ترودی شوپ از بنیان گذاران روش رقص درمانی می گوید: "بسیار ساده باید گفت که واژه ای نیست که بتواند احساس شادی، سرور از وجود خود و اشتیاق به زندگی را که رقص به انسان می دهد، توصیف کند."
رقص یکی از قدیمی ترین شیوه های بیان احساسات آدمی است كه هنوز هم جای خاصی را در زندگی انسان دارد.

رقص در زمان های گذشته نیز در میان اقوام مختلف و در مناطق گوناگون ایران و جهان به عنوان روش درمانی مورد استفاده قرارمی گرفته و بنا بر شواهد باقی مانده، آگاهی زیادی در مورد قدرت جادویی آن وجود داشته است. استفاده از شیوه رقص درمانی، به معنی امروزین آن، از سال های چهل میلادی در آمریکا رایج شده است. در اين روش از هنر رقص و پایه آن یعنی حرکت، برای کمک به استقرار تعادل در وضعیت روحی و جسمی فرد و ایجاد اعتماد به نفس در وی بهره جویی می شود.
در اینجا توجه شما را به ادامه این مطلب جلب می کنم
ادامه مطلب
سازمان بهداشت جهاني، ديابت را پنجمين عامل مرگ انسانها اعلام كرد. به گزارش ایسنا، صنايع دارويي انگليس با ارائه گزارشي در خصوص ديابت اعلام كرد: بيماران مبتلا به ديابت در مقايسه با ديگران 10 سال كمتر عمر ميكنند و حداقل دو برابر، بيشتر به بيماريهاي قلبي و سكته مبتلا ميشوند. پزشكان انگليسي اميدوارند روش ديگري از جمله استنشاق با قرص را به جاي تزريق، عملي كنند چرا كه بسياري از بيماران ديابتي، تزريق انسولين را بسيار دردآور و سخت ميدانند.
آنچه راجع به آنفلوآنزاي مرغي بايد بدانيم
|
آنفولانزاي مرغي ماكيان را مبتلا ميكند و عامل مولد آن ويروسي است كه با ساختار فيزيكي پرندگان سازگار شده است.
با وجود اينكه اين بيماري مخصوص ماكيان است، اما در سالهاي اخير ظاهرا اين ويروس به گونههاي ديگر جانداران نيز منتقل شده و موجب ابتلاي انسانها به اين بيماري شده است.
در مقابل، ويروس آنفولانزاي فصلي بويژه با بدن انسان سازگار ميشود. بر خلاف آنفولانزاي مرغي، آنفولانزاي فصلي به آساني از فردي به فرد ديگر منتقل ميشود و هر ساله جان صدها هزار تن را ميگيرد.
اين ويروس اغلب در فضولات پرندگان يافت ميشوند و مرغداراني كه اين ويروس را تنفس ميكنند به آن مبتلا ميشوند.
انتقال بيماري از انسان به انسان بسيار به ندرت اتفاق ميافتد. آنچه اين بيماري را براي انسان خطرناك ميكند، اينست كه ويروس آن به شكلي دچار جهش ژنتيكي و تغيير رفتار شود كه بتواند از انساني به انسان ديگر منتقل شود.
در نتيجه اين امر، شيوع بيماري بسيار گسترده خواهد شد. خطرناكتر از اين وضعيت آنست كه ويروس مرغي بتواند فردي را آلوده كند كه همزمان به بيماري آنفولانزاي انساني مبتلاست.
در صورتي كه ژنهاي ويروسهاي مرغي و انساني در اين شرايط با يكديگر تركيب شوند ويروس ميتواند از فردي به فرد ديگر منتقل شود و در نتيجه يك آنفولانزاي عالمگير شايع خواهد شد.
تقريبا هيچ فردي به طور طبيعي در برابر ويروس جديد مصونيت نخواهد داشت. در حالي كه اين ويروس ميتواند ظرف 6 ماه به همه مناطق جهان برسد.
هيچ كس نميداند ما چقدر به زمان اين اپيدمي احتمالي جهاني نزديك هستيم، اما بسياري از دانشمندان ميگويند كه ما به اين نقطه خواهيم رسيد، چرا كه به نظر ميرسد همهگيري آنفولانزا در سيكلهاي 25 ساله به وقوع ميپيوندند و آخرين دوره آن در سال 1968 بوده است.
آنچه نگرانيها را در اين اواخر بيشتر كرده اينست كه آنفولانزاي مرغي آلوده كردن پستانداران را از جمله پلنگها و ببرها را آغاز كرده است.
يك بررسي اخير آزمايشگاهي نشان داد كه ويروس آنفولانزاي مرغي ميتواند در ميان گربهها نيز رد و بدل شود. همچنين اين ويروس توانسته اردكها را بدون بروز بيماري و علائم ظاهري آن آلوده كند.
اين امر خطر آلودگي مرغداران را افزايش ميدهد. در مورد علائم بيماري بايد يادآور شد كه ابتدا با يك تب خفيف، سردرد و درد مفاصل آغاز ميشود.
تب بيمار ممكنست به مدت يك روز فروكش كند. بيمار به سختي تنفس ميكند و به تدريج سرفهها آغاز ميشود.
همزمان با كم رسيدن اكسيژن به مغز در اثر اشكال در تنفس حالت كما و مرگ به همراه خواهد داشت. از آنجا كه علائم آنفولانزاي مرغي بسيار مشابه آنفولانزاي معمولي است، خطر آن اينست كه ممكنست پزشكان نتوانند تفاوت آنها را تشخيص دهند.
اما در صورتي كه اين بيماري ظرف 48 ساعت تشخيص داده شود و بيمار تحت درمان خاص بيماري مانند مصرف داروي ضد ويروسي Tamiflu قرار گيرد، بيمار معمولا بهبودي كامل بدست ميآورد.
تا كنون به منظور توقف اين بيماري ميليونها مرغ، جوجه و اردك در كشورهاي آلوده شده آسيايي و تركيه به منظور كاهش خطر ابتلا در ميان پرندگان و انسانهاي سالم، كشتار شدهاند.
نجات و پاكسازي در مناطق مستعد و آسيبپذير مانند مرغداريها و مزارع افزايش يافته است.
همچنين از پزشكان خواسته شده تا نسبت به علائم بيماري در بيماران كنجكاوتر بوده و آنها را تحت كنترل دقيق داشته باشند.
با اين حال سازمان جهاني بهداشت هشدار داده كه اگر در حال حاضر اين بيماري شايع شود، هيچ كشوري براي مقابله با آن چه به لحاظ دارويي و چه به لحاظ واكسينه كردن آماده نيست.
امكان انتقال بيماري از راه خوردن گوشت مرغ آلوده وجود ندارد اما اين در صورتي است كه گوشت كاملا پخته شده و خام نباشد اين امكان وجود خواهد داشت.
در زمينه تهيه واكسن اين بيماري لازم به ذكرست كه دانشمندان در مراحل بسيار اوليه از آزمايش يك واكسن آزمايشي عليه زنجيره H5N1 از آنفولانزاي مرغي هستند كه در آسيا در حال گردش است.
اگر يك حالت عالمگير از اين زنجيره در سال آينده و سالهاي آتي بروز كند، ميليونها تن در اروپا و آمريكا و ميلياردها تن ديگر در ساير نقاط جهان به اين واكسن دسترسي نخواهند داشت.
به علاوه دولتهاي هر كشور بايد تصميم بگيرند چه گروهي از جامعه براي تزريق اين واكسن در اولويت قرار دارند كه اين تصميم بستگي به اين دارد كه به آنها بخواهند مرگ و مير احتمالي را كاهش دهند، آسيب جوامع را به حداقل برسانند و يا آسيب اقتصادي از اين اپيدمي را كاهش دهند.
در خصوص يك تلاش بينالمللي براي مقابله با اين ويروس بايد متذكر شد كه نوامبر سال 2004، سازمان جهاني بهداشت در يك درخواست قطعي از دولتها خواست تا در جهت توليد و توزيع واكسن بيماري اقدام كنند.
ظاهرا تاكيد آمريكا در اين زمينه در رأس كشورهاي اروپايي قرار داشته است.
هم اكنون درحدود 10 شركت در حال كار كردن بر روي تهيه واكسن اين بيماري هستند و بسيار نيز انتظار ميرود كه در سال جاري آزمايشهاي باليني در اين زمينه را آغاز كنند.
در مقايسه با سارس بايد گفت از آنجا كه آنفولانزاي مرغي برخلاف سارس به صورت دورهاي در حال گردش است، اما سارس را ميتوان براي مدتي تحت كنترل قرار داده و شيوع آن را متوقف كرد.
|
نقش آدامس در جلوگیری ازاضافه وزن |
|
ضرر جویدن طولانی آدامس |
|
به گزارش سایت انجمن درمانگران ایران (IranHealers.com) آدامس باید حداکثر20 دقیقه در دهان جویده شود زیرا بیش از این مقدار، باعث آسیب رساندن به دندان ها می شود. گفتنی است جویدن آدامس فوایدی نیز دارد از جمله سبب ترشح شیره های گوارشی و تحریک ترشحات مختلف معده و روده به منظور هضم بهتر غذاها می شود.
افزون بر این با جویدن آدامس ترشحات بزاق بیشتر شده و افزایش ترشحات بزاقی از تشکیل پلاک های دندانی ناشی از چسبندگی غذاها به دندان ها ، جلوگیری می کند. از این رو، توصیه می شود از آنجا که پس از20 دقیقه جویدن، میکرو ارگانیسم های دندان روی آدامس تجمع می کنند آدامس بیش از این مدت مورد استفاده قرار نگیرد. |
|
عفونت هاي تنفسي ويروسي شايع |
|
ویروس ها، انگل های داخل سلولی اجباری متشکل از نوکلئوکپسید پروتئینی حاوی DNA یا RNA بوده که برای همانند سازی و تکثیر، به سلول ها نیاز دارند. ابتدا ویروس به گیرنده ای بر سطح سلول میزبان متصل می شود. بعد از اتصال، ویروس به درون سلول نفوذ کرده و یا به غشاء سلولی می پیوندد.
همچنانکه ویروس وارد سلول می شود، پوشش خود را از دست داده و بعد از عمل پوشش برداری، نوکلئوپروتئین آزاد شدۀ ویروس، برای تولید نسل عفونت زا، شروع به همانند سازی می نماید. خروج ویروس عفونت زای بالغ از سلول، نشانۀ پایان دورۀ نهفتۀ عفونت است. عفونت ویروسی می تواند از طریق سطوح اپیتلیومی یا مخاطی، به بافتهای عمقی تر نفوذ کرده و سپس از راه عروق خونی، عروق لنفاوی و یا راههای عصبی در تمام بدن منتشر گردد. شایعترین راه انتقال عفونتهای ویروسی، ذرات و قطرات آئروسل معلق در فضا، تماس مستقیم با فرد بیمار و خوردن آب و غذای آلوده به ویروس می باشد. از آنجا که ویروس ها فاقد دستگاه آنزیمی و متابولیسمی بوده و درون سلول های میزبان زندگی می کنند، آنتی بیوتیکها تاثیری بر ویروس ها ندارند. بیماری حاد تنفسی: بیماریهای حاد تنفسی ویروسی، جزء شایعترین بیماریهای انسان هستند. از دست دادن حدود 50-30% زمان کار و 80-60% زمان مدرسه، ناشی از این عفونتهای تنفسی است. یک خطای درمانی بزرگ، استفاده از داروهای ضد باکتریال در درمان عفونتهای تنفسی ویروسی است. دو سوم تا سه چهارم از موارد بیماریهای حاد تنفسی، توسط ویروسها ایجاد می شوند. تا کنون بیش از 200 ویروس متمایز که قادر به ایجاد این بیماری ها در انسان می باشند، شناسایی شده اند. این درگیری اغلب در قسمتهای فوقانی رخ میدهد، اما گاهی نیز درگیری مجاری تنفسی تحتانی بخصوص در جوانترها و گروههای خاص اپیدمیولوژیک، دیده می شود. بیماریهای ناشی از ویروسهای تنفسی، به انواع سرماخوردگی، فارنژیت، کروپ، تراکئیت، برونشیت و پنومونی تقسیم می شوند. پنج گروه ویروسهای تنفسی شامل رینوویروسها، کروناویروسها، ویروسهای سن سیشیال تنفسی، ویروسهای پاراآنفلوآنزا و آدنو ویروسها می باشند. رینو ویروس ها: عفونت با رینوویروسها در سراسر سال و بیشتر در اوایل پائیزو بهار است.مبتلایان غالباً در سنین پائین می باشند. در 25 تا 70%موارد، عفونت اولیه در خانواده، به عفونت ثانویه به خصوص در خانواده های پر جمعیت منجر می گردد. راههای سرایت ویروس عبارتند از: تماس مسقیم افراد با ترشحات آلوده به خصوص ریز قطره های تنفسی، تماس دست به دست که آلوده شدن مخاط ملتحمه یا بینی توسط خود فرد را به دنبال دارد و همچنین سطوح محیطی مانند سطوح پلاستیکی که یک تا سه ساعت قبل آلوده شده اند. تا زمانی که ویروس از دستها و مخاط فرد ناقل، قابل جداسازی نبوده و فرد علائم متوسط سرماخوردگی را نشان ندهد، انتقال شایع نیست. برخلاف تصور، تماس با هوای سرد، خستگی و کم خوابی با افزایش میزان بیماریهای رینوویروسی همراه نبوده است. دورۀ نهفتگی 2-1 روز است. علائم سرماخوردگی شامل آبریزش بینی، عطسه، احتقان بینی و گلودرد می باشند و علائم سیستمیک مانند بیحالی، سردرد و تب یا وجود نداشته و یا خفیف هستند. دورۀ بیماری، 9-4 روز بوده و معمولاً خود به خود بهبود می یابد. موارد عارضه دار، شامل عفونتهای تنفسی تحتانی مانند برونشیت و برونشیولیت، تشدید آسم و بیماریهای مزمن ریوی، اوتیت مدیا و یا سینوزیت حاد ( به دنبال انسداد شیپور استاش یا منافذ سینوسی ) چندان شایع نیستند. درمان اختصاصی ضد ویروسی وجود ندارد. بیماران تنها به کاهش فعالیت توصیه شده و در موارد وجود علائم شدید، آنتی هیستامین و NSAID تجویز می گردد. کروناویروسها: عفونت با کروناویروسها، از نظر علائم بالینی مشابه عفونتهای تنفسی رینوویروسهاست. با این تفاوت که میزان ترشحات بینی در عفونت با کروناویروسها بیشتر است. دورۀ نهفتگی کمی طولانی تر ( تقریباً 3 روز ) و دورۀ بیماری کمی کوتاهتر و حدود 7-6 روز می باشد. نحوۀ انتقال نیز همانند رینوویروسها از طریق ریز قطره های تنفسی معلق و نیز تماس دست به دست است. عفونتهای تنفسی ناشی از کروناویروسها، می توانند موجب تشدید برونشیت مزمن شوند. ویروس سن سی شیال تنفسی : این ویروس، شایع ترین علت بیماری دستگاه تنفسی تحتانی در نوزادان و نیز مهمترین پاتوژن در کودکان کم سن است. اپیدمی عفونتهای تنفسی با ویروس سن سی شیوم در پائیز، زمستان و بهار دیده شده و معمولاً طی یک اپیدمی، نیمی از کودکان در معرض خطر مبتلا می شوند. در بزرگسالان ، عفونت حاصله، سندرمی شبیه سرماخوردگی با علائم آبریزش بینی، گلودرد، سرفه و در بعضی موارد، بیحالی، سردرد و تب ایجاد می کند. این عفونت تنفسی به طور مؤثری بین اعضای خانواده پخش شده و تا 40% بچه ها آلوده می شوند. انتقال از راه تماس نزدیک با دست آلوده یا گرد و غبار و خود آلوده سازی از ملتحمه یا بینی و نیز عطسه و سرفه با انتشار ذرات درشت معلق انجام میگیرد. دورۀ نهفتگی6-4 روز است. ممکنست کودکان تا دو هفته وبالغین به مدت کمتر، ویروس را دفع کنند. ویروس پاراآنفلوآنزا: عفونت با این ویروس، بیشتر در اوایل کودکی دیده می شود و اکثراً تا سن 8 سالگی علیه سروتیپهای 1و2و3 این ویروس آنتی بادی پیدا می کنند.(عفونت با تیپ 4 ویروس کمتر گزارش شده است.)در بزرگسالان، درگیری معمولاً خفیف بوده و ویروس آنفلوآنزا عامل کمتر از 5% بیماریهای تنفسی است. این در حالیست که در کودکان، دومین پاتوژن دستگاه تنفسی تحتانی بعد از ویروس سن سی شیوم تنفسی ( RSV )، ویروس پاراآنفلوآنزاست. تیپ I ویروس، شایع ترین عامل بیماری کروپ ( خروسک ) است. تیپ II، بیماری مشابه ولی با علائم خفیف تر ایجاد می کند. عفونتهای ناشی از تیپ III نیز بیشتر در ماه اول زندگی نوزادان دیده می شوند. انتقال ویروس پاراآنفلوآنزا از طریق تماس فرد به فرد یا آئروسلهای بزرگ، انجام پذیر است. معمولاً دورۀ نهفتگی 6-3 روز می باشد. همانطور که ذکر شد، عفونتهای پاراآنفلوآنزایی در کودکان شیوع بیشتری داشته و علائم شدیدتر است. در کودکان بزرگتر و بزرگسالان، علائم خفیف تر و به صورت سرماخوردگی همراه با خشونت صدا با یا بدون سرفه بوده و درگیری دستگاه تنفسی تحتانی در این گروه شایع تر است. آدنوویروسها: عفونت حاصله، بیشتر در نوزادان و کودکان است. این عفونتها از پائیز تا بهار شایع ترند. 5-3% عفونتهای حاد تنفسی کودکان و 2% عفونتهای بزرگسالان شهری، به دلیل این ویروس است. انتقال از راه استنشاق ذرات ویروسی، تلقیح ویروس در ملتحمه و احتمالاً Fecal √ Oral ( مدفوعی ـ دهانی ) می باشد. سرو تیپهای 4 و 7، قادر به ایجاد اپیدمی در سرباز خانه ها در فصول زمستان و بهار هستند. این ویروسها در کودکان سندرم های بالینی متنوعی ایجاد می کنندکه شایعترین نوع آن، عفونت دستگاه تنفسی فوقانی با رینیت واضح می باشد. تیپهای 3 و 7 این ویروس عامل سندرم ملتحمه ای ـ حلقی کودکان هستندکه با کونژوکتیویت دو طرفه، تب خفیف، رینیت، گلودرد وآدنوپاتی گردنی مشخص می شود. در بزرگسالان، نوعی عفونت حاد تنفسی با گلودرد شدیدو تب تدریجی گاهاً تا39درجه، سرفه و در بسیاری از موارد علائم کوریزا وآدنوپاتی ایجاد می گردد. آنفلوآنزا: نوعی بیماری حاد تنفسی با درگیری تنفسی فوقانی یا تحتانی همراه با نشانه های سیستمیک تب، درد عضلانی،سردرد و ضعف می باشد. تقریباً در اکثر زمستان ها، همه گیری آنفلوآنزا رخ داده و موجب ناتوانی در جمعیت عمومی جامعه و مرگ و میر در گروههای پر خطر می گردد. ویروس آنفلوآنزا: شامل تیپهای A و B و C است. وسیع ترین و شدیدترین اپیدمیهای آنفلوآنزا توسط ویروس آنفلوآنزای A رخ می دهند. در اغلب موارد در طی یک همه گیری، 20-10% جامعه درگیر می شوند که غیبت فراوان از کار و مدرسه را به دنبال دارد. انتقال این ویروس از طریق ریز قطره های عطسه و سرفه، تماس دست به دست و سایر تماسهای شخصی و نیز تماس با اشیاء آلوده می باشد که در نهایت سبب عفونت اپیتلیوم تنفسی می شود. دورۀ نهفتگی،72-18 ساعت می باشد. معمولاً شروع علائم بصورت حاد و سیستمیک، شامل تب و لرز، سردرد، درد عضلانی به ویژه در پاها و ناحیه کمری، بیحالی و متعاقب آن علائم تنفسی به خصوص سرفه و گلودرد و گاهی علائم چشمی است. تظاهرات آنفلوآنزا، از بیماری تنفسی خفیف شبیه سرماخوردگی معمولی تا یک بیماری سیستمیک شدید می تواند متغیر باشد. در موارد بدون عارضه، دورۀ بیماری بعد از 5-2 روز و حداکثر تا یک هفته بهبود می یابد. گاهی در افراد مسن، نشانه های سستی و ضعف بعد از آنفلوآنزا تا چند هفته باقی می ماند. شایعترین عارضۀ آنفلوآنزا، پنومونی، بصورت اولیه یا باکتریال ثانویه یا مختلط هر دو نوع ( اولیه و ثانویه ) می باشد که بیمار را به جای بهبود به سمت تب مداوم، تنگی نفس و سیانوز پیش می برد. سایر عوارض عبارتند از: بدتر شدن COPD ( بیماریهای مزمن انسدادی ریه )، تشدید برونشیت، آسم و نیز عوارض غیر ریوی مانند سندرم ری ( Reye's Syndrome )، میوزیت، میوگلوبینوری و آسیب کلیوی به دنبال آن، میوکاردیت، پریکاردیت و بیماری سیستم اعصاب مرکزی. درمان به صورت علامتی مانند مصرف استامینوفن و ترکیبات ضد سرفه حاوی کدئین ( در صورت وجود سرفه های آزار دهنده ) انجام می شود. در افراد زیر 18 سال، آسپرین به علت خطر ایجاد سندرم ری، منع مصرف دارد. از سایر توصیه ها استراحت و مصرف مایعات می باشد. مروری دوباره و چند یادآوری مهم : قسمت عمدۀ بیماریهای حاد تنفسی، ویروسی بوده و نیازی به مصرف آنتی بیوتیک ندارند. همه گیریهای عفونت های تنفسی، به خصوص در محیطهای بسته و پر جمعیت به سهولت و به میزان زیاد رخ می دهد. با توجه به اینکه استنشاق ذرات معلق تنفسی ناشی از عطسه و سرفه و نیز تماس مستقیم دست به دست، راه عمدۀ سرایت بیماری محسوب می گردد، رعایت توصیه های بهداشتی اولیه و اجتناب از برخوردهای نزدیک در مواقع ابتلا به بیماری، یک اصل ساده و بدیهی در کاهش اشاعۀ آن به شمار می رود. |
اگر شما اصل فوق را كه همان تغيير در انرژى دريافتى است و به ظاهر ساده مى آيد را مهم پنداريد و رژيم غذايى تان را بر حسب آن پايه ريزى كنيد، مطمئناً به اندامى مناسب دست خواهيد يافت و ديگر به انتخاب رژيم هاى غير علمى و سرسختانه كه در درازمدت، به ندرت موفق هستند، نياز نخواهيد داشت.
بنابراين اگر قصد داريد به صورت پايدار و علمى خود را به وزن دلخواه برسانيد، ابتدا لازم است ميزان كالرى مورد نياز خود را كه از ضرب وزن ايده آلتان در فاكتور كالرى به دست مى آيد، محاسبه كنيد.
فاكتور كالرى، عددى ثابت است كه بسته به سطح فعاليت افراد تغيير مى كند. كم تحرك،۲۰ فعال ،۳۰ پرتحرك ۴۵- ۳۵ به طور مثال، نياز روزانه شخصى با وزن ايده آل ۶۰ كيلو گرم و فعال حدود ۱۸۰۰ كيلو كالرى است كه براى كاهش وزن، بايستى روزانه حدود ۵۰۰ كيلو كالرى از ميران كالرى روزانه اش بكاهد. شما نيز پس از محاسبه ميزان كالرى روزانه و كسر عدد ۵۰۰ از آن، يك رژيم غذايى كم چرب، كم كربوهيدارت و در عين حال پرفيبر براى خودتان طراحى كنيد. در ضمن، تنوع و تعادل غذايى را از ياد نبريد.
كريستال به شكل بزرگ و شفاف و مانند كريستال هاى واقعى و به رنگ هاى صورتى، آبى و سبز يافت مى شود.
اين ماده همچنين در خيابان به اسامى «مت»، «تينا» و در بعضى مواقع «آيس» و «شيشه» شناخته شده است.
• چه افرادى از اين ماده استفاده مى كنند ؟
• چطور استفاده مى شود ؟
• تاثير كريستال
• آمفتامين ها و ديگر داروهاى غير قانونى
• كريستال و روابط جنسى
• كريستال و بيمارى هاى عفونى
• وابستگى
• درمان
• علائم ترك
• متامفتامين ها و رانندگى
• چه افرادى از اين ماده استفاده مى كنند ؟
افرادى كه در كارنامه خود به دنبال تنوع هستند رو به اين ماده مى آورند. كريستال اغلب به صورت تفريحى در مهمانى ها و براى بالابردن و وسعت دادن به لذات جنسى و در بعضى موارد براى بيدار ماندن مصرف مى شود.
• چطور استفاده مى شود ؟
مانند ديگر انواع متامفتامين ها، كريستال معمولاً به شكل هاى سيگارت، بلعيدنى، مايع خوراكى يا تزريقى و در موارد نادر حتى به صورت شياف مقعدى استعمال مى شود. كريستال به شكل سيگارت يا تزريقى با شروع و حمله سريع تر بدن آثار تخريب كننده ترى دارد ولى متاسفانه استفاده از نوع سيگار و تنفسى شايع تر است تا جايى كه در انگلستان فروش و عرضه پيپ هايى كه براى استعمال كريستال مورد استفاده قرار مى گيرد ممنوع اعلام شد.
• تاثير كريستال
اثر كريستال هم مانند هر نوع ماده ديگرى در اشخاص مختلف متفاوت و وابسته به عواملى چون سايز، وزن، سلامت فرد، مقدار مصرف، روش استفاده، سابقه مصرف و اينكه آيا با ماده ديگرى استفاده مى شود دارد.
همچنين عوامل محيطى تاثير اين ماده را در فرد تحت الشعاع قرار مى دهد.
اينكه فرد به تنهايى يا در جمع و در مهمانى مواد مصرف كرده باشد مى تواند در اين تجربه تاثير بگذارد.
كريستال يا شيشه محرك بسيار قوى است كه فعاليت هاى مركزى سيستم عصبى را سرعت مى دهد. اگرچه گزارش كمى از مرگ و مير ناشى از استعمال مستقيم كريستال شده است ولى بايد اين نكته را مورد توجه قرار داد كه اين ماده بسيار اعتيادآور و نسبت به ديگر آمفتامين هاى ديگر از نظر اجتماعى، عاطفى، روانى و حتى تحركى آسيب بيشترى به فرد وارد مى كند.
در بيمارانى كه كريستال را به عنوان آمفتامين براى تحمل درد استفاده مى كنند علايم مشابهى با بيماران روانى پارانوئيدى و جنون جوانى مشاهده مى شود.
گاهى اوقات افرادى كه به استعمال ماده تن در داده اند كريستال را به عنوان آمفتامين (مسكن) مصرف مى كنند. اگر فردى يك بار كريستال را به عنوان مسكن روانى تجربه كند به تجربه مجدد آن علاقه مند مى شود و كم كم به سوى اين ماده كشانده مى شود.
استفاده دوز بالاى كريستال مى تواند موجب آسيب مهلك در رگ هاى مغزى و در نهايت مرگ شود ديگر تاثيرات فيزيكى معمول ناشى از استعمال كريستال شامل: خشكى دهان، افزايش سرعت تنفس، سردردهاى طاقت فرسا، حالت تهوع، تعرق بيش از اندازه بدن، سرگيجه، بالارفتن فشارخون، بالارفتن حرارت بدن ، تپش قلب، خشكى، سوزش و ترك لب ها، بزرگ شدن مردمك چشم، سياهى رفتن چشم، لرزش دست ها و انگشتان مى شود. استعمال كريستال روى رفتار شخص نيز تاثير مى گذارد: افزايش حركت هاى فيزيكى، نوعى حالت سرخوشى ، ناآرامى، اضطراب و دلواپسى، پرخاشگرى، خشونت و رفتار خصمانه، بيخوابى شديد، حمله هاى ناگهانى هراس و اضطراب پارانويا (جنون سوءظن) همراه با توهم، نشاط و دلخوشى بيش از حد، پرچانگى، تكرار حرف ها و كارهاى ساده، تغيير ناگهانى در رفتار و گفتار و اختلال در درك،اختلال و بى نظمى در وظايف كليه و ريه، بى اشتهايى و در نتيجه سوء تغذيه و كم وزنى مفرط ،عوارض قلبى. (حمله قلبى و نارسايى قلب به دليل استعمال زياد)
• آمفتامين ها و ديگر داروهاى غير قانونى
مشكلات و تاثيرات ناشى از استعمال تركيب داروها قابل پيش بينى نيست. بعضى اوقات داروهاى كندساز (آن دسته كه فعاليت هاى بدنى را از طريق تاثير بر روى سيستم عصبى مركزى كاهش مى دهد) همانند الكل بنزوديازپين ها به منظور خنثى كردن تاثيرات تحريك كننده كريستال مورد استفاده قرار مى گيرد. به هر حال استفاده از چند نوع داروى براى اين منظور ممكن است منجر به استفاده مرتب و وابستگى به انواع داروها شود.
• كريستال و روابط جنسى
استفاده از كريستال مى تواند نياز و فعاليت جنسى فرد را به طور غيرعادى افزايش دهد. اين به همراه ديگر تاثيرات استعمال اين ماده ممكن است فرد را به قدرى بى توجه و از خود بيخود كند كه فرد استفاده از وسايل حفاظتى پيشگيرى را فراموش كند و همچنين شخص را وادار به افراط در فعاليت هاى جنسى مى كند كه قطعاً آسيب هاى غيرقابل جبرانى را به همراه دارد و امكان ابتلا به ويروس و ديگر بيمارى هاى مقاربتى را افزايش مى دهد.
• كريستال و بيمارى هاى عفونى
بعضى از داروهاى ضد ايدز مى توانند مانع عكس العمل بدن در تجزيه كريستال شود و اين موجب مى شود تا سطح پايدارى كريستال در سيستم گردش خون طولانى تر و بيشتر شود. استعمال كريستال با استفاده از پيپ يا به شكل سيگارت موجب سوزاندن و بريدن لب ها مى شود كه احتمال سرايت انواع ويروس ها از جمله هپاتيت C را افزايش مى دهد. فضاى استعمال كريستال تزريقى نيز در احتمال آلودگى به هپاتيت C و ايدز موثر است به خصوص اگر سوزن، سرنگ و ديگر تجهيزات تزريقى (قاشق، صافى، شريان بند) مشتركاً استفاده شود. اگر مبتلايان به ايدز از كريستال به طور گسترده و در مدت زمان طولانى استفاده كنند تعداد ويروس ها در بدن آنها افزوده خواهد شد.
• وابستگى
خيلى از كسانى كه كريستال مصرف مى كنند اين ماده را وابسته كننده توصيف مى كنند. مصرف كنندگان اين ماده در ابتدا تشويق مى شوند كمى از اين ماده را همراه داشته باشند تا در مواقع ناگهانى به دادشان برسد. با توجه به ماهيت وابسته كننده اين ماده فرد از لحاظ روانى و فيزيكى به آسانى به آن وابسته مى شود. شخصى كه از نظر روانى به كريستال وابسته شود بيش از هر چيزى در زندگى طالب آن مى شود. وقتى كه بدن فرد با مخدرها سازگارى پيدا مى كند وابستگى فيزيكى اتفاق مى افتد و در اين وضعيت فرد تدريجاً به عملكرد مواد مخدر در سيستم بدن عادت مى كند. بالارفتن سريع قدرت تحمل و وابستگى نسبت به كريستال و مصرف دوز بالاى اين ماده براى رسيدن به تاثير مطلوب از دلايل معمول مصرف عنوان شده است. حالت و حس آرامش و خلسه بى نهايتى كه به دنبال مصرف متامفتامين ها در فرد ظهور پيدا مى كند اغلب موجب بروز ميل بيش از حدى براى استفاده بيشتر از اين ماده در شخص مى شود.
• درمان
گزارش شده است كه مردم كمتر طالب كمك هاى حرفه اى و تخصصى براى مشكلات ناشى از استعمال كريستال و متامفتامين ها نسبت به ديگر داروهاى غير قانونى هستند. تحقيقات در زمينه پيدا كردن روش هاى درمانى مناسب براى كريستال و ديگر متامفتامين ها در كشورهاى مختلف دنيا ادامه دارد. درمان ها شامل روش هاى ويژه براى برخورد با مصرف كنندگان متامفتامين ها از ابعاد رفتارى و روانى است.
• علائم ترك
افرادى كه به يك باره استعمال كريستال را قطع مى كنند دچار علائم زير مى شوند:
- افسردگى عصبى، خونسردى و بى علاقگى، خواب طولانى ، به هم ريختگى روحى، كم آوردن انرژى، سراسيمگى، توانايى محدود در دستيابى به لذت ها، اضطراب
افرادى كه كريستال مصرف مى كنند، مى گويند كه نوع افسردگى بعد از مصرف اين مخدر مانند ديگر داروها نيست. نوعى ناتوانى و درماندگى و اختلال در الگوى خواب بر آنها حادث مى شود تا جايى كه توانايى انجام وظايف و كارهاى روزمره فرد را مختل مى كند. اگر شما براى ترك نياز به كمك داريد با يك دكتر مشكل خود را در ميان بگذاريد.
• متامفتامين ها و رانندگى
پس از مصرف كريستال، رانندگى كردن بسيار خطرناك است، رانندگانى كه تحت نفوذ و تاثير اين ماده هستند بيشتر مايل هستند كه ريسك كنند. وقتى تاثير اين مخدر به تدريج از بين مى رود فرد دچار خستگى و گرفتگى شديد مى شود كه اين احتمال خطر را در رانندگى زياد مى كند. رانندگى در هنگامى كه راننده تحت تاثير اين گونه مواد باشد، غيرقانونى بوده و مجازاتى نظير ابطال گواهينامه رانندگى، جريمه و زندانى را در پى دارد.
فسفر قدرت تفكر را بالا ميبرد. گوگرد موجود در پياز جهت ضد عفوني كردن خون و ششها، برطرف كردن آسم، ورم گلو، برونشيت و گريپ مؤثر است.
پياز داراي يد است و در درمان گواتر، آبسه و جوشهاي زير پوست تأثير فراوان دارد.سيليس موجود در پياز در نگهداري استخوانها و رگها ضروري است. پياز حاوي مقداري هورمون و دياستاز است كه موجب تقويت غدد اشكي، گوارشي و جنسي ميشود و داراي آنتي بيوتيك است كه خون و "بيماريهاي تنفسي" را ضد عفوني ميكند.
پياز از بيماريهاي "قندي"، كليوي، مثانه، ورم ساقها، پروستات و رماتيسم مفصلي جلوگيري ميكند و در رفع سرماخوردگيهاي خفيف و ميگرن مفيد است همچنين از لخته شدن خون در رگها و سكته مغزي و قلبي جلوگيري ميكند و مشكلات تأخير در دوران قاعدگي را برطرف ميسازد.
آب پياز محرك عمومي بدن و مقوي قلب و اعصاب و ضد ديفتري است. پياز داراي مقدار كمي فسفات و انسولين گياهي موسوم به گلوكولينين، قند ساكاروز و مقداري تركيبات پلي فنولي، آليسين و اسانس فرار بنام سولفورداليل ميباشد. سولفورداليل محرك چشم است و موجب ريزش اشك ميشود. اين اسانس بر اثر حرارت از بين ميرود. آب پياز داراي خواص ديگري نيز از جمله دفع انگلهاي رودهاي و تخميرهاي رودهاي، تعادل اعمال غدد تحريك دستگاه گوارش و اشتهاآوري، كاستن قند و فشارخون و ناراحتيهاي نفخ شكم، درمان اسكوربوت، نرم كردن سينه و دفع خلط، رشد موها، هضم غذاهاي سنگين، رفع خستگي، درمان الكليسم، آب آوردن شكم، جلوگيري از سرطان كبد، دفع ادرار، رفع سرفههاي خشك، رفع يبوست، رفع ناراحتيهاي گوش، رفع بيحالي، رفع خستگيهاي فكري، رفع چاقي و درمان ناتواني جنسي.
در مواردي مصرف زياد پياز و آب پياز توصيه نميشود، از جمله براي كساني كه معده و روده ضعيف دارند يا ناراحتيهاي پوستي و كبدي و يا سابقه خونريزي معده دارند و يا مبتلا به كوليت هستند، افرادي كه زياد آروغ ميزنند. لايههاي نازك دروني پياز ديرهضم هستند. پياز اسيديته شيره معده را زياد ميكند و براي كساني كه سو هاضمه دارند، مضر است. ميتوان آب پياز را گرفت و با آب سبزيجات ديگر مخلوط كرد و مصرف نمود. آب پياز سريعاً ميبايست مصرف شود، چون فاسد ميگردد
مقدمه:
بيخوابي، ناتواني در ايجاد يا حفظ تداوم خواب ميباشد، در صورتي كه وقت كافي براي خوابيدن موجود باشد. بيخوابي يك پديده شايع است و عوامل زيادي در بروز آن نقش دارند. بيخوابي يا گذرا و موقتي است و يا به صورت مزمن و طولاني ميباشد.
بيخوابي را به دو نوع : 1. بيخوابي اوليه و 2. بيخوابي ثانويه تقسيم ميكنند.
بيخوابي يا منشأ فيزيكي دارد و يا زمينه روحي و رواني
علل بيخوابي گذرا :
* آلودگي صوتي و ديگر عوامل محيطي نظير بيش از حد گرم بودن يا سرد بودن اتاق خواب
* تغيير مكان خواب
* خوردن مقادير زياد چاي يا قهوه قبل از خوابيدن
* استرس ، غم و اندوه، داشتن يك امر مهم نظير امتحان، داشتن چك مهلت دار
* احساس دفع ادرار در طول شب
1. بيخوابي اوليه :
ناشي از اختلال عملكرد مكانيسمهاي خواب و مراكز خواب در ساقه مغز ميباشد و در مجموع بيخوابي اوليه نادرتر است.
2. بيخوابي ثانويه :
يك علت زمينهاي سبب بيخوابي ميشود، شايعتر است، علل زمينهاي موجب بيخوابي عبارتند از: وجود بيماريهاي جسمي، درد، مشكلات روحي نظير اضطراب، افسردگي و مصرف بعضي از داروها و الكل
بيخوابي مزمن :
بيخوابي كه بيش از يك ماه طول بكشد را بيخوابي مزمن ميگويند. در زنان سالمند شايعتر است و به درمان دارويي مقاوم است.
عوامل محيطي تداخل كننده با خواب طبيعي :
عبارتند از گرما، سرما، سر و صدا، نور، حركت بيش از حد فرد هم خواب، خوابيدن در محيط ناآشنا، احساس ترس و خطر. افراد دچار اضطراب در شروع به خواب رفتن دچار مشكل هستند. افراد افسرده مشكلي در به خواب رفتن ندارند ولي حدود 4 - 3 ساعت زودتر از موعد مقرر بيدار شده و ديگر به خواب نميروند. فشارهاي روحي و شكستهاي زندگي سبب بيخوابي گذرا ميشوند.
از فرد مبتلا به بيخوابي سوالات زير پرسيده ميشود :
* نحوه و زمان شروع بيخوابي؟
* آيا هر شب بيخوابي دارد يا فقط در مواقع خاص و به طور متناوب؟
* آيا به داروهاي خوابآور پاسخ داده است؟
* عوامل برطرف كننده و تشديد كننده بيخوابي كدام هستند؟
* وجود درد يا بيماريهاي جسمي؟
* مصرف داروهاي محرك سيستم عصبي يا الكل؟
* وجود سابقه افسردگي، اضطراب و اختلال شخصيت؟
* نوع شغل، كار در شيفت شب، ميزان و حجم كار؟
از نزديكان و همخواب فرد مبتلا به بيخوابي سوالات زير پرسيده ميشود :
* خرناس كشيدن يا خروپف كردن؟
* قطع موقت تنفس در هنگام خوابيدن؟
* موقع خواب سر و صداي زياد كردن؟
* آيا پاها هنگام خواب پرش دارند؟
ادراك نادرست از خواب :
برخي افراد تصور ميكنند خواب كافي ندارند و مدعي هستند كه اصلا هيچ شبي خواب خوب ندارند ولي بررسي ثبت منحني خواب شبانه يا پليسومنوگرافي در كلينيك خواب نشان ميدهد كه اين افراد خوابي با ساختار طبيعي دارند و مراحل خواب عادي ميباشد(خواب طبيعي شامل : خواب بدون حركات سريع چشم يا خواب NREM و خواب با حركات سريع چشم يا خواب REM است، خواب NREM شامل چهار مرحله 1، 2، 3، 4 است).
اين افراد ادراك نادرست از حالت خواب دارند و بايد بدانند كه مدت زمان خواب افراد متفاوت است و يك فرد با 4 – 3 ساعت خوابيدن، روز بعد كاملا سرحال است و فرد ديگر با 8 – 7 ساعت خوابيدن هنوز خوش خواب است و بدش نميآيد كه باز هم بخوابد. از نظر فيزيولوژيك حداقل خواب كه سبب تأمين نيازهاي فيزيولوژيك بدن ميشود 4 ساعت ميباشد.
درمان بيخوابي شامل دو قسمت است :
الف) رعايت بهداشت خواب
1. در طول روز از خوابيدن خودداري شود.
2. قبل از خواب ورزش و كار بدني سنگين نشود، هنگام غروب قدم بزنند.
3. از خوردن غذاهاي سنگين در شب و صرف محركهاي سيستم عصبي و الكل يا داروهاي آرام بخش قبل از خواب پرهيز شود.
4. سعي شود زمان خوابيدن و برخاستن از خواب ثابت باشد.
5. از اتاق خواب صرفا براي خوابيدن استفاده شود.
6. اتاق خواب آرام، خنك و تاريك و داراي پنجره باشد.
7. از انجام كارهاي فكري شديد و كار طولاني با كامپيوتر قبل از خواب احتراز شود.
8. لباس خواب راحت و فراخ باشد.
ب) درمان داروئي
- استفاده از داروهاي خوابآور بايستي براي مدت كوتاهي باشد زيرا سبب وابستگي، خوابآلودگي در روز بعد و افت عملكرد درسي و شغلي و اجتماعي ميشود.
- يك داروي خوابآور مناسب داروئي است كه سبب تسهيل در شروع خواب و حفظ تداوم خواب شده و موجب خوابآلودگي در روز بعد نشود.
- در مبتلايان به درد همراه داروي خوابآور از داروهاي ضد درد و مسكن نيز استفاده ميشود.
- در افراد دچار افسردگي و بيماران مبتلا به بيخوابي اوليه از داروهاي ضد افسردگي سه حلقهاي استفاده ميشود.
پرخوابي روزانه (Daytime Sleepiness)
درمقايسه با بيخوابي شيوع كمتري دارد. پرخوابي روزانه يك علت مهم حوادث محيط كار و تصادفات جادهاي است.
ارتباط پرخوابي با اختلالات عصبي رواني بايستي مدنظر باشد.
پرخوابي به دو نوع اوليه و ثانويه تقسيم ميشود:
1 - پرخوابي اوليه يا ناركولپسي :
حالتي است كه بيمار با وجود اينكه كمبود خواب نداشته، گرايش شديدي به خوابيدن دارد. قادر نيست جلوي اين خواب را بگيرد. بيمار ممكن است روزانه چندين نوبت در حالي كه سر كلاس درس يا در جلسه سخنراني نشسته يا مشغول تماشاي تلويزيون يا در حال گفتگو با ديگران است يا در هنگام رانندگي احساس سنگيني پلكها نمايد و چشمهايش بسته و عضلاتش شل شود و به خواب برود، مدت اين خواب بيشتر از 15 دقيقه طول نميكشد و شخص با تحريك لمس و يا قطع شدن صداي گوينده بيدار ميشود
2 - پرخوابي روزانه ثانوي :
علل : كم كاري تيروئيد، چاقي، آپنه خواب(قطع موقت تنفس هنگام خواب)، محروميت از خواب يا ناكافي بودن خواب شبانه







