اگر در ساعات بين خوردن مواد غذايي دچار حالتهايي چون ضعف، سرگيجه و حالت تهوع مي شويد ممكن است با مشكل قند خون پايين مواجه باشيد.
به گزارش ايسنا، اگرچه معمولاً تصور مي شود كه كاهش قند خون فقط در افراد ديابتي بروز مي كند، اما تجربه نشان داده است افراد غيرديابتي نيز به اين حالت دچار مي شوند.
دلايل اصلي اين امر مشخص نيست اما برخي تحقيقات نشان مي دهد كه برخي افراد نسبت به آزاد شدن هورموني موسوم به اپي نفرين در بدن حساس هستند.
محققان آمريكايي در همين رابطه توصيه مي كنند به منظور جلوگيري از كاهش قند خون بهتر است تقريباً هر 3 ساعت يكبار از وعده ها يا ميان وعده هاي كوچك خوراكي تغذيه كنيد. با دستيابي به منبع دايمي انرژي بدن مي تواند سطح طبيعي از گلوكز مورد نياز خود را تأمين كند. ورزش منظم و رژيم غذايي متنوع حاوي مقادير زيادي ميوه ها و سبزيجات، درصدي از نان و برنج سبوس دار، درصدي از پروتئين مانند گوشت و لبنيات نيز توصيه مي شود.
همچنين مصرف مواد غذايي و نوشيدني هاي حاوي قند بالا مانند نوشيدني هاي گازدار و نيز آب ميوه هاي شيرين شده به ويژه با معده خالي جايز نيست.
وقتي دالايي لاما جايزه صلح نوبل سال 1989 را دريافت كرد، يك خبرنگار از او پرسيد: حالا بعد از اين چه؟ مي خواهيد چه كار كنيد؟ او لبخندي زد و گفت: انگار هر كاري كه ما آدم ها انجام مي دهيم، مثلا خانه يا ماشيني مي خريم، غذايي مي خوريم، دوستي پيدا مي كنيم و حتي به جوايز بزرگي نائل مي شويم، هرگز برايمان كافي نيست. ما آدم ها هميشه به دنبال بيشتر و بيشتريم، اما بيشترها لزوما بهتر نيستند. من فقط آرزو مي كنم كه خودم و همة آدم ها هر چه زودتر بفهمند كه شادي و رضايت شان را نبايد در بيرون از خودشان جست وجو كنند.
به آساني نمي توان شادي را تعريف كرد. شادي براي بعضي ها عاشق شدن يا بچه دار شدن است و براي بعضي ديگر، برنده شدن در قرعه كشي يا رفتن به دل طبيعت. تجربيات حسي در بالاترين حد خود، نوعي سرخوشي و لذت را به همراه دارند كه لزوما زودگذر است و از زياده روي در خوردن يا آميزش جنسي جلوگيري مي كند. با وجود اين، روان شناسان با تكيه بر يافته هاي اخير خود دربارة شادماني، سعي دارند ويژگي هاي زودگذر و نيز پايدار اين شرايط حسي ناشناخته را توصيف و علت آن را كشف كنند. شيلا پنچال، كارشناس روان شناسي مثبت و بنيانگذار Happiness First TM است و با سازمان ها و اشخاص مختلفي همكاري دارد. او در اين خصوص مي گويد: روان شناسان سه عامل را براي شادماني شناسايي كرده اند: لذت بردن از زندگي، به كارگيري توانايي هاي فردي به طور بي وقفه، و درك آن چه برتر از ماست.
براي مثال، وقتي غرق صحبت، كار يا تفريح هستيم، احساسي به نام جوشش به ما دست مي دهد كه مانع از خوشي و شادماني مي شود، ولي پس از مدتي جاي خود را به احساس رضايت عميقي مي دهد كه پايدارتر است. جوشش عاملي بسيار مؤثر در ايجاد حس شادي پايدار است.
آيا شادماني باعث سلامت جسماني مي شود؟
افراد شاد، در برابر بيماري هايي مانند آنفلوانزا مقاوم ترند و جراحات وارد بر بدنشان زودتر بهبود مي يابد. همچنين نتايج حاصل از تحليل خود زندگي نامه هاي راهبه هايي كه از سال 1932 وارد يكي از صومعه هاي آمريكا شده اند، نشان مي دهد كه عمر كساني كه روحية شادتري دارند، طولاني تر است. روان شناسان، لحن خوش بينانة راهبه ها را در متن زندگي نامه هايشان ارزيابي كردند و به رابطة معناداري ميان مثبت انديشي و عمر طولاني دست يافتند. به بياني ساده تر، ميزان مرگ و مير در گروه راهبه هاي غمگين، نسبت به راهبه هاي سرزنده بيش از دو برابر بوده است.
آيا پول، خوشبختي مي آورد؟
پول و احساس شادماني، رابطه اي پيچيده با يكديگر دارند. به عقيدة پنچال، اگر كسي زير خط فقر زندگي كند، پول زياد، احساس خوشبختي خاصي به او مي دهد. ولي وقتي كه سطح درآمد افراد به حد معيني مي رسد، ديگر درآمد بيشتر، آن ها را خشنود نمي كند. در نيم قرن اخير، درآمد مردم انگلستان، آمريكا و ژاپن به بيش از دو برابر افزايش يافته و زندگي شان وضعيت مطلوبي پيدا كرده است. حالا ديگر آن ها خانه هاي بزرگ تري دارند و لوازم برقي، زندگي راحت تري را برايشان فراهم كرده است. آن ها به مسافرت هاي خارجي مي روند و كالاهاي لوكس مي خرند و به دليل برخورداري از امكانات بهداشتي، زندگي طولاني تري دارند. ولي نتايج حاصل از تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد كه اين امكانات رفاهي ـ كه حسادت بسياري را در جهان رو به توسعه برانگيخته ـ باعث افزايش احساس خوشبختي انسان ها نشده و نمي شود. چرا چنين است؟ شايد پاسخ اين باشد كه ما خود را با ديگران مقايسه مي كنيم و اين چشم و همچشمي، باعث ناراحتي مان مي شود. روان شناسان در يكي از تحقيقاتشان از دانشجويان هاروارد پرسيده اند كدام بهتر است: پنجاه هزار دلار درآمد سالانه در شرايطي كه ديگران بيست و پنج هزار دلار در سال درآمد دارند، يا صد هزار دلار درآمد سالانه در شرايطي كه حقوق ديگران بسيار بيشتر است؛ مثلا دويست و پنجاه هزار دلار؟ بيشتر دانشجويان، گزينة اول را برگزيدند و ترجيح دادند كه كمتر حقوق بگيرند، ولي اين حقوق كم، از درآمد ديگران بيشتر باشد.
اگر قرار به مقايسه باشد، بهتر است خود را با كساني كه پايين تر از خودمان هستند، مقايسه كنيم. به همين دليل است كه در مسابقات المپيك، كساني كه مدال برنز مي گيرند، خوشحال تر از كساني هستند كه مدال نقره گرفته اند. زيرا گروه اول، خدا را شكر مي كنند كه دست كم مدالي نصيبشان شده است، در حالي كه گروه دوم، حسرت مدال طلايي را مي خورند كه از دستشان رفته است.
گذشته از اين، ذهن انسان قابليت انطباق با شرايط جديد را دارد. به همين دليل، اين انعطاف پذيري ذهن، سبب تداوم بقا مي شود؛ هرچند در جوامع نوين، مردم از آن چه دارند، پس از مدتي دلزده مي شوند و همواره مي خواهند چيزهاي ديگري به دست آورند. اين وضعيت سرانجام به نوعي جان كندن لذت گرايانه مي انجامد. براي مثال، مردم از اولين اتومبيلي كه مي خرند، خيلي لذت مي برند، ولي با ديدن تبليغات، اتومبيل هايشان را يكي پس از ديگري عوض مي كنند. اگر مجبور باشند يك مدل پايين تر از جديدترين مدل را سوار شوند، ديگر از داشتن آن راضي نخواهند بود. راز شاد زيستن، چنان كه ريچارد لايارد مي گويد، داشتن چيزهاي بهتري است كه هيچ گاه به داشتن شان قناعت نمي كنيم.
روابط زناشويي، دوستان خوب و زندگي مشترك مي توانند بهانه اي براي خوشحالي مان باشند، چرا كه روابط انسان ها با يكديگر منشأ شادي است. پنچال معتقد است كه براي رهايي از جان كندن لذت گرايانه بايد به آن چه داريم، قانع باشيم و روحية رضايتمندي را در خود تقويت كنيم.
آيا شادماني ذاتي است؟
مطالعاتي كه بر روي دوقلوها انجام شده، ذاتي بودن شادماني و افسردگي را به اثبات رسانده است. نتايج حاصل از اين مطالعات، حتي در مورد دوقلوهاي همساني كه در محيطي يكسان بزرگ شده اند نيز صدق مي كند. با وجود اين، ژن هاي مؤثر در ايجاد شادي هنوز ناشناخته اند و همان طور كه از يافته هاي روان شناختي برمي آيد، به احتمال زياد، ژن هاي متفاوتي در ايجاد روحية شاد دخالت دارند. اين ژن ها با تغيير دادن ميزان سروتونين در مغز، باعث بروز حس شادي مي شوند. افسردگي، ناشي از كاهش سروتونين در مغز است و داروهايي مانند پروزاك كه حاوي سروتونين هستند، افسردگي را از بين مي برند و در بيمار ايجاد سرخوشي مي كنند. با اين حال، حتي آنان كه به طور مادرزادي غمگين هستند، مي توانند با تغيير ديدگاه ها و تجديدنظر در رفتارشان زندگي شادتري براي خود بسازند.
آيا علم، خوشبختي مي آورد؟
دكتر مارتين سليگمن، يكي از پيشگامان مطالعات افسردگي در دانشگاه پنسيلوانيا، اخيرا به مطالعة شادي روي آورده است. در روان شناسي مثبت بر خلاف روان شناسي سنتي، به جاي آن كه آسيب هاي دوران كودكي مورد بررسي قرار گيرد، به عوامل شادي آفرين، از قبيل چيزهايي كه به زندگي معنا مي دهند، اهميت داده مي شود. در واقع، به ادعاي دكتر استيونز رويكرد مثبت به روان شناسي، سابقه اي بسيار طولاني دارد و پيشينة آن به جنبش روان شناسي انسان شناختي و فلسفة بودايي مي رسد. روان شناسي انسان شناختي را كارل راجرز در دهه 1950 معرفي كرد.دكتر ريچارد ديويدسون، متخصص عصب شناسي مغز از دانشگاه ويسكانسين، ثابت كرده است كه عواطف مثبت، به فعاليت هاي الكتريكي بخش جلويي نيمكرة چپ مغز مربوط مي شوند و احساسات منفي با بخش جلويي نيمكرة راست ارتباط دارند. فعاليت الكتريكي نيمكرة چپ در افراد شاد، يعني كساني كه خنده رو هستند و دربارة خوبي ها سخن مي گويند، بيشتر است. اسكن هاي تهيه شده از مغز افراد به هنگام تماشاي تصاوير زيبا، نشان دهندة افزايش جذب گلوكز ـ و در نتيجه، افزايش فعاليت بيوشيميايي ـ در نيمكرة چپ است. اسكن هاي مغزي نوزادان در حين ليسيدن خوراكي هاي شيرين نيز چنين نتيجه اي را تأييد مي كند.
آيا براي شاد بودن بايد عاشق شد؟
معمولا افراد متأهل، از مجردها و كساني كه از همسرشان جدا شده اند، شادترند. با اين حال، دكتر استيونز مي گويد: داشتن روابط دوستانه با همسر و ديگر اطرافيان، مهم تر از زندگي مشترك است.
آيا كساني كه پنجاه سال پيش از اين زندگي مي كردند، شادتر از ما بودند؟
در حال حاضر ميزان شادي مردم جهان در قالب طرح هايي مانند پايگاه اطلاعاتي شادماني در جهان تعيين مي شود. نتايج حاصل از تحليل اين اطلاعات، از سال 1950 تاكنون هيچ تغييري را در وضعيت روحي ساكنان كشورهاي غربي از جمله انگليس، نشان نمي دهد. اين در حالي است كه شرايط زندگي آنان به طور چشمگيري بهتر شده است. دكتر استيونز معتقد است كه در قرن بيست ويكم، اتومبيل شخصي و رسانه ها، دو مانع اصلي در راه رسيدن به احساس خوشبختي هستند. اتومبيل شخصي، ما را چنان از جامعة اطرافمان جدا مي كند كه به جاي احساس صميميت با شهر و محل زندگي مان، از آن مي گريزيم. تلويزيون (و تا حدودي مطبوعات) خشونت، اخبار ناگوار و اسراف را به مردم منتقل مي كند و باعث ترس و ايجاد ناراحتي در آن ها مي شود. علاوه بر اين، تماشاي تلويزيون، فعاليت بينندگان را كم مي كند و زماني را كه ممكن است صرف انجام دادن كارهاي جوششي شود، از آن ها مي گيرد.
شادترين مردم دنيا چه كساني هستند؟
تصاويري كه از مغز افراد مختلف تهيه شده، بيانگر آن است كه راهبان بودايي و كساني كه براي مدتي طولاني مراقبه مي كنند، شادترين انسان هاي دنيا هستند. مطالعه اي ديگر نشان مي دهد كه زنان خدمتكار فيليپيني شاغل در هنگ كنگ، با وجود دوري از خانواده و كار سنگين در شرايط نامناسب و كسب درآمد ناچيز، سرزنده ترين مردم دنيا هستند. پيوند ميان زنان فيليپيني و احساسي كه آن ها از كسب درآمد و فرستادن آن به خانه و خانوادة خود تجربه مي كنند، ممكن است احساس رضايت شان را برانگيزد.
بالاخره علت شادماني چيست؟
براساس يافته هاي حاصل از پژوهش هاي اجتماعي فراگير در آمريكا (US General Social Survey) عوامل اصلي شادماني به ترتيب اهميت عبارت اند از: روابط خانوادگي، مسائل مالي، كار، روابط اجتماعي و سلامت جسماني. در كنار اين عوامل مي توان به ارزش هاي شخصي و آزادي نيز اشاره كرد. دكتر استيونز با استناد به اين تحقيق زمان بر و نيز طرح اسلوف، ادعا مي كند كه احساس شادماني، حاصل عوامل جسماني، روابط با ديگران و فراگيري شيوه هاي مثبت سازماندهي افكار است. او در اين خصوص مي گويد: شاد بودن مستلزم ورزش كردن و توجه به رژيم غذايي، اهميت دادن به روابط عاطفي و داشتن صبر و حوصله است. دكتر استيونز همچنين توصيه مي كند كه به غريبه ها لبخند بزنيم، به نشانة احترام، سري تكان بدهيم و مهم تر از همه، وقايع خوب را در دفترچه اي يادداشت كنيم و به خاطرشان شكرگزار باشيم. اگر چنين كنيم، آسايش و خوشبختي را درخواهيم يافت.
٭ لكنت زبان چيست؟
٭٭ لكنت زبان اختلال در روان بودن كلام است كه ممكن است با تكرار صداها، كشيدن اصوات، انقطاع مكرر و مكث بين كلمات مشخص شود.
٭ آيا لكنت زبان را مي توان نوعي بيماري دانست؟
- بله، لكنت زبان يك اختلال عصبي است كه بيشتر در كودكي شروع مي شود و اغلب در بزرگسالي برطرف مي شود، طبق آمار موجود لكنت زبان در پسران سه تا چهار برابر دختران ديده مي شود. البته شيوع كلي لكنت زبان در حدود يك درصد است كه در اين صورت شايد صدها هزار نفر در كشور ما دچار لكنت زبان باشند.
٭ لكنت زبان در كودكي شروع مي شود و در بزرگسالي بهبود مي يابد، ولي برخي افراد بزرگسال هم دچار اين مشكل هستند ؟
٭٭ البته در بزرگسالان هم چندان نادر نيست و مشاهده مي شود، اما بيشتر از هر سني لكنت زبان در كودكان مشاهده مي گردد و بين 50 تا 80 درصد از موارد لكنت زبان بخصوص در موارد خفيف به مرور زمان برطرف مي شود. منتهي در كودكاني كه به مدرسه مي روند معمولاً تشديد مي شود و ممكن است با شروع مدرسه مشكلاتي از نظر ارتباط با ديگران پيدا كنند.
٭ علت لكنت زبان چيست؟ چه عواملي در بروز آن مؤثر است؟
٭٭ علت دقيق اين اختلال مشخص نيست، اما عوامل بيولوژيك، عصبي، مغزي، عوامل يادگيري، ژنتيكي و محيطي در آن مؤثرند. البته عده اي فكر مي كنند لكنت زبان با بيماريهاي رواني در ارتباط است، در حالي كه بايد گفت: اگر چه مشكلات سيستم عصبي در لكنت زبان دخيل است، اما اختلالات عصبي- رواني در افراد دچار لكنت زبان بيشتر از سايرين نيست، ولي استرس ممكن است در موقعيت هايي باعث تشديد لكنت شود.
٭ آيا لكنت زبان درمان پذير است؟ براي درمان آن چه راهي وجود دارد؟ ( درمان دارويي و...)
٭٭ بله لكنت زبان درمان پذير است و روشهاي مؤثري براي درمان وجود دارد كه مهمترين آنها گفتاردرماني است و توسط كارشناسان اين رشته انجام مي شود. با اين حال آنچه در درمان لكنت زبان اهميت دارد اين است كه والدين بدانند (يا اطرافيان بيمار و خود فرد مبتلا) كه درمانهاي لكنت زبان معمولاً طولاني است و براي تمام سنين (كودكان، نوجوانان و بزرگسالان) كاربرد دارد، به شرط آنكه بپذيريم لكنت زبان هم مثل بسياري اختلالات ديگر درمان سريع و معجزه آسايي ندارد. بد نيست بدانيد كه "چرچيل" نخست وزير موفق انگليس و سياستمدار معروف جهاني و بسياري از اشخاص معروف و موفق ديگر دچار لكنت بوده اند و خللي در زندگيشان ايجاد نشده، بنابراين والدين در صورت لكنت زبان كودكشان نبايد نگران باشند كه شايد باعث عدم موفقيت وي در تحصيل و زندگي گردد.
٭ نقش والدين در درمان لكنت زبان كودك چيست و اطرافيان فرد مبتلا چه بايد بكنند؟
٭٭ در برخورد با فردي كه دچار لكنت زبان است (كودك يا بزرگسال فرقي نمي كند) از بيان عباراتي مثل "سعي كن آهسته تر صحبت كني" "نفس عميق بكش" و "آرام باش" خودداري كنيد در ضمن هرگز جمله فرد دچار لكنت را كامل نكنيد. ارتباط چشمي طبيعي را با فرد دچار لكنت حفظ كنيد...
سعي كنيد خسته به نظر نرسيد، فقط آرام و بطور طبيعي تحمل كنيد تا جمله تمام شود. همواره با او ملايم صحبت كنيد، ولي نه خيلي آرام كه غير طبيعي به نظر برسد.
همچنين با رفتار و بيان خود به او نشان دهيد كه شما گوش مي كنيد كه چه مي گويد نه چگونه مي گويد. اگر با او تلفني صحبت مي كنيد، به ياد داشته باشيد كه او در صحبت كردن با تلفن مشكل دارد بنابراين تحمل كنيد و اگر گوشي را برداشتيد و صدايي نشنيديد قبل از قطع كردن مطمئن شويد كه در آن سوي تلفن فردي كه دچار لكنت است و سعي مي كند صحبت را شروع كند نيست.
٭ شخصي كه دچار لكنت است چه بايد بكند؟
٭٭ چند راهكار در اين زمينه وجود دارد، از جمله اينكه:
1- فردي كه دچار لكنت است علاوه بر درمان بايد هميشه سعي كند آهسته و آزاد صحبت كند و حروف صدادار را بكشد.
2- با حركات شل و سبك لبها از روي كلمات بگذرد.
3- از جايگزيني كلمات خودداري كند. فرار از برخي كلمات فقط ترس از تلفظ آنها را بيشتر مي كند.
4- در صحبت رو به جلو برود. تكرار كلماتي كه بيان شده كمكي نمي كند.
5- ارتباط چشمي طبيعي را با مخاطب حفظ كند.
6- گهگاه در صحبت لكنت عمدي ايجاد كند! با قطع و تكرار عمدي مي توان احساس كنترل بهتري را بر روي تكلم در لحظه هاي حساس پيدا كرد.
7- در جستجوي كارها و مسائلي باشد كه موقع لكنت مشكل را بيشتر مي كند. هر چه فرد خودش لكنتش را تجزيه و تحليل كند بهتر مي تواند هماهنگي دستگاه تكلم را برقرار كند.
8- به ياد داشته باشد كه هدفش تكلم سليس تر و بهتر است نه تكلم بي عيب و نقص و ايده آل. حتي كساني كه هيچ لكنتي ندارند گاهي در صحبت كردن دچارمشكل مي شوند.
9- به مخاطب خود بگويند كه لكنت دارند و هرگز لكنت خود را پنهان نكنند بلكه با آن مواجه شوند.
10- اگر موقع صحبت دچار اضطراب و تنش مي شوند، آن را طبيعي تلقي كنند و از آن خجالت نكشند، چون عمداً دچار لكنت نشده اند.
11- زمانهايي كه دچار لكنت بيشتر مي شوند فراموش كنند و مواقعي را كه در صحبت كردن موفق هستند بخاطر بسپارند.
بشر از ديرباز خواهان تقويت نيروهاي دروني خود به منظور دست يافتن به آرامش فكر و پي بردن به اسرار ماورا الطبيعه بوده است و اگر گذري به تاريخ بيفكنيم، ميبينيم كه در اين زمينه به پيشرفتهايي نيز دست يافته است با پيشرفت علوم و تكنولوژي و ظهور پديده ماشينيسم، انسان بيشتر در دام استرس، اضطراب و ترسهاي فراوان گرفتار آمده و لزوم ايجاد آرامش روح و فكر بيش از هر زمان ديگر احساس مي شود. از اينرو تمرين هاي هيپنوتيزم مي تواند داروي موثري در جهت رسيدن انسان به آرامش و نشاط باشد.
اينكه اغلب مردم علاقه زيادي به خريد كتابهاي علوم باطني دارند و به انجام تمرين هايي در اين زمينه مي پردازند نشان از بيقراري و اضطرابي است كه انسان عصر حاضر بدان دچار گشته و تنها راه علاج را نه در داروهاي شيميايي، كه در تقويت فكر و روح مي داند. لزوم شناختن خويش و تعالي روح نيز حتي مورد توجه پيشوايان مذهبي بوده است، چنانكه پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه» يعني «كسي كه خود را بشناسد، خداي خود را نيز مي شناسد». اين جمله كوتاه نشان دهنده اين مطلب مهم است كه وقتي انسان روح خويش را متعالي ساخت، خود را ميشناسد كه چه موجودي است و چه استعدادهاي شگرفي دارد و زماني كه اين استعدادها را تقويت كند مي تواند با ديده بصيرت، خدا را نيز بشناسد.
پس انسان تنها با تقويت روح خويش به درك حقيقي ذات باريتعالي نائل مي شود و در اين زمان كه انسان با تمام وجود به خدا كه همانا سرمنزل مقصود مي باشد، رسيد و او را پشتيبان خود يافت، به آرامش حقيقي دست يافته و از هيچ پيشامدي ترس به خويش راه نمي دهد بنابراين نتيجه مي گيريم كه تمرين هاي هيپنوتيزم كه به منظور تقويت روح و روان صورت مي گيرد، نه تنها به انسان آرامش فوق العاده اي مي بخشد، بلكه مكمل دين و شناخت خدا نيز هست.
حال ببينيم هيپنوتيزم چيست؟ هيپنوتيزم كلمه اي است كه از واژه يوناني هيپنوز كه به معناي خواب است مشتق گرديده است. تا به حال تعاريف زيادي از هيپنوتيزم شده، مثلاً: «هيپنوتيزم تمركز فوق العاده ذهن است». يا «هيپنوتيزم بازگشتن به سير قهقرايي مي باشد» و يا «هيپنوتيزم خوابي است كه در اثر تلقين به خواب رفته (سوژه) دست مي دهد». ولي بهترين تعريفي كه مي توان از هيپنوتيزم كرد، اين مي باشد: «هيپنوتيزم عبارت است از تثبيت تمركز سوژه از طريق چشمها، كه بتدريج با ايجاد خستگي در چشمها و تلقينات هيپنوتيزور، سوژه به خواب مصنوعي مي رود و عامل (هيپنوتيزور) با تلقين و تصوراتي كه به سوژه ارائه مي دهد، تلقين پذيري او را بالا برده دستورات عامل را مشروط بر اينكه در چهارچوب اخلاقي باشند اجرا مي كند. در اين حالت، سوژه به خواب نمي رود بلكه به مقدار زيادي خواب آلود است».
بر اثر هيپنوتيزم، تلقين پذيري سوژه زياد مي شود و هرچه را كه عامل به وي القا نمايد پذيرفته حس مي نمايد كه گفتار او كاملاً در روح و جسمش نفوذ مي كند و تثبيت مي گردد. به همين سبب مي توان در جهت رفع اختلالات فكري و حتي جسمي نيز از اين تكنيك بي نظير سود جست. براي اينكه بفهميم تلقينات چگونه بر روان انسان تاثير مي گذارند، لازم است ابتدا ضمير ناخودآگاه را بشناسيم.
تشريح ضمير ناخودآگاه:
شخصيت و روان هر انساني از دو بخش تشكيل شده است: 1-ضمير خودآگاه (شعور ظاهري) 2-ضمير ناخودآگاه (شعور باطن).ضمير خودآگاه مسئول كنترل حواس بوده ما را در زماني كه هوشيار و بيدار هستيم هدايت مي كند و به عبارتي اعمال جسمي و فكري ارادي انسان را كنترل مي كند. ضمير ناخودآگاه كنترلكنندة اعمال جسمي غيرارادي، مثل: ضربان قلب، گردش خون و تنفس و همچنين عادات و افكار غيرارادي انسان است. به عنوان نمونه شما نمي توانيد ضربان قلب خود را كنترل كنيد يا از ورود بعضي از افكار به ذهن خود جلوگيري نماييد. به علاوه ضمير ناخودآگاه مخزن خاطرات دوران كودكي تا حال ماست و عواطف، احساسات، عادات و كلاً رفتار ما را كنترل مي كند و اگر مغز انسان را به يك كوه يخ تشبيه كنيم، شعور ظاهر قسمت كمي است كه از آب بيرون آمده و نمايان مي باشد، در حالي كه شعور باطن قسمت اعظم كوه است كه در زير آب پنهان مانده.
خصوصيت بارز اين قسمت از روان (ضمير ناخودآگاه)، تلقين پذيري زياد آن مي باشد. بدين معني كه با تلقين و تصور مي توان بر ضمير ناخودآگاه تاثير گذاشت و در آن تغييرات دلخواه بوجود آورد. عملي كه هيپنوتيزم انجام مي دهد، تضعيف ضمير خودآگاه و تقويت و بيدار كردن ضمير ناخودآگاه است كه در اين حال مي توان با دادن تلقين و تصورات مورد نظر، هر تغييري را در رفتار خويش بوجود آورد. مثلاً: اگر بخواهيم شجاع باشيم بايد در حالت «خودهيپنوتيزم»، تلقين شجاع بودن كرده و سپس تصور كنيم در موقعيت هاي مختلف شجاع هستيم. (توضيح: هيپنوتيزم شدن توسط يك هيپنوتيزور را (دگر هيپنوتيزم) مي گويند، در حالي كه به هيپنوتيزم شدن توسط خود (خود هيپنوتيزم) گفته مي شود. در حالت خودهيپنوتيزم، ضمير خودآگاه شخص، نقش هيپنوتيزور را ايفا مي كند.)بنابراين، شعور باطن يا ضمير ناخودآگاه مثل يك كامپيوتر مي باشد كه انسان مي تواند بر روي آن برنامه هاي دلخواه خود را ضبط كند تا بعداً اجرا شوند و زبان برنامه نويسي اين كامپيوتر تلقين و تصور است.
از ديگر اعمال شعور باطن راه يابي به گذشته و اختراع و اكتشافات و قدرتهاي متافيزيك مي باشد. پس نتيجه مي گيريم ضمير ناخودآگاه، همان نيروي عظيم و الهي است كه خداي متعال در تمام انسان ها به وديعه گذاشته و تنها راه تأثير گذاشتن بر آن، موقعي است كه ضمير خودآگاه كنار رفته و ضمير ناخودآگاه پديدار گردد، كه اين حالت را مي توان در خلسه هيپنوتيزمي ايجاد نمود. اينكه ديده يا شنيده ايد كه 90% از قواي دروني انسان راكد مانده منظور اين است كه متاسفانه اكثر انسانها طريقة فعال كردن شعور باطن خود را نمي دانند و اگر افرادي قدرت شفا دادن بيماري هاي صعب العلاج و ديگر كرامات را دارند، تقويت و استفاده از اين نيروي الهي مي باشد.
بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي
بنابراين، فوايد هيپنوتيزم عبارتند از درمان: بيخوابي، زودرنجي، ترس، وسواس، اضطراب، اعتياد و كليه بيماريهايي كه منشاء رواني دارد و ايجاد آرامش، نشاط، شجاعت، حافظه قوي، خونسردي، تمركز فكر و مجموعاً تسلط و حكومت كامل بر تن و روان. به علاوه امروزه از هيپنوتيزم، استفاده هاي وسيعي در عالم پزشكي مي شود، چنان كه جهت بي حسي موضعي در دندانپزشكي، عمليات جراحي و زايمان بيدرد از اين شيوه استفاده مي كنند. همچنين روان پزشكان و روانكاوان توسط هيپنوتيزم، بيماران رواني را خيلي سريعتر و بهتر مداوا مي كنند و پيش بيني ميشود كه در آينده به كارگيري اين روش در معالجه بيماران امري لازم و ضروري گردد.
غذا خوردن شرط دارد، چنانچه دست هايتان را شسته باشيد، صرفا پيش شرط خوردن را به جاى آورده ايد. در زير ۱۲ شرط درست خوردن رابسيار فشرده اما ساده آورده ايم.
۱ـ بيش از نياز بدنتان كالرى نخوريد.
۲ـ در تنظيم برنامه غذايى تان بكوشيد تا مصرف ميوه و سبزى هاى خام از قلم نيفتد.
۳ـ تا حد امكان در خوردن غذاهاى از پيش تهيه شده امساك كنيد مگر اين كه ديگر چاره اى نباشد!
۴ـ آهسته خورى و جويدن كامل لقمه را دست كم نگيريد به ويژه براى كسانى كه چاق اند و يا اضافه وزن دارند.
۵ـ توصيه پنجم خوردن تا رفع گرسنگى است نه اين كه تا مى توانيد شكم خود را پر نماييد.
۶ـ گرچه وقت خوردن صبحانه و ناهار و شام تا حدود زيادى مشخص است اما در ساير ساعات نيز بهتر است غذا را با فواصل معين ميل نمود.
۷ـ مراقب باشيد كارشناسان تغذيه معتقدند ميزان چربى وارده به بدن از طريق غذا نبايد بيش از يك سوم انرژى مورد نياز بدن باشد. بنابراين ترجيحا مواد غذايى چربى زا را شناسايى كنيد! ۸ـ وقتى استرس داريد هرگز نخوريد! اما بياشاميد. يك ليوان آب معمولى، فشار روانى را از شما دور خواهد كرد.
۹ـ از سالم بودن غذا در محيط هاى باز مطمئن شويد و اين خود شايد تاكيدى باشد براى خوردن غذاى خانگى!
۱۰ـ بكوشيد انواع ويتامين و مواد معدنى مانند A، B، C و چند حرف لاتين ديگر! و همين طور كلسيم و فسفر و سديم و پتاسيم و... را هر طور كه شده روزانه به بدنتان برسانيد. اين مواد هميشه در دسترستان است، مانند آب، هويج، كلم، ماست، كشك، دوغ، هندوانه، تخمه كدو، سبزى هاى زرد و سبز و شلغم و...
۱۱ـ غذاى مناسب و خوشمزه را با دود كردن سيگار بلافاصله پس از صرف آن حرام نكنيد دست كم نيم ساعت صبر كنيد!
۱۲ـ به هنگام سفر حتى يك روزه از غذاهاى مناسب سفر استفاده كنيد. گاهى خوردن يك لقمه نان و پنير و سبزى و يا گردو، بسيار خوشمزه تر از غذاهاى رنگين و پرمايه است.
شرط ما تمام شد، چنانچه بخواهيد به فهرست بالا بيفزاييد حتما اين كار را بكنيد. مثلا ورزشكاران، كودكان، سالمندان، زنان ميانسال و يا بيماران و... رژيم غذايى خاص دارند.
شناخت ذهن انسان
ذهن انسان همه چيز را كنترل مي كند . ادراكات، تصورات ، تفكرات ، اعتقادات . بطور كلي تمام جنبه هاي شناختي رفتار انسان تحت كنترل است. جهان و هر آنچه كه در آن موجود است، ازطريق تصورات ما در ذهن انعكاس مي يابد.
ما مي توانيم از طريق روشهاي كنترل ذهن اين تصورات را تغيير دهيم و آن وقت خواهيم ديد كه واقعيت هاي زندگي ما نيز دستخوش تغيير خواهند شد، يا به زبان ديگر اگر ما توان آن را داشته باشيم كه ذهن خودمان را تحت كنترل در آوريم قادر خواهيم بود دنياي مطابق با آرمانها و ايده آل هاي خودمان بسازيم.
تصوير ذهني كه ما از خويش داريم براساس اعتقادات ، باور ها ، ارزش هاي حاكم بر جامعه، تجارب گذشته ، موفقيت ها ، شكست ها ، تحقيرها و پيروزيها شكل گرفته است و از مجموعه اين عوامل است كه در ذهن تصويري از خود مي سازيم .
ذهن انسان داراي دو بخش است: 1- ذهن هوشيار يا ضمير خود آگاه 2- ذهن نيمه هوشيار يا ضمير ناخودآگاه .
بهترين راه درك ذهن هوشيار و نيمه هوشيار اين است ك به آنها بصورت يك باغچه نگاه كنيم . شما يك باغبان هستيد و در طول روز مشغول كاشتن دانه هايي ( همان انديشههائيست كه روزانه به فكر خود راه ميدهيد) هستيد. هرچه را كه مي كاريد در تن و محيط زندگيتان درو مي كنيم .
اكنون مشغول كاشتن افكار مربوط به آرامش ، عمل درست، حسن نيت و سعادت بشويد و به آرامي و علاقه در باره ويژگيهاي آنها بينديشيد، آنچه را كه انديشيده ايد به طور كامل در ذهن آگاهتان جاي دهيد و به كاشتن اين دانه هاي شگفت انگيز ادامه دهيد دراين صورت محصول با شكوهي را درو خواهيد كرد.
* تعريف ذهن هوشيار (خودآگاه ) و ضمير نا خودآگاه (نيمه هوشيار)
* ذهن هوشيار«خود آگاه» : اعمال و شعور خود آگاه ما از مغز سرچشمه مي گيرند. انديشه شما توسط مغز يعني همان عضوي كه خود آگاهي از آنجا متجلي مي شود ،آشكار مي گردد. وقتي ذهن خود آگاه شما انديشه اي را مي پذيرد آن انديشه به شبكه خورشيدي كه مغز شما خوانده مي شود ، منتقل مي گردد و در آن تجلي مي يابد. شما با مغز خود آگاه خود فكر مي كنيد و آن را در درون خود به ضمير باطن مي سپاريد.
در برخي كتاب ها از خود آگاهي عيني ياد شده است ، ضمير خود آگاه با شناسايي جهان پيرامون سر وكار دارد كه به كمك حواس پنج گانه صورت مي گيرد . اين ذهن هر چيزي را به همان گونه كه واقعاً ديده مي شود مي بيند . مرگ ، بيماري ، فقر و تنگنا را مشاهده مي كند و بر ضمير نا خود آگاه اثر مستقيم دارد . وقتي ذهن خودآگاه مملو از ترس ، نگراني و ... باشد ، اين حالت در ضمير نا خودآگاه نيز نفوذ مي كند و انسان را به سمت ترس و نگراني مي برد.اما اگر ضمير خودآگاه داراي افكار مثبت باشد بر ضمير ناخود آگاه اثر كرده و انسان را به سوي موفقيت سوق مي دهد.
* ضمير نا خود آگاه «نيمه هوشيار» : اين ضمير مانند بخار يا برق ، قدرت مطلق است و بدون مسير و جهت ، هر فرماني را كه به آن بدهند ، انجام مي دهد و توان فهم و استنباط ندارد . ضمير نيمه هوشيار ما تفاوتي ميان انديشه هاي مخرب و سازنده قائل نيست ، هر چه به او بدهيم با آن تغذيه مي شود و همه چيز بسته به انديشههايي دارد كه در خود آگاه ما موجود است .
هر كلمه و انديشه اي بر ان اثر مي گذارد و با دقتي حيرت آور آن را به عينيت در مي آورد. ضمير ناخودآگاه، ضربان قلب ، گردش خون و ... را تحت كنترل دارد و تمام وظايف شما را كنترل كرده ، هرگز نميخوابد و استراحت نمي كند .
حالا فرض كتيد اگر انساني در عمق تفكر ناخود آگاه خود برنامه «من شكست مي خورم» را ايجاد كند در هر معامله اي كه شركت كند ، به جاي پيروزي در انتظار شكست مينشيند. پس هر چيزي كه به روي ضمير نيمههوشيار نقش مي بندد ، به شكل تجارب و حوادث و به صورت عيني منعكس مي شود .
اين است كه شما بايد دقيقاً مراقب ايده ها و افكار خود باشيد ، زيرا پاسخ اتوماتيك ضمير باطن شما بر پايه انديشه هايتان ميباشد. ضمير باطن شما يك دستگاه ضبط صوت است كه افكارتان را همان طور كه در ضمير خود آگاه ضبط كرده ايد ، به شما تحويل مي دهد. بايد توجه داشته باشيد چون كاركرد ضمير ناخودآگاه بسيار شگفت انگيز است، در بسياري از موارد توجه بيش از اندازه به افكار (مثبت يا منفي) ذهن شما را به شدت درگير مي سازد . راه حل اين است كه آنها را رها كنيد و هر گاه با ابهامي رو برو شديد ، رهايي را به ذهن خود هديه دهيد.
* لازمه شناخت از تصوير ذهني «تصوير ذهني چيست؟»
تصوير ذهني حاصل عملكرد ذهن و مغز انسان و تعيين كننده تمامي شكست ها و پيروزي ها است. ما براي رسيدن به يك زندگي رضايت بخش نياز به يك تصوير ذهني واقع بينانه و شايسته داريم تا بتوانيم با آن زندگي كنيم .
تصوير ذهني پايه اي است كه تمامي شخصيت، رفتار و حتي كيفيت شما بر اساس آن شكل ميگيرد، بنابراين به نظر مي رسد كه تجارب ما، تصاوير ذهني ما را تقويت مي كنند. هر انساني همان است كه در ذهن خود آن را ساخته است. توانايي ها ، قدرت ها و ضعفهاي او همه از تصاوير ذهني او به وجود آمده اند.
زنان و مردان موفق ، مدتها است از تصاوير ذهني و تمرين نمايش آن براي رسيدن به موفقيت استفاده مي كنند. براي يك زندگي ايده آل كافي است انديشه هاي خود را به سوي بهترين ها هدايت كنيم. علم نوپاي «سيبرنتيك» ثابت كرده است كه ميكانيزم خلاق دستيابي به تصوير ذهني (قوه تخيل) است.
* افكار مثبت
اين ما هستيم كه زندگي خود را مي سازيم . آن چه كه شما را به زندگي اميدوار مي كند وفكري كه شما را به خوشحالي و هيجان مي رساند ، از افكار مثبت سرچشمه مي گيرد .
هرگونه كه فكر و عمل كنيد ، بازتابش را خواهيد ديد. به عبارتي گويي از پشت شيشه اي رنگي به زندگي مي نگريم و با هر رنگي كه به وقايع و رويداد هاي بيروني نگاه كنيم ، همان گونه آن ها را حس مي كنيم. پس ما مختاريم هر ديدي داشته باشيم .وجودلايزال الهي ما را مختارآفريده است؛ او كريم است و ما را آزاد خلق كرده ، حتي اجازه داده تا احساس بدبختي و بيچارگي داشته باشيم. همچنين اين قدرت را به ما داده است كه با ايجاد افكار و ديد مثبت ، خوشبختي را لحظه به لحظه با تمام وجود و باتك سلول هايمان حس كنيم.
تصوير ذهني مثبت در احساس ما بيشترين نقش را دارد. ما مي توانيم موفقيت ، خوشحالي و سلامتي را به خود تلقين و تأكيد كنيم. مي توانيم احساس را در چهره ، قامت ، طرز لباس پوشيدن و ادايكلمات ايجاد كنيم.
اگر خود را شاهزاده بدانيم و لايق ارزش و احترام، مردم نيز همان گونه با ما رفتار خواهند كرد. سادهتر بگويم ، هر كس تصويري در ذهن دارد كه حاصل تجربيات گذشته و تربيت اجتماعي اوست. با توجه به تصويري كه از خود در ذهن شاخته ايم، ارزش و اعتماد به نفس خود را تعيين مي كنيم . تصوير ذهني ، تمام رفتار و شخصيت ما را شكل مي دهد. حال براي تثبيت تصاوير ذهني مثبت بايد چه كارهايي را انجام دهيم ؟ هفته آينده به بيان راهكارهاي تثبيت تصاوير ذهني مثبت مي پردازيم.
* راهكاري براي تثبيت تصاوير ذهني
چگونه قدرت رويا پردازي و تخيل خود را افزايش دهيم ؟ همين حالا بنشينيد ويك تنگ كوچك شيشهاي رامجسم كنيد . تصور كنيد شما يك ماهيگير هستيد در كنار رودخانه اي با آبي زلال. اگر تصاوير و تخيلات شما ضعيف است يك شي ء ، مثلاً ليوان را جلوي چشم خود بگيريد. چشمتان را ببنديد . حالا آن را مجسم كنيد و تا پيدا كردن تمام جزئيات در انديشه خود اين عمل را تكرار كنيد .
حال براي خود تصوير ذهني جديد را مجسم كنيد. مثلا يك گل سرخ.
از خود چه انتظاري داريد؟ هم اكنون مجسم كنيد در اوج اقتدار و نهايت قدرت مشغول قدم زدن هستيد . از معجزه تصوير ذهني مي توان در پيروزي مسابقات ورزشي ، فروش بيشتر ، موفقيت در تحصيل ، ارتباط صميمي تر با خدا و خوشبختي و موفقيت نهايي استفاده كرد.
شما كه در راه اول هستيد، نااميد نشويد . باور كنيد كه موفق مي شويد . به خودتان فرصت دهيد و تمرينات را هر روز تكرار كنيد . شما بايد كم كم به افكار مثبت عادت كنيد ، به افكار مثبت خود فكر كنيد و آن ها را از ياد نبريد و با امواج منفي آنگونه كه گفته خواهد شد مبارزه كنيد و نكات زير را را به ياد داشته باشيد:
1- دل ما هميشه به طرف انديشه ها مي رود.
2- ضمير ناخود آگاه در محيط مثبت رشد مي كند.
3- در محيط مثبت رشد كردن ، باعث ايجاد قدرت مي شود.
4- كلمات مثبت را هميشه به كار گيريد .
5- تصور كنيد امروز نخستين روز زندگيتان است.
6- افكار مثبت را بپذيريد و به آنها خوش آمد بگوئيد .
از خداوند كمك بخواهيد تا موفق شويد و باور كنيد كه موفق مي شويد. حواستان باشد نگرش مثبت به معني نديدن زشتي ها و نقص ها نيست ، بلكه به معني درست ديدن نقص ها و دست يابي به راههاي رفع آنها است .وقتي مي توانيم به رفع نقص ها بپردازيم و به آنها فكر كنيم كه به آنها با ديدي مثبت نگاه كنيم .
افكار منفي : هر فكري كه شما را مي آزارد ، عصبي مي كند ، مي ترساند و آرامش شما را بر هم مي زند يك فكر منفي است . چنان چه شما به طور ذهني در برابر زندگي به مقاومت بپردازيد تراكم عاطفي در ضمير باطن شما خفه خواهد شد و موجب پديدار شدن شرايط منفي مي گردد.
اگر در ذهنمان خود را كم هوش ببينيم همين طور عمل خواهيم كرد و در رفتار بيروني ما اين كم هوشي ديده خواهد شد. افكار منفي ، حاصل خاطرات منفي و گذشته قابل تغيير نيست . علت ضعف روانكاوي اين است كه گاه با هيپنوتيزم و روش هاي مختلف سعي در به ياد آوردن تجارب تلخ گذشته دوران طفوليت بيمار و زدودن آنها مي كنند. در صورتي كه آن تصاوير را بر مي گردانند و اين همان موج منفي است .
امواج منفي در تمام شرايط به انسان هجوم مي آورد و او را تحت فشار قرار مي دهد. متأسفانه بسياري از ما عادت كرده ايم كه منفي ببينيم و منفي بينديشيم .هفته آينده راهكار هايي براي مقابله با امواج منفي ارايه مي دهيم .
* با امواج منفي مقابله كنيم
راه هاي مقابله با امواج منفي :
1- هر گاه امواج منفي به سراغتان آمد با همه توان ، آهسته و يا بلند فرمان بدهيد : ايست.
2- هر گاه موج منفي وارد وجودتان شد ، مي توانيد به آن فرمان دهيد : بعدي .
3- يك كش ساده تهيه كنيد ( كشي كه معمولاً در ايران به دور بسته هاي اسكناس مي بندند) ، آن را به دور مچ دست خود بياندازيد و با ارسال امواج منفي از سوي انديشه هايتان و يا از طرف ديگران ، آن را بكشيد و محكم رها كنيد . شوك حاصل از اين كار به شما يادآوري مي كند كه ممكن است به ورطه منفي نگري سقوط كنيد و حتي بعد از مدتي با نگاه كردن به مچ دستتان ميتوانيد دريابيد كه به چه اندازه امواج منفي به سوي شما و ضمير ناخودآگاهتان هجوم آورده است و شما تنها با استفاده از اين تكنيك ساده ، كه من آن را كش كش ناميدهام ، ميتوانيد از آنها رها شويد. اما راههاي ديگري نيز براي مبارزه با امواج منفي وجود دارد .
مجسم كنيد انديشه هاي منفي شما كمرنگ و محو شده و انديشههاي مثبت تان بزرگ و پرنورتر ميشود. براي مثال ، اگر فكر مي كنيد كه نميتوانيد در جمعي سخنراني كنيد ، تصور كنيد آن فكر منفي را روي تخته سياه نوشته اند و شما آن را پاك مي كنيد و يا اينكه فكر كنيد اين امواج را درون بادكنكي قرار دادهايد و آنها را به دور دستها ميفرستيد.
آنتوني رابينز براي دور كردن افكار منفي پيشنهاد ميكند كه 10 روز روزه فكري بگيريد و در آن 10 روز از هرگونه فكر ، احساس ، كلمه ، پرسش و يا مثالي كه جنبه هاي منفي داشته باشد ، دوري كنيد.
توجه داشته باشيد : براي تثبيت هر عادت ، 21 روز زمان كافي است. هر روز صبح جملات جادويي ( از اين هفته در پايان هر مطلب ، يكي از اين جملات را براي شما هديه مي دهيم) تكرار كنيد.به جاي فكر كردن به مشكلات ، به راه حل ها فكر كنيد.همچنين از سه تكنيك: ايست ، بعدي و كش كش استفاده كنيد و از خود سؤالات مثبت بپرسيد. انديشه هاي خود را تغيير دهيد تا زندگيتان تغيير كند ضمن آنكه نبايد اجازه دهيد افكار منفي شما را محاصره كند، مثبت فكر كنيد تا زندگي تان مثبت شود. واما جمله اي جادويي براي شما : پروردگارا ! در اين هفته ياد آورم باش كه چشمانم براي ديدن است نه براي بستن، چشمانم را براي ديدن حقايق گشوده دار.
* جادوي كلمات
در تمامي اديان بر روي استفاده صحيح از كلمات بسيار تأكيد شده است. نقطه شروع يعني دعوت مردم از طريق كلمات بوده و اصولاً سخناني اثرگذار و ماندگار شده اند كه در دل ها نفوذ كرده اند.
خدا نيز تنها به واسطه كلمات با انسان ها ارتباط داشته است. «در ابتدا كلمه بود، كلمه نزد خدا بود، كلمه خدا بود.»
عيسي مسيح (ع) مي فرمايد: ( از روي سخنان توست كه عادل شناخته خواهي شد و از سخنانت بر تو حكم خواهد شد پس زندگي و مرگ هر دو در قدرت زبان است.)
با اين اوصاف مي توان به ارزش و اهميت استفاده صحيح از كلمات پي برد. حال به شما مي گوئيم كه با استفاده از كلمات جادويي مي توانيم به هر چه مي خواهيم، دست يابيم و تنها شرط تأثير كلمات در موفقيت ما اين است كه نسبت به آنچه مي گوئيم با تمام وجود باور و ايمان داشته باشيم و باور و ايمان زماني در انسان به وجود مي آيد كه تمام ذهنيات منفي و حب و بغض هايي كه ديد انسان را محدود مي كند از ميان برداشته شود و با نگاه خالص و توأم با آرامش عميق به دنيا بنگريم.
آنگاه امواج مثبت پرقدرت از كائنات به سوي انسان گسيل مي شوند و عشق و ايمان را جاري مي كنند. هرچه ايمان و مثبت نگري ما مستحكم تر و كامل تر باشد ، قدرت روحي ما افزايش مي يابد و ما زودتر به خواسته هاي خود مي رسيم. پس انسان با معجزه كلام، قدرت آن را دارد تا در يك آن، وضعيت ناخوشايندي را كه برايش ايجاد شده ، از ميان بردارد و شادماني را به جاي اندوه، ثروت را به جاي فقر و مثبت بودن را به جاي منفي بودن برگزيند.
وقتي با تأكيد بر خصوصيات مثبت شخصي، وي را مورد ستايش قرار مي دهيم، در او نيرويي به وجود خواهد آمد كه باعث نشاط، انرژي و قدرت مي گردد؛ پس ، كلمات ، تأثير مستقيمي بر انديشهها دارند و اين انديشه ما است كه باورها را مي سازد. اساساً وجود ما از باورها تشكيل شده است. اگر به صورت عميق در وجود خود نظاره كنيم، در خواهيم يافت كه آنچه باعث شكل گيري ما ميشود و انديشه هاي ما را به وجود مي آورد؛ قبل از اين كه مادي باشد، معنوي است.
كلام تو عصاي معجزه گر تو است، سرشار از سحر و اقتدار . ( كاترين پاندر)
به گزارش سایت انجمن درمانگران ایران از وب اينديا، پژوهشگران انستيتو آلرژي و ايمونولوژي انستيتو«لاجولا» موفق شدهاند روند پيشرفت بيماري ديابت نوع يک را در موشها وارونه نمايند.
قربانيان ديابت نوع يک که معمولا" کودکان يا بزرگسالان جوان را شامل ميشود، قادر به توليد انسولين نيستند. دانشمندان در قالب مطالعات خود آميزهاي از دو درمان آنتي بادي (anti-CD3 ) و «proinsulin peptide» را مورد آزمايش قرار داده و متوجه شدند آنتي بادي ( anti-CD3) که قادر است تأثيرات ديابت نوع يک را براي مدت بيش از يک سال معکوس نمايد، درقالب درمان تلفيقي ميتواند براي تمام عمر جلوي آثار مخرب بيماري ديابت را بگيرد.
از آنجايي که تبعات ابتلا به ديابت به مرور زمان با پيشرفت بيماري، گسترش مييابد، محققان اميد وارند که بتوانند با بهره گيري از شيوه درمان جديد، از آسيب هاي ارگاني که ديابتيها تجربه ميکنند، پيشگيري نمايند.
براساس اين دستورالعمل پسران بالغ در گروه سني 18 تا 50 سال ماهانه بايد معادل 2800 كيلوكالري و 56 گرم انرژي مصرف كنند و زنان اين گروه سني به ماهانه 2200 كيلو كالري و 46 گرم انرژي نياز دارند.
به عنوان مثال براساس اين سبد غذايي تعريف شده، به طور ميانگين مردان و زنان گروه سني 18 تا 50 سال بايد ماهانه بين 8 تا 5/9 كيلوگرم نان، 5/3 تا 4 كيلوگرم برنج، 700 گرم ماكاروني، دو كيلوگرم سيب زميني، 900 گرم عدس يا ديگر حبوبات جايگزين، 8 ليتر شير، سه كيلوگرم ماست، 5/1 كيلوگرم گوشت قرمز، 7/1 كيلوگرم گوشت سفيد(شامل مرغ يا ماهي)، 10 عدد تخم مرغ، 450 گرم پنير، 75 واحد (معادل يك سيب يا پرتقال) ميوه، 60 واحد( معادل يك ليوان سبزي خام يا نصف ليوان سبزي پخته) سبزي هاي برگ سبز و 60 واحد ديگر سبزي ها، 2/1 ليتر روغن مايع، 2/1 كيلوگرم شكر مصرف كنند.
در گروه سني بالاي 50 سال مردان بايد 2500 كيلوكالري و 56 گرم و زنان بايد حدود دو هزار كيلوكالري در ماه مصرف كنند كه به طور ميانگين معادل 7 تا 8 كيلوگرم نان، 3 تا 5/3 كيلوگرم برنج، 700 گرم ماكاروني، 7/1 كيلوگرم سيب زميني، 900 گرم عدس يا حبوبات جايگزين، 8 ليتر شير، 5/4 كيلوگرم ماست، 5/1 كيلوگرم گوشت قرمز، 2 كيلوگرم گوشت سفيد، 10عدد تخم مرغ، 450 گرم پنير، 75 واحد ميوه، 60 واحد سبزي هاي برگ سبز و 60 واحد سبزي هاي ديگر، يك ليتر روغن مايع و يك كيلوگرم شكر در ماه مي شود.
بر اين اساس دختران 7 تا 18 ساله نيز بايد ماهانه 6 تا 7 كيلوگرم نان، 3 تا 5/3 كيلوگرم برنج، 700 گرم(يك بسته) ماكاروني، يك كيلوگرم سيب زميني، 800 گرم عدس يا ساير حبوبات، 10 ليتر شير، 5/4 كيلوگرم ماست، 2 كيلوگرم گوشت قرمز، 7/1 كيلوگرم گوشت سفيد، 10 عدد تخم مرغ، 450 گرم پنير، 75 واحد ميوه، 60 واحد سبزيهاي برگ سبز و 60 واحد سبزيهاي ديگر، يك ليتر روغن مايع و 2/1 كيلوگرم شكر در ماه مصرف كنند كه معادل 2205 كيلوكالري و 50 گرم در ماه مي شود.
سبد پسران گروه سني 7 تا 18 سال را نيز به اين شرح اعلام شد : ماهانه 8 تا 5/9 كيلوگرم نان، 4 تا 5/4 كيلوگرم برنج، 700 گرم(يك بسته) ماكاروني، 2/2 كيلوگرم سيب زميني، يك كيلوگرم عدس يا ساير حبوبات، 10 ليتر شير، 3 كيلوگرم ماست، 2 كيلوگرم گوشت قرمز، 7/1 كيلوگرم گوشت سفيد، 10 عدد تخم مرغ، 450 گرم پنير، 75 واحد ميوه، 60 واحد سبزي هاي برگ سبز و 60 واحد سبزي هاي ديگر، 3/1 ليتر روغن مايع و 2/1 كيلوگرم شكر در ماه مصرف كنند كه معادل 2640 كيلوكالري مي شود.
كودكان 6 تا 12 ماه نيز بايد ماهانه معادل 9 قوطي شيرخشك، شير مادر مصرف كنند كه بيش از 50 درصد كل رژيم غذايي آنان را تشكيل مي دهد، علاوه بر آن 3 بسته بيسكويت مادر، 100 گرم رشته فرنگي و 300 گرم عدس يا ماش در كنار شير مادر براي اين كودكان لازم است.
كودكان يك تا دو سال نيز بايد هر ماه معادل 6 قوطي شير خشك، شير مادر يا شير پاستوريزه مصرف كنند و در كنار آن مصرف ماهانه 300 گرم ماكاروني يا رشته فرنگي، يك كيلوگرم سيب زميني، نيم كيلو عدس، ماش يا ساير حبوبات و حدود 300 گرم شكر يا عسل و مربا مصرف كنند.
كودكان 3 تا 6 سال نيز بايد ماهانه معادل 6 كيلوگرم نان، 2 كيلوگرم برنج، 700 گرم ماكاروني، 5/1 كيلوگرم سيب زميني، 600 گرم عدس يا ساير حبوبات، 7 ليتر شير، 3 كيلوگرم ماست، يك كيلوگرم گوشت قرمز، 5/1 كيلوگرم گوشت سفيد، 10 عدد تخم مرغ، 500 گرم پنير، 60 واحد ميوه، 30 واحد سبزي هاي برگ سبز و 60 واحد سبزي هاي ديگر، 750 سي سي روغن مايع و 900 گرم شكر و 150 گرم كره در ماه مصرف كنند.
سبد غذايي زنان باردار و شيرده را نيز بدين شرح اعلام شد: 7 تا 5/8 كيلوگرم نان، 3 تا 5/3 كيلوگرم برنج، 700 گرم ماكاروني، 5/1 كيلوگرم سيب زميني، يك كيلوگرم عدس يا حبوبات جايگزين، 15 ليتر شير، 5 كيلوگرم ماست، 2 كيلوگرم گوشت قرمز، 2 كيلوگرم گوشت سفيد، 10عدد تخم مرغ، 450 گرم پنير،100 واحد ميوه(هر واحد ميوه معادل يك سيب يا پرتقال است)، 60 واحد سبزي هاي برگ سبز و 90 واحد سبزي هاي ديگر، 2/1 ليتر روغن مايع و يك كيلوگرم شكر در ماه براي زنان باردار يا شيرده لازم است.

