. آنها رفتارهايي پرخاشگرانه از خود بروز مي دهند؛ البته بلافاصله پشيمان مي شوند و از والدين خود عذرخواهي مي كنند. اگر از كودك مضطرب بپرسيم كه چرا پرخاش مي كني و عصباني هستي؛ خواهد گفت نمي دانم.؛ يا خواهد گفت دست خودم نيست.
4. پرخاشگري، نشانهاي از تضادهاي دروني
گاهي كودكان در دوگانگي و تضادهاي دروني قرار مي گيرند. يا بهتر بگوييم، گاهي بر سر دو راهيهايي گير مي كنند و نمي دانند كدام راه را انتخاب كنند؛ و اين حالت آنها را دچار تعارض، اضطراب و خشم مي كند. مثلاً كودكي كه دوست دارد نزد مادرش در منزل بماند و از طرفي وقتي مي بيند تمام كودكان به مدرسه مي روند، همزمان تمايل به مدرسه رفتن نيز دارد، دچار دوگانگي مي شود. به كودكان خود كمك كنيم كه در دو راهيهاي زندگي، مدتي طولاني قرار نگيرند. آنها بايستي به سرعت و با دقت درست ترين كار را انجام دهند.
5. پرخاشگري و افسردگي
پرخاشگري و کج خلقی در كودكان چنانچه با علامتهاي ديگر همراه باشد، مي تواند نشانه اي از افسردگي باشد كه در اين صورت لازم است شرايط زندگي كودك تمام و كمال مورد بررسي قرار گيرد.
6. پرخاشگري؛ بيماريها؛ مصرف دارو
بعضي از بيماريها به مصرف دارو نياز دارد و ممكن است از عوارض جانبي داروها كج خلقي و رفتارهايي باشد كه خشونت را برمي انگيزند.
7. خشونت و مدرسه
گاهي كودكان در مدرسه قرباني خشونت مي شوند؛ و اين قرباني شدن باعث مي شود كه خود آنها نيز عامل خشونت شوند.
عواملي كه به خشونت در مدرسه مي انجامند، عبارت اند از:
-وقتي كودكي توسط دانش آموزان ديگر مورد تمسخر قرار گيرد
- وقتي كودكي توسط دانش آموزان ديگر كتك بخورد و قادر به دفاع از خود نباشد.
- وقتي كودكي هميشه از مشاجرات فرار مي كند و حتي در مواقعي به گريه متوسل مي شود.
- وقتي كودكي مرتب اشيا، وسايل و پول خود را گم مي كند.
- وقتي كودك از لحاظ ظاهري (پارگي لباس و يا نامناسب بودن آن) مورد تمسخر قرار مي گيرد.
- خجالتي بودن و سكوت مكرر در كلاس.
- افت تحصيلي، افسردگي و ناراحت بودن.
اين عوامل كودك را قرباني خشونت ديگران مي كند و خود كودك نيز عامل خشونت مي شود و رفتارهاي پرخاشگرانه از او سر خواهد زد.
درمان پرخاشگري در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنيم )
براي درمان پرخاشگري در كودكان اولين گام اين است كه نوع پرخاشگري آنها و علت آن را براساس توضيحاتي كه ارائه شد شناسايي كنيم؛ و پرخاشگري را به صورت موردي برطرف نماييم.
- در مورد كودك پرخاشگري كه الگو پذيري عامل اين گونه رفتار او بوده، بايد روي الگوي كودك كار كرد و راههاي ديگري جز پرخاشگري را به آن الگو آموخت.
- اگر پرخاشگري در اثر ناكامي به وجود آمده باشد، بايستي كودك ناكام را در رسيدن به اهداف مطلوب و دوست داشتني كمك كنيم.
- در مواردي كه علت پرخاشگري اضطراب است، بايد از نگراني دروني و اضطراب كودك مطلع شويم.
ورزش كردن براي اين كودكان بسيار مؤثر است و باعث تخليه هيجاني مي شود.
- در كشمكشهاي دروني بايستي كودك را از حالت دوگانگي خارج ساخت. كمك به كودكان در تصميم گيري، باعث مي شود كه بياموزند به حالتهاي دوگانه دروني خود پايان بخشند.
- در پارهاي از موارد، كودك افسرده پرخاشگري شديدي از خود نشان مي دهد. در اين ميان لازم است به اين نكته پي ببريم كه او چه چيز دوست داشتني را از دست داده و چگونه مي شود مورد از دست رفته را براي او جبران كنيم.
- در مورد پرخاشگري، شيطنت و مصرف دارو بايستي حتماً با پزشك متخصص ارتباط داشته باشيم تا كودك از نزديك مورد معاينه قرار گيرد.
- هنگامي كه كودك قرباني خشونت در مدرسه شده است، بايستي با مسئولان مدرسه صحبت كنيم و لازم است كه ايشان طبق قانون و مقررات خاص با كودكان خشونت گرا برخورد كنند؛ و نيز كودكاني را كه قرباني خشونت شدهاند براساس رفتارهاي خوبشان مورد تشويق و تأييد قرار دهند.
- چنانچه نوع پرخاشگري كودك خصمانه است، بايستي كودك را از آزار و اذيت كردن دور كنيم تا مجبور نباشد براي تلافي و انتقام، افراد ديگر را اذيت كند؛ و اگر پرخاشگري از نوع وسيله اي است، بايستي راههاي ديگري را جهت مطرح كردن كودك برگزينيم تا او ناچار نباشد از روش خشونت براي جلب توجه استفاده كند.
نتيجه گيري
به طور كلي خشونت و پرخاشگري بيشتر عامل بيروني دارد و فقط در موارد خاص به علل دروني مربوط مي شود. والدين در درجه اول، بايستي محركهاي محيطي را كه باعث تحريك خشم و ايجاد خشونت در فرزندشان مي شود شناسايي و سپس براي رفع آن به كمك روان شناسان و متخصصان اقدام نمايند.
روش هايي براي درمان پرخاشگري کودکان
۱- محدوديت هايي براي کنترل پرخاشگري وضع کنيد و آنها را به اطلاع کودک برسانيد.
2- مدل هاي پرخاشگري را به حداقل برسانيد. مي توانيد از راهکارهاي زير استفاده کنيد:
الف) ساعاتي را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی مي بيند، محدود کنيد.
ب)فیلم ها، تصاوير و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنيد.
ج) الگوهايي را در اختيار کودک بگذاريد که پرخاشگرانه نباشند.
ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببينيد و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسير کنيد.
3- همدلي را افزايش دهيد. آگاهي کودک را نسبت به رنجي که بر اثر پرخاشگري او در افراد يا حيوانات به وجود مي آيد، افزايش دهيد.
4- رفتارهايي را که مغاير با رفتار پرخاشگرانه است، تقويت کنيد.
5- به جاي کودک پرخاشگر، به کودکي که به وي پرخاش شده توجه کنيد.
6- نحوه ي ارتباط کودک را با افرادي که با او زندگي مي کنند، مورد بررسي قرار دهيد.
7- اگر قرار است کودک به دليل رفتار خشونت آميزش تنبيه شود، بهتر است به طريقي باشد که منجر به حمله انتقامي و تلافي جويانه از طرف کودک نشود.
8- فرصت تخليه هيجانات را براي کودک فراهم کنيد.
9- مباحث گروهي يا خانوادگي را که تأکيد بر همکاري با ديگران دارد، به کار گيريد.
10- همکاري، مسئولیت و پيگيري مسائل مورد علاقه را با دادن مسئوليت به کودکان تشويق کنيد.
11- براي مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازي ممکن است تا حدودي مفيد واقع شود. بنابراين رفتارهاي پسنديده را به وضوح تشريح کنيد و پاداش ها و کيفرهاي آنها را بيان نماييد.
12- فعاليت هاي ساعتي او را در صورت امکان با شرکت کودکي ديگر طراحي کنيد.
13- از تنبيهات بدني پرهيز کنيد.
14- علت رفتار پرخاشگرانه وي را بيابيد.
15- ثبت وقايع روزانه، بازي درماني، بازي هاي جالب، جمله سازي و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکي در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.
16- به کودک بفهمانيد که با هر رفتار خشونت آميز، خود را از شما بيشتر دور مي کند.
17- از کودک پرخاشگر بخواهيد الگوي مطلوبي براي خود بيابد و فهرستي از رفتارهاي الگو را در کوتاه مدت اجرا نمايد.
18- با کودک قرارداد رفتاري ببنديد تا براي رفتارهاي مطلوبش جايزه دريافت کند و نتيجه اعمال نامطلوبش را ببيند.
الگوهاي پرخاشگري در کودکان
همه جوامع بايد راه هايي را بيابند تا مانع از آن شوند که اعضاي آن به هم آسيب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه اي کنترل مي کنند ولي از لحاظ ارزشي که براي آن قايلند و ميزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.
براي مثال، در ميان قبايل سرخپوست آمريکايي، کومانچي ها و آپانچي ها کودکانشان را جنگجو بار مي آورند و حال آنکه هوپيها وزوني ها به فرزندانشان صلح جويي و رفتار غير پرخاشگرانه مي آموزند. اصولاً در فرهنگ آمريکاي براي پرخاشگري و سرسختي ارزش قايلند.
چرا فرزندم با خشونت رفتار مي كند ؟
نوجوانان خشونت گرا معمولاٌ قدرت كنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقيات جامعه اي را كه در آن زندگي مي كنند ، زير پا مي گذارند . تحقيقات نشان مي دهد كه پسران بيش از دختران در رفتارهاي خشونت آميز و پرخاشگرانه خود از نيروي بدني استفاده مي كنند . اما دختران بيشتر متوسل به جدال هاي لفظي مي شوند . اين گونه افراد معمولاً در ميان گروه به عنوان افرادي گستاخ ، بي تربيت و بي رحم نسبت به اطرافيان و همسالان ، شناخته مي شوند .
علل
1- خشونت در قالب پرخاشگري فيزيكي يا لفظي ممكن است ناشي از ناكامي هاي اساسي باشد يا به دليل وجود مدل هاي پرخاشگرانه در محيط زندگي ( خانه يا مدرسه ) نوجوان ايجاد شود .
2- نوجوانان خشن معمولاٌ والديني پرخاشگر دارند كه روش هاي تربيتي آنها بيشتر مبتني بر سخت گيري ، خشونت و تنبيه بدني است .
3- عامل وراثت هم مي تواند در رفتار خشن يك نوجوان نقش داشته باشد كه بيشتر رفتاري اكتسابي و آموخته شده است . تحقيقات نشان مي دهد كه در اغلب مواقع ، تربيت هاي كارآمد و قوي مي تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد .
4- نوجواني كه پرتوقع و نازپرورده بار آمده است و انتظار دارد كه همگان به خواست هاي او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصباني مي شود و ، به خشونت و پرخاشگري متوسل مي گردد .
۵– نابساماني هاي خانواده مي تواند از عوامل ديگر ايجاد خشونت در قالب پرخاشگري باشد. مانند غيبت هاي طولاني پدر يا مادر ، درگيري و اختلاف ، جدايي و متاركه و محيط هاي زندگي دور از تفاهم و مسالمت .
پيشگيري و درمان
1- در دوران بلوغ كه بحران روحي و عاطفي نوجوان را در بر مي گيرد ، بهترين راه براي پيشگيري از خشونت ، مسامحه و سازگاري است. اغماض ، گذشت و ناديده گرفتن رفتارهاي او همراه با آرامش ، در اغلب مواقع از استمرار و پيشروي خشونت در قالب پرخاشگري هاي فيزيكي و لفظي جلوگيري مي كند .
2- راهنمايي و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعي آن و همچنين مشاوره با خانواده دانش آموز درباره كاهش رفتارهايي كه منجر به خشونت نوجوان مي شود ، بسيار مؤثر خواهد بود.
3- ايجاد زمينه ي فعاليت هاي مؤثر در خانه و مدرسه براي اشتغال بيشتر نوجوان و تخليه انرژي هاي جسمي و رواني او در كاهش خشونت و رفتارهاي پرخاشگرانه بسيار تأثيرگذار است .
4- خودداري مدرسه از به كاربردن روش هاي انضباطي غلط و ايجاد فضاي صميمي تر ميان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ، به كاهش رفتارهاي خشونت آميز و پرخاشگرانه مي انجامد .
كودكان و خشونت در تلويزيون
تلويزيون مي تواند عامل مؤثري در رشد و تحول سيستمهاي ارزشي ، و شكل دهنده رفتار باشد ؛ ولي متأسفانه بسياري از برنامه هاي تلويزيون مروّج خشونت هستند. با تحقيق در مورد تأثير برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون بر كودكان و نوجوانان ، معلوم شده است كه آنها :
1- ترس از خشونت ندارند؛
2- به تدريج مي پذيرند كه خشونت راهي براي حل مشكل است ؛
3- به تقليد خشونت مي پردازند؛
4- ناخودآگاه با شخصيت هاي خاصي چه قربانيان و چه قرباني كنندگان همانند سازي مي كنند. لازم به ذكر است كه همانند سازي ، ناآگاهانه و بسيار خطرناك است ولي الگو برداري آگاهانه است .
مشاهده خشونت در برنامه هاي تلويزيوني باعث پرخاشگري در كودكان مي شود. گاهي اوقات حتي ديدن يك برنامه خشونت آميز مي تواند پرخاشگري را افزايش دهد. كودكاني كه مكرراً نمايشهايي پر از خشونت را تماشا مي كنند و ازاين كار منع هم نمي شوند، به احتمال زياد ، به تقليد آنچه مي بينند مي پردازند.
اثر خشونت تلويزيوني ممكن است فوراً در رفتار يا گفتار كودك نمودار شود و يا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلويزيوني تنها علت پرخاشگري يا رفتار خشونت آميز نيست ولي از عوامل مهم تلقي مي شود.والدين مي توانند با استفاده از راههاي پيشنهاد شده ي زير كودكان خود را از خشونت مفرط تلويزيوني محافظت كنند.
1- به برنامه هايي كه كودكان مي بينند توجه كنيد و بعضي از آنها را همراه كودك خود ببينيد. چنانچه كودك خود را به هنگام تماشاي برنامه هاي خاص تلويزيوني همراهي كنيد ، مي توانيد سؤالهاي او را بهتر برايش توضيح دهيد و جلوي كج فهمي او را بگيريد.
2- زمان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني را محدود كنيد. توجه داشته باشيد كه تلويزيون را نبايد دراتاق خواب بچه ها قرار دهيد. با اين عمل خود باعث مي شويد كه كودك با اثرات منفي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني ، به خواب نرود ؛ همچنين نظم ساعت خواب و بيداري او مختل نمي شود.
3- به كودكان خود تذكر بدهيد كه اگر چه هنرپيشه حقيقتاً مجروح نشده يا به قتل نرسيده است ، لكن اين گونه خشونتها در دنياي واقعي يا بسيار دردناك است يا منجر به مرگ مي شود.
4- هنگامي كه برنامه هاي خشونت آميز پخش مي شود، يا كانال را عوض كنيد يا تلويزيون را خاموش كنيد. توضيح دهيد كه مشكل آن برنامه چيست و به گونه اي با منطق درخور فهم كودك ، آسيب و ضرر موجود در آن برنامه را توضيح دهيد تا ميل كودك يا اصرار او براي تماشاي اين گونه برنامه ها كاهش يابد.
5- در حضور بچه ها صحنه هاي خشونت آميز را تأييد نكنيد و بگوييد كه بدترين شيوه براي حل يك مشكل، روش خشونت آميز است.
6- تأثير همسن و سالان و دوستان و همكلاسي ها بايد به حداقل برسد. به اين منظور با والدين بچه هاي ديگر تماس بگيريد و در مورد نوع برنامه ها ي تلويزيون و مدت زمان مناسب براي تماشاي تلويزيون توافق كنيد.
والد ين با استفاده از اين روشها مي توانند اثر مخرب تلويزيون را در ديگر حيطه هاي زندگي از قبيل شكل گيري ها و قالب پذيري هاي جنسيتي يا نژادي پيشگيري كنند. مدت تماشاي تلويزيون توسط كودكان ، جدا ازمحتواي آن بايد كم شود چون كودكان را از پرداختن به فعاليت هاي مفيد ديگر از قبيل مطالعه، بازي با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز مي دارد.
اگر والدين در امر محدود كردن كودكان خود مشكل دارند يا نگراني هايي در باب چگونگي رفتار خود در مقابل واكنش هاي كودك نسبت به برنامه هاي تلويزيوني دارند، مي بايست با يك روان شناس كودك و نوجوان مشاوره كنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.
بازيهاي خشن موجب پرخاشگري كودكان ميشود
تحقيقات انجام شده بر روي كودكان و نوجوانان حاكي از آن است كه بازيهاي ويديويي خشن، پرخاشگري در كودكان را افزايش ميدهد.
تحقيقات انجام شده حاكي از آن است انجام بازيهاي كامپيوتري و ويدويي خشونت آميز، پرخاشگري در كودكان و نوجوانان را افزايش ميدهد.
اين تحقيقات به مدت 20 سال بر روي كودكان و نوجوانان انجام شده است. آزمايشاتي كه بعد از انجام بازي هاي خشونت آميز بر روي كودكان انجام شده است نشان ميدهد كه اين افراد بعد از بازي حركات پرخاشگري از خود نشان ميدهند.
معلمان 600 دانشاموز 13 تا 15 سال ميگويند: دانشآموزاني كه وقت بيشتري را براي بازيهاي خشونت آميز صرف ميكنند بيشتر از دانشآموزان ديگر حالتهاي خصمانه در بحثها به خود ميگيرند.
اين نتايج در گردهمايي سالانه انجمن روانشناسي آمريكا مطرح شده است و در اين نشست كارشناسان خواستار كاهش برنامهها و بازيهاي خشونت آميز براي كودكان و نوجوانان شدهاند.
همچنين از والدين خواستهاند كه براي مراقبت از سلامت كودكان خود بايد بر بازيهاي كودكان نظارت بيشتري داشته باشند.
بازيهاي كامپيوتري و ويديويي تاثيرات بسيار زيادي بر روي كودكان دارند زيرا در اين بازيها كودك خود را قهرمان داستان ميبيند و با انجام جنايت و خشونت به پيروزي ميرسد.
كودكان ناسزاگو
امروزه بسياري از والدين نگران بددهاني يا بدزباني فرزندانشان هستند و از خود مي پرسند كه آنها اين صحبت ها را چگونه ياد گرفته اند؟ چرا اين اتفاق براي فرزند ما افتاده؟ آيا خودمان مقصر بودهايم؟ جمعي از والدين مي گويند، ما كه اين حرف هاي زشت را بر زبان نمي آوريم، پس چگونه فرزندمان چنين حرف هايي مي زند؟! در نهايت نيز اين سؤال برايشان مطرح است كه چه بايد كرد تا كودك اين عادت ناپسند را ترك كند. در اين نوشتار به علل اصلي بدزباني و راه حل هايي براي رفع آن اشاره شده است.
علت ها
همان طور كه در بحث هاي گذشته درباره رفتار كودكان متذكر شديم، بسياري از اعمال بچهها از عملكرد والدين نشأت مي گيرد. كودكان رفتارهاي پدر و مادر را به طور ناخودآگاه دروني مي كنند. رفتارهاي درون فكني شده جزو معيارهاي نهادينه شده كودك قرار مي گيرند و سپس او مطابق اين معيارها عمل مي كند؛ به اين فرآيند همانند سازي مي گويند. كودك والدين خود را به عنوان اولين الگوهاي زندگي مي پذيرد و چون به آنها عشق مي ورزد و آنان را سمبل هايي قوي مي داند، رفتار والدين براي او شاخص و الگو قرار مي گيرد.
گاهي بين درون فكني يك رفتار و بروز آن فاصله زماني وجود دارد؛ براي مثال، كودك گفتاري ناپسند را ماهها قبل از زبان پدر يا مادر شنيده، اما برون ريزي آن امروز صورت مي گيرد. اين مدت به تشخيص كودك و شرايط او بستگي دارد كه چه زمان، چگونه و در برابر چه كسي كلام زشت را به كار برد.
در بعضي خانوادهها، والدين با فرزندان خود بسيار خصمانه رفتار مي كنند و در عين حال آنان را آزاد مي گذارند. به اين گروه از پدر و مادرها، والدين خصمانه آزاد گذارنده مي گويند؛ آنها خود از حرف هاي زشت استفاده مي كنند و فرزندان نيز آزادند كه اين گونه عبارات را به كار برند. يعني هيچ اقدامي در جهت جلوگيري از اين رفتار به عمل نمي آيد؛ و يا از نظرتربیتی هيچ گونه تدبيري از طرف والدين براي ترك اين عادت در بچه ها صورت نمي گيرد.
ذكر اين نكته ضروري است كه چه والدين حرف هاي زشت را به فرزند خود بگويند و چه در حضور او در برابر فرد ديگري اين گونه گفتار را به كار ببرند، كودك ، آنها را ميآموزد و به وقت نياز بر زبان ميآورد.
از ديگر علت هاي يادگيري كلام زشت ، ارتباط كودكان با دوستان و با بچه هاي ديگر است. بسياري اوقات كودكان عامل بدزباني يكديگرند. در مهد کودک ، مدرسه ، كوچه و هر جاي ديگري كه بچه ها فرصت بازی و به خصوص درگيري با هم را پيدا كنند، ممكن است اين بدآموزي صورت بگيرد.
از ديگر عوامل بروز بدزباني در بچهها ، به كارگيري كلام زشت به عنوان اعتراض است. كودك با بر زبان آوردن اين گونه حرف ها اعتراض خود را نشان ميدهد؛ اين نوعي رفتار تلافي جويانه است كه بعضي كودكان در پيش مي گيرند. آنها احساس مي كنند، فقط با اداي اين گونه كلمات است كه تخليه مي شوند و مي توانند نارضايتي خود را نشان دهند.
گاهي كه كودك خردسال براي اولين بار از كلمات زشت استفاده مي كند، موجب خنده و مزاح اطرافيان مي شود. اين گونه برخورد از همان ابتدا براي او حكم تشويق به انجام اين رفتار را خواهد داشت و به تدريج به آن عادت مي كند.
در پارهاي از موارد نيز كودكان با بر زبان آوردن حرف هاي زشت مي توانند به خواسته هاي خود برسند. بنابراين بدزباني را راهي براي رسيدن به اهداف خود تلقي مي كنند و در درازمدت جزو رفتار آنان خواهد شد.
راه حل ها
به هفت علت اصلي براي ناسزاگویی در كودكان اشاره كرديم؛
- يادگيري از طريق والدين
- يادگيري از طريق دوستان و بچههاي ديگر
-بد آموزی بوسیله فیلم
- بيان نوعي اعتراض
- رسيدن به خواسته ها و اهداف
- تشويق شدن
- ناکامی و افسردگی
مسلماً با شناسايي علت رفتار نادرست، ميتوانيم در رفع آن موفق تر عمل كنيم:
1 . چنانچه اين گونه رفتار از والدين سرچشمه گرفته باشد، بايستي والدين به طور جدي آموزش داده شوند تا خود را كنترل كنند و چنين رفتاري را حداقل در حضور فرزند انجام ندهند. در ضمن لازم است به كودك گفته شود كه اين رفتارها درست نيست و اگر هم از والدين سر زده، آنها اشتباه كردهاند و ديگر تكرار نخواهد شد. بهعلاوه توصيه مي شود اگر پدر و مادر چنين رفتاري را مرتكب شدند، به اشتباه خود اعتراف كنند و حتي از فرزند عذرخواهي نمايند.
2 . اگر دوستان يا بچه هاي ديگر عامل بدزباني كودك باشند، بايستي او را از اين افراد دور كنيم و به جاي آنها دوستان خوب و مؤدب را جايگزين نماييم.
3 . در انتخاب فيلم ها دقت كنيم و چنانچه فيلمي مناسب سن كودك نيست، شرايطي فراهم آوريم كه او فيلم را نبيند.
4 . به اعتراضات كودك گوش دهيم و دقيقاً توجه كنيم كه او چه مي گويد و نسبت به چه چيز اعتراض دارد. دادن يك كمك فوري به كودك در چنين شرايطي بسيار مهم است. روشهای سختگیرانه والدین، اعتراض شديد فرزند را به همراه دارد.
5 . هرگز كودك نبايد به اين وسيله به خواسته اش برسد؛ بلكه بايستي به او فهماند، چنانچه دست از اين نوع رفتار بردارد و حتي از اين بابت عذرخواهي كند، به خواسته اش خواهد رسيد.
6 . هرگز با شنيدن حرف هاي زشت كودك به او نخنديم، بلكه اخم كنيم و خود را از وي دور سازيم. با اين روش به او نشان مي دهيم كه رفتار پسنديدهاي نداشته است.
7 . چنانچه فرزند ناکامی و افسردگي دارد، بهتر است فرصتي فراهم كنيم تا او موفقیت ، شادی و نشاط را تجربه كند. در چنين مواردي بايستي به درمان حالات افسرده وار او بپردازيم.
- علاوه بر توجه به نكات گفته شده، والدين مي توانند با استفاده از روش «يادگيري وسيله اي» ، در جهت رفع عادت بدزباني در كودكان برآيند. به اين ترتيب كه هر وقت كودك رفتار ناپسند از خود نشان نداد، به او جايزهاي بدهند و به طور مشخص بگويند «اين پاداش به اين علت بود كه امروز حرف هاي زشت بر زبان نياوردي و بچه مؤدبي بودي…» با اين روش، او ميفهمد كه رفتار ناپسند پاداش نمي گيرد، بلكه موجب اخم و قهر والدين است؛ برعكس رفتار مؤدبانه او تشويق و تأييد مي شود.
بد دهنی کودکان
رنگ ها در زندگي نقش اساسي ايفا مي كند. براي طراحي داخلي، خريد لباس يا رنگ كردن مو بايد سليقه خوبي داشته باشيد. به نوشته پراودا، روان شناسي رنگ ها و رنگ درماني كه به معناي استفاده از رنگ ها براي مقاصد درماني مي باشد، مدتي است كه مورد توجه خاص قرار گرفته است. از چند سال پيش رنگ ها در عرصه تغذيه و رژيم هاي غذايي انقلابي عظيم به پا كرده اند.
محققان دريافته اند آثار درماني رنگ ها و تأثير آنها بر روح و روان آدمي نبايد منحصر به رنگ لباس ها، كاغذ ديواري ها و يا وسايل خانه شود بلكه رنگ مواد غذايي نيز در اين ميان نقش مهمي ايفا مي كند. هيچ ترديدي در اين مورد نداشته باشيد كه فرد ساكن در يك اتاق با ديوارهاي قرمز خيلي بيشتر از سايران در معرض اثرات خاص اين رنگ قرار مي گيرد. در زمينه تغذيه نيز يك نكته مهم و ضروري لزوم توجه به رنگ مواد غذايي است كه به طور روزمره روي ميز قرار مي گيرند. به لحاظ علمي بايد همواره اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه توجه خاص به رنگ غذاهايي كه در رژيم روزانه گنجانده مي شوند، موجب بهره مندي از تأثيرات حداكثري مواد غذايي مي شود.
اصول اين رژيم بسيار ساده است بدين شكل كه هر روز بايد يك رنگ غذا، يعني غذاهايي با رنگ هاي به خصوص آن روز را رعايت كنيد. توجه به تنوع رنگ ها، موجب مي شود افراد موقع غذا خوردن احساس راحتي كنند و در نتيجه فرآيند جذب مواد مغذي نيز بهتر انجام مي گيرد. طرفداران اين رژيم كاهش وزن 10 كيلو و دستيابي به تناسب اندام را ظرف مدت زماني كوتاه تضمين كرده اند. اين نوع رژيم به خصوص براي كساني مفيد مي باشد كه از محدود كردن حجم غذاي خود متنفر هستند. هرچند مزيت اصلي اين رژيم عيب آن هم هست زيرا اين رژيم فقط براي كساني كه حاضر هستند مواظب غذا خوردن خود باشند، عملي مي باشد.
هرچند ما به طور غريزي موقع انتخاب غذا به رنگ آن توجه مي كنيم. اما اين احتمال ضعيف است كه بدون نگاه كردن به بشقاب، غذا را بخوريم. رژيم غذايي براساس رنگ غذاها به اين ترتيب است:
شنبه: رنگ سفيد؛ در فهرست انتخاب غذا براي اين روز بايد چنين موادي گنجانده شود: سيب زميني، برنج، موز، پياز، شير، پنير، گل كلم، سفيده تخم مرغ، شكر و نمك مطابق ذائقه. اين رژيم از لحاظ كربوهيدرات، چربي، پروتئين و ويتامين متعادل به نظر مي آيد. از جمله غذاهاي اضافه در اين روز مي توان به ماكاروني، لوبيا سفيد، كرفس، غذاهاي دريايي، مرغ، خامه و بستني اشاره كرد.
يكشنبه: رنگ قرمز؛ متخصصان تغذيه مي گويند در اين روز بهتر است لوبيا قرمز، گوجه فرنگي، توت قرمز، گوشت قرمز بي چربي مانند گوشت گاو و گوساله، انار، فلفل قرمز تند و شيرين و آب ميوه هاي قرمز مصرف كنيد.
يكشنبه، روزي سرشار از پروتئين ،و كربوهيدرات كم مي باشد. حبوبات و گوشت منبع پروتئين مي باشند. درحالي كه گوجه فرنگي و فلفل قرمز حداقل كربوهيدرات را به ما مي رساند.
دوشنبه: رنگ سبز؛ در اين روز بايد به سبزي خواري روي بياوريم. از سبزيجاتي كه داراي برگ سبز تيره هستند مانند سبزي هاي معطر ريحان، پيازچه، نعنا .... و همچنين بروكلي، ساقه كرفس، خيار، كيوي، سيب و چاي سبز مصرف كنيد. باوجود اين كه منوي غذايي دوشنبه سبك به نظر مي آيد، اما براي سلامتي مفيد و فاقد پروتئين و چربي مي باشد. اين تغيير كوچك بعد از مصرف گوشت در روز يكشنبه براي بدن مفيد مي باشد. غذاهاي ديگر مناسب اين رنگ شامل نخودسبز، لوبياسبز، آوكادو، پسته، انگور سبز و ليموترش مي باشد.
سه شنبه: رنگ نارنجي؛ روز نارنجي، روز شادي و تغذيه با مواد غذايي نشاط آور است. كدو حلوايي، انبه و ماهي آزاد مصرف كنيد. غذاهاي ديگر شامل پرتقال و زردآلوي خشك مي باشد در اين روز خوردن نان ممنوع است.
چهارشنبه: رنگ بنفش؛ بشقاب خود را با بادمجان، انگورهاي تيره رنگ و كشمش سياه پر كنيد. حتي مي توانيد آلوخشك، آلوچه و ترخون مصرف كنيد. بادمجان داراي سلولز مي باشد و آلو كاركرد روده ها را تقويت مي كند. غذاهاي ديگر اين روز شامل لبوي بنفش به منظور هضم غذا و خون سازي مي باشد. براي كامل شدن كلكسيون رنگ بنفش ها، مي توانيد از جگر و گوشت گوسفند نيز استفاده كنيد تا يك غذاي مملو از پروتئين داشته باشيد.
پنج شنبه: رنگ زرد؛ در اين روز تمام دنيا را آفتاب مي گيرد. مي توانيد آناناس، هلو، فلفل دلمه اي زرد، كدو زرد، ذرت، زرده تخم مرغ، عسل و پنير ميل كنيد. به مقدار كافي سلولز از ذرت و كدو دريافت مي كنيد و پنير نيز چربي بدن شما را تأمين مي كند. آناناس براي كساني كه مي خواهند لاغر شوند بسيار مفيد است. آب ميوه زرد، ليمو و چاي را نيز به ليست غذايي خود اضافه كنيد.
جمعه: بي رنگ؛ در اين روز بايد سعي كنيد بيشتر آب بنوشيد و غذاهاي سبك بخوريد.
ريشه زردچوبه در طب سنتي آسيا براي قرنها به عنوان درماني براي التهاب مفاصل يا آرتريت كاربرد داشته است. داروهاي ضدالتهابي نوين كه براي درمان آرتريت به كار ميروند، عوارض جانبي بسياري دارند، بنابراين پزشكان و پژوهشگران به دنبال شيوههاي درماني جايگزين براي اين بيماري بودهاند.
امروزه مكملهاي غذايي حاوي زردچوبه با نام كوركومين (curcumin) ،ماده شيميايي كه رنگ زرد زردچوبه ناشي از آن است ،در بازار موجود است. تصور ميشود اين ماده نيز داراي خواص ضدالتهابي باشد.
دكتر ژانت ال فانك از كالج پزشكي دانشگاه آريزونا يكي از پژوهشگران در تحقيق فوق در اين باره گفت:” هدف ما از بررسي داروهاي گياهي به خصوص اين است كه بين خواص مفيد گياهان دارويي سنتي و اثرات زيانبار آنها افتراق دهيم. به اين ترتيب اميدواريم نه تنها شيوههاي طب سنتي را درك كنيم و به آزمون بگذاريم، بلكه استفاده آنها را نيز پيشرفت دهيم و اصلاح كنيم”
دكتر فانك با دكتر باربارا ان. تيمرمن، رئيس مركزپژوهش طب گياهي آريزونا- براي بررسي بهتر اثرات مواد شبه كوركوميني در زردچوبه عصارههايي با ميزان استاندارد تهيه كردند. سپس تاثيربخشي آنها را بر روي موشهاي آزمايشگاهي مبتلا به آرتريت روماتوئيد آزمايش كردند. نتيجه آن بود كه اين مواد واقعا علائم التهاب مفصل را كاهش ميدهند.
دكتر فانك معتقد است كه نتايج مشابهي در انسانها نيز مورد انتظار است، اما بايد با آزمونهاي باليني ثابت شود.
فانك گفت اگر معلوم شود كه چنين اثري در انسانها نيز رخ ميدهد، احتمالا روزي 1.5 گرم مواد شبهكوركوميني بايد مصرف شود، كه حدود 10 برابر ميزان مصرف روزانه زردچوبه يك فرد متوسط هندي است. بنابراين تنها راه براي تامين اين مقدار مواد شبهكوركوميني از راه مكملهاي غذايي است.
به گفته فانك احتمالا ساير مواد موجود در زردچويه به جز كورمورين هم داراي خواص ضدالتهابي هستند و اين مواد همراه هم با كورمورين التهاب را مهار ميكنند
عالمان چين باستان رساله هاي متعددي درباره «سير» كه در طول سلطنت سلسله «هان» در چين شناخته شد، نوشته اند: «هوآ تائو» پزشك معروف چيني از عصاره سير براي درمان بيمارانش استفاده مي كرد. طبيبان چيني براي رفع سوء هاضمه، درمان تب داخلي و از ميان بردن انگلهاي روده اي خوردن سير را تجويز مي كردند.
بردگان مصري كه اهرام بي همتاي مصر را ساختند، فتح كنندگان قله اورست و سربازان رومي همه يك ويژگي مشترك داشتند: عشق به خوردن سير.
آثار مكتوب به جا مانده از تمدنهاي بزرگ باستاني حاوي اشاره هاي متعددي به سير و مصارف دارويي اين گياه بي همتا هستند. طبق گزارشهاي تاريخي، كمبود سير به تناوب موجب وقفه در ساخت و ساز اهرام مصر شد؛ زيرا بردگان سازنده آن در تمام طول روز مشغول جويدن سير بودند.
در مصر باستان يك برده مرد سالم با پنج كيلو سير معاوضه مي شد!
اين محصول گياهي محبوب در مصر چنين ستوده مي شد، اما كشيشان مسيحي از خوردن آن منع شده بودند. در عوض از سير براي راندن ارواح شرور بهره مي بردند و آن را بر سر در مقبره ها مي آويختند.
شهروندان غني نيز بدلهاي گلي سير را براي راندن ارواح بر در منازل و مقبره هايشان مي آويختند.
اطباي هندي نيز از سير در طب باستاني هند سود مي بردند. در همان زمان تاريخ نويس رومي، «پليني» چنان تحت تاثير خواص اين محصول گياهي بي رقيب قرار گرفته بود كه 61 كاربرد براي سير را به ثبت رساند سير با پياز، تره فرنگي، پيازچه و موسير، هم خانواده است.
سير حاوي ماده اي به نام «آليسين» است كه تصور مي شود خواص آنتي باكتريال و ضدعفوني كننده دارد. وجود سلنيوم در سير نيز جلوگيري از حمله هاي قلبي، تعديل فشارخون و ممانعت از تشكيل لخته هاي خوني را موجب مي شود.
در خلال جنگ جهاني اول و دوم، پزشكان كه نسبت به خواص ضد ميكروب و ضد قارچ سير مطمئن شده بودند، از ضماد سير بر روي زخمها و جراحتهاي سربازان استفاده مي كردند تا از بروز عفونت جلوگيري كنند.
سير سيستم ايمني بدن را فعال مي كند و پزشكان بر اين باورند كه مصرف آن مي تواند از ابتلا به بسياري از سرطانها پيشگيري كند.
متخصصان معتقدند كساني كه به طور مداوم سير مي خورند، بويژه از سرطان پروستات در امان هستند. خوردن سير در طول دوران بارداري مي تواند از ابتلا به مسموميت حاملگي (بالا رفتن فشارخون، تورم و دفع پروتئين در ادرار) پيشگيري كند.
سير قادر است سموم را از بدن دفع و خون را پاك كند. قرار دادن سير خام بر روي جوش و كورك نتايج سريعي را نشان مي دهد. اطباي گياهي در هند هنوز هم براي درمان بسياري از اختلالات سير تجويز مي كنند. براي سرماخوردگي، برونشيت و ناراحتي هاي ديگر دستگاه تنفس، عصاره سير را با عسل مخلوط مي كنند كه دارويي معجزه آسا است و با افزودن سير خرد شده به آب جوش مي توان بخوري ايده آل درست كرد.
يكي ديگر از نسخه هاي باستاني كه هنوز مردم در گوشه و كنار دنيا از آن سود مي برند، استفاده از روغن سير براي گوش درد است. بسياري از نسخه هاي قديمي و مصارف دارويي سير شايد امروزه منسوخ شده باشند، جدي گرفته نشوند و يا خرافي و بي اثر شناخته شوند.
اما در مقابل خواص متعددي براي آن در علم جديد به اثبات رسيده است. شهرت سير علاوه بر خواص درماني به دليل تأثير بسزاي آن در طعم غذاهاي گوناگون نيز هست.
ساليان دراز است كه چيني ها، هندي ها، فرانسويان و ايتاليايي ها در آشپزي به طعم بي مثال سير متكي اند.
از سير براي از ميان بردن بوي ناخوشايند انواع گوشت و ماهي و از طعم تند و تيز آن در بسياري از غذاها استفاده مي شود. هنگام طبخ غذا با سير، بهتر است آن را در آخرين مراحل پخت به غذا بيفزاييد تا خواص آن حفظ شود و بر اثر حرارت طولاني از بين نرود.
براي نگهداري سير آن را هرگز در يخچال قرار ندهيد، بلكه سير را در جايي خشك و خنك و در معرض جريان هوا نگهداري كنيد.
سير خوب بايد سفت باشد و حبه هاي آن به صورت يك گل كامل و محكم به هم چسبيده باشند. سير را مي توان ورقه ورقه يا رنده كرد و به روشهاي گوناگون مانند سرخ كردن، پختن يا بو دادن و به صورت خام مصرف كرد.
برخي از متخصصان معتقدند مصرف بيش از اندازه سير مي تواند موجب بروز بي خوابي شود.
همچنين براي از بين بردن بوي بد دهان پس از خوردن سير مي توان از كمي جعفري، پوست پرتقال، دانه قهوه، آبليموي تازه يا شير استفاده كرد.
براي بهره مند شدن از خواص بي شمار سير بدون دچار شدن به بوي بد آن امروزه كپسول هاي بي بوي سير به بازار آمده است و افرادي كه نسبت به بوي سير حساسند مي توانند بدون نگراني از كپسولهاي سير سود ببرند.
۱ -در دنیای مُد، عطر و اودكلن هم مثل رخت و لباس و كفش و كلاه و . . . سال به سال، نو میشود اما هر عطری برای هر سن وهرموقعیتی مناسب نیست.
۲- از عطرهایی مانند بولگاری، اسكادا و ایریا كه رایحه سنگینی دارند، ترجیحا در محافل رسمی استفاده كنید. همیشه بهتر است كه در مكانهای رسمی از رایحههای تلخ، گرم، شیرین و تند استفاده كنید.
۳ -در ساخت عطرهای تلخ معمولا از اسانسهایی مانند ریشه درختان و ادویههای تند شرقی استفاده میكنند. عطرهای شیرین و گرم هم عطرهایی هستند كه از بو و طعم شكلات و میوههای تابستانی برخوردارند.
۴- از عطرهایی مانند مادام روشاز، گپ، هوگو و آزارو ترجیحا در محافل دوستانه و صمیمی استفاده كنید. همیشه بهتر است كه در محافل دوستانه و صمیمی، از عطرهای سرد و ترش استفاده كنید.
۵- عطر سرد به عطری میگویند كه حس خنكی و تازگی را القا كند. استشمام این عطرها معمولا باعث میشود كه طعمِ میوههایی مانند خیار و هندوانه را به خاطر بیاوریم.
۶ - عطر ترش به عطری میگویند كه طعم مركبات را به خاطر بیاورد. عطرهای ترش نیز القاكننده حس طراوت و شادمانیاند.
۷- عطرهای سرد و ترش باعث آرامش روحی و رفع خستگی نیز میشوند. لابد دیدهاید كه در باشگاههای ورزشی، هوای داخل باشگاه را معمولا با رایحههای سرد و ترش مطبوع میكنند. عطرهایی با طعم گلهای وحشی میتوانند حس صمیمیت بیشتری به محیط القا كنند.
۸- همانطور كه در بحث رنگها، از رنگ سال و رنگ فصل برایتان گفتیم؛ در بحث عطرها هم باید از عطر سال و عطر فصل صحبت كنیم. طبیعتا عطرهایی كه بهتر است در روزهای گرم و آفتابی استفاده شوند، با عطرهایی كه مناسب روزهای سرد زمستاناند، یكسان نیستند.
۹- در فصل بهار از عطرهای ملایم استفاده كنید. عطرهای ملایم و بهاری را معمولا از گلهای بنفشه، تمشك و مگنولیا میگیرند.
۱۰- در روزهای گرم تابستان برای ماندگاری بوی عطر باید به دفعات بیشتری از آن استفاده كنید. با این حساب، بهتر است كه در فصل گرم از عطری استفاده كنید كه ماندگاری بیشتری داشته باشد.
۱۱- در فصل گرم، استفاده از رایحههای خنك و ترش، تلخ و سرد، جنگلی و وحشی بسیار خوشایند است. استفاده از رایحه های خنك و ترش در فصل تابستان، سرمای خوشایندی را به شما و اطرافیانتان منتقل میكند و درنتیجه از حس ِگرمای محیط میكاهد تا به یك حس تعادل دمایی برسید.
۱۲- ماندگاری عطرها در هوای سرد بیشتر است. یعنی در پاییز و زمستان با توجه به دمای پایین هوا، الكل موجود در عطر دیرتر تبخیر میشود. در فصلهای سرد سال، بهتر است از رایحههای سنگین مانند عطرهای شیرین، تند و تلخ استفاده كنید.
۱۳- اگر پوستتان چرب است، خوشحال باشید چون دوام و ماندگاری عطرها بر روی پوستهای چرب و تیره بیشتر است. اما عطر برای پوستهای روشن و خشك، در حكم یك مرطوبكننده است و دوام زیادی روی این پوستها ندارد.
۱۴- اگر پوستتان روشن و خشك است و میخواهید ماندگاری عطرتان بیشتر شود، بهتر است پیش از استفاده از عطر، از لوسیونهای مرطوب كننده بدون بو استفاده كنید.
۱۵- از زمانهای گذشته، این باور همچنان پابرجاست كه عطر و اودكلن را باید به پوست جلوی گردن و یا به مچ دست زد. واقعیت این است كه زدن عطر بر روی محل نبضها (مانند: مچدست، مچ پا، پشت زانوها و نبض گردن) باعث متصاعد شدن رایحه عطر شده و كلا خوشایند است اما پزشكان توصیه میكنند به گردنتان عطر نزنید چرا كه این كار، احتمال بیماریهای پوستی را در این ناحیه افزایش میدهد
نويسنده : دكترمنصور ریسما نچیان
يكي از جالبترين و در عين حال خطرناكترين عقايدي كه در بين برخي افراد جامعه رايج است همانا كاهش چربي خون با ترشيجات (نظير آبغوره و يا آبليمو) است. اين افراد با مصرف زياد چربيها و به دنبال آن مصرف اين نوع ترشيجات به قول معروف وجدان خود را آرام ميكنند.
شايد اين ترشيجات اثري بسيار كم بر روي چربيها داشته باشند( كه هيچ تحقيق مستندي وجود ندارد) ولي اولاً كاملاً موقت است و ثانياً ترشيجات با افزايش اسيدمعده منجر به اشتهاي كاذب در فرد شده و ميل به خوردن را در او افزايش ميدهند كه ممكن است با شدت بيشتري چربي خون را بالا ببرد.
پس اگر به دنبال كاهش چربي خون هستيد راه آن در رژيم غذائي اصولي و تحرك مناسب ميباشد.
نويسنده : دكتر « ناصر نيكي» متخصص تغذيه
جويدن بيش از حد آدامس جلوي تشنگي فرد را گرفته و بدن را در معرض خطر كمآبي قرار ميدهد.
جويدن طولاني مدت آدامس موجب احساس سيري شده و درمورد كودكان ممكن است به عاملي براي كم غذايي و سوء تغذيه آنها مبدل شود.
* انواع آدامس :
دو نوع طبيعي و مصنوعي مي باشد و آدامس هايي كه حاوي قندهاي طبيعي مثل گلوكز هستند ميتوانند به رشد باكتريهاي دهان كمك كرده و خطر پوسيدگي دندان را به همراه داشته باشند اما آدامس هايي با شيرينكنندههاي مصنوعي به دليل نداشتن انرژي ،قابل استفاده ميكروبهاي دهان نبوده و خطري را براي افراد نخوادهد داشت.
همچنين برخي متخصصان معتقدند آدامسهايي كه حاوي شيرين كننده هاي طبيعي مانند شكر هستند به دليل آنكه به رشد ميكروبهاي دهان كمك ميكنند نه تنها باعث پوسيدگي دندان ميشوند بلكه ميتوانند موجب گسترش باكتريهاي مفيد در بدن شده و حتي زمينه ايجاد عفونتهاي جدي را فراهم كنند.
* نكات مثبت مصرف آدامس
فعال شدن قشر مغز و به اين ترتيب از بين بردن مشكلاتي از قبيل مسائل ناراحت كننده جزئي، تقويت ماهيچهها و عضلات دهان و زبان به وسيله تحريك و در نيتجه دفع مواد سمي موجود در آن ها از جمله نكات مثبتي است كه در خصوص آدامس ميتوان به آنها اشاره كرد.
جويدن آدامس هاي بدون قند را در واقع عامل ماساژدهنده لثه و در نيتجه كمك به سلامت دندان ها و لثه ها عنوان كرد و در عين حال جويدن آدامس با خارج كردن خوردههاي غذا از لابه لاي دندان ها باعث بهبود سلامت آنهاست؛ اين در حالي است كه بايد دانست مسواك زدن بهترين راهكار براي پيشگيري از پوسيدگي دندانها است.
استفاده به اندازه از آدامسهاي بدون قند طبيعي ميتواند براي فرد مفيد باشد.
مترجم: اميد مجد
آنچه را در اين مقاله مي خوانيد متني آموزشي با عنوان »پرواز بوفالوها« است كه به معرفي روش هاي نوين مديريت مي پردازد.
جيمز پلاسكو از مديران و استادان دانش مديريت طي سخناني كه حاصل آن، مقاله حاضر است مي گويد: مي خواهم در مورد تغييرات دنياي كنوني كه به شكل چشمگيري بر روش كسب و كار تاثير گذاشته است و روش برخوردي كه براي باقي ماندن و ادامه بقا در قرن بيست و يكم به آن نيازمنديم سخن بگويم.
من، چهل و سه سال است كه در بازار كار هستم و سي سال اول آن را دقيقاً مي دانستم كه چه بايد بكنم. وظيفه من به عنوان رهبر شركت و مدير سازمان بسيار روشن بود. مي بايست برنامه ريزي، سازماندهي و كنترل را انجام مي دادم و مطمئن مي شدم كه امور به همان شكل كه انتظار داشتم انجام شده است. تصميم گيري در سازمان با من بود. اگر كار خاصي در سازمان مي بايست انجام مي پذيرفت بايد مطمئن مي شدم كه فرد مناسب، اقدام صحيحي را در زمان مناسب انجام داده است.
اين روش در سي سال اول كار من، كم و بيش جواب داد. سپس حادثه اي رخ داد كه سبب شد تغييراتي در روش هدايت و پيشبرد شركت ايجاد كنم. همچنين در نحوه تدريس در كلاس هاي آموزشي و مشاوراتي كه مي دادم تجديد نظر كنم.
مرگ يكي از دوستان همكارم موجب شد تا پرسش هايي را با خود مطرح كنم. به خود گفتم كه چرا با اين شدت كار مي كنم؟ چرا اين ميزان از وقتم را صرف كار مي كنم؟ آيا من با اين سخت كوشي در صدد ايجاد كار بزرگي هستم؟ يا تلاش من براي ايجاد يك مجلس ختم بزرگ است؟ بنابراين هيچگاه از اين تلاش ها لذتي نخواهم برد. آيا من با اين شدت تلاش مي كنم تا لذت ببرم؟ يا تلاش مي كنم تا شرايط خوبي براي بازماندگانم به وجود بياورم؟
سئوال بسيار مشكلي را براي خود مطرح كردم: چند شركت در جهان در يك دوره ده ساله ضريب بازدهي سهامشان حداقل20 درصد يا بيشتر بوده است؟
در سراسر جهان، تنها24 شركت را يافتم كه به چنين شاخص مالي سخت و بلند مرتبه اي دست يافته بودند. پس از بررسي بر روي عملكرد مديران شركت هاي موفق، دو موضوع را كشف كردم: نخست آن كه نوع صنعت و كار فرقي نمي كند و موضوع محصول مطرح نيست، چرا كه در ميان24 شركت موفق، شركتي در زمينه صنايع پزشكي فعال بود، شركتي ديگر خدمات نظافتي انجام مي داد، يكي شركت كامپيوتري بود و ديگري دكل هاي حفاري نفت اجاره مي داد. بنابراين دريافتم كه نوع كار و محصول مهم نيست. آن چه كه بيش از همه مهم است نوع رهبري مديريتي است، زيرا اين24 مدير و رهبر شركت هاي ياد شده بودند كه با بقيه مديران تفاوت داشتند.
دوم آن كه اين24 مدير موفق نه تنها در مقايسه با ديگران متفاوت بودند بلكه در بين خود آنها نيز تفاوت وجود داشت.
برخي از آنها داراي شخصيت هايي كاريزماتيك بودند. يعني هنگامي كه به مكاني وارد مي شوند فضاي موجود را مسخر خودمي كنند. حال آنكه سايرين داراي شخصيت هاي قابل توجهي نبودند. برخي از آنها استراتژيست هايي با درايت و ارزشمند بودند و برخي ديگر حتي به سختي مي توانستند يك كلمه حرف بزنند.
بدين ترتيب برايم مشخص شد، هيچ روش واحدي به عنوان روش رهبري مديريتي وجود ندارد. هيچ كس برايم قابليت شبيه سازي نداشت. هيچ كس نبود كه همانند او باشم. من مي بايست روش خود را مي يافتم. در نتيجه طي سيزده سال گذشته در رهبري براي يك دهه چنين سير وسفري بودم. من در اين سفر در جستجوي عوامل پيدايش تاثير گذارترين رهبري مديريتي بودم. بي شك آن چه سبب مي گردد كه رهبري مديريتي يك تشكيلات، بسيار موفق باشد رهبري براي يك فصل نيست بلكه رهبري براي يك دهه و بيش از آن است. يك مدير موفق بايد بدون به هدر دادن انرژي خود كارهاي بزرگ انجام دهد و سازماني را بنيان گذارد كه مدير و تمام كاركنان به خاطر آن زندگي و كار مي كنند.
آنها از بازي فوتبال و مسابقات فوتبال، مراسم فارغ التحصيلي، جشن تولد و تمامي مراسم جزيي كه سبب مي شود كار ارزشمند شود، لذت مي برند.
سه حقيقت تلخ
البته من در اين سير و سفر، سه حقيقت تلخ را نيز كشف كردم. سه حقيقتي كه به طرز اجتناب ناپذيري راهگشا هستند.
نخستين حقيقت اين است كه موفقيت دايم حق انسان است. هر چند موفقيت مرا به جايي كه هم اينك هستم رسانده است. اما مرا به آن جايي كه مي خواهم باشم نمي رساند! قبرستان شركت ها پر است از استخوان هاي سازمان هايي كه اين حقيقت را درك نكرده اند و يا زماني درك كرده اند كه بسيار دير بوده است.
در اوايل دهه80 ، شركت IBM به عنوان شركتي نمونه در سطح جهاني شناخته مي شد. اين شركت بيش از هر شخص يا شركت ديگري در جهان سود برد. اما حقيقت اين است كه همان چيزهايي كه آن را به بهترين شركت تبديل كرد و سبب كمالش شد (مثل بهترين طراحي، بهترين ساخت، فروش وسيع و سيستم هاي بزرگ) عامل شكست آن شد. زيرا تغييري در اين عوامل ايجاد نشد و در نتيجه چيزهايي كه در دهه70 و80 به موفقيت شركت منجر شد، خود عامل شكست آن در دهه90 شد.
حقيقت اين است كه از ميان100 شركتي كه بزرگ ترين شركت ها در سطح جهان محسوب مي شوند،76 شركت در طي10 سال گذشته نتوانسته اند هزينه هاي سرمايه خود را نيز تامين كنند. اين چيزي است كه ما را تا به اينجا رسانده است اما ما را به جايي كه مي خواهيم نمي رساند. آنچه در مورد شركت ها صدق مي كند، در مورد افراد نيز صادق است. شما شاهد هستيد كه آنچه در شرايط ديروز كارا بوده، به موفقيت ديروز منجر شده است. موفقيت ديروز نيز اين امكان را به ما مي دهد كه امروز هم تلاش كنيم. اما دنياي امروز با دنياي ديروز متفاوت است.
در دنياي امروز اگر همچنان به شيوه گذشته عمل كنيم، به طور قطعي با مشكل مواجه خواهيم شد. بي شك فردا نيز دنياي متفاوتي در پيش خواهد بود. اگر همچنان به شيوه هاي گذشته پايبند باشيم با توجه به تغيير شرايط روز دنيا، فردا شكست قطعي است.
مقصر كيست؟
در اين جا به دومين حقيقت تلخ مي رسيم. من در طول زندگي، ديگران را مسئول مشكلات مي دانستم هنگامي كه امور بر وفق مراد نبود (كه اين بسيار اتفاق مي افتاد) شخص ديگري مقصر آن محسوب مي شد. در نگاه من، ديگران خطاكار بودند. به سهولت و آساني مي گفتم كه اين مقررات لعنتي هستند كه اصلاً مناسب و كامل نيستند. مقرراتي كه ناظران و مجريان آن به نظر من مشتي بوروكرات هستند كه ما را درك نمي كنند. معتقد بودم، مقصر مشتريان هستند كه ارزش محصولات و خدمات ارائه شده توسط مرا درك نمي كنند. مقصر رقبايي بودند كه محصولات خود را به بهايي پايين تر از قيمت تمام شده عرضه مي كردند تا بازار را قبضه كنند، مقصر كاركنان بودند كه نمي دانستند كار را چگونه انجام دهند و اساسي كار نمي كردند و مدعي بودند كه به وظايف خود عمل مي كنند. بله! همواره مقصر آنها بودند. اين شيوه تفكر، بسيار ساده، آسان و موثر بود. البته تا زماني كه دريافتم مشكل اساسيِ سازمان، خود من هستم. واقعيت آن است كه مجموعه اي از رويدادها به روشني اين موضوع را تاييد مي كردند. من بسيار خوب، عادي و محسوس مي دانستم كه چه كار بايد بكنم اما نمي توانستم انجام آن را شاهد باشم. بنابراين مشكل اصلي سازمان، خود من بودم و نه ديگران! اوايل خواستار آن بودم كه گلّه اي از بوفالوها داشته باشم. بوفالوها حيوانات جالبي هستند. همگي وفادار به يك پيشرو هستند و آن چه را كه به آنها گفته مي شود، دقيقاً انجام
مي دهند. آيا اين جالب نيست كه لحظه اي به اين بيانديشيد؟ شما افرادي داريد كه به شما وفا دارند، آيا وفاداري جالب نيست؟ افرادي داريد كه دقيقاً آنچه به آنها گفته شده است انجام مي دهند. آيا اين چيزي نيست كه ما خواستاريم؟
بوفالوها بسيار بزرگ و عظيم الجثه هستند. وقتي آنها به منطقه اي كوچ مي كنند، تمامي منطقه را اشغال مي كنند. رئيس بوفالوها بودن، بسيار خوشايند است، هر چند با پاره اي از ناملايمات نيز همراه است. بوفالوها پرسش نمي كنند آنها فقط دنباله روي مي كنند.
كافي است كه بوفالوي جلودار، گله را به سمت پرتگاه هدايت كند؟ چه اتفاقي خواهد افتاد؟ تمامي گله در پي او حركت خواهد كرد. بوفالوها تا زماني كه چيزي به آنها نگفته شده است، حركتي نخواهند كرد. تا وقتي كه به آنها گفته نشود كه چه كار بكنند در گوشه اي مي ايستند و انتظار مي كشند. آنها منتظر دستورات هستند. در بسياري از سازمان ها هم افراد بسياري را ديده ام كه با بي عملي منتظر دريافت دستورات مي مانند. اما كافي است قدري توجه كنند كه با اين ايستادن در اطراف و منتظر ماندن براي دريافت دستورات رئيس، چه فرصت هايي را از دست داده اند.
تا آن جا كه مي دانم در سازمان من نيز چنين بوده است. همان گونه كه عاقبت بوفالوها، قوطي كنسرو، در قفسه فروشگاه ها است. سرانجام سازمان هاي بوفالويي نيز در فهرست سازمان هاي فراموش شده خواهد بود. حقيقت اين است كه سازمان هاي بوفالويي با ايستادن در اطراف و منتظر فرمان رئيس ماندن، قادر به ادامه حيات نخواهند بود. پس به اين نتيجه رسيدم كه ما نيازمند تشكيلات ديگري هستيم. ترجيح مي دهم به جاي يك گله وابسته بوفالوها، گروهي متكي به يكديگر داشته باشم.
غازها و مسئوليت پذيري
همانگونه كه مي دانيد غازها پرندگان كوچك و جالبي هستند. هر غاز مي داند كه بايد به همان جايي برود كه گروه قصد دارد به آن جا برود. از آن جايي كه غاز پيشرو به سبب وزش باد در مسير حركت زودتر از ديگران خسته مي شود به عقب گروه باز مي گردد و غاز ديگري از بخش مياني مجموعه به جاي او پرواز كرده و در رأس سايرين قرار مي گيرد.
اين بدان معناست كه هر غازي دقيقاً مي داند كه دسته غازها به كجا مي روند؟ آيا اكثر سازمان ها چنين هستند؟ آيا در اكثر سازمان ها كاركنان مي دانند كل سازمان به كجا مي رود؟ متاسفانه بايد بگويم كه من طي جستجوها و سفرهاي خود در سراسر دنيا شمار بسيار اندكي را اين چنين يافتم. هر غازي مي بايد آماده باشد تا در صورت ضرورت، گام پيش نهاده و مسئوليت جلودار بودن را بپذيرد. آيا اين امر در سازمان ها واقعيت دارد؟ آيا در سازمان، هر فردي مشتاق است گام پيش نهاده و مسئوليت را بپذيرد؟ احتمالاً پاسخ اين پرسش منفي است. حقيقت اين است كه غازها نسبت به وضعيت يكديگر حساس هستند.
از خصوصيات يك سازمان كارآمد اين است كه اعضا نسبت به يكديگر متعهد باشند. غازها به خوبي درك مي كنند كه نسبت به سرنوشت يكديگر مسئولند. آنها به سرنوشت همديگر اهميت مي دهند و بنابراين اگر يك غاز به هنگام مسافرت بيمار شود و يا تيري به او اصابت كند و فرو افتد، دسته اي از غازها به همراه او به سمت پايين پرواز كرده و او را تغذيه و از او حمايت مي كنند تا بهبود يابد. آيا اكثر سازمان ها چنين هستند؟ آن گونه كه پي برده ام. بيشتر سازمان ها همانند افراد بيگانه اي هستند كه هر يك سعي دارند به شكل بدي اهداف شخصي خود را محقق سازند.
حقيقت اين است كه بيشتر سازمان ها براي نبردي كه صد سال پيش پايان يافته طراحي شده اند. بايد بپذيريم كه در زمينه تشكيلات و سازماندهي هنوز هم به اندازه غازها هوشيار نيستيم.
شواهد و مدارك در اين مورد بسيارند. ما همچنان روش سازماندهي گذشته را دنبال مي كنيم. اينها همگي حقايق بسيار جالبي هستند كه بعدها موفق به كشف آنها شدم و در گذشته توجهي بدان نداشتم. زماني كه تصميم گرفتم تشكيلات متفاوتي داشته باشم، هيچ يك از اين حقايق را نمي دانستم ولي بعدها موفق به درك آنها شدم. به هر حال حقيقتي را كه مي دانستم اين بود كه مجموعه غازها از طريق همكاري متقابل اعضا حركت مي كنند به طوري كه نسبت پيشرفت مجموعه غازها به سمت مقصد مي تواند171 درصد بيش از حركت فردي غازها باشد.
به همين علت است كه خواستار آن شدم كه به جاي گله اي بوفالوهاي وابسته، دسته اي از غازها را داشته باشم و به بوفالوهاي خود فرمان پرواز دادم. حدس بزنيد چه اتفاقي افتاد؟ هيچ اتفاقي نيفتاد، بلكه تاكيد هر چه بيشتر من، منجر به مقاومت هر چه بيشتر آنها شد. در اين هنگام به سومين حقيقت تلخ پي بردم. سومين حقيقت تلخ اين است كه براي تغيير در سازمان، قبل از هر چيز من بايد خود را تغيير مي دادم. بيش از هر چيز مسئله به من و تغيير من مربوط است. بزرگ ترين مانع در مسير تغيير، ديگران نيستند بلكه من هستم.
