دانشمندان معتقدند يك نوع باكتري كه در رودخانهها، نهرها و كانالهاي آب زندگي ميكند، ميتواند قويترين چسب طبيعي در جهان باشد.
به گزارش سُایت انجمن درمانگران ایران (IranHealers.com) از BBSNEWS، اين گروه اميدوار است باكتري "كولوباكتر كرسنتوس" Caulobacter crescentus را به توليد انبوه برساند و در پزشكي مانند جراحي و يا دندان پزشكي بكار گيرد.
محققان دانشگاه اينديانا دريافتند اين چسب در برابر فشار پنج تن در هر دو و نيم سانتيمتر مربع مقاومت ميكند.
"ايوس بران" يك محقق گفت: مشكل اصلي توليد مقدار كافي اين چسب است بدون آنكه به ابزارهاي توليد بچسبد.
اين باكتري با كمك يك ساقه بلند و باريك كه با زنجيرههاي حاوي مولكولهاي قند يا پلي ساخاريد محكم شده است خود را به سنگها و لولههاي درون آب ميچسباند.
اين محققان دريافتند قدرت چسبندگي بسيار زياد اين باكتري به خاطر وجود اين قندها است.
بررسي ترشحات عرق بدن زنان و مردان نشان داد:زنان به طور ناخودآگاه بوي ترس را تشخيص ميدهند
زنان به طور ناخودآگاه بوي ترس را حس ميکنند و اين حس بر عملکرد مغزي آنها تاثيرگذار است.
به گزارش سایت انجمن درمانگران ایران از مهر، دانشمندان دانشگاه Rice در تحقيق خود ترشحات عرق بدن 7 داوطلب (4 مرد و 3 زن) را که مشغول تماشاي فيلمهاي وحشتناک بودند، جمعآوري کردند. همچنين عرق بدن اين افراد پس از تماشاي فيلمهايي با مفاهيم خنثي و احساسي جمعآوري شد.
در مرحله بعدي تحقيق، 68 زن در حالي که پارچههاي حاوي عرق بدن اين افراد را بو ميکردند، لغاتي را ادا ميکردند.
در اين تحقيق زنان مورد آزمايش به 3 گروه تقسيم شدند. گروه اول عرق بدن افرادي را بو کردند که فيلمهاي ترسناک تماشا کرده بودند. گروه دوم عرق بدن افرادي را که فيلمهاي خنثي تماشا کرده بودند، بو کردند و گروه سوم پارچههاي بدون ترشحات عرق بدن را بو کردند.
زنان گروه اول در مقايسه با دو گروه ديگر از دقت بالاتري به هنگام اداي واژههاي معنيدار مرتبط با بو برخوردار بودند. اين در حالي بود که تفاوتي در سرعت و دقت بيان واژههاي غيرمرتبط مشاهده نشد.
به گفته دنيز چن يکي از استادياران روانشناس دانشگاه Rice و سرپرست تحقيق فوق، بوي حاصل از ترس، تاثير تکميل کنندهاي بر عملکرد مغزي زنان ميگذارد. اين بو ممکن است افراد را محتاط بار آورده و باعث شود تا آنها در تشخيص اطلاعات معنيدار بهتر عمل کنند.
در تابستان سال ۱۹۹۱ پم رينولدز متوجه وجود تورم و برجستگى در شريان مغزش شد. رابرت اسپتزلر مدير انستيتو مغز و اعصاب فونيكس به مادر سه بچه آتلانتايى گفت كه ممكن است در حين عمل جراحى قلب او از كار بيفتد و نيز در طول مدت عمل فعاليت مغز او نيز متوقف شود و با وجود استفاده از كليه امكانات كلينيكى ممكن است او به مدت يك ساعت بميرد.
هنگام بيهوشى رينولدز زير دستگاهى قرار داشت كه صدايى شبيه به كليك را در گوش او وارد مى كرد، به جهت مطلع شدن از فعاليت ساقه مغز او (ساقه مغز در كنترل شنوايى و ساير اعمال غيرارادى نقش دارد.) علاوه بر اين دستگاهى ضربان قلب و تنفس و درجه حرارت و ساير علائم حياتى او را كنترل مى كرد. همان طور كه اسپتزلر مغز او را باز مى كرد، اتفاقى افتاد كه هرگز در پيچيده ترين مانيتورها نيز اتفاق نيفتاده، رينولدز احساس كرد كه از جسم خودش خارج شده. او در فرصتى مناسب از بالاى شانه هاى اسپتزلر به پايين و به عمل جراحى نگاه كرد. اسپتزلر را ديد كه چيزى شبيه به يك مسواك برقى در دست دارد. يك صداى زنانه گفت كه جريان خون بيمار بسيار ضعيف است و اين طور به نظرش رسيد كه آنها مى خواهند كشاله ران او را عمل كنند. رينولدز فكر كرد كه اين نمى تواند صحت داشته باشد.
اين يك عمل جراحى مغز بود. با وجودى كه چشم ها و گوش هايش كاملاً بسته بودند، همه كارهايى را كه روى جمجمه اش انجام مى شد، مى ديد و آنچه كه او درك مى كرد واقعاً اتفاق مى افتاد، در واقع چاقوى جراحى واقعاً شبيه يك مسواك برقى بود. در حقيقت جراحان روى كشاله ران او هم كار مى كردند. او به دستگاهى كه فعاليت قلب و شش ها را كنترل مى كرد، وصل بود. در اينجا جراح دستور داد كه كار را متوقف كنند. جهت خارج كردن خون از بدنش همه خون او را از بدنش خارج كردند و حيات پيكر او را ترك كرد. او خودش را ديد كه از تونلى عبور مى كند و به طرف نورى مى رود. در انتهاى تونل او اقوام و آشنايان فوت شده از جمله مادربزرگش را كه ساليان زيادى بود درگذشته بود، ديد. به نظر مى رسيد زمان متوقف شده. سپس ملكى روح او را به بدنش بازگرداند و او را راهنمايى كرد كه برگردد و اين مثل رها شدن در يك استخر آب يخ بود. پس از بازگشت به حيات رينولدز همه چيز را به اسپتزلر گفت. همه چيزهايى را كه ديده و تجربه كرده بود و اسپتزلر به او گفت تجربه شما خارج از تخصص من است و بعد از ۱۲سال هنوز اسپتزلر نمى دانست آن حالت را چگونه توجيه كند.
• حقيقت يا توهم
امروزه پيشرفت هاى پزشكى به پزشكان اجازه مى دهد افرادى را كه در زمان هاى گذشته به طور غيرقابل برگشتى ممكن بود، بميرند، به زندگى برگردانند. در حقيقت اين علم عملاً مرز آنچه را كه مرگ مى ناميم، عقب رانده. هيچ كس نتوانسته آمار افرادى كه داستانى نظير داستان رينولدز (تجربه خروج از جسم)، سفر به داخل تونل و مواجه شدن با فرشتگان يا جدا شدن از مرحومان و افراد مورد علاقه شان دارند را بيان كند. اين حقيقت قابل توجه به نام NDE يا «تجربه نزديك به مرگ» نامگذارى شده است. ابتدا تقريباً همه پزشكان چنين گزارش هايى را رد مى كردند و توضيحات علمى و پزشكى آنها آن حالت را به هم ريختگى عصبى كه از تغييرات به وجود آمده، هنگام مرگ مغزى منتج مى شد، مى دانستند.
با وجود اين به هم ريختگى عصبى فقط در صورتى كه بنا به دلايلى مغز بعضى از كارايى هايش را حفظ كند، مى تواند اتفاق بيفتد و توضيحى در اين خصوص وجود داشت. در يك مسير مستقيم مغز مى تواند مانند كامپيوترى باشد كه منابع تغذيه ها و آى سى هاى آن را جدا كرده باشند، لذا نمى تواند توهم داشته باشد و اصلاً نمى تواند كارى انجام دهد و همان گونه كه شروع زندگى هوشيارانه را نمى توان مشخص كرد، در مورد پايان زندگى نيز چنين است. مشخص كردن زمان دقيق مرگ معلوم نيست. در حقيقت از نظر پزشكى و علمى غيرممكن است. ميشل سابوم كارديولوژيست مى گويد كه اين طور به نظر مى رسيد كه زمان مرگ يك لحظه واحد در زمان است، ولى حالا اين طور به نظر مى رسد كه مرگ يك پديده مرحله اى است نه يك لحظه منفرد در زمان. ما نياز به چيزى جهت ادامه كار داريم، همانگونه كه جامعه ما از عوامل اجتماعى و قانونى متنوعى تشكيل شده كه نهايت را مشخص مى كند در اينجا نيز مواردى وجود دارد كه با آنها بيشتر آشنايى داريم.
• مرگ كلينيكى
تنفس و ضربان قلب متوقف شده اند، شخص ممكن است هنوز قادر به ادامه زندگى توسط دستگاه احياى قلب و ريه يا وسايل ديگر باشد. مرگ كلينيكى بستگى به اين دارد كه علائم حياتى تحت چه شرايطى متوقف شده اند و چرا؟
• مرگ مغزى
فعاليت بخش پايينى يا ساقه مغز كه اعمال غيرارادى و اتوماتيكى بدن را اداره و كنترل مى كند متوقف مى شود و شخص فقط با كمك دستگاه حفظ حيات احياى قلب و ريه مى تواند به زندگى خود ادامه دهد. اظهارنظرها در خصوص طول زمان يا دوره اى كه ساقه مغز غير فعال بوده تا زمانى كه فرد به طور طبيعى مرگ را دريابد متفاوت است.
• مرگ بخش بالايى مغز
ساقه مغز هنوز فعال است، قلب، شش ها و سيستم هاضمه كار مى كنند ولى بخش احساس كردن و فكر كردن مغز از فعاليت باز ايستاده، در اينجا اين امكان وجود دارد كه بدن با دستگاه CPR براى مدتى طولانى نيز فعاليت داشته باشد.
• مرگ تمامى مغز يا مرگ مغزى كامل
هم بخش پايينى و هم بخش بالايى مغز از كار افتاده و فعاليتش متوقف مى شود گويى به اندازه كافى درهم آميختگى نداشته اند. بعضى از رهبران روحانى و كارشناسان و صاحب نظران مختلف سئوال مى كنند كه آيا روح در هنگام مواجه شدن با يكى از موارد بالا جسم را ترك مى كند؟ تجسم هايى در حالت NDES يا «تجربه هاى نزديك به مرگ» اتفاق مى افتد اين در حالى است كه هيچ فعاليت مغزى جهت دريافت آنها وجود ندارد. دانشمندان و صاحب نظران الهيات و گروه مردم عادى براى دريافت پاسخى گرد آمده اند، در جريان تئورى هاى متداول علمى چنين تجربياتى نمى تواند به سادگى رخ دهد. مرگ و هوشيارى كاملاً دقيق و بدون خطا هستند، در بحث مربوط به تجربه نزديك به مرگ بعضى ها معتقدند كه علم بايد به جهتى سوق داده شود كه جايى براى احتمال وجود روح باز كند. عده اى هنوز بدبين اند.
من از محقق بريتانيايى سوزان بلك مور كه داراى مدرك دكترا است سئوال كردم، آنچه كه او در خصوص پم رينولدز بيان مى كند اين است كه او مى گويد اگر آنچه كه شما شرح داديد درست باشد همه علوم مى بايست مجدداً بازنويسى شوند. به هر حال بلك مور مى گويد اطلاعات و آمار دقيق نيستند. او پس از حدود سى سال تحقيق در خصوص مسائل غيرعادى و غيرمتداول مى گويد من فقط مى توانم بگويم كه موارد مانند يكديگر نيستند. او در كتابى به نام من براى زيستن درخصوص تجربه هاى نزديك به مرگ مى گويد: ظواهر اين تجربيات نزديك به مرگ به علاوه عبور از تونل و نيز خارج شدن از جسم مى تواند انگيزه و علت فيزيولوژيكى داشته باشد، مثلاً در حين جراحى مغز و تحت تاثير بيهوشى عمومى بيماران گاهگاهى رويت چيز هايى از دورنماى يك تجربه خارج از جسم بودن را گزارش مى دهند. سايرين تحت تاثير LSD و ترياك، حشيش و قرص هاى آرام بخش و خواب آور و نيز در زمان استرس نظير اين موارد را بيان مى كنند.
او معتقد است كه هنگام استفاده از مواد بالا مغز هيچ گونه عكس العملى ندارد. به عقيده او مى توان نتيجه گيرى كرد كه تجربه خروج از جسم و همه عوامل ديگر در تجربه هاى نزديك به مرگ با مرگ مغزى شروع مى شوند و خاتمه مى يابند.
كارديولوژيست و محقق NDE (تجربه نزديك به مرگ) ميشل سابوم آنچه را كه رينولدز بيان كرده و ديده و شنيده با آنچه از يادداشت هاى اسپتزلر جراح او مقايسه مى كند درمى يابد در طول مدتى كه رينولدز تونل را تجربه مى كرده به هيچ وجه فعاليت مغزى نداشته مانند كامپيوترى كه قبلاً صحبتش شد و مغز او با كليه توانايى هايش مرده بوده و يك مغز مرده نمى تواند خصوصيت ديگرى داشته باشد، نه مى تواند چيزى را ببيند و تصور كند و نه مى تواند عكس العملى نسبت به داروى بيهوشى يا ساير مخدرها داشته باشد. او تمام استانداردهاى كلينيكى مرگ را دارا بود. طبق اظهارات سابوم او خونى در بدنش نداشت و نيز كاملاً فاقد علائم حياتى بود. بنابراين آيا اين مرگ بود؟ و اگر اين مرگ بود تجربه اى كه او در طول اين مدت داشت چه بود؟
• اين من نيستم، فقط جسم من است
باربارا رومريك پزشك عمومى در فورت لادرديل فلا اولين بار با بيمارى كه داراى تجربه نزديك به مرگ بود مواجه شد. در زمان رزيدنتى باربارا در سال هاى اوليه ۱۹۹۴. او با بيش از ۶۰۰ نفر مصاحبه داشته كه گزارشى از تجربه نزديك به مرگ را داده اند و درخصوص آن نيز كتابى هم نوشته اند، گرچه نقطه نظر او با بسيارى از اين افراد در زمينه پزشكى يكسان نيست، اين مصاحبه ها او را به اين نتيجه رساند كه چيزى وجود دارد كه پس از مرگ ما به زندگى اش ادامه مى دهد.
او مى گويد در طول مدتى كه با اين افراد مصاحبه داشتم آنها مى خواستند با ساير افرادى كه همين تجربيات را داشتند صحبت كنند. او در عوض شروع به حمايت از چنين افرادى كه يكى از گروه هاى بزرگ جهان هستند كرده و مى گويد مى خواستم داستان هايشان را بشنوم بنابراين در گردهمايى هايشان حاضر مى شدم. زوج هايى معمولى بيشتر زنان و مردان ميانسالى بودند كه گرد آمده تا در تجربه اى كه براى بسيارى از آنها تناوب سفر روحى و زندگى بود سهيم شوم. رابرت ميلهم مى گويد كه قلبش در اثر حمله قلبى از كار افتاد. «درد از بين رفته بود من روى جسم خودم معلق بودم و در حالى كه دراز كشيده بودم به خودم نگاه مى كردم كه رويم را مى پوشاندند.»
پس از يك زندگى توام با خودخواهى اينك مرگ از من فرد بخشنده اى ساخته بود. آقاى كن اميك درخصوص يك NDE كه پس از يك واكنش آلرژى برايش پيش آمده مى گويد كه نفسش قطع شده و رنگش كبود شده. او مى گويد خودم را در آن حالت مى ديدم، مى توانستم بشنوم، حالاتى مثل ترس و آرامش را حس مى كردم. اميك مكث مى كند انگار كه دوباره آن حالت را تجربه مى كند. پس آن شىء كبود شده روى تخت كيست؟ آن منم. مى دانم كه منم. نگاه كردن به او مرا مى ترساند. اما واقعاً آن من نيستم، آن فقط جسم من است. اين مطالب مداركى كه نشان بدهد آنها از نظر كلينيكى مرده بودند را به دست نمى دهند ولى نكته اى در كنار اين مسئله وجود دارد. اين يك تجربه نزديك به مرگ است و اين است كه آنها را جذب مى كند. رومر مى گويد اينگونه افراد از اينكه مى فهمند تنها و يا ديوانه نيستند آرامش پيدا مى كنند، داستان هاى آنها ممكن است توهمى به نظر برسد ولى اينقدرها هم غيرعادى نيستند. آنها داستان هاى برگرفته از NDES يا تجربيات نزديك به مرگ را در سراسر جهان منعكس مى كنند.
• مدارك جديد، نظريه هاى جديد
بسيارى از محققين پزشكى بر اين عقيده اند كه تجربه هاى نزديك به مرگ هنگامى كه مغز فعاليت كامل و كافى نداشته باشد اتفاق مى افتند. آنها مى گويند ممكن است اين تجربيات باوركردنى باشند ولى نه به عنوان وجود زندگى پس از مرگ بلكه چيزى مثل خطور كردن به مغز و نيز معتقدند كه هوشيارى به تنهايى در مغز وجود ندارد. در نوشته اى كه در دسامبر ۲۰۰۱ در مجله پزشكى بريتانيايى به نام Lancet منتشر شد كارديولوژيست هلندى به نام ون لومل مى نويسد مرد ۴۴ساله اى را كه دچار حمله قلبى شده بود با آمبولانسى به بيمارستان آورده و دكترها قلب او را با دستگاه شوك دهنده به كار انداختند. پرستارى دندان هاى مصنوعى بيمار را از دهان او جهت جاى دادن لوله تنفسى در گلوى بيمار خارج كرد.
سپس مرد را به بخش مراقبت هاى ويژه بردند. يك هفته بعد مرد بيمار پرستارى را كه دندان هاى مصنوعى او را از دهانش خارج كرده بود ديد و او را شناخت با اينكه در برخورد قبلى بيمار در حالت كما و مرگ كلينيكى بود. او به پرستار گفت شما دندان هاى مصنوعى مرا از دهانم خارج كرديد و در ادامه به توضيح ساير جزئيات پرداخت و گفت كه جداشدن روح از بدنش را مشاهده كرد. در تحقيقى جهت بيان تفاوت تجربه هاى نزديك به مرگ ون لومل و همكاران محققش با ۳۴۳ نفر كه دچار حمله هاى قلبى شده و زنده مانده بودند مصاحبه كردند. ۱۸ درصد از هوشيارى كامل خود صحبت كردند. ون لومل مى گويد اين افراد همه چيز را به طور كامل از احساس خود و آرامش پرواز به مرحله تجربه نزديك مرگ بيان كردند. متن چاپ شده محققان بريتانيايى در بيمارستان عمومى ساوتهمپتون در مجله «Resuscitation» به اين نتايج اشاره مى كند كه ۱۱درصد از بيماران داراى حافظه كامل در دوره بيهوشى بوده اند. شش درصد از آنها پس از حمله قلبى به هوش آمدند و به زندگى بازگشتند و تجربه هاى نزديك به مرگ خود را بازگو كردند.
هم ون لومل و هم محققين بريتانيايى بر اين باورند كه اين يافته ها بيانگر اين مسئله است كه هوشيارى مى تواند در صورت فقدان فعاليت مغز نيز وجود داشته باشد. «شما مى توانيد مغز را با يك دستگاه تلويزيون مقايسه كنيد.» او مى گويد: «برنامه تلويزيونى در دستگاه تلويزيون شما نيست.» پس هوشيارى كجا است؟ آيا در تك تك سلول هاى بدن است؟
ون لومل مى گويد من فكر مى كنم كه چنين باشد. «ما مى دانيم كه روزانه ۵۰ ميليون سلول مى ميرند.» او به اين مسئله اشاره مى كند كه اين نابودى در مقياس بالا به اين معنى است كه تقريباً همه سلول هاى تشكيل دهنده وجود من و شما نو و جديد هستند در صورتى كه ما نسبت به آنچه هميشه بوده ايم تغييرى را احساس نمى كنيم. براى ون لومل مسئله به اين صورت ادامه مى يابد كه بايد «نوعى ارتباط بين سلول هاى ما وجود داشته باشد» يا به عبارت ديگر همه سلول هاى ما نه فقط سلول هاى مغزى بلكه تريليون سلول ديگر كه در ماهيچه ها، استخوان بندى، روده و احشا، پوست و خون وجود دارند «به طريق شبكه مانندى با هم تبادل اطلاعات يا گفت وگو دارند» در نتيجه ما تجربياتمان را فعالانه حفظ كرده حتى در زمانى كه بيليون سلول تشكيل دهنده بدن ما از بين رفته و بيليون سلول ديگر جاى آنها را مى گيرند.
پس در اين صورت همه سلول ها هنگام مرگ مغزى نيز زنده اند و مى توانند از طريق ذهن از مسائل به نحو غيرقابل توضيحى آگاه شوند. عقايد و پيشنهادات ممكن است ما را از مراحل توضيحى تجربه هاى نزديك به مرگ دور كند مثل دلايل محكم زندگى پس از مرگ ولى آنها افق هاى جذاب خودشان را دارند. پس اين به چه معنى است اگر ذهن انسان پس از مرگ مغزى فعاليت داشته باشد آيا بايد در مورد بازگشت پس از مرگ مغزى بازنگرى داشته باشيم. تجربه هاى نزديك به مرگ ما را وادار مى سازند كه مجدداً سئوالاتى را كه فكر مى كرديم پاسخشان را مى دانيم امتحان كنيم. مرگ چيست؟ هوشيارى كجا است؟ و آيا علم مى تواند روح را بيابد؟
قبل از اينكه پيرامون دريا درماني به بحث و گفتگو بپردازيم شايسته است بدوا به موخبر اشاره اي به بزرگي و جلال دريا بنماييم. حقيقتاً دريا شاهكار طبيعت و جهان ناپيدايي است كه بشر هنوز به ژرفاي عظمت و ماهيت آن پي نبرده است. مهم تر از همه آنكه رابطه بسيار تنگاتنگي با اصول حيات و تشابه ماهوي با موجودات زنده و سلولهاي زنده دارد. به طوريكه اجزاء موجودات زنده ذره بيني دريا دقيقاً مشابه اجزاء موجود در سلولهاي زنده خاك من جمله انسان مي باشد.
درياشناسان آب دريا را به جاي پلاسماي خون سگ استفاده كردند بدون اينكه سگ بميرد و حتي در مواردي خون سنگ را به طور كامل خارج نموده و در عوض آب دريا جايگزين آن نموده بي آنكه به مرگ و يا نابودي حيوان منجر گردد.
بايد توجه داشت كه دريا درماني تنها به شنا كردن محدود نمي شود بلكه به چيزهايي كه در سطح، زير و پيرامون دريا موجود است گسترش و تعميم پيدا مي كند. عناوين و واژه هايي که ذيلاً اشاره مي شود در قلمرو دريا درماني ، خود مؤيد گستره و وسعت کاربرد دريا درماني مي باشد.
درمان به وسيله رسوبات دريا 1- Slime Therapy
درمان بوسيله استحمام در دريا 2- Blneo Therapy
درمان از طريق شن داغ كنار دريا 3- Psammo Therapy
آفتاب درماني 4- Helio Therapy
درمان به وسيله نسيم دريا 5- Anemo Therapy
مهمترين بخش دريا درماني براي بيماريهاي روماتيسمي بخش هيدروتراپي و آب درماني آن مي باشد.
آب درماني:
نيروي شناوري يا اثر Bouyancy بويانسي از ويژگيهاي مطلوب آب مي باشد طبق قانون ارشميدس زمانيكه بدن انسان در آب غوطه ور است تحت تأثير دو نيرو قرار مي گيرد.
اول اثر بويانسي يا نيروي شناور كه وي را به سمت بالا پرتاب مي نمايد و دوم نيروي جاذبه عضو و اعضاي بدن كه او را به سمت پائين سوق مي دهد. هنگاميكه انسان به صورت شناور روي سطح آب قرار مي گيرد برايند نيروهاي وارده به بدن وي صفر بوده و در حالت بي وزني كامل قرار دارد.
شرايط مطلوب بي وزني به ماهيچه هاي ضعيف فرصت مي دهد مفاصل معوف را به حركت درآورند بدينوسيله دامنه حركت مفاصل گسترش مي يابد و بدين طريق به تدريج درد و سختي مفاصل و عضلات كم مي شود.
اثرات ديگر آب درماني به شرح زير مي باشد:
كاهش فشار عضلاني، افزايش جريان خون، دفع اسيدلاكتيك، كاهش تورم مفاصل و اعضاء متورم و كاستن از درد و سفتي مفصل.
حال ممكن است سئوال شود پس مزيت دريا درماني نسبت به آب درماني و هيدروتراپي چيست. اولاً آب دريا چگالتر و داراي دانسيته بيشتري مي باشد و بدين وسيله شرايط بي وزني را آسانتر و بهتر فراهم مي نمايد و از اين طريق اعضايي كه انجام حركت براي آنها در هوا ممكن نيست اين امكان را در آب دريا فراهم و ممكن مي شود، علاوه بر اين نشستن بيمار در ساحل و استنشاق هوا و يا افشانه ندربايي و نيز مشاهده افق، زيبائيهاي دريا، شنيدن صداي امواج و لذت از تجليات خدا بيمار را به وجد مي آورد. گردش در ساحل دريا و قدم زدن در آب دريا ماهيچه هاي او را تقويت و نيرومند مي سازد.
هنگام شنا كردن در دريا، امواج آب بيمار را به بالا و پائين برده او را مي غلتاند. او را مي چرخاند كه مجموعه اين حركات همراه با حركت مفاصل باعث ترشح اندورفين شده و مريض را به وجد آورده و در او احساس شعف و لذت ايجاد مي نمايد كه خود انگيزه اي براي فعاليت تحرك بوده و او را به پويايي بيشتر ترغيب مي نمايد.
از آنجا كه سردي آب دريا و گاهي وزش شديد باد بيماري را بدتر و درد را افزايش مي دهد عملاً دريا درماني به جز دوران بسيار كوتاهي و نيز در مناطق حاره امكان پذير نمي باشد از طرف ديگر آب دريا بايد از نظر درجه حرارت مساوي درجه حرارت بدن بوده يعني 37 درجه سانتيگراد باشد و حتي كاهي براي بعضي از بيماران بايد 40 تا 42 درجه باشد، لذا كشورهاي اروپايي براي اينكه دريا درماني را در تمام فصول سال تعميم دهند بوسيله لوله هاي مخصوص آب دريا را دور ازشان و از عمق دريا كه عاري از ميكروب و آلودگي است منتقل كرده و آنگاه آنرا در استخرهاي ويژه انباشته، گرم نموده و با ساختن اتاقهاي مخصوص و گرم خانه هاي ويژه براي خشك نمودن بيمار (به وسيله اشعه ماوراء بنفش و غيره) و با عنايت به تمام نكات ايمني و پزشكي دريا درماني را انجام مي دهند.
Psamma Therapy شن درماني:
شن دريا را در مخازني ريخته و به اين مخازن طوري مي چرخند كه متناوباً با آب گرم و داغ دريا آغشته مي شوند و اين شن داغ و مرطوب براي بعضي از اعضاي بدن و گاهي براي تمام بدن به كار برده مي شود. بزرگترين اثر شن درماني ايجاد تعرق Dehydration مي شود و اين ويژگي مخصوصاً جهت مفاصلي كه به علت ضربه، تصادف و تصادم متورم گرديده اند بسيار مفيد است.
Swine Therapy يا Pieo Therapy:
تمام مواد و اجزائي كه در خاك كره زمين موجود است در دريا وجود دارد زيرا رودخانه كليه مواد موجود در خاك را شسته به دريا مي آورد به (ويژه در مدخل رودخانه ها به دريا). زمانيكه رودخانه به مناطق پريملك دريا مي رسد به طور ناگهاني آب رودخانه رسوب نموده و در زمان رسوب گذاري Pinkton (تمام موجودات ذره بيني معلق در دريا اعم از گياهي يا حيواني) را بلعيده با خود به كف دريا مي برد و بلعيدن اين موجودات ذره بيني در حقيقت حيات بخش بوده و به خاك حياتي تازه داده، اين پديده را تكامل خاك گويند.
اين خاك زنده كه به صورت تنها و در بسياري از اوقات با جلبك و يا عصاره جلبك آغشته مي شود براي گشاده نمودن عروق سطحي و عميق و شل نمودن مفاصل و ماهيچه ها و ازدياد دامنه حركتي استفاده ميشود.
درمان به وسيله باد يا Anemo Therapy:
گاهي ضمن دريا درماني از نسيم ملايم دريايي استفاده مي شود. براي انجام اين كار بايد افراد بسيار با تجربه با عنايت به سرعت، جهت و ارتفاع باد آن را جهت درمان بيماران مورد استفاده قرار دهند اگر شرايط فوق مورد نظر قرار گيرد باد
مي تواند در ازدياد گردش خون و تبادل املاح در پوست نقش مهمي ايفا كند با توجه به اين حقيقت كه با تند و شديد براي بيمار بسيار مضر است.
Helio Therapy يا درمان بوسيه آفتاب:
آفتاب درماني يكي از ويژگيها و يا به عبارت بهتر بخشي مهم از دريا درماني ميباشد و البته بايد قوياً به اين نكته توجه داشت كه آفتاب درماني بدون سايه، چتر، باد يا دستگاه و وسايل اسپري Spary مضر، خطرناك و حتي گاهي مهلك ميباشد.
به نام پروردگار
درميان هر سيب
دانه ي محدودي است.
در دل هر دانه
سيب نامحدود است.
چيستاني است عجيب!
دانه باشيم نه سيب
وقتي درباره اعتماد بنفس صحبت مي شود اغلب تصور بر اين است كه بايد اقداماتي پيچيده اي صورت گيرد تا بتوان به آن دست يافت .در حالي كه اينچنين نيست و كافي خواهد بود تا با اصلاح شيوه هاي زندگي آنهم نه خيلي دشوار بلكه با انجام دادن رفتارهاي معمول و در حد توان به سطح بالايي از اعتماد بنفس دست يافت.
آنچه در اين راستااز اهميت بالايي برخوردار است آنست كه هر فرد در خط اوّل افزايش اعتماد بنفس بايد تكليف خود را با خود روشن سازد.يعني اينكه بايد خود را دوست بدارد و به خود احترام بگذارد.اين بدان معني نيست كه خود شيفته باشد و يا بخواهد در غرور و تكبر خويش غرق شود بلكه براي افزايش اعتماد بنفس و باورخود لازم است فرد به خويش توجه داشته و توانمنديهاي خدادادي خود را شناخته و بپذيرد زيرا آدمي فقط آنچه چيزي كه تصور مي كند نيست بلكه قادر است به بسياري از ارزش ها و تصورات دست يابد.تلاش انسان مانند قرار گرفتن در پله هاي پلكاني بي انتهاست كه بر اساس خواست – اراده و باور مي تواند خود را در هر سطحي از اين پلكان بيابد حتي تا اوج هم بالا برود . البته به همه اينها بايد ايمان و توكل را افزود كه منبع انرژي و پيشرفت بشر است.
اگر مي خواهيد اعتماد بنفس را در خود افزايش دهيد لازم نيست كه بفكر تهيه كفش هاي بزرگ تر از پايتان باشيد. بلكه مي توانيد با ياد گرفتن اين مطلب ؛ كه كفش هاي مناسب بپوشيد و به موازات رشد تان كفش هايتان را تغيير دهيد به سطح مطلوبي دست يابيد.پس با ما همراه شويد و به راهكارهاي زير توجه نموده و يك يك آنها را انجام دهيد.
يكي از كارهايي كه افراد انجام مي دهند اينست كه فقط به مطالعه مطالب مي پردازند و از انجام دادن شيوه ها سر باز مي زنند آنها بعد از مطالعه فقط مي گويند مطلب جالبي بود و كلي اميد و انرژي به ما منتقل شد اما اگر بپرسيد آيا راهكارهاي توصيه شده را نيز انجام داديد خواهند گفت نه ! بنابراين تغييراتي كه در آنها رخ مي دهد نيز پايدار نخواهد بود و بعد از مدتي دوباره به همان حال و روز خواهند افتاد.اگر شما از آن دسته از افرادي هستيد كه عزم خودرا جزم كرده و مي خواهيد يكبار براي هميشه در برنامه ريزي افزايش اعتماد بنفس شركت كرده و موفق و سربلند بيرون آييد .اين امكان برايتان مهياست .كافي است با انجام برنامه هاي ذيل و اميدو توكل آغاز كنيد.
يقين داشته باشيد از بدو مطالعه مطالب زير و آغاز فعاليت شمار معكوس براي پرش موفقيت آميرتان بسوي در بر داشتن سطح بالايي از اعتماد بنفس آغاز خواهد شد.باور نمي كنيد ؟ آزمايش كنيد.
نفس عميقي بكشيد و بخوانيد.
1- ارتباط با خالق يگانه و توكل را در خود تقويت نماييد.
2- از خود به خوبي ياد كنيد ( شما فردي كاملا استثنايي با توانمدي هاي بسياري هستيد.)
3- با جسم و روان خود مهربان باشيد و خود رفتاركنيد.( عاداتي مانند : سيگار كشيدن – پرخوري – عصبيت – حسادت –غيبت و… را ترك نماييد.)
4- از مواهب الهي لذت ببريد ( به پارك برويد – كوه نوردي كنيد . به اسكي بپردازيد و… )
5- آنچه داريد را به خود يادآوري كنيد ( موفقيت ها را به شانس و بخت واقبال نسبت ندهيد شما نقش مهمي در بدست آوردن آنها داشته ايد.)
6- هميش تبسم بر لب داشته باشيد.( لبخند هم به خودتان و هم بر ديگران تاثير خواهدگذاشت .)
7- بر خود و رفتار و افكار خود مسلط باشيد.
8- براي خود ارش قائل شويد ( من مي توانم – من معتقدم و… )
9- زياد صحبت نكنيد ( مشورت را مهم بدانيد.)
10-هرگز كسي را تحقير نكنيد و كوچك نشمريد همه انسانها دوست داشتني هستند.( دنبال ويژگي هاي مثبت افراد باشيد .)
11- شكست را تجربه معني كنيد و از آن نهراسيد.هر پيشرفتي مقدماتي نياز دارد.( روشن كنيد از اين تجربه چه آموخته ايد؟ )
21- مسئوليت پذير باشيد و غفلت نكنيد.
31- بهانه تراشي نكنيد ( شما قول داده ايد و تصميمي گرفته ايد تا به اعتماد بنفس برسيد پس يادتا ن باشد هيچ بهانه اي پذيرفته نيست.)
درپايان به يك روش ساده اما مهم اشاره مي نمايم. براي خودتان يك آگهي تبليغاتي بسازيد ( رنگي – متنوع ودر اندازه مناسب )كه امتيازات و تبليغات شما را در بر بگيرد.ايده هاي بزرگ هميشه ابتدا تمسخر آميز واقع ، بعد با مخالفت و انتقاد روبه رو و سپس پذيرفته خواهد شد.
هديه به شما :
تصميم مانند گرفتن ماهي است .گرفتنش آسان و نگه داشتنش دشوار است.
پيروز – اميدوار و عزيز باشيد.
سازمان بهداشت جهاني حالت اضطرابي را مجموعه اي از تظاهرات عضوي و رواني كه نتوان آن را به خطر مشخصي نسبت داد و علائم به صورت حمله و يا حالتي مداوم ادامه يابند، تعريف مي نمايد.
توجيهاتي كه براي بروز اضطراب درمكاتب مختلف روان شناسي و روان پزشكي مطرح مي شوند، عملا در مورد پيشگيري و درمان اين علامت راهنمايي مشخص نمي كنند. با قاطعيت مي توان بيان داشت كه توجيه هاي مكتب روان شناسي اسلامي در مورد اضطراب، پيشگيري و درمان آن را نيز به دست مي دهند و براي هركدام از اين موارد، راه مناسب را نيز معين مي كنند.
هر دو جريان اصلي رواني فطرت و شهوت داراي تمايل سيري ناپذير هستند و اين خود، ناشي از خاصيت كلي روان است كه درتمام موارد، تمايل مطلق گرايانه دارد. به عبارت ديگر، فطرت كمال گرا و پويا به سمت اهداف تكاملي است و رشد او را نهايتي نيست. آسايش و آرامش فطرت به هنگامي است كه در محيطي مناسب قرار مي گيرد كه قوانين رشد، در آن امكان پياده شدن دارند و در نتيجه به سمت رشد بيشتر روان باشد.
در جريان شهوت نيز همين تمايل وجود دارد. يعني شهوت نيز جرياني سيري ناپذير است كه با وجود دستيابي به اهداف و رفع نيازهاي خويش، هيچ گاه كاملا ارضا نخواهد شد، بلكه ارضاي بيشتر، آتش تمايلات آن را برافروخته تر مي نمايد و نيازها وانگيزه هاي آن نيز بي نهايت هستند. بنابر آموزشهاي اسلامي، سلامت رواني و تعادل، هنگامي به وجود مي آيند كه انگيزهاي شهواني توسط جريان مشترك عقل تجربي و فطرت كنترل شوند ( تقوي). دراين حال نيازهاي غريزي به صورت قابل قبول جريان مشترك عقل تجربي وفطرت، ارضا خواهد شد و خود به تكامل نيروهاي رواني كمك مي نمايند. به اين ترتيب، چنانچه كنترل انگيزه هاي شهواني و ارضاي آنها در محدوده مدار توحيد انجام پذيرد، مانعي پديد نخواهد آمد و شخص به سمت كمال سير مي نمايد.
از آنجا كه بنابر آموزشهاي اسلامي، فطرت و شهوت ضد يكديگرند، «انسان با حاكميت فطرت» و «انسان با حاكميت شهوت» در حقيقت دو تيره جداگانه و ضد يكديگر هستند. براين اساس، نياز و انگيزه و تمايل آنها مختلف و در بيشتر موارد متضاد مي باشند. البته انسان، با حاكميت فطرت نيز، داراي نياز و انگيزه وتمايل غريزي و شهواني مي باشد و دو تيره فوق در بعضي موارد جنبه هاي مشترك دارند كه عينا مانند جنبه هاي مشترك ميان انسان و حيوان مي باشد. به عبارت ديگر مي توان گفت «انسان با حاكميت شهوت» در بعد حيواني تثبيت شده و«انسان با حاكميت فطرت» داراي مشخصه هاي انساني است.
درمورد مكانسيم بروز اضطراب نيز واقعيت فوق بايد مورد توجه قرار گيرد. يعني عواملي كه در انسان با حاكميت فطرت، ممكن است توليد اضطراب نمايند، در انسان با حاكميت شهوت توليد اضطراب نمي كنند عكس اين كيفيت نيز صادق است. به عنوان مثال عدم امكان انجام دادن امور خير و مورد رضاي خداوند و انجام ندادن تكليف در انسان با حاكميت فطرت، توليد اضطراب مي نمايد ولي در انسان با حاكميت شهوت منجر به بروز اضطراب نمي شود. برعكس محدوديتهاي ارضاي خواستهاي غريزي، در انسان با حاكميت شهوت منجر به بروز اضطراب مي گردند درصورتي كه در يك انسان با حاكميت فطرت، جريان شهوت و تمايلهاي بي نهايت آن كنترل مي شوند و كشمكش جدي كه منجر به بروز اضطراب گردد به وجود نمي آيد.
خواب به اندازه غذا، هوا،آب براي شما ضروري است. با اين حال ممكن است كه شما در زندگي خود اختلال در خواب را تجربه كنيد. يك سوم بزرگسالان گاهگاهي د رجاتی از بیخوابی را گزارش می دهند. اگر در خوابیدن مشکل دارید، چندین تغییر در روش زندگی می تواند درکسب مجدد رضایت درالگوی خواب شما کمک کند.
روشهای مفید ارائه شده درزیررا امتحان کنید.
پنج راهکاراساسی
1. هرگز بیش از اندازه نخوابید
هرگز به دلیل کمبود خواب شب، بیش ازاندازه نخوابید. این مهمترین قانون است. هرروز درساعت مشخصی بیدار شوید، مخصوصا در صبح شبهایی که دچار کم خوابی بوده اید. تا دیر وقت خوابیدن، فقط برای یکی، دو روز می تواند ساعت فیزیولوژیک شما را درچرخه دیگری قرار دهد. این مسئله شما رامتعاقبا خواب آلوده (کسل) خواهد کرد ودیرتر بیدار خواهید شد.
2. ساعت فیزیولوژیک خود را میزان کنید.
نور به شروع مجدد ساعت فیزیولوژیک شما به حالت فعال روزانه اش کمک می کند. بنابراین وقتی که بیدار می شوید، بیرون بروید وکمی از نورآفتاب استفاده کنید. یا اگراین مشکل است، تمامی چراغها را در اتاق خود روشن کنید. سپس دوراتاق برای چند دقیقه ای قدم بزنید. ساق پاهای شما همچون پمپی عمل می کنند که خون را به گردش درمی آورند و به منظور کمک به پیشبرد کارهای روزانه، اکسیژن بیشتری به مغز شما می رساند.
3. ورزش
در طول روزازلحاظ فعالیتهای بدنی فعال باشید. این عمل مخصوصا در روز بعد از شب همراه بابدخوابی، مهم است. زمانی که کمتر می خوابید، بایستی در طول روز فعال تر باشید. فعالیت کمتر داشتن یکی از بدترین چیزهایی است که یک شخص بیخوابی کشیده، می تواند انجام دهد. بنظر می رسد که ورزشهای پر تحرک ( پیاده روی سریع، شنا، راهپیمایی، اسکواش وغیره) در لحظات پایانی بعدازظهربه خواب راحت تر کمک کند. همچنین، افرادی که دچاربیخوابی هستند تمایل به عدم تحرک به عدم تحرک دریکی دو ساعت قبل از خواب دارند. مقداری نرمش انجام دهید. نرمش روزمره، به افراد زیادی کمک کرده است.
4. چرت نزنید
درروز بعد از بیخوابی اصلا چرت نزنید. وقتی که احساس خواب آلودگی کردید، بلند شوید وکاری انجام دهید. راه بروید، تختخواب را درست کنید یا کارهای عقب افتاده را انجام دهید. درهنگام مطالعه، مرتبا بلند شوید( هرسی دقیقه یکباریا حتی اگر بیشترلازم بود) دور اتاقتان قدم بزنید. کمی نرمش انجام دهید. این کاربه هدایت اکسیژن به مغز شما وبه هوشیاری بیشتر کمک خواهد کرد.
5. بااستفاده ازدونكته زير، برنامه به رختخواب رفتن خود را تنظيم كنيد:
اولا، سعي كنيد درحدود همان ساعت هميشگي هرشب به تختخواب برويد. منظم باشيد بيشترافراد در ساعت هفت صبح، ظهر و شش بعدازظهر گرسنه مي شوند، چرا كه براي سالها دراين ساعات غذا خورده اند. رفتن به موقع به رختخواب درحدود همان زماني كه هر شب مي رويد مي تواند خواب را مثل گرسنگي منظم كند.
ثانيا، زماني كه مشكل خواب داريد، ديرتر به رختخواب برويد.چنانچه ، در طول دوراني كه دچار بيخوابي هستيد وفقط پنج ساعت خواب شب داريد به تختخواب نرويد تا اينكه پنج ساعت به زمان بيدار شدن شما باقي مانده باشد. براي مثال: اگر ساعت هفت صبح از خواب بيدار مي شويد، قبل از ساعت دو صبح به تختخواب نرويد.
چرت نزنيد! زماني را كه در رختخواب مي گذرانيد آن زماني باشد كه مي خواهيد بخوابيد. هنوز هم دچار بيخوابي هستيد؟ خيلي ديرتر به رختخواب برويد. سپس، همينطور كه زمان شما دررختخواب صرف خواب راحت شد، زمان رفتن به رختخواب را هر شب از 15 الي 30 دقيقه عقب بكشيد واين عمل را براي يك هفته يا بيشتر ادامه دهيد.
نكته زير برخلاف آن چيزي است كه مي خواهيم انجام دهيم. ما مي خواهيم به تلافي خواب از دست رفته زودتر به تختخواب برويم . آنچه را كه بعضي از آزمايشگاههاي خواب يا روانشناسان تعليم مي دهند ياد بگيريد تا بتوانيد انجام دهيد- شب بعد ازشبي كه دچار بيخوابي بوده ايد، ديرتر به تختخواب برويد.
راهكارهاي ديگر
6. هميشه ساعت خواب ثابتي داشته باشيد
سي دقيقه يا يك ساعت قبل از خواب، مطالعه را كنار بگذاريد و وارد بحثها يا فعاليتهاي محرك نشويد. كاري انجام دهيد كه باعث آرامش شود – كتابي كه نياز به فكر ندارد، بخوانيد به آهنگي كه آرامش است گوش دهيد، تماشاي يك برنامه تلويزيوني احمقانه را كنار بگذاريد. بعضي افراد درمحيط پاكيزه ومرتب بهترمي خوابند، بنا براين آنها لحظه قبل از رفتن به تختخواب، دوست دارند اتاقشان را تميز ومرتب كنند پس خودتان آنچه را كه هميشه باعث پيشبرد خواب شما مي شود كشف كنيد.
7. حمام گرم بله، دوش نه
قبل ازرفتن به تختخواب، يك حمام طولاني با آب گرم بگيريد . اين عمل به آرامش شما كمك مي كند وعضلات شما را تسكين مي دهد. ولي از طرف ديگر، دوش گرفتن شما را به بيدارماندن متمايل مي سازد .افرادي كه دچاربيخوابي هستند بايستي از دوش گرفتن در بعدازظهر اجتناب كنند.
8. فهرستي از آنچه مي خواهيد بنويسيد
يك دسته كاغذ ويك قلم را دسترس بگذاريد. اگر به چيزي فكر مي كنيد كه مي خواهيد آن را به خاطر بسپاريد ياد داشت كنيد. سپس همان چيز را كه به آن فكر مي كرديد ازذهنتان خارج كنيد به دليل نگراني از فراموش كردن آن مسئله لازم نيست در جاي خود بيدار بمانيد.
9. نرمش كردن وآرامش
بعضي ازافراد پي برده اند كه اگرهميشه، قبل از رفتن به تختخواب، براي چند دقيقه به نرمش كردن بپردازيد در ايجاد خواب مؤثر واقع مي شود. بعضي ديگر روشهاي آرامش بخش را تمرين مي كنند. بطور معمول كتابخانه ها يا كتاب فروشيها، كتابهايي راجع به گسترش نرمش كردن وآرامش يافتن دارند. بخش مشاوره دانشگاه مطالبي درباره اين دوموضوع دارد: سعي كنيد درهنگام مطالعه تنش ( فشاررواني) راكنارگذاريد؟« دكتر به من گفت كه فشار رواني ( تنش) باعث... من شد»
10. خوردن يا نخوردن
بعضي ازمراكز خواب درماني به منظور كمك به هوشياري شما درطول روز، يك صبحانه وناهار سبك توصيه مي كنند. آنها معتقدند كه غذاي سرشب رابه عنوان غذاي اصلي هرروزخود در نظر بگيريد. اين برنامه غذايي را حداقل چهار ساعت قبل از رفتن به رختخواب تنظيم كنيد، به اين ترتيب دستگاه گوارش بطور معقولانه اي تا زمان آماده شدن شما براي خواب، آرام خواهد شد.
11. شير گرم؟
يك ليوان شيرگرم هنگام خواب به بعضي ازافراد كمك مي كند. شيرحاوي آمينواسيد وترپيتوفان ضروري مي باشد كه سروتونين، ماده شيميايي، مغز را تحريك مي كند كه يك نقش كليدي درايجاد خواب را بازي مي كند. يك قطعه نان گندمي خالص به تأثيرآن مي افزايد يا مي توانيد آن را با خوردن قبل از خواب امتحان كنيد. يك قطعه نان گندمي به جذب تر پيتوفان كمك خواهد كرد.
12. از كافئين وغذاهاي حاوي تيروزين زياد از لحظات پاياني بعدازظهر به بعد اجتناب كنيد
كافئين، ماده اي شيميايي درقهوه، چاي، شكلات... ايجاد تحرك زياد وبيداري مي كند. بعضي ازآزمايشگاههاي خواب، مردم راتشويق به اجتناب از خوردن غذاهاي حاوي تيروزين مي كنند، براي مثال پنيرهاي حاصل ازتخمير شير ( پنيرچدار بدترين نوع آن است ولي ماست مناسب مي باشد) وكالباس. مواد الكلي باعث دوره هاي خواب غير طبيعي، نامنظم وبيداري مكرر در صبح زود مي شود.
13. قرصهاي خواب
دلايلي كه براي اجتناب ازخوردن قرصهاي خواب مطرح مي شوند عبارتند از : الگوهاي خواب آشفته، فراموشي كوتاه مدت، صدمه به مهارتهاي حركتي. تحقيقات نشان مي دهند كه رايجترين قرصهاي خواب تجويز شده به حافظه كوتاه مدت، زمان عكس العمل، تفكر وهماهنگي بينايي – حركتي ( همچون رانندگي كردن) صدمه مي زنند.
آيا محيط اطرافتان به ايجاد خواب كمك مي كند؟
← دماي اتاق
در يك اتاق خنك (حدود20درجه سانتي گراد) بخوابيد. پتوي اضافه نرمي رارويتان بيندازيد يا يكي زيرتشك اضافه كنيد، بجاي اينكه حرارت اتاق را بالا ببريد. پزشكي آن زمان كه دردانشكده پزشكي بود ازاين قاعده پيروي مي كرد؛ او يك دستگاه تهويه هوا را درتمام طول سال دراتاقش نگه مي داشت. اومي گفت كه اين كار كمك مي كند كه بهتر بخوابد وبه اين ترتيب به خواب كمتري نياز داشت. لزومي ندارد كه شما هم تمام كارهاي اين پزشك راانجام دهيد ولي سعي كنيد كه اتاق خود را خنك نگهداريد.
← رطوبت
حتي يك مسئله جزيي همچون خشك شدن گلو ممكن است خوابيدن رامختل كند بيشتر دستگاههاي حرارتي، هوا را در اتاق شما خشك مي كنند، پس يك دستگاه بخور قرض كنيد تا ببينيد كه به شما كمك خواهد كرد يانه. حرارت را پايين نگه داريد، بك پنجره باز مي تواند رطوبت را بالا نگهدارد.
← سروصدا
بنظر مي رسد كه بعضي از افراد در سروصداي يكنواخت بهترمي خوابند- براي مثال: صداي كولردرحياط پشتي. براي بعضيها، سروصدا مي تواند مانع خوابشان شود.
علاوه برصداي يكنواخت كولر، انواع بخصوصي ازآهنگهابه منظورازبين بردن صداهاي مزاحم امتحان كنيد. ازآهنگي استفاده كنيد كه درآن كلام (شعر) نباشد، ملودي خاصي داشته باشد وميزان صدا تغييرات زيادي نداشته باشد. نواركاستهاي زيادي هستند كه با صدايشان به آرام كردن مغز، احساسات وبدن د رهنگام خواب كمك مي كنند. اگراين روشها نتيجه ندادند گوشهاي صداگير كه كارگران درشغلهاي پرسروصدا استفاده مي كنند را امتحان كنيد. اگر از پنبه استفاده مي كنيد، ازاندازه بزرگي گلوله هاي پنبه اطمينان حاصل كنيد كه داخل مجراي گوش نشود كه دراين صورت يك پزشك بايستي آن را خارج سازد.
آيا براي بيخوابي نگرانيد؟
ممكن است فكركردن بيش از حد به مسئله بيخوابي آنرا بدتر كند. بهرحال اين را بدانيد كه شما از بي خوابي نخواهيد مرد! بيخوابي غالبا نشانه مسئله اي همچون نگراني زياد يا اضطراب درباره نمرات، پول، ارتباطات و... مي باشد.اگر فكر مي كنيد كه نگراني راجع به مسئله مشخصي ممكن است شما را بيدار نگه دارد ، بلند شويد، يك ورق وكاغذ بياوريد وآنچه را كه فكر مي کنید فردا می توانيد راجع به آن نگراني انجام دهيد، بنويسيد. ياد داشت راجايي بگذاريد كه هنگام بيدارشدن آن را ببينيد. به اين ترتيب نگرانيتان راكنار بگذاريد وازباقيماده شب براي خواب راحت استفاده كنيد. در صورت لزوم، از راهكارهايي كه تا به اين جا شرح داد ه شد، براي بر گشتن به الگوي خواب منظم استفاده كنيد.
← آيا درتختخواب ناتوان از خوابيدن هستيد؟
اگر در تختخواب هستيد ولي قادربه خوابيدن نمي باشيد به پيشنهاد بعضي از كارشناسان، كاملا ازرختخواب بيرون بياييد، روي يك صندلي بنشينيد ومطالعه كنيد، نامه هايي بنويسيد يا كارهايي كه نياز به فعاليت زياد ندارند انجام دهيد. وقتي كه خواب آلوده شديد به رختخواب برگرديد ويك فن آرامش را براي به خواب رفتن بكار ببريد. ازتختخوابتان فقط براي خوابيدن استفاده كنيد نه جايي براي انجام كارهاي ديگر.
از دست خودتان عصباني نشويد! سعي كنيد نگراني راجع به بيخوابي نداشته باشيد. توانايي بدن شما موفق به كنترل خواهد شد و شما شروع به خواب منظم خواهيد كرد مادامي كه از پنج روش اساسي كه قبلا شرح داده شد استفاده كنيد.
← آيا ورزش مي كنيد؟
نقش ورزش نمي تواند ناديده گرفته شود! به طورمنظم ورزش كردن، پياده روي تند، ركاب زدن يك دوچرخه ثابت( شايد وقتي كه تلويزيون تماشا مي كنيد)، شنا كردن، براي بهتر خوابيدن بعضي از افراد مؤثر مي باشد. هرچه بدن شما درطول روز فعالتر باشد، هنگامي كه زمان استراحت بدن شما رسيده باشد احتمال بخواب رفتن شما بيشتر خواهد بود . زمان آرامش براي خواب نياز به اين دارد كه با يك روز پر از فعاليت درتضاد باشيد. ( تا روزي پراز فعاليت نداشته باشيم، خواب آرامي درشب نخواهيم داشت، مترجم)
← آيا درشب بيدارمي شويد؟
درست وقتي كه دو، سه يا چهارساعت بعد ازخوابتان بيدارشديد، چه كار بايد بكنيد؟ چيزي ننوشيد، نخوريد، سيگار نكشيد. اگر دست به اين كارها زديد به مدت 3 تا4 شب، ناخودآگاه براي نوشيدن وخوردن وسيگاركشيدن، خود را بيدار خواهيد يافت. درصورتي كه بيدارشديد،ازجايتان بيرون بياييد،كتاب بخوانيد،نامه هايي بنويسيد يا فعاليتهاي آرامي انجام دهيد. عكس العملها نسبت به تنشهاي هرروز زندگي مي تواند حاصل مرحله اي از خواب باشد كه درآن وقفه ايجاد شده است. يك برنامه كنترل فشاررواني مي تواند مؤثر واقع شود. با بخش مشاوره براي چنين برنامه اي تماس بگيريد.
← آيا ساعت چهار يا پنج صبح بيدار مي شويد؟ حالا چي؟
بلند شويد و روزتان را شروع كنيد، چنانچه استراحت كامل كرده باشيد، احتمالا به اندازه كافي خوابيده ايد ومي توانيد جلوتر از ديگران به كارهاي روزانه خود بپردازيد. اگرهنوز احساس خستگي مي كنيد، با اين حال باز هم از جايتان خارج شويد و روز را شروع كنيد، از چرت زدن اجتناب كنيد. راهكارهاي اساسي پيشنهاد شده را شروع كنيد.
يك برنامه ورزشي وتمرين براي كنترل فشار رواني در زندگيتان پياده كنيد. به كمك ياد گيري براي كمتر عصبي شدن در طول روز، شما خواهيد آموخت كه چگونه شبها بهتربخوابيد.
← آيا فشاررواني را خيلي خوب كنترل مي كنيد؟
كنترل طبيعي ومؤثرهر روز فشار رواني درزندگي، يك مشكل مشترك بين همه مي باشد. يك عكس العمل دائمي به تنشهاي روزانه، بيخوابي مي باشد كه يا بصورت بيخوابي دائمي وطولاني مدت درشب و يا بصورت ازخواب پريدن مداوم خود را نشان مي دهد. يك برنامه خوب براي كنترل فشار رواني به شما درزمينه يادگيري چگونگي كنترل فشار رواني پياپي و نيز چگونگي روزهاي خود به نحو عالي ياري مي دهد. شما مي توانيد براي برنامه هاي كنترل تنش از مراكز مشاوره ومراكز سلامت رواني كه در اين زمينه فعاليت مي كنند و پزشك خانواده اطلاعاتي بدست آوريد. بيشتر بيمارستانها چنين برنامه هايي را براي كمك به مردم به منظورافزايش سلامتي بيشتر در روش زندگي پيشنهاد مي كنند.
شما به چه ميزان خواب، نيازمنديد؟
ميزان نياز به خواب ازافرادي به فرد ديگر متفاوت است. بعضي از افراد فقط به چهارساعت خواب درشب نياز دارند، اما بعضي ديگر به نظر مي رسد كه به ده ساعت خواب نياز داشته باشند.
بعضي از افراد از اينكه فقط پنج يا شش ساعت درشب مي خوابند شكايت دارند. اين درحالي است كه بعضي ازهمين افراد صبح بيدار مي شوند در حاليكه خستگي شان برطرف شده ودرطول روز بخوبي كارمي كنند. پنج يا شش ساعت خواب تمام آن چيزي است كه آنها بيشتر مواقع نياز دارند. آنها دچاربيخوابي نيستند.
بعضي ديگرازمردم، بعد ازهشت ساعت خواب باز هم احساس خستگي مي كنند. آنها نياز به بيش از متوسط هفت يا هشت ساعت خواب« طبيعي » دارند. فقط يك ساعت خواب اضافه تر به آنها در بر طرف شدن خستگي كمك مي كند.
امتحان كنيد تا بفهميد به چه ميزان خواب نيازدايد.
همچنين به خاطرداشته باشيد كه مقدارخوابي كه شما نيازمنديد متفاوت خواهد بود. ممكن است نياز شما به خواب كاهش يابد و توانايي شما درخوابيدن زماني كه بطورمنظم ورزش مي كنيد وكارهايي را با لذت وبه سادگي انجام مي دهيد، بهبود يابد. ممكن است درزماني كه دچار فشار رواني بيشتري هستيد يا زماني كه كمتر فعاليت داريد ( براي مثال، انتقال ازيك كارپرتحرك به كار كم تحرك همچون دانش آموزي كه بعد از داشتن يك تابستان پرتحرك به مسئوليت كم تحرك خود بازمي گردد) در حاليكه به خواب بيشتر نياز داريد، بيخوابي بيشتري را نيز تجربه كنيد.
منابع ياري دهنده
← ورزش
كلاسهاي شنا غالبا در اردوها و گروههاي اجتماعي پيشنهاد مي شوند كلاسهاي بدنسازي، كه داراي خصوصيات بهترين اشكال ورزشي هستند ، ممكن است ظهرها و نيز براي زمان هاي ديگر پيشنهاد شوند . دانش آموزان براي پياده روي ، راهپيمايي،ركاب زدن دوچرخه هاي ثابت، دستگاهاي بدنسازي درساعات برنامه ريزي شده دسترسي بهتري به اين فعاليت دارند.
← آموزش كنترل فشاررواني
اين آموزشها دربخشهاي مشاوره دانشگاهي ومراكز بهداشت رواني پيشنهاد مي شوند.
← مشاوره كردن
با توجه به زمينه هاي تحصيلي، شخصي يا اجتماعي در بخشهاي مشاوره دانشگاهي قابل دسترسي مي باشد.
← با پزشتكان مشورت كنيد
شايد شما مبتلا به آلرژيها(حساسيتها) يا مشكلات جسماني ديگري هستيد كه از خواب شما جلوگيري مي كند. اگر راهكارهاي ارائه شده در بالا مؤثر نبودند با مركز مشاوره دانشگاه يا پزشتكان تماس بگيريد. چنانچه بيخوابي باعث مي شود كه شما براي چندين ساعت درشب و به مدت يكي دوماه بيدار بمانيد. اگر شما دانشجوي دانشگاه هستيد با يك روانپزشك يا روان شناس درمركز مشاوره و يا پزشك مركز بهداشت دانشگاه ملاقاتي داشته باشيد.
2- بهتربن نوع صابون، صابون هاي عطري است. اين نوع صابون ها بازگشت باكتري ها را متوقف مي كند.
3- فواصل زماني شستشوي بدن به تركيب شيميايي بدن هر فرد ميزان فعاليت حالت و وضعيت هر فرد و فصل بستگي دارد. (غدد عرق و باكتريها هم روزها و هم شبها فعالند. پس هم شب و هم روز نياز به استحمام است)
4- علاوه بر شستن بدن لباسها نيز بايد شسته شوند.
5- خوبست بعد از هر بار استحمام به بدن خود (زیر بغل و کشاله ران) جوش شیرین بزنید.
* نحوه اثربخشي آب ميوه
از انجا که در حين خستگي و فعاليت شديد خون حالت اسيدي به خود مي گيرد مصرف آب ميوه ميتواند اين وضع را تغيير دهد و حالت اسيدي را به قليايي تبديل کند.
اين ويژگي فقط در آب ميوه هاي طبيعي وجود دارد و آب ميوههاي مصنوعي اين خاصيت را ندارند.
* آب ميوه هاي مصنوعي
آب ميوه هاي مصنوعي در حقيقت نوشابه هايي هستند که طعم ميوه دارند و بنابراين مقادير بسيار جزئي از آب ميوه را در ترکيب خودشان دارند به همين علت اين آب ميوه ها نمي توانند خون را قليايي کنند و ضد خستگي باشند.
نوشابه هايي که امروزه با نام سودا به فروش مي رسند نبايد با آب ميوه اشتباه گرفته شوند چون نه ارزش ويتاميني دارند و نه از نظر املاح غني هستند.
اين نوشابه ها دو عيب عمده دارند. عيب نخست اين که مقدار زيادي شکر دارند و باعث چاقي مي شوند و دوم گازکربنيک انها مي تواند موجب اختلال در هضم غذا شود.
اکنون طب و داروی سنتی چینی به 130 کشور و منطقه رسیده و شمار دست اندرکاران در این مورد در خارج از چین بالغ بر صدها هزار نفر هستند .
به گزارش سايت انجمن درمانگران ايران (iranhealers.com ) - فدراسیون انجمن جهانی طب و داروی سنتی چین که مقر آن در پکن است اعلام کرد تنها درانگلستان ، فرانسه و هلند بیش از 7000 درمانگاه طب سنتی چینی وجود دارد و سالانه میلیون ها نفر از جمعیت این کشورها از روش های سنتی طب چینی مانند گیاهی پزشکی در چین ، ماساژ و طب سوزنی ، استفاده می کنند.
آموزش و پرورش طب چینی و فعالیت های دانشگاهی نیز با سرعت گسترش می یابد . در جهان حد اقل 40 کشور واجد مدرسه طب سوزنی طب سنتی چینی هستند . بسیاری از کشورها و دولت ها به طب و داروی سنتی چینی توجه فراوان مبذول داشته و با ادارات مسئول طب و داروی سنتی چینی توافقنامه همکاری در این مورد امضا کرده اند .
فدراسیون یاد شده مرکز خدمات مبادلاتی نیروهای مستعد را ایجاد کرده و این مرکز حمایت هایی در زمینه اعزام نیروهای مستعد و فنی در اختیار ارگان های طب و داروی سنتی چینی در خارج از چین خواهد گذاشت .
تعدادي از بيمارستانهاي چين در ابتكاري جديدبراي درمان برخي ازبيماريها از جمله “آرتروز” از نيش زنبور بهره ميگيرند.
به نوشته روز دوشنبه روزنامه ” چاينا ديلي” ، تعدادي از بيمارستانهاي شهر “شي ان” در استان شن سي” در شمال غرب چين درمان برخي بيماريها را با استفاده از نيش زنبور آغاز كرده اند.
براين اساس، افراد كارآزموده در اين زمينه زنبورهاي عسل را در نقاطي كه نياز بهدرمان دارد گذاشتهو پس از نيش زدن و جداكردن زنبور به درمان بيمار مي پردازند.
درمان بيمار از مركزي كه سم وارد بدن شده آغاز ميشود.
روش درمان با نيش زنبور عسل در اين استان چين ، براي بيماريهايي مانند آرتروز، امراض مخاطي بيني و روماتيسم مورد استفاده قرار ميگيرد.
نتايج يك مطالعه مقدماتي در انسانها نشان ميدهد كاهش ميزان كالري مصرفي بر طول عمر ميافزايد.
دكتر “اريك راووسين” از دانشگاه ايالتي “لوييزيانا” در “باتون روگ” ميگويد شواهد زيادي وجود دارد كه نشان ميدهند محدوديت استفاده از كالري در رژيم غذايي عمر بسياري از حيوانات را افزايش ميدهد. با اين وجود هنوز هيچ شواهدي در اين زمينه در مورد انسانها وجود نداشته است.
وي افزود: “اين مطالعه اولين گام در بررسي آثار مفيد كاهش مصرف كالري در انسانها است.
راووسين و همكارانش در يك تحقيق شش ماهه ۴۸زن و مرد را كه اضافه وزن داشتند، اما به چاقي مبتلا نبودند مورد مطالعه قرار دادند.
افراد شركتكننده به چهار گروه تقسيم شدند: گروه شاهد كه تغذيه معمولي داشتند، گروه كم كالري كه ۲۵درصد كمتر از نياز روزانه كالري دريافت ميكردند، گروه سوم كه ورزش ميكردند و مصرف كالري را كاهش دادند ( ۱۲/۵درصد محدوديت مصرف كالري در رژيم غذايي و ۱۲/۵درصد افزايش سوزاندن انرژي)، گروه چهارم نيز رژيم غذايي بسياري كم كالري داشتند.
پس از شش ماه درحالي كه بيماران گروه شاهد حدود يك درصد وزن خود را از دست دادند، هر دو گروه كم كالري (چه آنهايي كه ورزش ميكردند و چه گروهي كه ورزش نميكردند) تقريبا ۱۰درصد وزن خود را دست دادند.
اين در حالي است افراد گروه چهارم كه رژيم غذايي بسيار كم كالري داشتند تقريبا ۱۴درصد وزن خود را از دست دادند.
در تمام افرادي كه محدوديت مصرف كالري داشتند سطح انسولين خون پس از ناشتايي و همچنين دماي بدن كاهش نشان داد.
راووسين گفت همانطور كه خاكستري شدن مو و ايجاد چين و چروك بر روي پوست از علايم پيري است، ميزان دماي بدن و سطح انسولين خون نيز از نشانههاي طول عمر است.
وي افزود: تحقيقات انجام شده بر روي حيوانات و انسانها نشان داده است، كساني كه دماي بدن پايين تري دارند و سطح انسولين در خون آنها كمتر است، بيشتر عمر ميكنند.
راووسين همچنين نتيجه مهم ديگر اين مطالعه را كاهش آسيب ژنتيكي در افرادي كه كالري كمتري مصرف كردند بيان كرد.
وي افزود: از ديگر فرضيههاي مطرح در مورد پيري ، افزايش آسيب ژنتيكي است. بطور مثال سيگاريها آسيب ژنتيكي بيشتري دارند.
بنابراين كشف بسيار مهمي كه در كل ميتوان گفت در مورد انسانها تازگي دارد اين است كه محدوديت مصرف كالري در رژيم غذايي ميتواند موجب كاهش آسيبهاي وارده به دي.ان.آ شود.
برپايه يافتههاي اين تحقيق جديد كه نتايج آن در نشريه “بريتيش مديكال جورنال” به چاپ رسيده، مواد سمي موجود در دود سيگار بر روي غده پانكراس در بدن تاثير سو بر جاي گذارده و در كار آن اختلال ايجاد ميكند.
غده پانكراس مسوول توليد انسولين است كه ميزان قند خون را متعادل نگاه ميدارد.
در پژوهش جديد كه به وسيله گروهي به سرپرستي پروفسور “تامس هوستن” در مركز پزشكي “بيرمنگام وترن افيرز” در آلاباما به انجام رسيد، داوطلبان به چهار گروه سيگاريها، سيگاريهاي ترك كرده، كساني كه در معرض دود سيگار ديگران هستند، و كساني كه هرگز در معرض دود سيگار قرار نداشتهاند، تقسيم شدند.
سپس آزمايشهايي روي اعضا هر گروه به انجام رسيد تا روشن شود بدن هر يك تا چه اندازه توانايي جذب قند را از دست داده است.
در اين بررسي روشن شد كه سيگاريها با بالاترين ميزان خطر مواجهند و ۲۲ درصد آنان طي دوره ۱۵ساله آزمايش، تحمل جذب خون را از دست داده و مستعد ابتلا به بيماري ديابت شدهاند.
بر اساس تعاريف كنوني، سيگاري به شخصي اطلاق ميشود كه در هفته دست كم پنج نخ سيگار دود كند و اين شيوه را حداقل طي سه ماه گذشته ادامه داده باشد.
در اين بررسي همچنين مشاهده شد كساني كه هيچ گاه سيگار نكشيدهاند، اما در معرض دود سيگار ديگران قرار دارند، ۱۷درصد احتمال ابتلا به بيماري ديابت پيدا كردهاند. خطر ابتلا به اين بيماري در ميان افرادي كه هيچگاه در معرض دود سيگار نبودهاند نيز ۱۲درصد بوده است.
محققاني كه آزمايش اخير را به انجام رساندهاند معتقدند افرادي كه به صورت غيرمستقيم در معرض دود سيگار ديگران قرار ميگيرند همان نوع سمومي را تنفس ميكنند كه سيگاريها به طور مستقيم به بدن خود وارد ميكنند و در مورد دسته اول، ميزان تجمع مواد سمي حتي بيشتر از دسته دوم است.
با تشكر از سابت پزشكان بدون مرز
اداره نظارت بر مواد غذايي و دارويي آمريكا، اولين برچسب پوستي براي درمان افسردگي شديد را تاييد كرد.
به گزارش سایت انجمن درمانگران ایران (IranHealers.com) از خبرگزاري فرانسه، برچسب پوستي Emsam كه روزي يك بار مصرف مي شود، داروي selegiline را از طريق پوست وارد جريان خون مي كند.
اين دارو ساخت شركت somerset pharmaceuticals است و شركت squibb bristol-myers عرضه آن را به عهده دارد.
selegiline يك بازدارنده اكسيداز تك آنزيمي MAO inhibitior است كه ابتدا به شكل كپسول در سال 1989 و براي درمان پاركينسون تاييد شد. پزشكان همچنين اين دارو را براي افسردگي در بيماراني كه به داروهاي رايج تر مانند پروزاك، زولوفت و پاكسيل پاسخ نمي دهند تجويز مي كنند.
اداره نظارت بر مواد غذايي و دارويي آمريكا در پايگاه اينترنتي خود اعلام كرد اين برچسب پوستي در تحقيقات 6 تا 8 هفتگي در درمان افسردگي شديد مؤثر و بي خطر بوده است. در تحقيق طولاني تري بر روي بيماران همين تاثير مشاهده شد.
بيماراني كه ضعيف ترين دوز دارو را مصرف مي كنند نيازي به تغيير رژيم غذايي خود ندارند. يك چسب پوستي 24 ساعته حاوي 6 ميلي گرم selegiline است. براي تمام انواع خوراكي اين دارو كه در درمان افسردگي شديد تجويز مي شود، نياز به محدوديتهاي غذايي است.
تنها عارضه جانبي شايع اين دارو واكنش خفيف پوستي در محل تماس برچسب با پوست است. همانند تمام داروهاي ضدافسردگي مورد تاييد در آمريكا، هشدار داده شده است مصرف اين دارو خطر خودكشي را در كودكان و نوجوانان افزايش مي دهد.
بسياري از افراد طي يك دوره طولاني و به صورت مستمر از سردرد رنج مي برند. آنها به پزشكان مختلف هم مراجعه مي كنند، اما با كمال ناباوري متوجه مي شوند هيچ دليل فيزيكي خاصي از سوي پزشكان براي سردرد آنها تشخيص داده نشده است.
پزشكان در عين حال داروهاي مختلفي را براي درمان اين بيماران تجويز مي كنند و از آنها مي خواهند تا در زمان احساس درد آن را مصرف كنند.
بيماران نيز در راستاي توصيه هاي پزشك مصرف داروها را آغاز مي كنند اما در ميانه راه به اين نتيجه مي رسند كه داروهاي تجويز شده فقط درد را آرام مي كند كه آن زمان هم پس از اتمام تأثير دارو با بازگشت درد مواجه و چه بسا شدت سردرد دو چندان نيز خواهد شد.
بدون ترديد كليه داروها داراي عوارض منفي هستند، لذا بايد راه حل بسياري از بيماريها و از جمله سردرد را در رژيم هاي غذايي جستجو كرد.
تعجب نكنيد، ممكن است غذا عامل اصلي سردردهاي مزمن افراد باشد، پس بازنگري در غذاهاي مصرفي و رژيم غذايي روزانه مي تواند عامل مهمي در خلاصي يافتن از شر مهمان ناخوانده اي به نام سردرد باشد.
حتي اگر غذا تنها عامل اصلي سردرد نباشد يكي از عوامل مهم آن است، بويژه اگر پزشك معالج هيچ عامل فيزيكي خاصي را در بروز درد تشخيص نداده باشد.
از ديرباز فشارهاي عصبي، استرس، كم خوابي، تابش نور فراوان، تغييرات آب و هوايي و بالاخره عطرهاي قوي عوامل ايجاد و يا تشديد سردرد تشخيص داده شده اند، اما هنوز بسياري از مردم نمي دانند كه همان غذاي معمولي مصرفي شان مي تواند عامل سردرد باشد.
اين در حالي است كه توقف مصرف برخي از موادغذايي مي تواند در جلوگيري و درمان قطعي سردرد نقش داشته باشد، بدون اينكه بيمار مجبور به مصرف داروهاي مختلف و درگيري با عوارض جانبي آن شده باشد.
البته كارشناسان تغذيه برنامه غذايي خاصي براي درمان سردرد طراحي كرده اند كه بر پايه توقف مصرف برخي از خوراكي ها تنظيم شده است.
در خلال اين برنامه برخي از اصول صحيح تغذيه نيز گنجانده شده است، به طوري كه از طريق رعايت برنامه فوق افراد مي توانند به راحتي غذاهايي كه عامل سردردند را بشناسند.
چه غذاهايي سردرد مي آورند
فهرست غذاهاي مؤثر در ايجاد سردرد شامل مجموعه اي بزرگ و متنوع است كه در اين مجال تنها به آنهايي پرداخته خواهد شد كه داراي بيشترين تأثير هستند، زيرا ممكن است برخي افراد به انواع متنوعي و برخي ديگر به چند نوع جزيي از اين غذاها حساسيت داشته باشند.
براي اينكه فرد مبتلا به سردرد بتواند از اين فهرست استفاده بهينه نمايد ابتدا بايد داروهاي مصرفي سردرد خود را قطع كند و سپس بتدريج انواع غذاهاي مؤثر در ايجاد سردرد را كنار بگذارد تا بيماري او رفته رفته و به طور كامل بهبود يابد.
او بايد پس از اين مرحله و بتدريج مصرف غذاهاي ممنوع را يكي پس از ديگري آغاز كند تا بدين وسيله نوع خاص غذايي را كه به آن حساسيت دارد بيابد.
البته بايد به هر غذايي براي اينكه تأثيرش را نشان دهد فرصت داد زيرا تأثير آني در ايجاد سردرد معمولاً 7ساعت و يا بيشتر پس از زمان مصرف غذا مشخص خواهد شد. ممنوعيت هايي هم كه در زير آمده براي كساني است كه سردردهاي ناشي از موادغذايي دارند، نه همه افراد؛
سبزيجات ممنوع: حبوبات (عدس، لوبيا، ماش) انواع ترشي، فلفل هاي بسيار تند، زيتون.
سبزيجات مجاز: ديگر انواع سبزيجات به صورت كنسرو، خشك و يا فريزر شده، و آب اين سبزيجات.
البته به خاطر داشته باشيد كه مصرف گوجه فرنگي و پياز را در طول روز به نصف برسانيد.
ميوه هاي ممنوع: انواع خشكبار، بخصوص انجير و خرماي خشك
ميوه هاي مجاز: انواع تازه ديگر ميوه ها، كنسرو و يا منجمد شده آنها و آب ميوه ها.
توجه داشته باشيد مصرف نارنگي، پرتقال، ليمو، گريپ فروت، موز، آناناس را به نصف فنجان در روز برسانيد.
انواع نان: هر گونه محصولي كه محتوي خمير تازه بوده و مستقيماً از فر خارج شده باشد كه اين نوع خمير در اغلب نانها انواع پيتزا و شيريني ها يافت مي شود.
شما مي توانيد نان باگت را به شرطي كه يك روز كامل از پخت آن گذشته باشد مصرف كنيد. همچنين مصرف نانهايي كه از آرد سفيد يا گندم كامل تهيه شده باشد و همچنين نان فرانسوي و ايتاليايي مجاز مي باشد.
همچنين گرم كردن دوباره اين نانها مانعي ندارد، به شرطي كه محتوي آن خامه، كره و شكلات نداشته باشند.
لبنيات و تخم مرغ: انواع پنير، شيرهاي پرچرب، شكلاتهاي شيري و سرشير سردرد مي آورند.
اما شما مي توانيد تخم مرغ، شير بدون چربي، پنير خامه اي و ماست بدون چرب را به مقدار نصف فنجان در هر روز مصرف كنيد.
نوشيدني ها: مصرف آب ميوه و سبزيجات نوشيدنيهاي بدون كافئين و بدون قندهاي صنعتي و مصرف چاي، قهوه روزانه 2 فنجان در روز مجاز است.
انواع شيريني: مصرف شكلاتها، بستني و شيريني هايي كه محتوي خشكبار و يا خامه باشند، ممنوع است در عوض مصرف كيك، بيسكويت و ميان وعده هاي شبيه به اين دو، به شرطي كه محتوي مواد ممنوعه نباشند بلامانع است.
توجه داشته باشيد مصرف موادي مثل سس سويا و سركه بجز سركه سيب و سركه سفيد نيز ممنوع است. همچنين مصرف جوز هندي، سس مايونز، روغن زيتون و افزودنيهاي محتوي سركه توصيه نمي شود.
اما مصرف انواع مربا و عسل بلامانع است.
مصرف انواع خاويار، گوشت هاي بسته بندي شده، دل و قلوه ممنوع است.
انواع گوشت تازه، مرغ و ماهي چه به صورت تازه و چه كنسرو شده، بدون اشكال است.
لازم است، بدانيد ذكر نكات فوق و نام بردن از انواع غذاهاي ممنوع و مجاز به اين معني نيست كه غذا تنها عامل سردرد است، اما مشورت با پزشك براي شناخت دليل اصلي اين عارضه بسيار اهميت دارد.
رعايت رژيم غذايي مذكور در صورتي به شما توصيه مي شود كه پزشك معالج هيچ عامل خاص فيزيكي براي بيماري پيدا نكرده باشد.
متأسفانه تحليل پزشكي مشخصي در مورد تأثير برخي غذاها بر ايجاد سردرد وجود ندارد، لذا نمي توان چنين نظريه اي را به طور قطع اعلام كرد، اما فرد مي تواند با هوشياري و با برقراري ارتباط بين غذاهاي مصرفي و نوبتهاي سردردش در درمان بيماري خود موفق عمل كند.
چرا برخي غذاها سردرد مي آورند؟
در واقع تمام غذاهاي مؤثر در ايجاد سردرد نقطه مشتركي ندارند، اما برخي معتقدند كه سردردهاي ناشي از غذا از وجود حساسيت در فرد نشأت مي گيرد كه اين نظريه مورد توافق بيشتر كارشناسان نيست.
آنان مي گويند: اين موادغذايي محتوي مواد خاصي هستند كه عامل سردرد را نيز تشكيل مي دهند كه اين مواد يا از طريق تغيير در مقدار سيروتين مغز و يا از راه تأثيرگذاري بر مويرگهاي مغزي تأثير خود را بروز مي دهند.
در مجموع اغلب كارشناسان مشروبات الكلي را از عوامل اصلي بروز سردرد تشخيص داده اند و مصرف قهوه را البته به مقدار كافي و معقول يك درمان طبي خوب و مؤثر براي سردرد مي دانند كه بايد توجه داشت در مصرف آن زياده روي نشود، چون زياده روي در مصرف قهوه خود عامل سردرد مي باشد.
دليل اين مسأله نيز از وجود كافئين در قهوه ناشي مي شود، چون كافئين به عنوان يك عامل ايجاد سردرد تشخيص داده شده است.
پس بايد به اين جمله ايمان داشت كه غذا خود درمان است، اگر مصرف آن صحيح باشد.
* توصيه هاي پزشکي هوايي به بيماران چشمي در حين پرواز
کساني که از لنزهاي چشمي ( contact lens ) استفاده مي کنند ، اغلب در طي پرواز دچار خشکي چشم مي شوند ، به همين علت به اين افراد استفاده از قطره هاي اشک چشم توصيه مي شود.
مرکز پزشکي هوايي هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران ، ماليدن چشم در طي پرواز را در بيماراني که اخيرا جراحي آب مرواريد داشته اند ، منع مي کند زيرا به علت خشکي هوا در طي پرواز ممکن است دچار ترشح زخم شوند.
مسافرين بيماري كه جراحي شبکيه داشته اند به علت تزريق گاز در چشم، دچار افزايش فشار داخل چشم ناشي از اختلاف فشار هوا در ارتفاعات مي گردند . لذا تا هنگامي که حبابهاي گاز داخل چشمي به 30 درصد حجم شبکيه کاهش پيدا نکند نبايد سفر هوايي انجام دهند.
گفتني است سفر هوايي بلافاصله پس از عمل جراحي داخل چشم ، توصيه نمي شود زيرا حالت تهوع و استفراغ ناشي از افزايش فشار داخل چشم ممکن است به پارگي زخم بيانجامد.
* " خشم دراثر پرواز " و ترس از پرواز
دو پديده " ترس از پرواز " و " خشم در اثر پرواز " ، از جمله اختلالات شايع رواني هستند که در حين سفر هوايي ، تجربه مي شوند.
سفرهاي هوايي براي انسان يک پديده معمول و عادي نيست و به همين سبب موجب ايجاد اختلالات رواني و تاثير آن در بدن مي شود. بيشترين مشکلات مربوط به اضطراب و ترس از پرواز است که ممکن است به تنهايي يا تواما" قبل و در طول سفر ايجاد شود.
ترس از پرواز معمولا" همراه با ساير ترسها مانند ترس از فضاهاي بسته و يا ترس از مکانهاي شلوغ با نگراني و ساير عوامل استرس زا و يا در اثر اختلالات شخصيتي و رواني افزايش مي يابد.
- درمان قطعي پديده ترس از پرواز ، وابسته به علت آن است و استفاده از داروهاي ضد حساسيت در اين خصوص معمول است. آرامبخش هاي "بتا بلوکر " نيز موثر واقع مي شود فقط مصرف داروي آرام بخش نبايد به حدي باشد که از بيدار شدن مسافر در مواقع اورژانس جلوگيري کند.
- پديده " خشم دراثر پرواز " ، اخيرا" به عنوان يک اختلال رفتاري در اثر سفرهاي هوايي شناخته شده است که به نظر مي رسد عامل ايجاد آن حد بالايي از اضطراب باشد تا طولاني شدن مدت پرواز. در ضمن مصرف مشروبات الکلي نيز در تشديد ايجاد اين حالت موثر است .
گفتني است درمان وضعيت مزبور ، مانند " ترس از پرواز " است.
* عمل جراحي و پرواز
برخي عملهاي جراحي ، به دليل داشتن عوارض احتمالي ، تا مدت زمان مشخصي منع پرواز را به دنبال دارند.
بيماراني که تحت عمل جراحي روده قرار گرفته اند به دليل خطر پارگي بخيه ها و سوراخ شدن و خونريزي از زخم بايد مسافرت هوايي را 2-1 هفته به تعويق بياندازند .
در صورت انجام " کولونوسکوپي " ( بررسي مجاري مدفوعي ) ، به خاطر وجود مقدار گاز موجود در کولون و وجود ريسک خونريزي تا 24 ساعت سفر هوايي نبايد انجام شود. در صورت انسداد روده نيزسفر هوايي توصيه نمي شود ، چون گازهاي داخل روده ، افزايش حجم پيدا كرده و آسيب روده اي گسترش مي يابد. و در صورت انجام لاپاراسکوپي ، 24 ساعت منع سفر هوايي توصيه مي شود ( چون گاز CO2 باقيمانده در داخل حفره شکمي ، سريعا" جذب بافتها مي شود )
در ضمن به خاطر کاهش پذيرش خون از سوي بيماران پس از عمل جراحي ( به علت بيماريهاي منتقله از راه خون ) اين افراد دچار کم خوني مي شوند که اگر هموگلوبين آنها کمتر از 7 باشد از پرواز آنها جلوگيري مي شود.
* وقتي ساعت بدن شما در پرواز به هم مي خورد !
" Jet lag" يا عدم تطابق ساعت داخلي بدن ، از جمله مشکلاتي است که حين مسافرت با هواپيما ايجاد مي شود و خواب و آرامش فرد را دچار اختلال مي کند.
در اثر نبودن تطابق بين ساعات کشورهاي مختلف و اختلاف زمان ، نوعي اختلال رواني موسوم به " Jet lag" ، در مسافران ايجاد مي شود که با خود علايمي از قبيل سوء هاضمه ، خواب آلودگي ، منگي و کاهش فعاليت هاي مغزي و فيزيکي بدن را به همراه دارد.
اين مرکز براي جلوگيري از ايجاد نشانه هاي اين بيماري پيشنهاد مي کند ، مسافران قبل از سفر ، خواب کافي داشته باشند و از خوردن و آشاميدن بيش از حد خودداري کنند. همچنين 24 ساعت قبل از سفر سعي کنند تا ساعت خواب احتمالي در مقصد را تمرين کنند که اين ، کمک شاياني به تنظيم ساعت فيزيولوژيک بدن آنها در سفر مي کند.
گفتني است استفاده محدود از داروهاي خواب آور کوتاه اثر و انجام تمرينات ورزشي و نرمشي به تطابق هرچه بيشتر با برنامه جديد خواب در سفر و تنظيم شرايط بدني افراد ، کمک مي کند.
* نوزادان و پرواز
نوزادان از جمله گروههاي خاصي هستند که ممکن است در سفر هوايي دچار مشکل شوند.
- هشدار در خصوص سفر هوايي نوزادان
نوزادان زير 7 روز اجازه پرواز ندارند . همچنين جهت نوزاداني که نارس به دنيا آمده اند توجهات و مراقبت هاي پزشکي خاص در طول پرواز نياز است.
تغييرات فشار کابين هواپيما سبب ايجاد اختلالات تنفسي و ناراحتي هاي گوش در نوزادان مي شود که مي تواند با مکيدن پستانک تخفيف يابد.
همچنين نوزادان، بيشتر از افراد بالغ مستعد دهيدراتاسيون ( خشکي و از دست دادن آب بدن ) هستند پس بهتر است قبل و بعد سفر به آنها مايعات کافي داده شود . در عين حال مصرف بيش از حد آب ميوه ، بخصوص در پروازهاي طولاني توصيه نمي شود.
گفتني است زناني که کمتر از 7 روز از وضع حملشان گذشته نيز اجازه پرواز ندارند.
* پرواز و بيماران با اختلالات عصبي - رواني و صرع و سکته مغزی
بيماران با اختلالات عصبي - رواني ممکن است بطور ناگهاني بخصوص در هنگام ازدحام جمعيت و هيجانات در اثر حمل و نقل اثاثيه ، مسافت هاي طولاني ، بازرسي بدني و تغيير ساعت پرواز ، داراي رفتارهاي تهاجمي و خطرناک شوند ، پس بهتر است با يک همراه پرواز کنند.
به بيماران مبتلا به صرع توصيه مي کند ضمن رعايت رژيم غذايي ساده در طول سفر و داشتن يک همراه در پرواز ، حتما" در خصوص خستگي و تاخيرات غذايي و کاهش اکسيژن در طول سفر ، با پزشک خود مشورت کنند.
گفتني است افرادي که اخيرا دچار سکته مغزي يا عوارض عصبي حاد شده اند تا ثابت شدن شرايط جسماني خود نبايد پرواز کنند.
قبل از پرواز ، به اين مسايل توجه کنيد
سازمان بين المللي انتقال هوايي ( ياتا) ، در جديدترين دستورالعمل خود به مسافران هوايي توصيه مي کند قبل از پرواز ، اين موارد بهداشتي را رعايت کنند :
- جهت پرواز از پوشيدن لباس تنگ خودداري کنيد.
- مقداري دارو تحت نظر پزشک خود به همراه داشته باشيد ( مانند داروهاي سرماخوردگي ، آنتي بيوتيک ، داروي مخصوص معده ، داروي ضد اسهال و آرام بخش ).
- حداقل 13 ساعت قبل از پرواز از افراط در خوردن نوشابه و مواد غذايي نفاخ ( مولد گاز مانند : لوبيا ، خيار و ....) خودداري کنيد.
- از مصرف غذاهاي سنگين و دير هضم که مدتها در معده باقي مي ماند ، قبل از سفر صرف نظر کنيد.
با بيماري " ترومبوز وريدهاي عمقي " در پرواز چه بايد كرد ؟
بيماري DVT يا ترومبوز وريدهاي عمقي ؛ از عوارض مسافرت هاي طولاني هوايي است و توصيه هايي به اين شرح به بيماران ارائه مي شود :
DVT در شرايطي ايجاد مي شود که لخته در عروق عمقي بدن ، به خصوص اندام تحتاني توليد شود ؛ اين مسئله به تنهايي خطرناک نيست بلکه عوارض آن که شامل آمبولي ريوي ( وجود لخته در مسيرهاي تنفسي ) مي شود ، مي تواند جدا خطرساز باشد.
20 درصد کل جمعيت دنيا از ريسک ابتلا به ايجاد لخته برخوردارند و اين ميزان در مسافرت هاي هوايي بيشتر مي شود. فاکتورهايي که سبب توسعه DVT مي شود عبارتند از : کاهش جريان خون ، تغيير در غلظت خون ، صدمه و به وجود آمدن تغييرات در ديواره عروق .
عواملي همچون بيماري هاي قلبي - عروقي ، سرطان و تومورهاي بدخيم ، حاملگي ، درمان با استروژن شامل قرص هاي خوراکي ، سن بالاي 40 سال ، عدم تحرک به مدت طولاني ، خشکي بدن به سبب کاهش مايعات ، کيفيت هواي کابين و کاهش اکسيژن و فشار در طي سفر نيز ، زمينه ساز ايجاد DVT خواهند شد.
علايم بيماري DVT عبارتند از : قرمزي و حساسيت ناحيه مبتلا ، تب ، گرگرفتگي و انقباض عضلاني ، افزايش ضربان قلب ، سرفه هاي ناگهاني و بي مورد ، ورم و درد مفاصل .
توصيه هاي پزشکي به هنگام سفر با هواپيما ، جهت جلوگيري از ايجاد لخته خون در وريدها به اين شرح است :
- در مواقعي که کادر پرواز اجازه مي دهند ، در طول کابين قدم بزنيد.
- اثاثيه خود را در زير صندلي و جلوي پاي خود ، به علت کاهش تحرک پاها در هنگام پرواز قرار ندهيد.
- سعي کنيد در محل فشرده و تنگ نخوابيد و ازداروهاي خواب آور استفاده نكنيد.
- به ميزان کافي مايعات بنوشيد .
- از نوشيدن مايعات حاوي کافئين خودداري کنيد.
- از جورابهاي واريس يا قرص هاي ضد انعقاد يا رقيق کننده خون با مشورت پزشک معالج استفاده نماييد.
* چه افرادي منع پرواز دارند
مرکز پزشکي هوايي هواپيمايي جمهوري اسلامي ، در جديدترين دستورالعمل خود ، در خصوص منع پرواز مسافران بيمار مي گويد :
بيماراني که دچار شکستگي فک ، خونريزي معده و روده ، سکته مغزي ، و يا مبتلا به رفتارهاي تهاجمي هستند ، همچنين مبتلايان به کاهش کارکرد بطن چپ قلب و دردهاي قفسه سينه در حالت استراحت و نيز بيماران ريوي ، و افراديکه باردار هستند و سابقه بارداري هاي مشکل و پيچيده دارند و بيماراني که به علت عفونت ، گوش آنها گرفته است ؛ تا برطرف شدن کامل علايم مذکور ، منع پرواز دارند .
اين دستورالعمل شامل کسانيکه هموگلوبين کمتر از 5/7 دارند هم ميشود.
* " پنوموتوراکس " منع مطلق پرواز دارد
بيماران ريوي ، ابتلا به " پنوموتوراکس " را جزء موارد منع مطلق پرواز می باشند.
مسافرتهاي هوايي براي بيماران با عفونت هاي فعال يا غير فعال ريوي ، خصوصا ” سل “ توصيه نمي شود ، مگر اينکه علايم بيماري کاملا از بين برود ونتيجه آزمايش کشت ، منفي شود.
افرادي که دچار” آمبولي ريه“ يا افزايش فشار ريه هستند ، ممکن است در طول سفر دچار کمبود اکسيژن شوند ، به همين جهت مصرف داروهاي ضد انعقاد خون و اکسيژن درماني براي اينگونه بيماران در طول پرواز توصيه مي شود.
در ضمن ” کيست هاي بدخيم يا خوش خيم ريه “ معمولا در پرواز مشکل ساز نيستند ولي جهت اطمينان ، خارج کردن ترشحات موجود در اين کيست ها مي تواند موثر واقع شود.
* پرواز ، " هيپوکسي " يا کاهش اکسيژن
" هيپوکسي " يا کاهش اکسيژن که غالبا" در ارتفاعات و در طي سفري هوايي ايجاد مي شود ، شايع ترين مشکل فيزيولوژيکي است که هنگام مسافرت با هواپيما ، ديده مي شود.
هيپوکسي زماني ايجاد مي شود که انسان در ارتفاعات بيشترا ز هزار"پا" قرار مي گيرد . غالبا" پرواز با هواپيما ( همه انواع آن ) ، بيشترين دليل ايجاد شدن اين مشکل فيزيولوژيک است. در ضمن افراد سالم و کساني که دچار ناراحتي هاي تنفسي هستند ، بطور يکسان در معرض خطر کاهش اکسيژن قرار مي گيرند.
اثرات فيزيولوژيک هيپوکسي در افراد سالم ، شامل : بد شدن آستانه ديد در شب و تغيير در اعمال شناختي ( مثل درک مسايل مختلف ) است.
قابل ذکر است بيماراني که دچار اختلال عملکرد ريه هستند ، درمعرض خطر بيشتري براي ابتلا به هيپوکسي قرار دارند به اين معني که علائم در آنها با شدت بيشتري ظاهر مي شود.
در بسياري از هواپيماها ، تنظيم فشار داخل کابين ، اين مشکل را به حداقل مي رساند. در ضمن تنظيم نسبت اکسيژن تنفسي در طول مدت پرواز يک تکنيک مفيد است. هلي کوپترها معمولا" در ارتفاع کمتر از هزار" پا" پرواز مي کنند و بنابراين مشکل هيپوکسي در پروازبا اين وسيله به ندرت رخ مي دهد.
به گفته محققاني كه اخيراً در مورد مشكل ضعف كردن مطالعاتي انجام داده اند، بسياري از مردم حداقل يك بار در زندگي با اين مشكل مواجه شده اند كه معمولاً نتايج آن نگران كننده نيست. اما برخي از افراد اغلب دچار حالت ضعف مي شوند كه اين حالت بخصوص در حين رانندگي و يا براي افرادي كه شغلهاي حساسي مانند خلباني دارند، خطرناك است.
به گزارش ايسنا، نتايج اين پژوهش كه از سوي محققان دانشگاه آمستردام صورت گرفته و بودجه آن نيز از سوي انجمن قلب هلند تأمين شده است، در نشست متخصصان قلب در آتلانتا ارايه مي شود.
ورزش كردن مزاياي بي شماري دارد، اما اين پژوهشها نخستين بررسيهاي علمي است كه تأثير تكنيكهاي خاص تمرينات بدني را براي مقابله با ضعف كردن نشان مي دهد.
اين محققان مي گويند كه انجام تكنيكهاي مزبور بسيار كم هزينه است و اثرات جانبي ندارد و آموزش آنها به بيماران بسيار ساده و آسان است.
ضعف كردن واكنشي است كه در نتيجه وجود عواملي چون استرس و فشار رواني، از دست رفتن آب بدن، پايين آمدن فشار خون، مصرف داروهايي خاص و بسياري از عوامل ديگر رخ مي دهد.
در اين حالت قلب با تمام نيرو منقبض مي شود، ضربان قلب كاهش يافته و فشار خون نيز افت مي كند. برگشتن خون از مغز و حوضچه هاي مغزي به اندامهاي شكمي باعث از دست دادن هوشياري و از حال رفتن مي شود.
مهمترين تمرينات و تكنيكهاي كه اين محققان براي پيشگيري از وقوع اين حالت توصيه مي كنند، عبارتند از:
1- روي هم انداختن پاها در ناحيه قوزك پا و فشار دادن پاها و منقبض كردن ماهيچه هاي شكمي.
2- فشار دادن دستها با قفل كردن انگشتان دست در داخل يكديگر و كشيدن بازوها به جهات مخالف.
3- منقبض كردن بازوها با فشار دادن هماهنگ يك توپ نرم و نيز منقبض كردن مفاصل و عضلات.
اين روشها حقيقتاً تأثيرگذار هستند، بدون مصرف هيچ دارويي و بدون اينكه هيچ خطري داشته باشند.
اداره نظارت بر مواد غذايي و دارويي آمريكا، اولين برچسب پوستي براي درمان افسردگي شديد را تاييد كرد.
به گزارش سایت انجمن درمانگران ایران (IranHealers.com) از خبرگزاري فرانسه، برچسب پوستي Emsam كه روزي يك بار مصرف مي شود، داروي selegiline را از طريق پوست وارد جريان خون مي كند.
اين دارو ساخت شركت somerset pharmaceuticals است و شركت squibb bristol-myers عرضه آن را به عهده دارد.
selegiline يك بازدارنده اكسيداز تك آنزيمي MAO inhibitior است كه ابتدا به شكل كپسول در سال 1989 و براي درمان پاركينسون تاييد شد. پزشكان همچنين اين دارو را براي افسردگي در بيماراني كه به داروهاي رايج تر مانند پروزاك، زولوفت و پاكسيل پاسخ نمي دهند تجويز مي كنند.
اداره نظارت بر مواد غذايي و دارويي آمريكا در پايگاه اينترنتي خود اعلام كرد اين برچسب پوستي در تحقيقات 6 تا 8 هفتگي در درمان افسردگي شديد مؤثر و بي خطر بوده است. در تحقيق طولاني تري بر روي بيماران همين تاثير مشاهده شد.
بيماراني كه ضعيف ترين دوز دارو را مصرف مي كنند نيازي به تغيير رژيم غذايي خود ندارند. يك چسب پوستي 24 ساعته حاوي 6 ميلي گرم selegiline است. براي تمام انواع خوراكي اين دارو كه در درمان افسردگي شديد تجويز مي شود، نياز به محدوديتهاي غذايي است.
تنها عارضه جانبي شايع اين دارو واكنش خفيف پوستي در محل تماس برچسب با پوست است. همانند تمام داروهاي ضدافسردگي مورد تاييد در آمريكا، هشدار داده شده است مصرف اين دارو خطر خودكشي را در كودكان و نوجوانان افزايش مي دهد.
بطور كلي ميتوان استرسهاي روحي ، نداشتن آرامش ، سموم مختلف ازقبيل سيگار ، الکل و ... را علل اصلي بيماريهاي قلب دانست.اما کارهاي خسته کننده روزانه اعم از بدني وفکري و... را هم نمي توان ناديده گرفت.شکي نيست که بعد ازيك کار روزانه سنگين ،احتياج زيادي به تفريح داريم تا خستگي قلب بکلي رفع شود ، چرا كه نداشتن استراحت و تفريح موجب ناراحتي قلب مي گردد .
خوشبختانه اکثرامراض قلبي که ما تصورمي کنيم ديگرعلاج ودرماني براي آنها نيست ، با قوه ي تلقين وخونسردي دربرابرغصه واند وه ، خود به خودازميان مي روند و توصيه ميكنيم براي جايگزيني مصرف داروها ي مختلف ، ازتفريح ، لذت بردن از مناظر بد يع و زيباي طبيعت و نيز غذاهاي طبيعي ومقوي استفاده نمائيد.
ازسه دشمن بزرگ قلب حذ ر نماييد تا اين عنصرکوچک وفعال بد ن از زير بار کار د رنرود و به کار روزانه خويش بدون سروصداادامه دهد.اين سه دشمن بزرگ ومخوف عبارتند از:1- غم و غصه 2- زهر سيگاروترياک و ساير مواد مخد ر و3- الکل
دراينجا دستوراتي در مورد بهداشت قلب به نظرشما مي رسد تا با بكار بستن آنها بتوانيد خود تان قلب خود را نگهداري کنيد:
1- بايد وزن خود رابه اندازه اي کم کنيد که با قد وقامت وساختمان بدن ، وسن وسال شمامتناسب باشد. بد يهي است که اين كاهش وزن نبايد بسرعت اتفاق افتد باشد ، بلکه با تجد يد نظر در رژيم غذايي شبانه روزي و مبادرت به ورزشهاي ملايم و دائمي به آن دست يابيد ، همچنين بايد از مصرف داروهايي که بسرعت وزن بدن را کم مي نمايند اجتناب كنيد ، چرا كه بسياري از آنها خطرناک بوده و مشكلات فراواني براي شما پديد مي آورند.
2- از سنگين ساختن بار معده ي خويش خودداري نماييد.
3-از وسعت وسرعت عمليات روزانه وطبيعي خود بکاهيد وكارهاي سخت و سنگين راکنار بگذاريد. براي رسيدن به اتوبوس هيچوقت عجله نکنيد- ازهرگونه ورزش و حرکت بلافاصله بعد از غذا اجتناب کنيد- به اعمالي که باعث تنگي نفس مي گردند دست نزنيد. هرموقع تنفس شما شد يد وسريع شروع شد ، يا احساس درد در سينه خود نمود يد فورا درازبکشيد و استراحت نماييد.
4- هيچوقت براي هيچ کاري و براي هيچ چيزي در زندگي عصباني نشويد. عصبي شد ن بزرگترين عامل مخرب قلب واز بين برنده ي نيروي معنوي انسان است.
5- در برابر مسائل ناگوار سعي كنيد خود را خالي از تاثر جلوه دهيد! نبايد زياد متاثر شويد. همينکه در حالت روحي بدي فرو رفتيد بيدرنگ خود را درآغوش خاطرات خوش وصحنه هاي شيرين زندگي بياندازيد و سعي کنيد خود را از چنگال حواد ث نامطلوب نجات دهيد.
6-مصرف دخانيات را فورا ترک کنيد.
به گفته متخصصان بهداشت دهان و دندان، يك عدد مسواك، يك تكه نخ دندان و به كار گرفتن روش صحيح، ابزار ساده اي براي داشتن لبخندي درخشنده تر، سفيد تر و سالمتر است.
در همين راستا متخصصان در آمريكا به مناسبت هفته ملي بهداشت دهان راهكارهايي را براي مراقبت و بهداشت دندانها ارايه كرده اند كه به قرار زير است.

1- مسواك:
دندانها را حداقل روزي دو بار با مسواك نرم بشوييد. مسواك زدن، پلاكها و رشته هاي محكم از باكتري هايي را از سطح دندانها پاك مي كند كه اين باكتريها و پلاكها مي توانند با قند و نشاسته تركيب شده و اسيدي توليد كنند كه عامل ايجاد حفره و پوسيدگي در دندانهاست. اگر به اين پلاكها اجازه دهيم كه تشكيل شوند، مي توانند در نهايت لثه ها و استخوانهايي را كه از دندانها حمايت مي كنند تخريب كنند.
2- نخ دندان:
كشيدن نخ دندان به طور روزانه باقي مانده هاي مواد غذايي را از بين دندانها كه قابل دسترسي نيستند پاك مي كند. مصرف ميان وعده هاي چسبنده را كاهش دهيد و كمتر از قندها و نشاسته ها مصرف كنيد. اين امر از دندانهاي شما در برابر حمله اسيد تخريب كننده در دهان جلوگيري مي كند.
3- مراجعه به متخصص براي پاكسازي:
هر 6 ماه يكبار براي جرم گيري و شستشوي دندانها به يك متخصص و يا مستقيماً به يك دندانپزشك مراجعه كنيد.
4- استفاده از خمير دندانهاي حاوي فلورايد:
آب آشاميدني محلي حتماً بايد حاوي فلورايد باشد. دقت كنيد كه برخي از آبهاي نوشيدني در بطريهاي بسته بندي شده فاقد فلورايد هستند. در اين وضعيت از منبع ديگري براي دريافت فلورايد استفاده كنيد. براي اطلاع از اين منابع مي توانيد با دندانپزشك مشورت كنيد.
چیزی که شما می خورید روی بوی تنفس شما اثر می گذارد: غذاهای خاصی مثل پیاز، سیر، الکل، فلفل تند و بعضی چاشنی ها ممکن است تا 72 ساعت پس از مصرف باعث هالیتوزیس شوند که این بعلت جذب سیستمیک غذا و دفع بوی آن از طریق ریه ها می باشد و این بوی بد با درمانهای معمول از بین نمی رود و شستن دهان و مسواک زدن و ... فقط بطور موقت بوی بد را می پوشانند. همچنین افردی که رژیم می گیرند بعلت فاصله طولانی بین وعده های غذایی ممکن است دچار بوی بد دهان شوند.
اگر روزانه مسواک نزنید و بین دندانهایتان را تمیز نکنید، ذرات غذایی در دهان باقی مانده و باعث تجمع باکتریها و بوی بد دهان می شوند.
همچنین بوی بد دهان می تواند نتیجه خشکی دهان (گزروستومیا) باشد: که بعلت کاهش جریان بزاق رخ می دهد و می تواند نتیجه درمانهای مختلف، اختلالات غدد بزاقی یا تنفس مداوم از طریق دهان باشد. راه حل این مشکل استفاده ازبزاق مصنوعی و یا شکلاتهای بدون قند و افزایش مصرف مایعات است.
دخانیات باعث بوی بد دهان می شوند. اگر شما دخانیات مصرف می کنید با دندانپزشک خود برای ترک این عادت مشورت کنید.
بوی بد دهان ممکن است نشانه ای از اختلالات طبی باشد: مانند عفونت موضعی در راههای هوائی، سینوزیت مزمن، Postnasal drip، برونشیت مزمن، دیابت، اختلالات گوارشی، بیماریهای کلیه و کبد. اگر دندانپزشک شما از سلامتی دهان و دندان شما اطمینان حاصل کرد بهتر است به یک متخصص جهت بررسی بوی بد دهان مراجعه کنید.
سالم نگه داشتن دهان و دندان برای کاهش بوی بد دهان ضروری است بنابراین، توصیه می شود به داشتن ویزیتهای منظم و مکرر دندانپزشکی. اگرشما فکر می کنید که هالیتوزیس مداوم دارید بهتر است لیستی از غذاهائی که می خورید و داروهایی که مصرف می کنید تهیه کنید، زیرا برخی داروها در ایجاد بوی بد دهان دخالت دارند.
برای پاک کردن جرمها و پلاکها حداقل 2 بار در روز با خمیر دندان حاوی فلوراید دندانهای خود را بشوئید. همچنین بروری زبان خود نیز مسواک بکشید. حداقل یکبار در روز از نخ و خلال دندان برای تمیز کردن بین دندانها استفاده کنید.
دهانشویه ها عموما جنبه کاسمتیک و زیبایی دارند: و تاثیر طولانی برای بر طرف کردن بوی بد دهان ندارند. اگر شما بطور مرتب مجبور به استفاده از این نوع مواد برای پوشاندن بوی بد دهان خود هستید به دندانپزشک مراجعه کنید .چنانچه به کمک اضافی در کنترل پلاک دندانی نیاز دارید دندانپزشک شما می تواند محلولهای دهانشویه آنتی میکروبیال را بشما توصیه کند. که این محلول حاوی فلوراید همراه مسواک زدن و خلال کردن می تواند از فساد و تخریب دندان جلوگیری کند.
2-علل بوی بد دهان چیست ؟
نوع خاصی از باکتری که روی بافت نرم انتهای دهان بخصوص خلف زبان زندگی می کند باعث بوی بد دهان می شود. این باکتریها زیر لایه موکوس رشد می کنند و درآنجا گازهای پوتریدسولفور تولید می کنند که باعث بوی بد دهان می شود. هیچ نوع دهانشویه ای به این باکتریها دسترسی پیدا نمی کند و نیز مسواک کردن اهمیت اندکی در از بین بردن آنها دارد. بعضی از مردم تعداد بیشتری از این باکتریها را در دهان خود دارند و علت آن نامشخص است. ولی حداقل 50 میلیون نفر در آمریکا به درجاتی از بوی بد دهان رنج می برند.
دهانشویه های همگانی، قرصهای نعناع، اسپریها و سایر راه حلهای بوی بد دهان فقط موقتا بوی بد دهان را می پوشانند.
چرا ترکیب « Profresh» با سایر راه حلهای بوی بد دهان فرق دارد؟
سیستم Profresh بوسیله دکتر جان- ال- ریشتر توسعه یافت. و این تنها خنثی کننده بوی بد دهانی است که حاوی Chlorine Dioxide فعال است که به شما کمک می کند باکتریهای تولید کننده بوی بد را از بین ببرید.
وقتی که بوی بد دهان کنترل شد شما می توانید از برنامه نگه داشتن محلول برای 2 دقیقه در دهان پیروی کنید، (2 بار در روز) برای اینکه در تمام طول 24 ساعت شبانه روز بازدم خوشبو داشته باشید. همچنین، مصرف روزانه Profresh همچنین مقدار باکتریهای آزاد شناور در دهان را کاهش می دهد و باعث کاهش پلاکهای دندانی نیز می شود ( یک علت فساد دندان و بیماریهای پریودنتال) .
برخلاف تصور مردم عادی بوی بد دهان به ندرت از معده، گلو، بینی و سینوسها منشا می گیرد و در 95% موارد بوی بد بازدم از دهان منشا می گیرد.
3- بوی بد دهان بر گرفته از هفته نامه پزشکی امروز – 16 دی ماه 1383 :
بعد از آنکه H.Pylori از معده جدا شد تصور شد این پاتوژن می تواند یک عامل مهم بوی بد دهان باشد اما بررسیهای اخیر نشان می دهند که منبع اصلی بوی بد دهان باکتریهای دهان اند بخصوی آنهائیکه روی زبان پلاک تشکیل می دهند. همچنین H.Pylori منبع مهمی در تولید ترکیبات سولفور که عامل اصلی بوی بد دهان هستند به شمار نمی رود. در یک بررسی که برای تشخیص علل اصلی بوی بد دهان طراحی شده بود با استفاده از روش کروماتوگرافی گازی یک نمونه از هوای معده و نمونه دیگری از هوای دهان بیمارانی گرفته شد که مبتلا به بوی بد دهان بودند. نتایج نشان داد که اکثریت بیماران سطوح بالای گاز متان اتیول و سولفید هیدروژن یا هر دو را در هوای فضای دهان داشتند. گازی که به مراتب کمتر در هوای معده یافت می شد دی متیل سولفید بود . در نتیجه وجود H.Pylori در معده با گازهائی که سبب بوی بد دهانند ارتباطی نداشت. بوی بد دهان که علتی غیر از دهان داشته باشد بخصوص با منشا معده فقط 10% علل را تشکیل می دهد. عامل بوی بد دهان با منشا غیر دهانی تقریبا همیشه گاز متیل سولفید است که باکتری H.Pylori قادر به تولید آن نمی باشد.
حدود 10 تا 15 درصد افراد دچار بوی بد دهان هستند. هر چند این باور حتی در میان پزشکان وجود دارد که بوی زننده دهان منشا روده و معده دارد، ولی نتایج بررسی جدید پزشکان هلندی در یازدهمین کنگره اروپائی گوارش در چک ثابت می کند که بوی نامطبوع نفس منشا دهانی دارد تا معدی. در بسیاری از افراد بهترین درمان مسواک زدن مرتب برروی زبان و مصرف دهان شویه هاست تا آنتی بیوتیک.
چـهره خـوانـی به این مـعـنـا است که شما فـقــط با با نگاه کردن به صورت اشخاص پی بـه خـصـوصـیات اخلاقی و شخصیتی او ببرید.
چـهره خـوانـی توسـط مردم در اعصار مختلف انجام شده است.
شـناخـتـن افراد تنها از روی خصوصـات ظـاهـری آنها مساله بسیار جالبی است.
نـکات ظـریف و دقیـق وپیچیدگیهای بسیاری در علـم چـهـره خـوانـی وجـود دارد ولی ما در اینجا به بیان نکات اصلی تر و مهمتر آن بسنده می کنیم.
چهره خوانی چیست؟
بشر در طول قرون متمادی سعی نموده تا با پیوند زدن خصـیصـه هـای صـورت افـراد بـه ویژگیهای شخصیتی، متوجه افکار و درون دیگران شود. با گـذشـت سـالها علم چهره شناسی نیز گسترش یافته و به شاخه های مختلف تـقسـیم شـده است. بـرای مثـال "متوپوسکپی" علم پی بردن به سیرت و درون آدمی از روی خطوط روی پیشانی است.
"فرنولوژی" علم جمجمه خوانی و مطالعه طرز تشکیل جمجمه میباشد که به بنا نهادن شخصیت و امیال ذاتی و روانی افراد کمک می کند.
"فیزیـوگـنومی" یا عـلم چـهره شـنـاسی، موضوعی است که ما به آن خواهیم پرداخت. این علم به ما می آموزد که چگونه از روی چهره افراد پی به شخصیت آنها ببریم.
امروزه دانشمندان به چنین علومـی، "شـبـه علـوم" اطـلاق کرده و بـهای زیـادی بــه آن نمی دهند و هـمانند عـلومی مانـنـد "طالع بـینی" به آنها می نگرند: اثبات نشده ولی بیضرر. با این وجود هنوز بسیاری از مردم چهره خوانی را راهی مطمئن برای قضاوت در مورد افراد می دانند. چیزی که اهمیت دارد این اسـت کـه چـهره را بصورت کامل و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تا رسیدن به همه حقایق از قضاوتهـای شـتابزده اجتناب کنیم.
اکنون گذری می کنیم بر نکات بنیادین چهره خوانی و چگونگی تشخص شخصیت افراد:
شکل صورت
دراز و کشیده: افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموما" دارای صـبر و تحمل زیاد بوده و توانایی حل مشکلات در آنها بیشتر است. جـذابـیـت و خوش ترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر این است که آنها معمولا کارهای خـود را نـیـمـه تمام رها نکرده و عادت به انجام امور بطور تمام و کمال دارند.
گرد: این شکل دلالت بر امیدواری زنده دلی و انرژی دارد. اینگونه افراد می تـوانند اتاقی دلگیر و ساکت را به بمبی از خنده و شادی تبدیل کنند.
پهن: اینگونه اشخاص بردبار و مهربان و معمولا افراد روشنفکری می باشند.
مربعی: طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سختـکوشـی بـرای دسـتـیـابی بـه آرزوها، زیرکی و فعال بودن از ویژگیهای این افراد محسوب می شود.
پیشانی
صاف: کسانیکه که دارای خطوط در پیشانی نیستـنـد، افـرادی اندیشمند و همیشه در حال تفکر می باشند و در تصمیم گیریها سریع و منطقی عمل می نمایند.
چروکیده: وجود خطوط در سطح پیشانی نشان می دهد که ایـنـگونه افراد به سرعت هیجان زده و احساساتی شده و سریع آشفته و پریشان حال می گردند.
چشم
رمانها، داستانها و اشعار بسیار زیادی در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصیات روحی و روانی انسان نوشته شده است. چشمها هیچگاه دروغ نمی گویند؛آنها بیانگر احساس درونی و واقعی ما می باشند.
اضطراب: اگر مابین عنبیه و پـلک پـایینی هـر دو چشم مـقداری سفیدی وجود داشت، آن شخص انسانی مضطرب و نگران است.
تندخویی: اگر بالای عنبـیه بخشی سفید رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشانگر تندخویی و پرخاشگری در فرد است.
روان پریشی: چنـانچه دور تا دور عنبیه را سفیدی فرا گرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پایداری روح و روان فرد خواهد بود.
شادی: وجـود خـطوط کـوچـک در خـارج از چـشمها حاکی از خنده رویی و شادبودن فرد می باشد.
ابرو
صاف: صافی و مستقیمی ابروها نشانگر اندیشه، تفکر و ایده گرایی فرد می باشد.
کمانی: افرادی که دارای ابروهای خمیده و کمانی هسـتند از حـکایـتـها و داسـتـانـهـای واقعی لذت می برند.
باریک: اینگونه افراد معمولا دارای اعتماد به نفس اندکی می باشند بخصوص اگر ابـروی آنها بجز باریکی، بالا و گرد نیز باشد.
پیوسته: پیوستگی ابروها نشانگر این است که فرد دائما" در حال تفکر و اندیشـه بـوده و ایده های جالبی در سر دارد.
پلک
کوچک: اگر فاصـله بـین بالای پلک و مژه کم باشد بیانگر اسـتقلال فرد می باشد و اینکه آن فرد حتی ممکن است بصورت ارادی خودش را به دیگران نزدیک نکند.
بزرگ: بزرگ بودن پلک دلالت بر وابستگی شدید فرد به دیگران دارد.
بینی
کوچک: گفته می شود اشـخاصی که بـیـنی کـوچـک دارنـد ذاتـا" افـرادی ضعیف و اغلب غیرقابل اتکا بوده و در تصمیم هایشان استوار و ثابت قدم نمی باشند.
بزرگ: بزرگی بینی نشانه ابتکار و عزم و اراده می باشد. یک شـخصـیت قـوی که اثرش را برجای خواهد گذاشت.
تیز: تیز بودن نوک بینی نشانگر این است که فرد خود را مقید به رعـایـت آداب و رسـوم ندانسته و با اطرافیانش به راحتی برخورد می کند. ایـنگونه افراد خـود را بـاور داشـتـه و بی باکانه و متهورانه خود را به دیگران نزدیک می کنند.
عقابی: خودخواهی، دودلی و حساس بودن از جمله ویژگیهای کسانی است که دارای چنین بینی می باشند.
گوش
کوچک: کوچکی گوش نشانه تزلزل و احساس نا امنـی در افـراد اسـت هر چند اینگونه افراد می دانند که چه می خواهد و معمولا" سخت کوش و کارکن هستند.
بزرگ و دراز: این قبیل افراد معمـولا انـعـطاف پـذیـر نـبـوده و به سـختی آرام و بی خیال میشوند.
پرمو: افرادی که دارای گوشهایی پرمو هـستند مـعـمـولا وسـواسـی و نـکـته بین بوده و وقت زیادی را برای چیزهای بی اهمیت تلف می کنند.
گونه
برجسته: برجسـتـگی گـونه نشـانگر قـدرت، انـرژی و اعـتماد بنفس است. کسانی که دارای گـونه بـرـسته می باشند تمایل بیشتری برای پذیرفتن اشتباهات دیگران دارند.
گود: علاوه بر جذابیت و زیبایی دلیلی بر خوش مشربی و سازگاری فرد می باشد.
چانه و فک
فک چهارگوش: افـراد با فـک چـهار گـوش و مـربعی انـسانهای تـسخیر ناپذیر و سرکش می باشند. آنها توانایی تبدیل رویاهایشان به واقعیت را دارند.
چانه های برآمده: اینگونه افراد، اشـخاصی خود ستـا بوده و تصـور میکنند هیچ چیزی جز خود آنها اهمیت ندارد و جز خودشان حرف کس دیگری را قبول نداشته و خود را عقل کل می دانند.
لب
قلوه ای: لبهای قلوه ای علاوه بر زیباتر نمودن صورت،نشانه بخشش و گشاده دستی می باشد. معمولا اینگونه افراد تمایل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.
نازک: نازک بودن لب بیانگر خویشتن گرایی ذاتی در اشخاص است.
لب بالایی نازک پایینی قلوه ای: نشانه این است که فردی متـقـاعد کنـنـده و مـجاب کننده می باشد.
مطلب آخر
چهره خوانی یک علم دقیق و ثابت شده نیست و حتی با گذراندن دروه های آموزشی دقیق و پیشرفته نیز نمی توان بطور قطع در مورد شخصیت و درون افراد صــحبت نمود. نتایج شما در سنجش شخصیت، بستگی به تعداد فاکتورهای مورد تحلیل قـرار گرفـته دارد ولی با بـیاد داشتن نکات ذکر شده می توانید قبل از صحبت کردن با افراد تا حدی متوجه شخصیت آنها شوید
این ویژگی ها دیدگاه های روانشناسان مختلف در باره انسان سالم، کامل یا بالغ است که پاره ای از آن ها در من و شما کم و بیش وجود دارد که با کمی تلاش می توان آن ها را تقویت کرد و آنهایی که در ما نیست را می توان ایجاد نمود. کار مشکلی نیست فقط کمی سعی و تلاش می خواهد.
1- انسان سالم امکانات، خواسته ها، توانایی ها و اهداف و علائق خود را می شناسد.
ما چقدر اهداف و علائق خود را می شناسیم، آیا می دانیم در چه زمینه هایی توانایی و استعداد بیشتری داریم، چقدر امکانات و خواسته های خود را می شناسیم؟ آیا می دانیم برای چه زندگی می کنیم؟ برای چه کار و می کنیم و شغلی را انتخاب کرده ایم، یا دانشگاه رفتیم و این رشته ایی که در آن مشغول تحصیل هستیم را انتخاب کرده ایم، چرا ازدواج می کنیم، یا کرده ایم و برای چه دارای فرزند می شویم؟
بیشتر مردم نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه از زندگی خود می خواهند. انسان سالم برای خود و شناخت خود وقت می گذارد تا توانایی ها، استعداد ها، اهداف و علائق خود را بشناسد. ما چقدر وقت می گذاریم.
با خود عهد کنیم و ماهی یک بار با خود یک ساعت خلوت کرده و در مورد اهداف خود و مسیری که طی یک ماه گذشته رفته ایم را بررسی کنیم و مراقب باشیم که از مسیر خارج نشویم. هر قدمی که می خواهیم برداریم از خود بپرسیم برای چه؟ و چه می خواهم؟
2- انسان سالم در برابر وقایع و اتفاقات سخت زندگی احساس یأس و ناامیدی نمی کند.
انسان سالم می داند که هیچ زندگی آرمانی برای هیچ ابوالبشری وجود ندارد، لکن از تلاش و کوشش باز نمی ایستد و اگر زمانی هم با مانع روبرو شود ضمن اینکه دچار یأس و ناامیدی نمی گردد، آن را مانع ندیده بلکه آن را تنگنایی تلقی می کند که با کمی دایت می توان از آن گذشت.
تمرین کنیم تا هنگام مواجه با تنگناها ضمن تقویت توکل در خود، در کمال آرامش راه کار منطقی و عملی اتخاذ کنیم.
3- انسان سالم از زندگی بیشتر احساس رضایت و خوشی می کند و کمتر گرفتار نارضایتی و ناخوشی می شود. به عبارتی دیگر انسان سالم قسمت پر لیوان را هم می بیند.
واقعیت این است که ما در زندگی خودمان نکات مثبت و ارزندۀ بسیاری داریم که می توانیم به اونها ببالیم و با فکر کردن بدانها احساس ارزشمند و خوشایندی بکنیم.
طبیعت ما انسان آن است که معمولا نکات منفی را بیشتر می بینیم و مورد توجه قرار می دهیم و باید تمرین کنیم تا بتوانیم بخش مثبت و خوب زندگی خودمان را ببینیم. حتی اغلب اوقات ما در مورد فرزندانمان هم بیش از آنکه نکات مثبیشان را ببینیم، نکات منفی آنها را مورد توجه قرار می دهیم.
ندیدن نکات مثبت زندگی خود و دیگران و دیدن و بازگو کردن نکات منفی باعث شده تا به مرور ما تبدیل به انسان های شاکی شویم که دائما در حال نق زدن و قر زدن هستیم (که اسم آن را فرهنگ نق زدن و نالیدن گذاشته ام) و در حال حاضر این فرهنگ را ما به وضوح در جامعه خود شاهدیم و جالب آنکه فقط هم می نالیم و هیچ گاه برای آن کاری نمی کنیم.
بنابراین بیاییم از این پس نکات مثبت زندگی خود و دیگران را هم ببینیم و مورد توجه فرار دهیم تا انشاالله مثبت اندیشی عادتمان شود که البته واقعیت زندگی ما این است به هر حال از جسم سالم، روان سالم، پدر و مادر خوب، فرزندان سالم و صالح یا شغلی که از طریق آن امرار معاش می کنیم و هزاران مواهب دیگر برخورداریم که ممکن دیگران آن را هم نداشته باشند. پس ما از داشتن آنها خرسند و شاکر باشیم.
4- انسان سالم قادر به برقراری ارتباطات و مناسبات دوستانه و صمیمانه با دیگران است.
کسی که نتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، انسان سالمی نیست. انسان سالم به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کرده و روابط عمیق و صمیمی و بلند مدت برقرار کند.
ما چقدر قادریم با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنیم و این ارتباط را تداوم ببخشیم. برقراری ارتباط مؤثر تکنیکی آموختنی است و هر کس به راحتی می تواند آن را آموزش ببیند و به راحتی هم به کار ببندد.
5- انسان سالم خود عهده دار زندگی خویشتن است.
انسان سالم ضمن اینکه با دیگران مشورت می کند ولی خود مسئولیت عواقب آن را می پذیرد. ما چه می کنیم؟ آیا دیگران را در ناموفقیت های خود مقصر می دانیم یا خود مسئولیت آن را می پذیریم؟
باید توجه داشته باشیم هر آنچه در پی مشورت با دیگران برای اهداف ما رخ می دهد، تصمیم گیرنده نهایی خود ما هستیم و انتخاب خود ما بوده نه زور و اجبار دیگران، پس خود ما باید عواقب آن را بپذیریم.
6- انسان سالم خود و ديگران را دوست می دارد و از محبت كردن به آنها لذت می برد.
انسان سالم دیگران را صمیمانه دوست دارد و بدانها عشق می ورزد، انسان سالم از هر اقدامی برای کمک به دیگران فروگذاری نمی کند.
آیا تا به حال شده در خیابان دست نابینایی را برای عبور از خیابان گرفته و به او کمک کرده باشید؟ چه احساسی داشتید؟! مطمئنا احساس خوشایندی بوده، آیا او در مقابل به شما چیزی داد که اینگونه خرسند شدید؟ مطمئنا خیر.
پس چرا تا مطمئن نباشیم از طرف مقابل چیزی به ما می رسد یا نه، گامی برای او بر نمیداریم.
دوستان، همراهان بیاییم دست در دست هم به یکدیگر عشق بورزیم و همدیگر را دوست بداریم. بدانیم که این لحظات دیگر برنمی گردد، این لحظات با هم بودن و به هم عشق ورزیدن را غنیمت شمرده و تا می توانیم دست یکدیگر را در گذر از این دنیا گرفته و یار و یاور هم باشیم.
توجه داشته باشیم که ما در هیچ جا زندگی نمی کنیم، ما حتی بر این کره خاکی هم زندگی نمی کنیم، ما در قلب کسانی زندگی می کنیم که دوستشان داریم و به آن ها عشق می ورزیم.
7- انسان سالم پی به ماهیت وجودی خود برده و بد و خوب خود را می شناسد و قبول دارد.
ما تا چه اندازه در خود تفکر کرده و نسبت به خود شناخت داریم و یا هنگامی دیگران به ما بازخوردی از رفتارمان می دهند می پذیریم. پس ضمن اینکه در رفتار خود تفکر و تدبر می کنیم در صورتی اطرافیان رفتار ما را مورد نقد قرار می دهند به این توجه داشته باشیم که ممکن است درست می گویند و حتی اگر فکر می کنیم درست تشخیص نداده اند باید این را در نظر داشت که ما چگونه رفتار کرده ایم که نمود بیرونی آن برای دیگران و اطرافیان چیزی غیر از تصور و خواست ما بوده، پس هنگامی که دیگران رفتار ما را مورد انتقاد قرار می دهند در قدم اول حق را به آن ها داده و از زاویه دید آنها خود را بنگریم، به احتمال قریب به یقین آنچه آنها دیده اند درست خواهد بود (البته اگر منصفانه خود را بنگریم)
8- انسان سالم آشفتگی ها و ناراحتی های خود را به نحو قابل قبول و جامعه پسند آشکار می کند.
ما اعتقاد نداریم و نمی گوییم که انسان سالم هیچگاه دچار ناراحتی نمی شود یا نباید بشود، بلکه آنچه مسلم است هر کسی در برهه ای از زندگی خود ممکن است ناراحتی ها و آشفتگی هایی برایش پیش آید، آنچه مهم است این است که فرد بتواند به شیوه ای معقول و منطقی ناراحتی خود را بروز دهد نه با ایجاد مشکل برای دیگران.
توجه داشته باشیم که با هیاهو و غیر و قال دیگران را متوجه مشکل کردن رفتار ناپسندی بوده و فقط یک ذهن ناسالم ممکن است دست به چنین کاری بزند. پس ما به عنوان یک انسان سالم در هنگام آشفتگی آن را به نحو جامعه پسند بروز دهیم.
9- انسان سالم توانایی خود کنترلی خوبی دارد.
یعنی در برابر عوامل بیرونی زود واکنش نشان نمی دهد و رفتارهایش بستگی به عوامل بیرونی ندارد و آنچه را که انجام می دهد متاثر از عوامل بیرونی نیست بلکه انتخاب خود اوست.
برای مثال دانش آموزی که دیر به مدرسه می رسد و دلیل آن را دیر آمدن اتوبوس عنوان می کند، یا هنگامی که معلم، یا والدینش حضور دارند درس می خواند و زمانی که آنها نیستند مطالعه نمی کند. همچنین افراد شاغلی که با تاخیر به محل کار می رسند دلیل آن را رفتن سرویس مطرح می کنند یا در حضور افراد مافوق کار و وظایف شغلی خود را به خوبی انجام می دهند، بیانگر اشخاصی است که خود کنترلی پایینی دارند به عبارتی کانون کنترل آنها بیرونی است.
ولی آن دسته از دانش آموزان که دلیل دیر رسیدن را دیر آمدن خود به ایستگاه اتوبوس مطرح می کنند یا اینکه بدون نیاز به حضور دیگران تکالیف خود را انجام می دهند و آن دسته از کارکنانی که دیر رسیدن به سرکار را نرسیدن به سرویس عنوان می کنند و بدون نیاز به حضور افراد ارشد وظایف شغلی خود را به نحو احسن انجام می دهند بیانگر اشخاصی است که کانون کنترل آنها درونی است.
به عبارت دیگر هنگامی که انجام دادن یا ندادن کاری در فردی منوط به وجود یا عدم وجود عوامل بیرونی باشد، این دسته از افراد کانون کنترل بیرونی دارند و خود کنترلی آنها ضعیف است. و آن در دسته از افراد که انجام دادن یا ندادن کاری بستگی به وجود یا عدم وجود عوامل بیرونی نداشته باشد کانون کنترلشان درونی است و خود کنترلی خوبی دارند.
با تمرین و ممارست می توان کانون کنترل را درونی کرد و خود کنترلی را قوی نمود و کمتر در برابر ناملایمات بیرونی تکانشی عمل کرد و مشکلات درونی را به عوامل بیرونی نسبت داد.
10- انسان سالم هم در تنهایی، هم در جمع احساس شادی و خوشی می کند.
به هر حال مواقعی پیش می آید که تنها هستیم یا در جمع قرار می گیریم، در این لحظات چگونه احساسی داریم، آیا در هر دو صورت خرسند می شویم و حداکثر لذت را از آن می بریم یا احساس ناخوشایندی به ما دست می دهد؟
انسان سالم هر دو صورت، چه در جمع، چه در تنهایی احساس کسالت نکرده و حداکثر بهره را می برد. برای تنهایی خود برنامه دارد و وقتی هم که در جمع قرار می گیرد از بودن در جمع خرسند بوده و لذت می برد.
11- انسان سالم واقعیت ها را همانگونه که هست می پذیرد.
ما چقدر آمادگی پذیرش واقعیات زندگی خود را داریم، و با آن کنار می آییم، یا آنکه دائم در حال جنگ با واقعیت های زتدگی خود هستیم. آیا این یک واقعیت نیست که ما در ایران زندگی می کنیم و به جای نق و ناله کردن، این واقعیت را بپذیریم و اگر می توانیم برای بهبود شرایط زندگی در ایران قدمی برداریم، اگر نه حداقل دائماً از کمبودها و نابسامانی ها شکایت نکنیم بلکه برای اصلاح آن قدم مثبتی برداریم.
12- انسان سالم دیگران را تحقیر نمی کند و برای خود مزیتی قائل نمی شود.
منظور این است که انسان سالم دیگران را کوچک نپنداشته و حقیر جلوه نمی دهد و خود را بر دیگران برتر و والاتر نمی داند و خود را ارجح نمی داند، این مورد به خصوص در مورد مدیران مصداق پیدا می کند.
بنابراین مراقب باشیم که با رفتار خود دیگران را تحقیر و ذلیل نکنیم و مواهب دنیا را فقط مختص خود ندانیم.
13- انسان سالم اجازه نمی دهد تحت تسلط دیگران قرار گیرد و دیگران را هم تحت تسلط خود در نمی آورد.
انسان سالم نه به دیگران زور می گوید، نه حرف زور را می پذیرد، این بدان معنی نیست که انسان سالم مدیر نمی شود تا دیگران را تحت تسلط خود در نیاورد، بلکه مقصود به زور دیگران را به کار واداشتن است. مدیران هم باید بگونه ایی رفتار کنند که کارکنان از روی میل و رغبت کار کنند.
14- انسان سالم از هر فرصتی برای شادی و دوری از نگرانی استفاده می کند به گونه ای که بذله گویی او موجب آزار و اذیت دیگران نمی شود.
انسان سالم تلاش می کند خود و دیگران را به هر صورتی که شده (البته بدون آزرده کردن فردی) شاد کند و از شاد کردن دیگران دریغ نمی کند. مراقب است شادی او منجر به ناراحتی و پریشانی دیگری نشود. همچنین با تمسخر کردن دیگری فضای شاد برای دیگران فراهم نمی کند.
ما برای شاد کردن خود و دیگران چه می کنیم؟ آیا با تمسخر کردن دیگران شادی می کنیم یا با شاد و خرسند کردن دیگران احساس شادی می کنیم؟ به عبارتی شادی خود را در شادی دیگران می بینیم؟
15- انسان سالم اجازه تقویت به حالت هایی نظیر بدبینی، سوءظن، غرور، نخوت، رشک، حسد، خودخواهی و هیجان های منفی از این قبیل را در خود نمی دهد.
هیجان های منفی بدون خواست فرد برایش پیش می آید لکن انسان سالم با تمرکز بر آنها و تکرار آن افکار این هیجان ها را تقویت نمی نماید. یعنی دست فرد نیست که دچار این گونه هیجان ها نشود، ولی فرد می تواند با تمرین و ممارست افکار مرتبط با این هیجان ها را از خود دور می نماید و نشخوار فکری (تکرار در ذهن) موجبات تقویت این هیجان ها را فراهم نمی آورد و بلافاصله این افکار را از خود دور می کند.
16- انسان سالم دیگران از دست و دل و زبان و پندار و کردارش در امان هستند.
آخرین ویژگی انسان سالم همان فرموده معروف زرتشت پیامبر است: «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک». انسان به این نکته توجه دارد که رفتار او یا بیان او و حتی افکار او موجب رنجش دیگران نگردد و منجر به آزار و اذیت آن ها نگردد. به عبارتی توجه به بازی «برنده- برنده» دارد و مراقب است که اطرافیان او با رفتار و کردار و گفتارش بازنده نباشند.
ما چگونه هستیم؟
انشاالله همیشه برنده بوده و دیگران را هم برنده نماییم.
|
كليات گياه شناسي قهوه درختي است كه ارتفاع آن تا هشت متر ميرسد داراي ساقه اي استوانه اي شكل و برگهاي نوك تيز ، متقابل ، بيضوي و هميشه سبز مي باشد . گلهاي قهوه برنگ سفيد و بطور رگوهي در كنار برگها ظاهر مي شود . ميوه آن كه به نام قهوه معروف است بشكل تخم مرغي و برنگ سبز بوده كه تدريجا زرد و سپس قرمز مي شود . بهترين نوع قهوه ، قهوه عربي است كه بحالت خودرو در حبشه ،سودان و مناطق استوائي آفريقا وجود دارد ولي اكنون كشت آندر برزيل ، ونزوئلا ، جزائر آنتيل و ديگر مناطق آمريكاي جنوبي مرسوم است . | |
| تركيبات شيميايي:
در بازار دو نوع قهوه وجود دارد كه بنام قهوه سبز (خام ) و قهوه بو داده معروف است و از نظر تركيب شيميايي با هم متفاوتند . در صد گرم قهوه مواد زيرموجود است آب 10 گرم چربي 8 گرم مواد قندي 7 گرم سلولز 15 گرم كافئين 1/5 گرم البته مقدر كافئين نسبت به نوع آن مختلف است و بين 0/7 درصد تا 1/5 درصد تغيير مي كند . هر فنجان قهوه معمولا داراي 80 ميلي گرم كافئين مي باشد . البته در قهوه بغير از كافئين ، آلكالوئيدهاي ديگري مانند آدنين ، گزانتين ،هايپوگزانتين و گوانين وجود دارد . قهوه اي كه به مصرف نوشيدن مي رسد قهوه بو داده است زيرا قهوه سبز را نمي توان مصرف كرذ قهوه پس از بودادن عطري مطبوع پيدا مي كند وبرنگ قهو ه اي در مي آيد و تغييرات شيميايي بسياري در آن بوجود مي آيد . قهوه بو داده را بايد در ظروف در بسته نگاهدري كرد زيرا تدريجا رطوبت خود را از دست داده و اكسيذمي شود و بوي مطبوع آن از بين يم رود . چون قهوه براي مبتلايان به بيماري قلبي و عصبي ضرر درد بنابراين براي اينگونه افراد قهوه بدون كافئين كه بنام Decafinated Coffee معروف است ودر بازار كرده اند كه ضرر آن بيش از قهوه معمولي است زيرا براي رگفتن كافئين از حلال هاي شيميايي نظير دي كلرواتيلن ، تري كلور اتيلن و كلرور اتيلن استفاده مي كنند كه مقدري از آن در قهوه مي ماند و اين مواد سمي و سرطان زا هستند | |
| خواص داروئي:
قهوه از نظرطب قديم ايران سرد و خشك است و چون جزء دسته آلكالوئيدها مي باشد بنابراين بايد در مصرف آن احتياط كرده و فقط آنرا بعنوان دارو مصرف كدن كسانيكه به آن معتاد هستند بايد سعي در ترك آن داشته باشند . 1)قهوه محرك است و هضم را آسان مي كند 2)تب بر است مخصوصا تب هاي نوبه اي را برطرف مي كند 3)به بدن نيروي كاذب مي دهد 4)سردرد را برطرف مي كند 5)مسموميت هاي نشاي از مصرف الكل زياد را درمان مي كند 6)براي برطرف كردن يرقان مفيد است 7)ادرار آور است 8)در درمان سرفه اي كه با بلغم همراه باشد موثر است 9)دردهاي عصبي را درمان مي كند 10)در درمان سياه سرفه مفيد است 11)ضد عفوني كننده است 12)گرد قهوه براي سوختگي ها مفيد است 13)قهوه ضد افسردگي است 14)مقاومت ورزشكاران رازياد مي كند 15)برونشها را باز مي كند براي مبتلايان به بيماري آسم مفيد است 16)براي برطرف كردن تب يونجه مفيد است 17)از كرم خوردگي دندان جلوگيري مي كند | |
| طرز استفاده:
به مبحث نسخه پيچي گياهان دارويي براي بيماري مورد نظر مراجعه نماييد | |
| مضرات :
-قهوه فشار خون را بالا مي برد و آنهائيكه فشار خونشان بالاست بايد از نوشيدن قهوه خورددي كنند 2-باعث تحريك و ضعيف شدن قلب مي شود 3-باعث بيماري قلبي مي شود . تجربه ثابت كرده است كسانيكه قهوه مي نشوند احتمال بيماير قلبي در آنها سه برابر كساني است كه قهوه نمي خورند . 4-كلسترول خون را افزايش مي دهد . 5-زنان باردار به هيچ وجه نبايد قهوه مصرف كننذ زيرا باعث عوارض خطرناك براي كودك مي شود 6-خوردن قهوه در خانم ها ممكن است باعث كيست در سينه شود 7-ايجاد سردرد مي كند 8-قهوه بيخوابي مي آورد 9-ممكن است باعث حركات غير دري عضلاني شود 10-ايجاد ناراحتي هاي روده اي و معده اي مي كند 11-لرزش و رعشه مي آورد 12-سوء هاضمه مي آورد 13-دربرخي مصرف زياد توليد اسهال مي كند 14-باعث تضعيف قواي جنسي مي شود . |
|
كليات گياه شناسي عناب درختي است كه ارتفاع آن تا 8 متر مي رسد نوعي از اين درخت مستقيم و باريك است و نوعي ديگر بصورت كج و معوج بالا مي رود . عناب بومي مناطق گرمسير است كشت آن در شمال آفريقا ،جنوب اروپا و نواحي مديترانه رواج درد . برگهاي اين درخت كوچك ، زيبا ، شفاف ،متناوب و دندانه دار است . گلهاي آن كوچك و برنگ سبز مايل به زرد مي باشد. ميوه اين درخت كه عناب ناميده مي شود برنگ قرمز و بشكل تخم مرغ وداراي يك هسته است . طعم عناب كمي شيرين است | ||
| تركيبات شيميايي:
عناب داراي لعاب فراوان ف حدود 5% مواد پروتئيني ، 4%مواد قندي و مقدر زيادي ويتامين C و املاح مي باشد . در عصاره آبي چوب عناب اسيد زي زي فيك و اسيد زي زي فوماتيك وجود دارد . | ||
| خواص داروئي:
عناب از نظر طب قديم ايران معتدل است . البته ابو علي سينا اعتقاد داشت كه عناب كمي سرد است . 1)عناب بدليل داشتن لعاب زياد نرم كننده سينه است 2)ملين است مخصوصا اگر آنرا با آب و يا شير بجوشانيد 3)ادرار را زياد مي كند 4)عناب آرام كننده اعصاب است 5)خون را تميز مي كند 6)ضد سرفه است 7)خواب آور است و بيخوابي را برطرف مي كند 8)جوشانده پوست درخت عناب داروي ضد اسهال است 9)آسم وتنگي نفس را برطرف مي كند 10)براي معالجه و التيام زخمهاي كهنه گرد ريشه خشك شده عناب را روي آنها بپاشيد . 11)هسته عناب خواب آرو است 12)خستگي شديد را برطرف مي كند 13)رشد موي سر را زياد مي كند 14)جوشانده عناب گرفتگي صدا را برطرف مي كند 15)جوشانده عناب براي سرفه و درد سينه مفيد است 16)براي برطرف كردن ورم چشم ، عناب را به چشم بماليد 17)دستگاه هاضمه را تقويت مي كند 18)حافظه را تقويت مي كند 19)كم اشتهايي را برطرف مي كند 20)هرگاه كه احساس غمگيني كرده و رگيه يم كنيد يك فنجان دم كرده عناب لبخند به لبهاي شما مي آرود 21)و بالاخره براي درمان سرطان آب عناب را با كاهو بخوريد . | ||
| طرز استفاده:
جوشانده عناب : 50 گرم عناب را در يك ليتر آب ريخته و بجوشانيد تا حجم آن دو سوم شود. جوشانده عناب و جو : 14 دانه عناب را با 25 گرم جو پوست كنده مخلوط كرده و در 2 ليتر آب ريخته و آنقدر بجوشانيد تا جو باصطلاح شكفته شود و 1/5ليتر آّب باقي بماند . اين جوشانده را بگذاريد تا ته نشين شود . سپس روي آنرا برداريد و بنوشيد . خيس كرده عناب : تعداد 20 دانه عناب را با 30 دانه مويز دانه گرفته و 30 دانه سپستان و 17 گرم شاخه گلدار بنفشه در نيم ليتر آب خيس كنيد و بگذاريد تا صبح بماند سپس آنرا صاف كرده و با 50 گرم شير خشت و 50 گرم ترنجبين مخلوط كنيد تا كاملا حل شود سپس قدري گلاب به آن اضافه كرده و بنوشيد . | ||
| مضرات :
عناب در اشخاص سرد مزاج توليد گاز و نفخ مي كند . اينگونه اشخاص بايد عناب را با شكر و مويز بخورند . ضمنا عناب نيروي جنسي را كم مي كند بنابراين بايد با غذاهاي محرك مانند عسل خورده شود . |
موسيقي درماني چيست؟
اصوات موسيقي به علت برخورداري از بار هيجاني و عاطفي تاثيرات عميقي بر روحيات شخصيت و پرورش عواطف انساني مي گذارند و در تعدادي از شاخه هاي طب جايگزين مانند طب سوزني هومئوپاتي و آيورودا نقش عمده اي در درمان دارند.
امروزه به علت نگرش علمي و روش مند به موسيقي در درمان امراض موسيقي درماني به عنوان رشته اي مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حكم روشي مكمل براي درمانهاي رايج پزشكي تعريف شده است كه منظور از آن استفاده تجويز شده از تحريكات موسيقايي يا فعاليتهاي آن براي كاهش ناتواني و بيماري و تغيير حالات ناسازگار از طريق توانبخشي توقف و درمان علائم بيماري است كه زير نظر پرسنل آموزش ديده صورت مي گيرد. در اين رشته موسيقي به عنوان ابزار و موسيقي درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخي از بيماري ها شرايطي را (با توجه به شدت آن بيماري) ايجاد مي كنند كه مي تواند بيمار را در يك روند مثبت صعودي درجهت كاهش استرس ها و ارتقا سلامت قرار دهد و اين شرايط ممكن است متناسب با جنس و سن بيمار و شدت بيماري در امراض مختلف متفاوت باشد.
در مورد كاركرد موسيقي در پزشكي پژوهش هاي گوناگون و معتبري صورت گرفته است كه تعدادي از آن ها بر روي علائمي چون ضربان قلب، فشارخون، دردهاي گوناگون، تنفس، واكنش هاي پوستي، هورمونهاي آدرنالين، پرولاكتين، كورتيزول، امواج مغزي، كتكولامين ها، استروئيدها، الكتروميوگراف، عوارض جانبي داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستري بودن و بسياري موارد ديگر متمركز بوده است.
به طور كلي اهداف درماني اين پژوهش هاي موسيقايي را مي توان در هشت محور عمده خلاصه كرد :
1. پيشگيري، آموزش و يادگيري
2. كاهش دردهاي گوناگون پزشكي و دندان پزشكي
3. كاهش تنش ها و نگراني هاي ناشي از جراحي آسيبها و بيماريها
4. توان بخشي بعد از جراحي آسيب ها و تصادفات
5. كاهش خستگي حاصل از تنوس هاي عضلاني (گرفتگي هاي عضلاني ) و كاركرد ماهيچه
۶. كاهش عوارض جانبي دارو ها
7. كاهش مدت استفاده از دارو ها
8. كاهش طول مدت درمان و بستري بودن
علاوه بر تاثيرات درماني يادشده موسيقي مي تواند براي ارتقا برخي از فاكتورهاي رفتاري در افراد سالم موثر واقع شود.
مثلاٌ در صنعت از دوش موسيقي براي افزايش بازده توليد و آرامش رواني كاركنان استفاده مي شود. تاثيرات انواع موسيقي بر فرايندهاي حافظه يادگيري، دقت، ادراكات حسي، سيستم عصاب حركتي و … نمونه هايي از اين مقوله اند. پژوهش هاي انجام شده درباره حس آميزي رابطه متقابل تاثيرات رواني برخي از نت ها و گامهاي موسيقي را با رنگهاي مختلف آشكار مي سازد. مثلاٌ روان پزشكان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مايل به آبي را به گام لاماژور نسبت داده اند.
موسيقي در زمينه شناخت و كمك به رفع مشكلات رفتاري نيز كاربرد فراواني دارد و اين تغييرات رفتاري خاصه در سنين رشد و كودكي حائز اهميت است. علت اين تاثير گذاري اين است كه هنر به طور كلي و در اين جا موسيقي با توجه به بار عاطفي آن به عنوان نوعي وسيله تخليه رواني به كار برده مي شود و كودكاني كه دچار تنش و فشار رواني هستند با برون فكني فشارها و هيجانات از طريق موسيقي، به حد مطلوب هيجان و آرامش دست مي يابند. به استثناي مواردي كه مشكل كودك ريشه جسمي يا ارگانيك (اندامي) دارد تاثير موسيقي در رفتار كودك در مقايسه با ساير شيوه هاي ديگر از جمله دارو درماني موفق تر بوده و بيش از هر روش ديگري در تعديل رفتارهاي كودك موثر است اگر چه در مورد نقصهاي ارگانيك نيز نقش موسيقي را نبايد از نظر دور داشت.
مهم ترين ويژگي ازتباطي موسيقي جنبه غير كلامي آن است كه مي تواند در درمان اهميت اساسي داشته باشد. موسيقي واسطه با ارزشي براي ايجاد ارتباط مجدد با واقعيت در مورد افرادي است كه از واقعيت و اجتماع بريده اند(بيماران اسكيزوفرني). موسيقي، نوعي محرك احساسي قوي و تجربه اي چند حسي است : تحريك شنوايي از طريق اصواتي كه شنيده مي شوند تحريك لمسي از طريق ارتعاشاتي كه قابل احساس هستند و نيز تحريك بينايي توسط اجراي زنده آن. مثلاٌ كسب موفقيت در فعاليتهاي موسيقايي مي تواند احساس ارزش فردي را تقويت كند. به علاوه موسيقي به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقويت كننده ها و زمينه اي براي يادگيري و انعكاس مهارتها نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
مهارت هاي لازم
بررسي علمي هر پديده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشكيل دهنده و نسبتهاي لازم و متعادل در ميان آنها و نيز بررسي طرز قرار گرفتن هر يك از اجزا و نسبت روابط و وظايف آنها با يكديگر است . در مبحث موسيقي درماني كه دو جنبه موسيقايي و پزشكي درآن مطرح است داشتن اطلاعاتي جامع براي درك و دريافت موسيقي روان شناسي موسيقي، تئوري موسيقي، تاريخ موسيقي و همچنين شناخت دقيق جوانب مختلف جسمي و رواني انسان از ديدگاه علوم فيزيولوژي (كاركرد صحيح اجزاي بدن) و پاتولوژي (آسيب شناسي) براي «موسيقي- درمانگر » الزامي است.
علاقه و اشتياق يه كار و پذيرش مسئوليت حرفه اي از تعهد نسبت به اين رشته احرتام ره حقوق درمان جويان و داشتن روحيه تحقيق از ويژگي هاي مهم يك «موسيقي درمانگر» است. بنابراين او بايد مهارت هاي تكنيكي و تفسيري پيشرفته را حد افل در يك وسيله اجراي موسيقي بداند و در توسعه و گسترش روابط بين افراد از طريق فعاليتهاي موسيقايي مهارت كامل داشته باشد.
از طرفي چون ريشه و پايه تمام بحثهاي روان شناسي به نوعي به مغز و اعصاب مربوط مي شود و با توجه به اين كه فرايند درك موسيقي در مغز انسان صورت مي گيرد ضرورت بحث عصب شناختي پيرامون موسيقي آشكارتر مي شود . موسيقي مي تواند از طريق ايجاد تحريكاتي در قسمتهاي مختلف سيستم عصبي به طور وسيعي بر بسياري از اعضا و اندام هاي انسان از نظر ادراكات حسي و كاركردهاي عملي موثر واقع شود و باعث پويش جسم و روان انسان در حالت سلامتي و بيماري گردد.
تكنيك ها و روشهاي موسيقي درماني
شنيدن موسيقي به طور غير فعال / در اين روش بيش تر بيماران موسيقي دلخواه و انتخابي خود را مي شنوند و در مواردي مي توانند از هدفون استفاده كنند و اجازه دارند صداي ضبط را كنترل و نوار را دستكاري كنند.
كاهش درد اضطراب و استرس ناشي از بيماري و استفاده كمتر از داروهاي بي حسي و يا كاهش عواض جانبي داروها و در نهايت كوتاه كردن مدت استفاده از دارو و بستري شدن از هدفهاي عمده درماني در اين روش است. انتخاب موسيقي مورد علاقه بيمار بر اساس تجربيات، روحيات، منش و خلق و خوي وي معمولاٌ با برانگيخته شدن خاطراتي همراه خواهد بود كه قبلاٌ تجربه شده و تهييج اين خاطرات خود موجب تحريكاتي هيجاني در سطح سيستمهاي خود آگاه و ناخود آگاه عصبي و مغزي مي شود و پي آمدهاي مختلفي را بر جاي خواهد گذاشت كه بايد توسط متخصص اين رشته- يعني «موسيقي درمانگر»- تا رسيدن به هدف نهايي پيگيري و كنترل شود و تداوم داشته باشد.
2. همكاري فعال در فعاليتهاي موسيقايي :
در اين روش بيماران براي هماهنگي هاي عضلاني و تنفسي به انجام تمرينات مناسب ريتميك مي پردازند و از موسيقي براي حركات بدني، خواندن و نواختن استفاده مي كنند. مثلاٌ سازهاي بادي براي افزايش گنجايش ششها مورد استفاده قرار مي گيرند. در اين روش از ريتم و سبك موسيقي مناسب با نيازهاي بيماران استفاده مي شود. به عنوان مثال موسيقي محرك مانند ديسكو براي حركات قوي و موسيقي آرام مانند والس براي انجام حركات روان و سيال به كار مي روند و در موارد ديگر به تمرين تمركز بر روي عناصر و اجزاي موسيقي از طريق شنيدن توصيه شده است. هدفهاي عمده درماني كه از اين روش حاصل شده عبارتند از : كاهش درد همراه با حركات ريتميك، افزايش توانايي هاي حركتي، افزايش قدرت و مدت حركت در نارسايي هاي عضلاني، افزايش گنجايش تنفسي و نمونه هاي متعدد ديگر.
3. موسيقي و مشاوره :
در اين روش از موسيقي براي بحث و گفت و گو و ياد آوري خاطرات بيماران به منظور افزايش مكالمه مثبت و ارتباط نزديك با يكديگر استفاده شده است. ترغيب بيشتر بيماران به شروع گفت و گو و بحثهاي موسيقايي و سخن گفتن پيرامون هر چيزي- جز بيماري- بر تحمل و سازگاري بيماران با شرايط بيمارستاني مي افزايد. هدف عمده اين روش كاهش استرسها، نگراني ها، ترسهاي ناشي از بيماري و جراحي و افزايش ارتباطات بين فردي و ايجاد آرامش و اميدواري در بيماران است.
4. موسيقي و رشد :
در اين روش عمدتاٌ از موسيقي به عنوان محركي تقويت كننده استفاده مي شود و با آن افراد مختلف مخصوصاٌ كودكان را به انجام تمرينات موزيكال ترغيب مي كنند كه تقويت رفتارهاي خاص خودياري و يادگيري مي انجامد. هدف عمده اين روش افزايش يادگيري و توان بخشي بيماران و جلوگيري از واپس روهاي رشدي است.
5. موسيقي و محرك :
در اين روش موسيقي براي تقويت حواس بينايي، لامسه و شنوايي به كار مي رود و غالباٌ با فعاليتهاي خوشايندي همراه مي شود و تحريكهاي شنوايي و لامسه را فراهم مي كند. در مواردي نيز در اين روش از نمايش براي هدايت تصوير و تخيل بيماران استفاده شده است. اين روش ضمن داشتن كارايي در درمان بيماراني كه دچار نقيصه هاي حسي و حركتي هستند تاثير بارزي در كاهش افسردگي و اضطراب معلولين دارد.
6. موسيقي و بازخورد زيستي :
در اين روش از موسيقي براي تقويت پاسخهاي فيزيولوژيك استفاده مي كنند و موسيقي را بازخوردهاي زيستي بيماران همراه مي نمايند و پاسخهاي مطلوب را در آنان افزايش مي دهند و به اين ترتيب از ناراحتي هاي فيزيولوژيك مي كاهند. براي مثال موسيقي را همراه با تنفس ريتميك عميق و يا حركات سيبك سازه در كاهش فشار خون، تنش هاي عضلاني، تشنجهاي صرعي و دردهاي ميگرني به كار گرفته اند.
7. موسيقي و فعاليتهاي گروهي :
در اين روش بيماران در فعاليتهاي گروهي موسيقايي مانند شنيدن، خواندن و نواختن شركت مي كنند و ارتباط مثبت بين افراد و احساس بهبودي افزايش مي يابد و متقابلاٌ احساس ناشي از ديدها و بيماري هاي مانند افسردگي و اضطراب كاهش پيدا مي كند. شركت در كنسرتهاي موسيقي درخواست آهنگاهاي مورد علاقه اجراي موسيقي في البداهه به طور گروهي و همچنين بحث هاي گروهي درباره موسيقي و تاثير مثبت اين فعاليتها از جمله مواردي است كه گزارش شده است .
|
كليات گياه شناسي كنجد گياهي است يكساله با ارتفاع حدود يك متر كه قسمت انتهايي ساقه آن پوشيده از كرك است . برگهاي آن يبضي ، باريك و نوك تيز است . گلهاي آن برنگ سفيد و يا قرمز بطور تك تك در كناره برگ هاي قسمت انتهايي ساقه ظاهر مي شود . ميوه اين گياه بصورت كپسول و محتوي دانه هاي كوچك و مسطح و بيضوي است كه دانه كنجد ناميده مي شود و قسمت مورد استفاده اين گياه است . وطن اصلي كنجد هندوستان است كه از آنجا به نقاط ديگر دنيا راه يافته است . در حال حاضر چين بزرگترين توليد كننده كنجد در دنيا مي باشد . هندوستان و حبشه از نظر توليد بعد از چين قرار دارند . در ايران نيز مقدري كنجد توليد مي شود كه بيشتر آن به مصرف تهيه روغن و حلوا دره مي رسد | ||
| تركيبات شيميايي:
كنجد داراي پروتئين ، ويتامين هاي B,D,E,F و لسيتين Lecithin مي باشد . مقدر روغن آن در حدود 50% است روغن كنجد مركب از حدود 70% اسيدهاي جرب اشباع نشده مانند لينولئيك اسيد ،اولئيك اسيد و مقدري اسيدهاي چرب اشباع شده مانند اسيد پالمتيك و آراشيديك اسيد مي باشد . روغن كنجد يكي از روغن هاي شاباع نشده و مفيد براي بدن است و در آمريكاي شمالي و كانادا بمقدر زياد مصرف مي شود و دليل آن اسن كه اين روغن نه فقط كلسترول بدن را بالا نمي برد بلكه آنرا كاهش مي دهد . براي تهيه روغن كنجد معمولا دانه ها را مي شويند تا رنگ روي آن از بين برود سپس دانه ها را آسياب كرده و در آب مي ريزند تا پوست آن كه سبك روي آب بيايد كه آنرا مي گيرند . بعد دانه ها را خشك كرده و در آب جوش مي ريزند و خمير مي كنند . اين خمير را تحت فشار قرار داده تا روغن آن جداشود . اين روغن را روغن سرد فشار اول مي نامند و از تفاله باقيمانده تحت اثر فشار و گرما روغني بدست مي آيد كه بنام روغن گرم يا فشار دوم معروف است كه البته ارزش غذايي روغن سرد را ندارد . تفاله باقيمانده از اين مرحله را معمولا براي علوفه دام ها بكار مي برند . مخصوصا اين تفاله از نظر داشتن مواد پروتئيني غذاي خوبي براي گاوهاي شيدره است . اگر مي خواهيد از روغن كنجد استفاده كنيد دقت كنيد كه روغن سرد فشار اول باشد كه بنام First cold pressed معروف است زيرا در اثر حرارت دادن روغن كنجد خواص خود را از دست مي دهند . | ||
| خواص داروئي:
از نظر طب قديم ايران كنجد گرم و تر است . كنجد بسيار مغذي است و در اكثر كشورهاي فقير بعنوان جانشين گوشت بكار مي رود . 1)براي چاق شدن و تقويت نيروي جنسي موثر است 2)براي رفع قولنج كنجد را آسياب كرده و با سركه مخلوط كنيد و بمقدر نصف وزن كنجد ، مغز بادام پوست كنده را بآن اضافه كنيد آنها را پودر كنيد و هر روز بمقدر يك قاشق سوپخوري از آن بخوريد . 3) كنجد گرفتگي صدا را از بين مي برد . 4)نرم كننده معده و روده است 5)كره كنجد كه در كانادا بنام تاهيتي معروف است و شبيه دره مي باشد غذاي خوبي براي رشد بچه هاست . 6)برگ كنجد را اگر به سر بماليد باعث رشد و سياهي موي سر مي شود 7)دره نرم كننده معده و روده هاست 8)كنجد فشار خون را كاهش مي دهد 9)كنجد ضد رماتيسم است 10)براي رفع ناراحتي كيسه صفرا مفيد است 11)دم كرده برگ كنجد اسهال خوني را برطرف مي كند 12)روغن كنجد براي رفع تنگي نفس و سرفه خشك و زخم ريه مفيد است 13)روغن كنجد سوز ش ادرار را رفع مي كند 14)از روغن كنجد بجاي روغن زيتون در سالاد استفاده كنيد 15)كنجد با همه خواصي كه درد براي معده اي ضعيف مناسب نيست زيرا ثقيل الهضم است . اينگونه اشخاص بايد آنرا با عسل وسركه بخورند . | ||
| مضرات :
مضرات خاصي براي آن بيان نشده است |
بدون شك، شستشوي مو با شامپو، شانه كردن و مرتب نمودن آن از عوامل مؤثر و ضروري در بهداشت و حفظ طراوت مو محسوب مي شود؛ اما بسياري از افراد در اين كار به بيراهه رفته و با افراط و تفريط، به موي خود ضربه مي زنند كه حداقل آسيب وارده، شكننده و خشك شدن پوست سر آنهاست.برخي از افراد عادت دارند پس از شستشوي مو با شامپو از نرم كننده ها استفاده كنند تا بدين وسيله شانه كردن مو را آسان كرده باشند.

بايد اين نكته را متذكر شد كه چنين افرادي بايد پس از استفاده از مواد مذكور، با حوله موها را كاملاً خشك كنند؛ البته به طوري كه به ريشه مو فشار وارد نشود.بايد توجه داشت كه موي خيس به راحتي و با اندك فشاري مي ريزد، لذا توصيه مي شود در اين زمان به هيچ وجه مو را شانه نكنيد و يا اين كار را به آرامي انجام دهيد.
بهترين شانه ها براي مو، شانه هايي است كه دندانه هاي فاصله دار داشته باشند و همچنين برسهايي كه اصطلاحاً دانه هاي نرم داشته باشد، بهترين نوع به شمار مي آيند.
سالانه افراد بى شمارى در سراسر جهان به بيمارى حاد كليه مبتلا مى شوند. اما هنوز اكثر مردم چيزى درباره اين بيمارى - كه تا زمانى كه خيلى پيشرفته مى شود و خودش را نشان مى دهد - نمى دانند. همانند بيمارى قلبى، بيمارى كليوى نيز يكى از مشكلات خاموشى سلامتى است كه هيچ علائم يا نشانه اى در مراحل اوليه از خود بروز نمى دهد.

در واقع بيمارى زمانى نمود پيدا مى كند كه عملكرد كليه كاهش پيدا مى كند و يا متوقف شود. به همين دليل است كه پزشكان سعى دارند با آگاه كردن مردم درباره اين بيمارى و روند آن شانس خود را براى جلوگيرى از عدم عملكرد كليه و نهايتاً مرگ افراد افزايش دهند.
كليه هاى سالم با توليد ادرار، خون بدن را از فضولات و مواد سمى پاك مى كنند. آن ها ميزان «فلويد» بدن را تنظيم مى كنند و احتياج به موادغذايى مثل سديم، كلسيم، پتاسيم و فسفر دارند. علاوه بر اين كليه هاى بدن هورمون هايى ترشح مى كنند كه باعث تنظيم فشارخون، ساخت سلول هاى خونى قرمز رنگ و مستحكم شدن استخوان ها مى شود. اكثر كليه ها عملكرد خوب و درستى دارند، اما گاهى اوقات كليه ها توانايى خود را در خارج كردن «فضولات و فلويدها» از دست مى دهد كه باعث مى شود ميزان اين مواد خطرناك در بدن افزايش پيدا كند. چنانچه اين موضوع معالجه نشود، ساخت مواد سمى، فلويد اضافى و ميزان مواد معدنى خطرناك در بدن باعث مرگ مى شود.
دو نوع بيمارى كليه وجود دارد
۱) بيمارى كليوى حاد: وقتى كه ناگهان كار كليه ها متوقف مى شود.
۲) بيمارى كليوى مزمن (كهنه): در اين نوع رشد اين پروسه و روند بيمارى در طى چند ماه يا حتى چند سال طول مى كشد و چنانچه درمان نشود، مى تواند باعث از كار افتادن يك كليه يا هر دوى آن ها شود.
نشانه ها و علائم هر نوع بيمارى بستگى به شدت آن دارد. بيمارى نوع اول اغلب پس از يك عمل جراحى پيچيده يا يك ضربه يا آسيب جدى رخ مى دهد كه علائم آن مثل جمع شدن فلويد، خونريزى داخلى، سرگيجه و حالت كما به طور يك دفعه و ناگهانى خودشان را بروز مى دهند كه خوشبختانه در بسيارى از بيماران با درمان مناسب كليه ها به وضعيت طبيعى يا نزديك به آن بازمى گردند.
بيماران مبتلا به بيمارى كليوى مزمن، معمولاً با كاهش دائمى عملكرد كليه ها مواجه مى شوند كه بيمارى فشار خون و ديابت از رايج ترين دلايل آن است.
درحقيقت بيش از ۴۰درصد بيمارانى كه به بيمارى ديابت نوع يك مبتلا هستند، دچار بيمارى كليه مزمن نيز خواهند شد.
اما يك خبر خوب، چنانچه بيمارى ديابت كنترل شود، احتمال ناراحتى كليه كاهش پيدا مى كند.
نحوه درمان بيماران كليوى
نحوه درمان اين بيماران بستگى به درجه بيمارى و ميزان پيش رفتگى آن دارد و در مراحل اوليه با تجويز داروهايى خاص قابل درمان است، اما در مراحل حادتر و انتهايى اين بيماران به «دياليز» منظم يا حتى پيوند كليه نياز دارند.
در دياليز از دستگاهى استفاده مى شود كه محصولات اضافى و فضولات و فلويدهاى اضافه را از خون بدن خارج مى كند و آن را تصفيه مى كند.
دو نوع دياليز براى اين بيماران وجود دارد، در نوع اول آن كه HD ناميده مى شود، بيمار هفته اى سه مرتبه يا بيشتر بايد به مركز دياليز برود و تا اتمام درمان به ماشين مربوط به دياليز وصل باشد. اما نوع دوم آن كه PD ناميده مى شود، معمولاً هر روز انجام مى شود كه در اين روش با استفاده از لوله اى كه هنگام پيوند كليه در قسمت نيم تنه بالاى بيمار قرار داده اند فضولات و مواد سمى از داخل كليه انسان خارج مى شود.
«گستون برت» يكى از ۶۰ هزار بيمارى است كه در ليست انتظار بيماران پيوند كليه است. اين كارگر ۵۶ ساله ۵ روز در هفته كار مى كند و هر روز نيز دياليز مى شود. او مى گويد: درست است كه با مشكلات زيادى مواجه هستم، اما با آن ها كنار مى آيم، مهم نيست، من زندگى خوب و سالمى دارم و اصلاً شكايتى ندارم.
دكتر «راد» متخصص كليه مى گويد: هيچ درمانى براى بيماران كليوى مزمن وجود ندارد اما با دادن آگاهى لازمه به افراد عادى كمك كنيم تا حداكثر زمان ممكنه كليه هاى سالمى داشته باشند كه بخوبى كار كند.
براى داشتن كليه هاى سالمتر:
۱) فشار خون خود را هميشه كمتر از ۱۲۰ روى ۸۰ نگه داريد. ۱۲۰/۸۰
۲) چنانچه به بيمارى ديابت مبتلا هستيد، حتماً تحت نظر پزشك باشيد و سعى كنيد آن را كنترل كنيد.
۳) رژيم غذايى مناسب و مغذى داشته باشيد و حداقل روزانه ۵ وعده از ميوه جات و سبزيجات استفاده كنيد.
۴) مراقب كلسترول خود باشيد.
۵) سيگار نكشيد.
۶) روزانه بيش از ۲/۴۰۰ ميلى گرم سديم (نمك) مصرف نكنيد، يعنى تقريباً معادل يك قاشق چايخورى.
۷) حتماً روزانه زمانى را به ورزش اختصاص دهيد.
۸) حتماً سالى يك بار براى معاينه كليه هاى خود نزد پزشك برويد.
۹) همه آزمايش هاى مربوط به كليه را كه پزشكتان لازم و ضرورى مى داند، انجام دهيد.
۱۰) چنانچه دچار عفونت هاى كليوى يا مثانه شديد نزد پزشك برويد كه از علائم آن ادرار همراه درد يا سوزش، كدر و قرمز رنگ شدن رنگ ادرار، تب و لرز شديد، كمر درد و يا درد در دو طرف دنده هاى بدن است.
محققان ژاپنى معتقدند كارمندانى كه روزانه بيش از ۵ ساعت پشت ميز مى نشينند گرفتار عوارضى مانند خواب آلودگى و اضطراب مى شوند و اين دو مورد زمينه را براى دردهاى عضلانى و يا پرخورى فراهم مى آورند.
وانگهى كارمندان پشت ميزنشين هم كه رژيم مى گيرند همگى يك مساله مشترك دارند و آن اين كه چگونه ممكن است در حالى كه تمام روز در برابر كامپيوتر نشسته اند وزن خود را كاهش دهند؟
با همه اين حرف ها كنترل وزن به سادگى يك معادله رياضى است. براى كاهش وزن شما بايد بيشتر از آنچه كه كالرى به دست مى آوريد آن را بسوزانيد. وقتى شما پشت ميز نشسته ايد و تمايل به خوردن داريد معادله اى كه براى حل آن سرسختانه مى كوشيد با شكست روبه رو مى شود.
توصيه ها
- در مورد وعده هاى بين غذايى دقت كنيد: بيشتر ما در حالى كه پشت ميز نشسته ايم تمايل به خوردن داريم. اگر شما يكى از اين افراد هستيد آماده باشيد. در كنار خود، غذاهاى سالم داشته باشيد تا مجبور به خريد مواد غذايى آماده از بيرون نشويد. مواد خوراكى را در كنار خود نگهدارى نكنيد، بلكه آن را در جايى در يك قفسه دور از دسترس خود قرار دهيد.
- بنوشيد: به همين ترتيب اگر آب در دسترس شما باشد، به راحتى تا پايان روز ۸-۷ ليوان آب مصرف مى كنيد. بنابراين يك بطرى يا ليوان آب تازه تمام روز در كنار خود داشته باشيد.
- برنامه ناهار: يك پيشنهاد اين است اگر مى توانيد جلوى اشتهايتان را بگيريد و نيمى از ناهار خود را حدود ساعت ۱۱ و نيمى ديگر را حدود ساعت ۳-۴ بخوريد.
پيشنهاد ديگر اين كه از غذايى كه خيلى دوست نداريد استفاده كنيد تا اشتهاى شما برانگيخته نشود و باز يك پيشنهاد ديگر اين كه غذاى خود را از منزل به محل كار ببريد.
- حركت كردن: اگر ۱۰ دقيقه هم فرصت داريد سعى كنيد در اين زمان ورزش كنيد. هر وقت كه مى توانيد بلند شويد و حركت كنيد. سعى كنيد ناهار خود را در جايى دورتر از محل كار خود بخوريد و به جاى رانندگى راه برويد.
به جاى اينكه به همكاران خود e-mail بزنيد يا تلفن كنيد، حضورى با آنها تماس بگيريد، به جاى آسانسور از پله ها استفاده كنيد و تا مى توانيد خودروتان را دورتر از محل كار پارك كنيد.
خرما داراي 25 درصد ساكاروز، 50درصد گلوكز، و مواد آلبومينوئيدي، پكتين و آب مي باشد. همچنين داراي ويتامينهاي مختلف از جمله ويتامين ، ,E ,B,C A و مقداري املاح معدني مي باشد.
خواص دارويي: درخت خرما خواص بي شماري دارد و مي توان گفت كه از تمام قسمتهاي اين درخت مي توان استفاده كرده و يك ضرب المثل عربي مي گويد كه خواص درخت خرما به اندازه روزهاي سال است

از برگ و شاخه درخت خرما سبد و فرش تهيه مي كنند. از هسته آن نان و از ميوه خرما و عسل. همان طور كه مي دانيم خرما تنها ميوه اي است كه در صحرا وجود دارد و طبيعت اين درخت را به مردم صحرا داده است كه تمام احتياجهاي خود را از آن رفع مي كنند.
مردم صحرا هسته درخت خرما را در آورده و از آن نان مي پزند يا هسته را بو داده و از آن به عنوان قهوه استفاده مي كنند زيرا دم كرده آن بسيار مطبوع است و يا حتي آن را در آب براي چند روز خيس كرده و به عنوان غذاي مقوي به شترهاي خود مي دهند و معتقدند كه اين غذا از گندم و جو مقوي تر است.
اعراب از قديم اعتقاد داشتند كه خرما انرژي خورشيد را گرفته و در خود ذخيره مي كند و اين انرژي با خوردن خرما به بدن آنها منتقل مي شود.
اعراب از خرماي كال نيز استفاده مي كنند و معتقدند كه آثار درماني بسياري دارد از جمله، خرماي سبز و انرژي زا مي باشد. حتي هسته خرماي سبز را نيز در آورده و پمادي از آن تهيه مي كنند كه براي بعضي از زخمها به كار مي رود.
اثر معجزه آساي ديگر هسته خرما، از بين بردن تورم پلكهاي چشم است، براي اين منظور پمادي از هسته خرما درست كرده و آن را روي چشم مي گذارند، اين پماد براي رشد مژه هاي چشم نيز بهترين دارو است.
در زمانهاي قديم همواره خرما را براي قدرت و انرژي به كار مي برده اند و هنوز بهترين ميوه براي بازيافتن انرژي و قدرت جواني است.
گلهاي درخت خرما نيز خاصيت دارويي دارند. طعم گلهاي درخت خرما تلخ است و اثر مسهلي دارد.
مضرات: مواظب باشيد در خوردن آن افراط نكنيد زيرا داراي قند زيادي است. در اين صورت آنهايي كه لوزالمعده حساس دارند و يا آنهايي كه بيماري قند در خانواده آنها وجود دارد بايد كمتر از اين ميوه استفاده كنند.
همه می دانیم که درجامعه ماشینی امروزغذا خوردن جمعی به گونه ای که همه اعضای خانواده سر یک ساعت معین برسر سفره یا میزحاضر باشند، تقریبا هنری فراموش شده است. این موضوع جای تاسف بسیاری دارد .
در این میان کودکان بهانه های خودشان را دارند. بهانه های فراوانی که برای فرارازباهم غذا خوردن کافی است؛ مثل بازی کردن ، درس خواندن ، خواب و...لازم است والدین راهی پیدا کنند تا آنها اهمیت جمعی غذا خوردن در خانواده را درک کنند. می دانیم که وقتی اعضای خانواده دورهم جمع می شوند وبه صورت جمعی غذا می خورند،این حس جمعی لذت زیادی را نصیب هریک از اعضا می کند.
به علاوه این دورهم بودن بهانه ای است تا ازحال هم جویا شوند وگزارشی ازفعالیت های روزانه خود مطرح کنند. دراین میان کودکان نیزتحت آموزش غیرمستقیم قرارمی گیرند.آنها ازطریق مشاهده ، با آداب ورسوم خانوادگی درغذا خوردن آشنا می شوند واز خلال آن به درک بهتری از زحمات پدر ومادرمی رسند وقدر آنها را بیشترمی دانند. محیط گرم وصمیمی جمع خانواده باعث می شود تا با آرامشی واقعی و دوراز نگرانی ها غذا میل شود ولذا به جذب بهتر مواد غذایی در بدن کمک شایانی خواهد شد. حاصل این همراهی جمعی آن است که احساس تعلق خانوادگی موجب لذتی برتر می شود .
یکی از کارشناسان تغذیه می گوید: ما باید با خردمندی به کودکانمان کمک کنیم تا به تغذیه جمعی یعنی تغذیه با اعضای خانواده درجهت بالا بردن سلامت بدن و کنترل وزن پی ببرند. زیرا حاصل تغذیه در محیط خانواده درمورد کودکان کم غذایی است که آنها به دلیل احساس لذت ، ازغذا خوردن امتناع نکرده بلکه با اشتهای تحریک شده غذا می خورند. در نتیجه بهتر می خورند وبهترخوردن باعث جذب غذا به طور کامل می شود. ازطرف دیگر به دلیل رعایت قواعد وآداب ورسوم غذا خوردن نوعی سلامتی روحی هم حاصل می شود که در صورت تغذیه انفرادی کلیه این عایدات حذ ف می گردد.
دربعضی ازخانواده ها عادتی نادرست در نتیجه تغذیه جمعی شکل می گیرد وآن اینکه خیلی دوست دارند که هنگام غذا خوردن حرف بزنند. باید به یاد داشته باشیم که این کار ریشخندی به سلامتی است ! و کاری بسیار حادثه ساز است. حتما احتمال خفگی را شنیده اید. ازمزایای جمعی غذا خوردن صحبت شد ولی معایب تغذیه انفرادی را بازگو نکردیم . می دانیم که به دلیل زندگی ماشینی، امروزه افراد خانواده اغلب به دلیل اینکه در طول روز مشغول هستند، فرصتی برای دور هم بودن ندارند .
در موردتغذیه نیز جمع شدن سریک میز کاری غیر ممکن است بنا براین آنها معمولا یا در حال سوارشدن به وسیله نقلیه یا درحال رانندگی ،درس خواندن و...هستند لذا با عحله به تنهایی ازفرصت های کوتاه برای تغذیه استفاده می کنند. ساده ترین ضرراین عمل ، سوء هاضمه یا سوء جذب مواد غذایی است. در حالی که اگر زمانی هر چند کوتاه را صرفا به عمل غذا خوردن اختصاص دهند وزمینه ای فراهم شود که خانواده حتی برای یک نوبت غذایی دور هم جمع شوند وغذا بخورند در سلامت روح و جسم خود کاری اساسی کرده اند که حاصل آن اعجاب آور است.
در مورد کودکان اغلب این سوال پیش می آید که آیا آنها هم از غذا خوردن جمعی همراه با بزرگترها لذت می برند؟
پاسخ این است که تا حد زیادی وابسته به سن وسال آنان است. به طوری که قواعدی پیشنهاد می شود که مثلا کودکان زیر2 سال که هنوز توانایی نشستن بیش از 5 دقیقه را ندارند نباید مجبوربه نشستن سرمیز به مدت نیم تا یک ساعت کرد . زیرا آنها خسته می شوند و نه تنها از تغذیه جمعی لذت نمی برند بلکه پرخاشگروکم غذا هم می شوند . ولی در مورد کودکان بالای 5 سال وضع فرق می کند آنها باید عادت کنند تا با اعضای خانواده بنشیند و حتی همراه آنها بلند شوند . این یکی از آداب و رسوم غذا خوردن است که آنها باید بیاموزند . اغلب ما باهم غذا خوردن وجمع شدن اعضای خانواده را دوست داریم و یک دستور قطعی و لازم الاجرا می دانیم. ممکن است خیلی ها بگویند که شرایط کار و زمان بندی برای مشغولیت های زندگی این اجازه را نمی دهد که در یک زمان مشخص همه اعضای خانواده با هم غذا بخورند ولی می شود با یک تغییر کوچک واجرای برنامه ای حساب شده در زندگی ولو به منظور جمع کردن تعدادی از افراد خانواده ، دورهم جمع شد. دراین صورت اگر موفق به این کار شدید به خاطر داشته باشید که؛ به تنها چیزی که باید فکر کنید افراد خانواده وسپس خود غذاست ونه هیچ چیز دیگر.
با این تاکیدهایی که دراهمیت تغذیه جمعی شد جای تاسف است اگر باز هم دیده شود افراد خانواده بخصوص کودکان با عجله به منزل بیایند ومایکروویو را روشن کنند وبرای صرف غذایی لقمه ای به اتاقشان پناه ببرند. نظرشما چیست؟
هنگامي كه ما بيداريم همه ماهيچه هاي ما در سراسر راههاي تنفسي، اين مسير را باز نگه مي دارد و مانعي وجود نداردكه توليد صدا كند.
اما درهنگام خواب كه ماهيچه ها درحال استراحتند،هوا درمسير خود به موانع و مقاومتهايي برخورد مي كند. بنابراين براي عبور، نيروي بيشتري به كار مي برد.
همين فعل و انفعال توليد خروپف مي كند. خروپف كردن در مردان 20 بار بيشتر از زنان است. همچنين افراد چاق و كوتاه قد بيش از اشخاص لاغر و بلند قد دچار اين مشكل مي شوند و در ضمن فشار خون هم باعث خروپف كردن در خواب مي شود.
چند پيشنهاد:
- به پهلو بخوابيد و يك بالش اضافي پشت سر خود بگذاريد تا نتوانيد غلت بزنيد.
- اگر ناچار هستيد كه به پشت بخوابيد زير سرتان را با گذاشتن بالش يا متكاهاي سفت بالا ببريد. بالا بردن سر به اين طريق مي تواند از افتادن زبان در ته حلق كه موجب خروپف كردن شما مي شود، جلوگيري نمايد.
- اگر سنگين هستيد، وزنتان را كم كنيد. بافت اضافي چربي در گلو مي تواند موجب خر خر كردن شما شود.
- از خوردن غذاهاي سنگين در حدود سه ساعت مانده به وقت خوابتان خودداري كنيد، اين عمل خرناسه كشيدن شما را تشديد مي كند.
بيشتر دوست داريد به كدام طرف بخوابيد؟ حتماً پيش خودتان مي گوييداين هم شدسوال؟ بله.اين هم نوعي سوال است كه به تازگي مهم شده است! يك پروفسورانگليسي با تحقيق برروي آدمها و طرزخوابيدن آنها، به نتايج جالبي رسيده است.
او 6 طرزمختلف خوابيدن انسان راشناسايي كرده كه هريك از آنهاارتباط مستقيمي باشخصيت فرد دارد! وي مي گويدمحبوبترين طرزخوابيدن به ويژه درميان زنان،اين است كه روي پهلوي راست مي خوابندوپاهايشان رابه طرف شكم خودجمع مي كنند.
41 درصدازمردان و51 درصد اززنان به اين روش مي خوابند.اين پروفسورمعتقداست افرادي كه به اين روش مي خوابند ممكن است خشن به نظربرسنداما روح بسيارحساسي دارندومعمولاً خجالتي هستند.
- كساني كه به پشت مي خوابندودستهاي خودرابه موازات سرروي بالش قرارمي دهند، بيشتر شنوندگان خوبي هستندكه به سادگي دوستاني براي خوددست وپامي كنندامامعمولاً موردتوجه قرارنمي گيرندوترجيح مي دهندكه افرادديگرشمع محفل شوند!
- كساني كه به روي شكم مي خوابندودستان خودرابه موازات سرخودروي بالش قرارمي دهند شخصيت تندخويي دارندومعمولاًبرون گراهستند.هرچندحس اعتمادبه نفس آنها، شخصيت عصبي شان راپنهان مي كندواين گونه افرادمعمولاًدرمقابل انتقادهاي شخصي،بد واكنش نشان مي دهند.
- افرادي كه به پشت مي خوابندوبازوان خودرادرموازات بدن درازمي كنندافرادي آرام وجسور وخوددارهستندكه استانداردهاي شديدي رابراي خودوضع مي كنندوبسيار مقرراتي هستند.
- افرادي كه برروي شانه چپ مي خوابندودست وپاهاي خودراموازي بابدن كشيده شده قرارمي دهند بسيارآرام واجتماعي هستند.
- همچنين اشخاصي كه روي شانه چپ مي خوابندوبازوهاي خودرابابدنشان درحالتي زاويه دار قرارمي دهند،دچاربدبيني وظن وترديدهستند.
شماجزوكدام دسته هستيد؟شايدپيش خودتان فكركنيدكه ازوقتي كه به رختخواب مي رويد، تا صبح هزاران باراين وروآن ورمي شويدوصبح بافاصله اي درحدود12مترآن طرفتراز رختخوابتان ازخواب بلندمي شويد.امامنظوراين پروفسوراين نيست.اومي گويدهرآدمي بيشتر به يك طرف عادت داردكه بخوابدووقتي آماده خواب مي شودترجيح مي دهدبه همان طرف بخوابد.حالاتاصبح ديگرمعلوم نيست چندين بارجابه جامي شود!

Grind Alert برای پیشگیری از دندان قروچه طراحی شده است و البته جای ان به جای داخل دهان بر روی پیشانی است. حس گرهای این وسیله میزان فعالیت عضله گیجگاهی را که در دندان قروچه منقبض می شود را اندازه می گیرد و سپس کارکرد ان یا در حد تایید تشخیص کلینیکی باقی می ماند یا این که به گفته سازندگانش با ارسال امواج حالت "بیش کارکرد" عضله ودر نتیجه دندان قروچه را بر طرف می کند. "خواب راحت ودندان های سالم " شعار www.bruxcare.com می باشد. باشد که برای سایر استرس های زندگی نیز سربندی طراحی کنند.
به گزارش هلث دی طبق اعلام انجمن پزشکی پا در آمریکا ناخن ها پا می توانند سیگنالی برای نشان دادن شروع بیماری هستند. برای مثال ناخن های سفت و ضخیم می توانند نشانه پسوریازیس باشند.
ناخن هایی که بجای بیرون به سمت داخل بر می گردند می توانند نشان دهنده این باشند که شخص دچار آنمی است. بهترین راه برای مراقبت از ناخن های انگشتان پا درست کردن و پاکیزه نگه داشتن مرتب آنها ، شستشو با آب و صابون و خشک کردن کامل است.
هر از گاهی ناخن ها را بررسی کنید تا مطمئن شوید بالاتر از حد انگشت نرسند یا به یکی از حالت های فوق الذکر در نیایند. اگر در باره مانیکور ناخن های پا حساسیت شدیدی دارید از ضد عفونی ابزار مورد نیاز اطمینان حاصل کنید.
بی شک این مطلب نشانه حسن اعتماد شما به من و توجه شما به این وبلاگ بوده است.........پس من را با نظرات خوب خود در هر چه بهتر شدن این وبلاگ یاری نمایید.
مشخصات:
گياهي است از تيره كاسني كه بيشتر در ارتفاعات مي رويد. علفي وپايا بوده و ارتفاع آن حدود 10 تا 60 سانتيمتر است و گلهاي زرد زيبايي دارد .
خواص دارويي: گرم و خشك ، مقوي قلب، تب بر، مدر بول، دافع صفرا، ضد كرمهاي لوله اي و انگلهاي ديگر ، اشتها آور، قابض دافع اخلاط بلغمي، ضد عفوني كننده و شربت آن جهت معالجه تب هاي نوبه اي سرد مزاج مصرف مي شود .
كاسني: cichorium intylus
گياهي است علفي و پايا و بصورت خودرو در باغها و چمن زارها و لب جوبهاي آب مناطق معتدل مي رويد .
خواص دارويي:
طبيعت آن سرد و تر است . و برطرف كننده عطش مفرط ، مدر صفرا، تب بر، درمان ديفتري ، تصفيه خون، معالج بيماريهاي پوستي .
شاه تره : fomaria officinalis
گياهي از تيره خشخاش ، علفي يكساله با ساقه اي شكننده كوتاه و شاخه دار .
خواص دارويي:
اشتها آور، تصفيه خون، تب بر، برطرف كننده بيماريهاي پوستي ، ضد جوش و حساسيت.
برگ سنا: coronilla varia
گياهي از تيره بقولات ، علفي و پايا با ريشه اي عميق و ساقهاي بالا رونده پر شاخه و برگهاي تك شاخه اي متناوب هستند.
خواص دارويي:
ملين، مدر بول، تسكين دهنده اضطراب قلبي و تسكين دهنده آسم .
گل ختمي:althaea officinalis
كياهي است از تيره پنيرك يكساله و خودرو ، گل و ميوه و ريشه آن مصرف دارويي دارد .
خواص دارويي:
طبيعت آن معتدل است ، ملين و مسهل قوي ، خلط آور ، ضد سرفه ، پيچش شكم ، قولنج و دا نه اين كياه در معالجه زخم هاي امعا نيز مفيد است .
گل نيلوفر :nymphaea albal
گياهي است از تيره نيلوفر آبي . گياهي پايا آبزي با ريزم ضخيم و خزنده ، برگهاي آن چرمي شكل بوده و دمبركهاي بلندي دارد.
خواص دارويي:
ضربان قلب و تحريكات جنسي را كاهش مي دهد ، قابض و بند آورنده خون ، خلط آور و ضد سرما خوردگي مي باشد.
گزنه :urtica tioica
گياهي از تيره گزنه ،علفي و پايا با ساقه اي منشعب است . ساقه آن راست و چهار گوش بوده و برگهاي آن پوشيده از كركهاي گزنده اي است .
خواص دارويي:
مداواي مجاري ادرار( پروستات) ، درمان دستگاه تنفسي ، كاتاره معده، ضد قند خون ، افزايش دهنده قلبولهاي قرمز خون.
گل هميشه بهار :arnica inontana
گياهي از تيره مركبات ، علفي و پايا و ريزه دار .
ساقه هوايي افراشته منشعب و داراي پرزهاي غده اي گل آ ن زرد رنگ مي باشد .
خواص دارويي:
ضد نفخ معده و روده ، تحريك كننده كار كليه ها، افزايش دهنده جريان خون و فعاليتهاي قلبي مي باشد.
آويشن:thymusvalgris
گياهي از تيره نعنا ، درختچه اي كوتاه و پر شاخه است . برگهاي نازك و متقابل دارد .داراي گل هايي سفيد و چتري و منفرد مي باشد.
خواص دارويي:
ضد عفوني كننده ، هاضم غذا ، ضد سرفه، ضد بو، ضد تشنج، چاشني غذا .
بيد مشك:salix aegyptiaca
اين گياه نژادي از بيد است كه اندازه آن از بيد معمولي كوچكتر ولي سنبله هاي آن داراي اسانس معطري هستند . گلهاي آن قبل از برگها ظاهر مي شوند .اسانسي از اين گياه گرفته مي شود بنام عرق بيد مشك . هم براي معطر كردن شربت و هم داراي خواص درماني بالا مي باشد.
خواص دارويي:
طبيعت آن سرد و تر است . مقوي قواي د ماغي و قلب، مفرح روح، ملين مزاج ، سردردهاي گرم مزاج را نيز تسكين مي دهد .
همه انسان ها مي خواهند با رعايت رژيم غذايي خوب و صحيح از سلامت کامل برخوردار باشند، رژيمهاي غذايي گوناگوني نيز از سوي متخصصان تغذيه توصيه مي شود که هر يک به نوبه خود مفيد هستند ، اما آيا مي توان با مصرف برخي مواد غذايي ، تمام مواد مورد نياز بدن را تامين کرد و از سلامت و انرژي کافي برخوردار بود؟
پاسخ اين سوال مثبت است. تحقيقات اخير نشان داده است که اگر 14 ماده غذايي را در برنامه خود قرار دهيد و مصرف کنيد، شاهد نتايج فوق العاده اي در وضع سلامت خود خواهيد بود.
يکي از پزشکاني که در بيمارستان کاليفرنيا مشغول کار است ، مي گويد: بسياري از بيماران با رعايت يک رژيم غذايي ساده پيشرفت خوبي در جريان درمان از خود نشان دادند.
او مي گويد: مهم نيست که شما قصد داريد از ابتلا به بيماري هاي قلبي ، ضعف عضلاني ، يا سرطان پيشگيري کنيد، زيرا تمام بدن يک سيستم واحد است و سلامت قلب به اندازه سلامت چشم يا پوست اهميت دارد، پس با رعايت رژيم غذايي سالم و مفيد به سلامت کل بدن کمک مي کنيد و نياز نداريد براي سلامت هر عضوي يک رژيم غذايي خاص داشته باشيد.
و اما اين موادغذايي فوق العاده 14 مورد هستند و عبارتند از:
1- انواع لوبيا
2- زغال اخته
3- گل کلم
4- جو
5- پرتقال
6- کدوتنبل
7- ماهي آزاد
8- سويا
9- اسفناج
10- چاي (سبز يا سيا )
11- گوجه فرنگي
12- بوقلمون
13- گردو
14- ماست
به عقيده آقاي استيون پرت که يکي از محققان مواد غذايي است. وقتي شما اين مواد را به رژيم غذايي خود بيفزاييد، بسياري از تغييراتي که در بدن ايجاد شده و منجر به بيماري هايي نظير ديابت ، فشار خون بالا، آلزايمر و برخي سرطان ها مي شوند، متوقف شده و شما از بدني سالم برخوردار خواهيد بود.
نکته جالب ديگر اين است که در هر نقطه از جهان که زندگي کنيد، مي توانيد آنها را مصرف کنيد و غذاهايي نيستند که مصرف آنها براي افرادي در مناطق خاص دشوار باشد و اما حالا بپردازيم به دليل مصرف اين گونه مواد:
گردو: حاوي چربي خوب
گردو يکي از بهترين مواد غذايي است ، حتي چرب ترين انواع آن حاوي روغن امگا 3 است که بسيار مفيد مي باشد.
اين روغن در ماهي آزاد نيز يافت مي شود و ماهي آزاد براي سلامت قلب نيز مورد توجه است و مي تواند احتمال ابتلا به بيماري هاي قلبي را کاهش دهد.
اگر شما 5 بار در هفته هر بار يک مشت گردو بخوريد، علاوه بر مصرف کالري خوب از فوايد آن نيز بهره مند مي شويد.
به رژيم غذايي خود کمي هم رنگ بدهيد
يک ضرب المثل مي گويد: هميشه چيزهاي خوب در بسته هاي کوچک هستند. زغال اخته نيز از جمله موادي است که شامل مواد مغذي گوناگون است ؛ يعني نمي توان گفت سرشار از يک نوع ماده مفيد است ، اما شامل ويتامين C، اسيد فوليک ، فيبر، کاروتن و صدها ماده مفيد ديگر است که در يک ميوه خوش رنگ کوچک جمع شده است.
بورسي کلويدنس از محققان تغذيه است و عقيده دارد غذاهايي که رنگ دارند يعني قرمز، سبز، بنفش و نارنجي هستند، موادي دارند که مانع ابتلا به بيماري هاي قلبي و سرطان مي شوند و در ضمن به حالت تعادل روحي ، حافظه و قدرت تفکر نيز کمک مي کنند.
اما چگونه به غذاهاي خود رنگ بيفزاييم؟ به سوپ يا کباب ، گوجه فرنگي اضافه کنيد.
در ساندويچ نيز از فلفل دلمه اي ، گوجه فرنگي و اسفناج يا جعفري تازه استفاده کنيد. در ميان روز از بادام ، گردو، گل کلم و انگور به عنوان ميان وعده غافل نشويد.
انواع ميوه ها نيز علاوه بر داشتن مواد مغذي ، انرژي کافي نيز براي بدن تامين مي کنند.
سويا و تاثير خوب آن بر کلسترول
استفاده از سوي به اين معنا نيست که تا حد ممکن از سويا سس در غذاها استفاده کنيم. بلکه از انواع دانه هاي محتوي سويا بهره مند شويم.
سويا يکي از موادي است که براي قلب مفيد است ، زيرا کلسترول را پايين مي آورد و داراي فيبر و پروتئين فراوان نيز هست.
جو و لوبيا ، سرشار از فيبر
فيبري که در جو و لوبيا موجود است مانع بالا رفتن قند و کلسترول خون مي شود و به تنظيم کار روده نيز کمک مي کند.
مطالعات حاکي از آن است که غذاهايي شامل جو، لوبيا، برنج ، ميوه ها و سبزي بويژه سيب منابع سرشار فيبر هستند که علاوه بر فوايد خود بتدريج هضم مي شوند و مانع بالا رفتن ناگهاني قند خون مي شوند، در صورتي که نان و شيريني ها چنين نيستند، منابع سرشار فيبر به کنترل وزن نيز کمک مي کنند.
در ضمن مصرف 5 تا 9 وعده در روز از ميوه ها و سبزي ها براي سلامت بسيار مفيد است. از آنجا که انواع لوبيا سرشار از پروتئين است ، مي توان آن را به سوپ ، سالاد و تخم مرغ نيز اضافه کرد.
کلسيم و استخوان ها
ماست و ديگر محصولات لبني با تقويت استخوان ها مانع شکستگي آنها مي شود. همچنين در سلامت دندان ها و کمک به انقباض عضلات و تنظيم ضربان قلب نيز موثر است.
احتمال ابتلا به بيماري هاي روده را کاهش مي دهد و در کاهش وزن نيز تاثير دارد. مصرف روزانه حداقل 1000 ميلي گرم کلسيم نيز مانع افزايش وزن مريض مي شود.
مي توانيد روز را با يک استکان چاي آغاز کنيد و يک ليوان شير کم چرب و تازه به همراه تکه اي از نان گندم کامل براي صبحانه کافي است ، با غذا ماست را فراموش نکنيد و در ميان روز نيز از هويج و ميوه استفاده کنيد.
از پنير نيز براي رفع گرسنگي و تامين انرژي مي توانيد استفاده کنيد. مطمئن باشيد اگر اين 14 غذا را در برنامه خود بگنجانيد، علاوه بر سلامت کلي نيازي به رژيمهاي کاهش وزن نيز نخواهيد داشت و از ظاهري شاداب تر برخوردار خواهيد شد.
به نقل از منابع اينترنتي، منابع سرشار از ويتامين A به 4 دسته تقسيم ميشوند. دسته اول سبزيجات نارنجي رنگ مانند هويج، سيبزميني شيرين و كدو تنبل هستند.
دسته دوم سبزيجات داراي برگ سبز تيره از جمله اسفناج و برگ شلغم ميباشند. گروه بعدي ميوههاي نارنجي رنگ از قبيل انبه، طالبي و زردآلوست و در نهايت در گروه چهارم گوجه فرنگيها جاي ميگيرند. منابع سرشار از ويتامين C نيز شامل 3 گروه هستند. گروه نخست مركبات، آب ميوهها، كيوي، توت فرنگي و طالبي هستند. دسته دوم عبارت از گل كلم، فلفل، گوجه فرنگي، كلم قرمز و سيب زميني ميباشد و دسته سوم را نيز گياهان سبز برگدار مانند برگ شلغم، كاهو و اسفناج تشكيل ميدهند. دسته سوم منابع سرشار از فوليت هستند كه به 4 گروه تقسيم ميشوند. اين گروهها شامل نخودها و دانههاي خشك پخته شده و بادام زميني در گروه اول، مركبات و آب پرتقال در گروه دوم، سبزيجات داراي برگ سبز تيره مانند اسفناج و گياه خردل سبز و كاهو در گروه سوم و بالاخره نخودها و دانههاي سبز در گروه چهارم هستند. دسته آخر نيز مواد غذايي سرشار از پتاسيم ميباشند. سبزيجات سرشار از پتاسيم شامل سيب زميني سفيد يا سيب زميني شيرين تنوري، سبزيهاي پخته مانند اسفناج و كدوي نارنجي زمستاني در گروه اول، موز، بارلنگ، ميوههاي خشك از قبيل زردآلو و آلوخشك و آب پرتقال در گروه دوم و دانههاي خشك پخته مانند نخود تنوري و عدس در گروه سوم اين تقسيم بندي قرار ميگيرند.
پياز در دوران گذشته جزو ميوه ها به شمار مي رفت و به عنوان يک دارو ازآن استفاده مي کردند و طبيبان آن زمان به خواص درماني پياز پي برده بودند. اما امروزه پياز را نوعي آنتي بيوتيک مي دانند. در سايت (( نيجر)) در ماه سپتامبر در رابطه با خصوصيات پياز آمده است : (( پياز از لخته شدن خون جلوگيري مي کند. کلسترول خون را کاهش ميدهد و خون را رقيق مي کند و پياز سفيد موثرتراز پياز قرمز است .)) همچنين تحقيقات جديد نشان مي دهد که براي جلوگيري از سرطان پياز بسيار مفيد است و التهابات برونشيتي را کاهش مي دهد. ديگر تحقيقات پزشکي نشان مي دهد پياز خام تنظيم کننده قند خون است و خوردن آن به هنگام سرماخوردگي يکي از عوامل موثر در بهبودي است چرا که حالت آنتي بيوتيک دارد و باکتري ها را از بين مي برد اما در رابطه با ويتامين هاي اين خوردني اعجاز آميز بايد گفت : پياز داراي ويتامين هاي A , B , C و همچنين داراي آهن ، گوگرد ، فسفر، کلسيم ، پتاسيم ، سديم و يد مي باشد که به هضم غذاهاي نشاسته اي کمک مي کند . از اين رو مي گويند با برنج پياز بخوريد همچنين وجود (( سيليس )) در پياز باعث مي شود که استخوانها محکم و عضلات تقويت شود . مي توان اقرار کرد که اين ماده غذايي يک ماده با ارزش درميان مواد غذايي گياهي است که پوست کندن و خوردن آن به اشک ريختنش مي ارزد
| ||
|
|

