| درمان چاقی و پرخوری به وسیله هیپنوتیزم | ||
| ||
| تصفيه چربي خون با ذرات کربن | ||
| ||
| مقابله اعجازآور بدن يک انسان با ويروس HIV | ||
| ||
| تاکيد بر ارزشها، تکنيک مقابله با استرس | ||
| ||
| سردرد | ||
| ||
| ترميم ماهيچه قلب با سلولهاي مغز استخوان | ||
| ||
موز به خواب افرادي که داراي فشار خون بالايي هستند کمک مي کند همچنين خطر حملات قلبي را کاهش مي دهد.
موز بهبود دهنده زخم مزمن معده و کاهش دهنده کلسترول مي باشد. ماده معجزه آسا موجود که در موز سيستم گردش خون را تنظيم مي کند پتاسيم است.
به عنوان مثال در مطالعه 859 نفر مرد و زن که به وسيله دانشگاه Sandiago کاليفرنيا و دانشگاه کمبريج انگلستان انجام شد تحقيقات نشان داد که افرادي که روزانه از غذايي که داراي پتاسيم بالايي هستند استفده مي کنند مثل موز 40% کمتر خطر ابتلا به حمله قلبي را دارند.
تحقيق ديگري نشان داد که کساني که به طور روزانه به جيره غذايي خود پتاسيم اضافه مي کنند ضمن اينکه از حملات قلبي جلوگيري مي شود. بلکه باعث کاهش خون نيز مي گردد.
اثر پتاسيم خيلي قوي است دانشمندان مي گويند افزودن پتاسيم به غذاي روزانه افراد باعث پايين آمدن فشار خون مي شود و وقتي که پتاسيم را از جيره غذايي حذف مي نمايند فشار خون بالا مي رود. تحقيقاتي که در دانشگاه Temple فيلا دلفيا انجام شد نشان مي دهد که حذف پتاسيم از غذاي 12 نفر که فشار خون بالاتر داشتند بعد از 10 روز فشار خونشان بالاتر رفته است.
چه مقدار پتاسيم بايد به غذا افزود ؟ بررسي که در دانشگاه Naples ايتاليا انجام شده نشان مي دهد که 81 % افرادي که فشار خون بالايي دارند اگر از 3 الي 6 جيره غذايي که پتاسيم بالا دارند مثل موز استفاده کنند ميزان دارو درماني آنها به نصف و در بعضي ها کاملا قطع گرديده است.
درمان طبيعي زخم معده
تحقيقات نشان مي دهد که اثر موز بر روي زخم بيشتر از داروهاي گران قيمت است که به وسيله پزشک تجويز مي شود.
بررسي هاي آزمايشگاهي و بررسي روي حيوانات نشان مي دهد که موز يک ماده حفاظت کننده مي باشد. هر چند تحقيقات کاملتري لازم مي باشد تا به عمل يک تکه موز در سيستم هاضمه پي برد. تحقيقات انجام شده در کالج Kastuba هند نشان مي دهد که عامل شيميايي موجود در موز به نام Protease Inhibitor واقعا باکتري عامل اولسر را متوقف مي کند. محققين ديگر در دانشگاه New England در استراليا نشان مي دهد که موز از برگشت اولسر جلوگيري مي نمايد همان طوري که داروهاي گران قيمت اين کار را انجام مي دهد عوارض جانبي نيز ندارد. رمز اين تحقيقات اين بود که اين موزها کاملا رسيده و قهوه اي بودند در اين مرحله موز ماده اي توليد مي کند که همان لايه پوششي توليد شده در معده است که بر اثر اسيد معده کاهش پيدا مي کند.
در طول اين مدت محققين اثرات درماني ديگر موز را نيز دنبال نموده اند. در تحقيقي که بر روي حيوانات در دانشگاه Kerala در هند انجام شد معلوم گرديد که موز نرسيده خشک شده سطح LDL کلستورل را کاهش مي دهد که اين نوع کلسترول نوع مضر کلسترول مي باشد که باعث انسداد رگها مي شود و از تغييرات شيميايي بين عضلات قلب که خود مي تواند عامل بيماري Cardio Vascular گردد جلوگيري کند. تحقيق ديگري در New Dehli نشان مي دهد که پودر موز خشک شده مي تواند درد را کاهش دهد.
دكتر رضا آمرينيا روز سهشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا مركز استان تهران افزود: سبزيجات داراي قند از نوع مركب سبب ميشود كه آنزيمهاي گوارشي بر روي غذا به كندي اثر كرده و بدن در طول روز قند كافي در دسترس داشته باشد.
وي اظهار داشت: مصرف سبزيجات همچون يك سد عمل ميكند، به گونهاي كه رشتههاي سبزيجات با احاطه كردن اطراف غذا، سبب كندتر شدن هضم غذا شده و از كاهش ناگهاني انرژي بدن جلوگيري ميكند.
آمرينيا افزود: علت كندشدن هضم غذا اين است كه سبزيجات با احاطه مواد غذايي از تاثيرگذاري مستقيم آنزيمهاي گوارشي بر روي مواد غذايي جلوگيري ميكند.
بهگفته وي، سبزيجات و ميوه كه ازنظر گروههاي غذايي جزو غذاهاي فيبردار محسوب ميشود، آب و آب موجود در مواد غذايي را در خود جذب كرده و به كندي آن را آزاد ميكند كه همين امر سبب ميشود بدن در طول روز، آب كافي و مورد نياز را در دسترس داشته و تشنگي عارض نشود.
آمرينيا گفت: همچنين، مصرف سبزيجات در پيشگيري از ابتلا به يبوست به علت حجم بالاي آن و دارا بودن خاصيت جذب آب در خود، موثر است.
وي افزود: از آنجا كه قند موجود در ميوه نيز از نوع مركب است كه بويژه در پوست ميوه موجود است، مصرف ميوه با پوست پس از ضدعفوني كردن از خاصيت بيشتري برخوردار است.
وي ادامهداد: البته بايد توجه داشت كه در پوست برخي ميوهجات و سبزيجات نارس، ممكن است تركيباتي همچون "ساليسيلات" كه يك ماده شيميايي و مضر براي بدن است، موجود باشد به همين دليل بايد از مصرف ميوههاي نارس تا حدممكن خودداري كرد.
آمرينيا گفت: يكسري مواد را ميوه و سبزيجات دارد كه از ابتلا به سرطان، پيشگيري ميكند.
وي افزود: براساس تحقيقات انجام شده مصرف سبزيجات و ميوه به مقدار زياد سبب جلوگيري از ابتلا به سرطانهاي دستگاه گوارش ميشود.
وي خاطرنشان كرد: با توجه به حجم بالا و كالري كم موجود در غذاهاي فيبردار، مصرف اين دسته از مواد غذايي سبب رخ دادن سريعتر مكانيسم سيري و كاهش وزن در فرد نيز ميشود.
اين مشاور تغذيه تاكيد كرد: براي داشتن يك تغذيه سالم بايد از هر پنج گروه مواد غذايي، چربيها، پروتئينها، ويتامينها، كربوهيدراتها و املاح، استفاده شود
| انگبين > عسل | ||
| ||
| دندانها حرف مي زنند | ||
| ||
| نخستين حيوان همانندسازي شده در ايران | ||
| ||
| بيماري پاركينسون |
|
بيماري پاركينسون براي اولين بار توسط دانشمند انگليسي به نام دكتر جيمز پاركينسون در سال 1817 ميلادي توصيف شد و از اين رو نام اين بيماري به او تعلق يافت. اين بيماري بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص مي شود: - ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بيمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت) - آرام شدن حركت - سختي حركت ( خشك شدن) دست و پا يا بدن - تعادل بد (تعادل ضعيف) در حالي كه دو يا بيشتر از اين علايم در بيمار ديده شود، مخصوصا وقتي كه در يك سمت بيشتر از سمت ديگر پديدار شود، تشخيص پاركينسون داده ميشود مگر اينكه علايم ديگري همزمان وجود داشته باشد كه بيماري ديگري را نمايان كند. بيمار ممكن است در اوايل، بيماري را با لرزش دست و پا يا با ضعيف شدن حركت احساس كند و دريابد كه انجام هر كاري بيشتر از حد معمول طول مي كشد و يا اينكه سختي و خشك شدن حركت دست و ضعف تعادل را تجربه ميكند. اولين نشانيهاي پاركينسون مجموعهاي متفاوت از ارتعاش، سفت شدن عضلات و تعادل ضعيف هستند. معمولا علايم پاركينسون ابتدا در يك سمت بدن پديدار مي شوند و با گذشت زمان به سمت ديگر هم راه پيدا مي كنند. تغييراتي در حالت صورت و چهره روي مي دهد، از جمله ثابت شدن حالت صورت (ظاهرا احساسات كمي بر چهره نمايان ميشود) و يا حالت خيرگي چشم ( به دليل كاهش پلك زدن). علاوه بر اينها، خشك شدن شانه يا لنگيدن پا در سمت تحت تاثير قرارگرفته عوارض ديگر (عادي) اين بيماري است. افراد مسن ممكن است نمايان شدن يك به يك اين نشانه هاي پاركينسون را به تغييرات افزايش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، براديكنسيا را به “آرام شدن عادي” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز اين بيماري را هم خيلي از اين افراد به سن يا پوكي استخوان ربط مي دهند. هم بيماران مسن و هم بيماران جوان ممكن است بعد از بيش از يك سال كه با اين عوارض روبرو بوده اند براي تشخيص به پزشك مراجعه كنند. از هر100 نفر بالاي سن 60 سال يك نفر به پاركينسون مبتلا ميشود و معمولا اين بيماري در حدود سن 60 سالگي آغار ميشود. افراد جوانتر هم ميتوانند مبتلا به پاركينسون شوند. تخمين زده ميشود كه افراد جوان مبتلا به پاركينسون (مبتلا شده در سن چهل يا كمتر) 5 تا 10 درصد كل اين بيماران را تشكيل مي دهند. *پيشرفت بيماري پاركينسون بعد از بيماري آلزايمر بيماري پاركينسون معمولترين بيماري مخرب اعصاب به حساب مي آيد. پاركينسون يك بيماري مزمن و هميشه در حال پيشرفت است. اين بيماري نتيجه از بين رفتن يا ضعيف شدن و لطمه خوردن سلولهاي عصبي در مغز مياني است. اين سلولهاي عصبي مادهاي به نام دوپامين، ترشح مي كنند. دوپامين پيامهاي عصبي را از سوبستانتيا نيگرا (مغز مياني) به بخش ديگري از مغر به نام كارپوس استراتوم مي برد. اين پيام ها به حركت بدن تعادل مي بخشند. وقتي سلولهاي ترشح كننده دوپامين در سوبستانتيا نيگرا مي ميرند، مراكز ديگر كنترل كننده حركات بدن نامنظم كار مي كنند. اين اختلال ها در مراكز كنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علايم پاركينسون مي شوند. اگر 80 درصد سلولهاي ترشح كننده دوپامين از بين بروند، علامتهاي پاركينسون پديدار مي شوند. علايم پاركينسون در مراحل اوليه بيماري ملايم و بيشتر اوقات در يك سمت بدن ديده مي شوند و گاه حتي احتياج به درمان پزشكي ندارند. ارتعاش در حالت استراحت يك علامت ويژه بيماري پاركينسون است، كه يكي از معمولترين علايمهاي پاركينسون به حساب مي آيد. ولي بعضي از مبتلايان پاركينسون هيچ وقت با اين مشكل برخورد نمي كنند. بيماران ممكن است دست لرزان خود را در جيب يا پشت پنهان كنند يا چيزي را براي كنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش مي تواند بيشتر از هر محدوديت جسمي ديگر اثر منفي روحي داشته باشد. با مرور زمان علايم اوليه بدتر و وخيم تر مي شوند. يك رعشه ملايم تبديل به يك ارتعاش مزاحم و ملموس مي شود. ممكن است تكه كردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سختتر شود. براديكينسيا (آرام شدن حركت) به مشكلي كاملا محسوس بدل مي شود كه محدود كنندهترين علامت و اثر پاركينسون است. آرام شدن حركت مي تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشيدن، ريش زدن و يا حمام كردن ممكن است وقت بسيار زيادي از روز را بگيرند. تحرك ضعيف ميشود و مشكلاتي بوجود ميآورد مانند نشستن و برخاستن از صندلي يا اتومبيل و يا غلتيدن در رختخواب. راه رفتن آهستهتر ميشود و بيمار حالت قوز پيدا ميكند ( سر و شانه به طرف جلو تمايل پيدا ميكند). صداي بيمار يك نواخت ميشود. كمبود تعادل ميتواند باعث افتادن بيمار شود. دست خط ريزتر و ناخوانا مي شود. حركات غير ارادي مانند حركت دست در حال پيادهروي كم مي شود. علايم پاركينسون معمولا دست يا پاي يك طرف بدن اختصاص دارد ولي با مرور زمان به دست يا پاي سالم همان طرف هم سرايت ميكند. اين علايم پيشرفت ميكند تا سمت ديگر بدن را هم تحت تأثير قرار دهد. معمولا اين پيشرفت تدريجي است اما سرعت اين پيشرفت از بيمار تا بيمار تفاوت دارد. مهم است كه بيماران پاركينسون در حال پيشرفت علايم با پزشك خود صحبت و مشورت كنند تا پزشك بتواند درمان را براي بيمارش فراهم كند زيرا بدن هر بيمار به طور مختلف و متفاوت به داروهاي گوناگون واكنش نشان مي دهد. هدف از درمان براي بيماران از بين بردن علايم نيست بلكه تحت كنترل درآوردن عوارض است. اين امر مي تواند به بيمار كمك كند تا مستقل عمل كند و يك كنترل مناسب براي اين بيماري مزمن بوجود آورد. اين بيماري از بين نخواهد رفت ولي كنترل عوارض آن مي تواند تا حد زيادي جلوي ناتوان كردن و از كار افتادگي را بگيرد. بيماران پاركينسون اغلب از اين موضوع كه بيماري آنها همواره در حال پيشرفت است، آگاه هستند و اين موضوع مي تواند باعث نگراني شديد آنها شود. مبتلايان پاركينسون ممكن است بخواهند خود و مشكلات خود را بيش از حد نياز تحت كنترل درآورند و خود را با ديگر افراد مبتلا مقايسه كنند. نگراني در مورد پيشرفت بيماري و امكان ادامه كار هم غيرعادي نيست. پيشگويي و تخمين زدن پيشرفت اين بيماري در يك بيمار مشخص غير ممكن است. سرعت پيشرفت و محدوديت هاي جسمي و روحي در بيماران مختلف متفاوت است. نوعي راهنمايي براي تشخيص پيشرفت اين بيماري در بيماران مختلف بر اساس پيشروي بيماري از زمان تشخيص وجود دارد ولي اين تنها در حد يك پيشنهاد است. وقتي محدوديتهاي جسمي پاركينسون به حدي برسد كه كارهاي روزمره سخت شوند، درمان علايم پاركينسون آغاز مي شود. |
| ناخن هاي انسان | ||
| ||
| رفع انسداد رگهاي خوني با تيغ مينياتوري | ||
| ||
| داستان مرموز مرد یخی نفرین شده IceMan | ||
| ||
| فوايد عسل و تحقيقات مربوط به آن | ||
| ||
| زعفران، داراي اثر ضدافسردگي و شادابي | ||
| ||
| معده، ابزار جديد شناسايي دروغگوها | ||
| ||
| مگسدرماني روشي مناسب براي درمان زخمها | ||
| ||
| قرص افزايش دهنده طول عمر انسان ساخته شد | ||
| ||
| روغن زيتون سالمترين روغن دنيا | ||
| ||
| تاثير دين و معنويت بر سلامت جسم و روان | ||
| ||
| آنفلوانزای مرغی | ||
| ||
| فاجعه جهاني:آنفولانزاي مرغي در آفريقا | ||
| ||
| راز طول عمر صد سالهها | ||
| ||
| بيماري قلب و حفظ آرامش | ||
| ||
جنسيت چگونه تعيين مي شود
جنسيت يک جانور توسط يک جفت کروموزوم، که کروموزوهاي جنسي هستند، تعيين مي شود. در پستانداران، جنس ماده دو کروموزوم جنسي همانند دارد، که به دليل شکلشان، کروموزوم X ناميده مي شوند. بنابراين جنس ماده XX است. جنس نر يک کروموزوم X و يک کروموزوم کوتاهتر به نام Y دارد. بنابراين نرها XY هستند. تخمکهايي که توسط جنس ماده ساخته مي شوند داراي يک کروموزوم X هستند. اسپرمهايي که توسط جنس نر ساخته مي شوند داراي يک کروموزوم X يا Y هستند. اگر تخمک توسط اسپرمي که داراي کروموزوم X است بارور مي شود، فرزند ماده خواهد بود و اگر توسط اسپرمي با کروموزوم Y بارور شود، فرزند نر خواهد بود.

ساخته شدن سلولهاي جنسي
سلولهاي جنسي توسط نوع خاصي از تقسيم سلولي به نام ميوز ساخته مي شوند. اين تقسيم فقط در اعضاي تناسلي، يعني بيضه ها و تخمدانها در جانوران، و بساکها و تخمکهاي گياهان، انجام مي شود. سلولهاي جنسي فقط يک مجموعه کروموزوم دارند، در حالي که همه سلولهاي ديگر يک موجود زنده دو مجموعه کروموزوم دارند. وقتي تخمک جنس ماده و اسپرم جنس نر در عمل لقاح با هم ترکيب مي شوند، تبديل به يک سلول مي شوند که دوباره همان دو مجموعه کروموزوم را دارد. اين سلول تبديل به يک موجود زنده جديد مي شود.
ژنها و DNA
کروموزوها عمدتا از DNA (دئوکسي ريبو نوکلئيک اسيد) تشکيل مي شوند. مولکول DNA تا حدي شبيه يک نردبان طنابي بسيار بلند مارپيچي است. هر «پله» اين نردبان از يک جفت باز تشکيل مي شود (باز نوعي ماده شيميايي است). اين بازها C , T , A و G نام دارند A هميشه با , T و C هميشه با G جفت مي شود. اين جفت بازها دو رشته مارپيچ دو تايي را به هم متصل مي کنند. بخشهاي مختلف اين نردبان، با شايد چندين هزار جفت باز، هر ژن را تشکيل مي دهند. ژنها واحد وراثت هستند. آرايش ژنتيکي يک موجود زنده (ترکيب ژنهاي آن)، تعيين کننده مشخصات آن، مانند رنگ چشمهاي يک جانور يا بوي گل يک گياه، است.

DNA همه امور يک سلول را، از طول
عمر آن تا واکنشهايي که در آن
رخ مي دهد، کنترل مي کند.
| بخشي از مغز افراد درگير دلهره غيرفعال است | ||
| ||
| كشف مکانيسم کليدي طول عمر | ||
| ||
| ژن کنترل کننده ضربان قلب کشف شد | ||
| ||
| حالت خواب و شخصيت انسان | ||
| ||
| بيخوابي زمينهساز بيماريها | ||
| ||
| حلزون و جراحی نخاعي | ||
| ||
موسيقي درماني
خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد. رسول اكرم (ص)
اديان و نژادها بي شمارند اما زبان و روح يكي است، زبان عشق. موسيقي نوعي زبان عشق است.
] كاربرد موسيقي براي درك زيبايي و سلامت زندگي اجتناب ناپذير است[
از بدو خلقت انسان، نيازهاي متنوعي(اعم از جسمي و رواني) با او همراه بوده كه براي برآورده ساختن اين نيازها سازگاري با محيطش به ابزارهايي نياز داشته است.
هنر به عنوان يكي از وسايل اوليه ي سازگاري بشر در خدمت نيازهاي كمال جويي و زيبا طلبي و از طرف ديگر، آرامبخش ناراحتي ها و سختي هاي زندگي او بوده است. موسيقي شكلي از هنر است كه احساس، عاطفه، ادراك و شناخت انسان را بدون نياز به تكلم و زبان منتقل مي كند.
استفاده ي بشر از موسيقي، امري آسان و قابل دسترس بوده است، چون ريتم و ملودي، به عنوان دو ركن اساسي موسيقي، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفي آواگريها و حركات ريتميك نيز نيازي به تكلم نداشته است. از اين رو در بيشتر قبايل ابتدايي مراسم و آيين هاي مختلف موسيقيايي كه وسيله اي براي ابراز همبستگي جمعي و از بين بردن ترس ها و غم ها و ايجاد آرامش و شادي و اراده در بين افراد قبيله بوده برگزار مي شده است.
موسيقي زبان آرزوها، انتظار ها و عواطف بشري است و هر قوم و ملتي بر حسب ويژگي هاي عاطفي و فرهنگي خود، موسيقي خاصي دارد. با درك موسيقي، عواطف زيبا، همدردي و تفاهم بيشتر قلبي ميسر خواهد شد.
پژوهشگران توصيه مي كنند كه والدين روزانه يك ساعت براي فرزندان كوچك خود موسيقي پخش كنند. اين عمل موجب بهتر شدن وضعيت تغذيه، خواب و افزايش وزن آنها مي شود. (تله تكست شبكه 2 سيما)
موسيقي و درمان
از ابتداي تاريخ، بشر از موسيقي براي شفاي بيماران استفاده مي كرده است. براي مثال؛ ريتم طبل ها در مراسم شفابخش جادوگران و درمان گران نقش مهمي داشته است.
ارسطو مي گويد: از موسيقي مي توان در بسياري از شئون زندگي، تربيت، سرگرمي، درمان، خوشگذراني و تعديل احساسات و عواطف استفاده كرد. (منتهي تصريح مي كند كه گرچه پر كردن اوقات فراغت، امري لازم است، ليكن بايد با نوعي از موسيقي مفيد و تعالي بخش پر شود).
فارابي موسيقي را با سه خاصيت مطرح مي ساخت: احساس انگيز، نشاط انگيز، خيال انگيز و يا تحت شرايطي هر سه خصوصيت را دارا مي باشد.
نغمه هاي موسيقي بر حسب تركيب فواصل و ريتم داراي ارتعاشات خاصي هستند كه با تحريك ارتعاشات سلول هاي عصبي احساس و انگيزه اي را تقويت، تضعيف و يا منتقل مي سازند. اگرچه فوايد درمان با موسيقي از دوران هاي قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از اينكه در قرن اخير به عنوان يك رشته تخصصي شناخته شود خوب معرفي نشده است.
امروزه از تأثير و فوايد موسيقي در مراحل مختلف رشد و زندگي انسان (از دوره جنيني تا سالمندي) گياهان و جانوران سخن به ميان مي آيد، و از تغييرات آن بر روي سيستم هاي حسي حركتي، هيجاني-عاطفي، ترشح غدد، هوشياري و آگاهي و شناخت فرد بحث مي شود.
به گفته پژوهشگران مركز پزشكي نيويورك، شنيدن موسيقي هاي كلاسيك و حتي موسيقي جاز موجب كاهش اضطراب و افزايش تحمل درد بيماران مي شود. (تنسي ويليامز)
مقدمه اي بر موسيقي درماني
شايد تا كنون مطالبي در روزنامه ها، مجلات، محل كارتان يا در بين مردم درباره "موسيقي درماني" خوانده يا شنيده باشيد. موسيقي درماني يك رشته جديدي است و فقط به مدت پنجاه سال است كه به عنوان يك تخصص كلاسيك و حرفه اي توسعه پيدا كرده است.
بر طبق تعريفي كه " انجمن ملي موسيقي درماني" (NAMT) ارائه داده است، موسيقي درماني عبارتست از " كاربرد موسيقي تأمين، حفظ و بهبود سلامت جسماني و رواني در واقع موسيقي درماني كاربرد منظم موسيقي است، بطوريكه موسيقي درمانگر مستقيما" در يك محيط درماني، تغييرات دلخواه را در عواطف و رفتار درمانجو ايجاد مي كند.... )
به طور خلاصه در موسيقي درماني با استفاده از موسيقي، كه يك رسانه هنري خلاق است، به افرادي داراي مشكلات گوناگون، به منظور دستيابي به بهداشت رواني و جسمي آنان كمك مي شود.
موسيقي درماني در درمان افرادي كه ناتواني هاي مختلفي از جمله عقب ماندگي ذهني، تأخير يافتگي رشدي، معلوليت جسمي، بيماري رواني و... داشته اند، به طور موفقيت آميزي جواب داده است.
موسيقي درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نيازهاي خاص درمانجو دنبال مي كند. فنون مختلفي براي پيشبرد اين اهداف استفاده مي شود.براي مثال، آواز خواندن مي تواند به افراد مبتلا به بيماري آلزايمر كمك كند تا حافظه دراز مدتشان را به كار اندازند، نواختن آلات موسيقي با همسالان يا درمانگر مي تواند مهارت هاي ميان فردي را افزايش دهد و كاركردهاي اجتماعي را بهبود بخشد. از همه مهمتر اينكه افراد احساساتشان را در روشي مطمئن و لذت بخش بوسيله نواختن موسيقي، گوش كردن به موسيقي و رقصيدن به همراه موسيقي بيان مي كنند.
البته موسيقي درماني فقط در خدمت افرادي كه داراي انواع مختلف ناتواني ها هستند به كار برده نمي شود، بلكه در شرايط مختلف پزشكي نيز سودمند است. از جمله كاهش فشار رواني يا درد، زايمان، توانبخشي بيماران سكته اي و مبتلايان به بيماري پايانه(بيماري هايي كه علاج ناپذيرو مرگبار هستند، مثل ايدز). مساله عمده كه در اينجا براي درمانگر مطرح است كاهش درد و تحمل آن در شيوه درمان است و يا كمك به بيمار براي دستيابي به كاركردهاي بهينه.
موسيقي درماني رشد فزاينده اي در كشورهاي مختلف جهان و در عرض سال هاي اخير داشته است و كارهاي درماني متعددي توسط موسيقي درمانگران صورت پذيرفته است و اين امر تأكيد گرديده كه اساسا" موسيقي در درمان اشخاص مبتلا به وضعيت هاي مختلف پزشكي كارآئي بسياري دارد.
اين مقاله كوتاه به شما يك ديد كلي درباره اينكه " موسيقي درماني چيست؟" ارائه داده است. اين مقاله فقط بخش كوچكي از اين رشته حرفه اي عظيم را معرفي كرده است و به عنوان يك كليت در اين باره نمي تواند نتيجه گيري شود.
موسيقي سنتي ما با اصالت و ريشه هاي عميق فرهنگي قابليت بسياري براي گسترش و تدوين هاي تازه اي از جانب استادان موسيقي دارد.
دكتر داريوش صفوت موسيقيدان برجسته معاصر نقل مي كرد كه مرحوم عبدالحسين شهبازي بيست دقيقه در كنار بستر بيماري كه پزشكان از او قطع اميد كرده بودند سه تار نواخته و پس از 20 دقيقه حال بيمار بهبود يافته و خطر رفع شده است. (همشهري 10/8/1379)
اگر شما به اين رشته علاقمنديد، مي توانيد براي گرفتن اطلاعات بيشتر در اين باره با سازمان هاي حرفه اي به رايزني بپردازيد، يا مي توانيد با هر بيمارستان يا مدارس آموزش ويژه كه خدمات يا برنامه هاي موسيقي درماني را تدارك مي بينند مشورت كنيد.
در زير اطلاعات دو سازمان حرفه اي در خارج كه شما مي توانيد با آنها رايزني كنيد آمده است.
| دیوید کاپرفیلد كيست؟ | ||
| ||
نكاتي در باره چاي سبز
قدمت استفاده از چاي به بيش از 500000 سال قبل ميرسد. شواهد گياهشناسي نشان ميدهند كه هند، چين، برمه و تايلند خاستگاه چاي ميباشند. به نظر ميرسد كلمه انگليسي Tea از كلمه مالاكائي "teh" يا كلمه چيني "t'e" گرفته شده باشد. اصطلاح چيني "Ch'a" منشاء نامگذاري چاي در ساير زبانها ميباشد. هلنديها و پرتغاليها كه اولين وارد كنندههاي اصلي چاي بودند احتمالاً اين نامها را به كشورهاي اروپايي و خاورميانه معرفي نمودند.
چاي داراي بهترين كيفيت از جوانههاي تازه شامل دو يا سه برگ اول بعلاوه شكوفههاي در حال رشد بدست ميآيد چاي با كيفيت پائين كه در تهيه چاي فوري و brick tea به كار ميرود از برگهاي پائين ساقه حاصل ميشود.
3 نوع اصلي چاي شناخته شده است:
1- چاي سياه، بيشترين نوع تجاري چاي بوده كه به فاصله كوتاهي پس از چيده شدن، در طي مراحل خشك شدن و نگهداري دچار اكسيداسيون آنزيمي (تخمير) ميشود.
موادي بنام كاتشين (Catechin) و پلي فنولهاي موجود در برگهاي چاي تبديل به تركيبات قهوهاي يا قرمزي بنام تئوفلاوين و تئوروبيجين ميشوند كه موجب ميشوند چاي دم كرده به رنگ سياه درآيد.
2- چاي الانگ (Olang) كه به رنگ قرمز يا زرد است و با تخمير نسبي بدست ميآيد.
3- چاي سبز كه دچار تخمير نميشود و بلافاصله بعد از چيدن از اكسيداسيون كاتشين محافظت ميشود كه اكثر فوائد درماني چاي را به آن نسبت ميدهند.
از چاي سبز در طب سنتي هند به عنوان نشاطآور ضعيف، محرك،مدر و قابض و در طب سنتي چين بعنوان قابض، تقويت كننده قلب، محرك سيستم عصبي مركزي و مدر استفاده شده است. ساير كاربردهاي سنتي آن در درمان نفخ، تنظيم درجه حرارت بدن، تسريع هضم و بهبود روندهاي تفكر بوده است.
نتايج مطالعات باليني
*بيماريهاي قلبي- عروقي: بين محتوي فلاونوئيد رژيم غذايي و كاهش خطر بيماري قلبي ارتباط مثبت قوي وجود دارد. موادي مانند چاي، پياز و سيب حاوي فلاونوئيد هستند. همچنين مصرف كنندگان چاي سياه فشار خون سيستولي كمتري دارند.
*اختلال عملكرد مغزي : خاصيت ضد اكسيداسيون پلي فنولهاي چاي سبز ممكن است در اختلالات مغزي يك اثر محافظتي داشته باشد.
*اختلالات چربي: چاي معمولاً موجب كاهش چربيهاي خون ميشود اما در همه مطالعات نتايج يكساني حاصل نشده است.
*اختلالات كليوي: پلي فنولهاي موجود در چاي سبز عملكرد كليه را در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن كليه بهبود ميبخشند.
*سرطان: در ژاپن خوردن حداقل 10 فنجان چاي در روز با كاهش خطر سرطان معده همراه بوده است. همچنين مطالعات مختلفي در ارتباط با تأثير مثبت چاي در پيشگيري از سرطان لوزالمعده، روده بزرگ، ريه و رحم انجام شده است.
*پوسيدگي دندان: عصاره برگ چاي سبز داراي اثرات ضد ميكروبي است و از ايجاد پلاك و پوسيدگي دندان جلوگيري ميكند.
* كاهش وزن: پلي فنولهاي چاي سبز فعاليت آميلاز بزاق(آنزيم تجزيه كننده قندها) را مهار ميكند. جالب است بدانيد كه چاي بدون داشتن عوارض خطرناك داروهاي كاهنده وزن ميتواند موجب كاهش وزن، اندازه دور كمر و تري گليسريد خون مبتلايان به چاقي شود.
موارد منع مصرف:
اعتقاد بر آنست كه قبل و بعد از دريافت فرآوردههاي آهن و در شيرخواران نبايد از چاي سبز يا تركيبات پلي فنول آن استفاده نمود. شواهد موجود حاكي از آنست كه مقادير بيش از 250 ميلي ليتر در روز با سوخت و ساز آهن تداخل نموده و موجب كم خوني ميشود. شواهدي مبني بر منع مصرف در حاملگي وجود ندارد با اينحال بايد با پزشك مشورت نمود. مصرف چاي سبز در دوران شيردهي توصيه نميشود.
تداخلات دارويي:
افزايش اثر متي سيلين و بنزيل پني سيلين، تشديد اثر آسپيرين و ساير داروهاي
ضد انعقاد مانند وارفارين (ويتامين K موجود در چاي سبز ميتواند بر ضد اثرات وارفارين عمل نمايد).
عوارض:
مصرف بيش از حد كافئين كه در چاي سبز و بعضي از عصاره هاي آن وجود دارد در بعضي از افراد باعث علائمي مانند عصبانيت، بيخوابي و بيقراري ميشود.
توجهات ويژه:
چاي داراي مقادير كم سديم و مقدار زيادي پتاسيم است و از آنجا كه بيماران مبتلا به بيماري كليوي مرحله پاياني بايستي مصرف پتاسيم خود را محدود نمايند، بايستي به اين مسئله توجه نمايند. علاوه بر اين انواع چاي ممكن است موجب تحريك بروز آسم در افراد حساس شوند
| روزه و بيماريهای قلبی | ||
| ||
| زالوها در درمان امراض قلبي | ||
| ||
| انجماد درماني تومورهاي سرطان ريه | ||
| ||
| طب سنتی چینی بیماری ایدز را درمان می کند | ||
| ||
| تلاش براي رمزگشايي اصليترين ويژگي مغز | ||
| ||
| تقويت ديد كاربران عينكى | ||
| ||











































