طب عاميانه ممکن است به سدههاي پيشين، در مقاطع گوناگون تاريخ بازگردد و ممکن است جديد باشد. از آن جمله است معالجه دنداندرد که دردي آزاردهنده، جانکاه و تحملناپذير بوده و بيسبب نيست که آن را زمره دردهاي تراژديک آوردهاند و آن را با قولنجهاي کليوي ناشي از سنگ و دردهاي قفسهسينه ناشي از حمله قلبي برابر گرفتهاند و چون هر انساني به اندازه تعداد دندانهاي موجود در دهان خود يعني 32 دندان بلوغ به اضافه 20 دندان شيري دوران کودکي يعني 52 دندان، 52 بار نيز اين درد جانکاه را تجربه کرده، به هر چه که در دسترسش بوده، روي آورده و روي دندان ملتهب کرم خوردهاش گذاشته تا آن را ساکت کند، از نشستن کنار منقل و بهرهگيري از دم و دود تا جماع و استمناء و اين اواخر گذاشتن پنبه آغشته به ادوکلن يا چکاندن گلاب و آخرين استفاده هم از فرآوردههاي ماشيني و صناعي و جديدترين محصولات فناوري در تسکين دندان، کشف روغن ترمز است که البته کاشف يا کاشفان گمنام آن از اين سوي عامل برخاسته و نکتهاي شگفت به شگفتيهاي طب عاميانه دنيا افزودند. اينکه چگونه بشر همان روغن ترمز را بين اين همه روغنهاي خوراکي جامد و مايع که در هر آشپزخانهاي يافت ميشود، پيدا کرده، از اسرار عجيب است و ميتوان حدس زد که رانندهاي بياباني در شبي تيره، در بيابان برهوت دچار اين درد طاقتفرسا شده و چون به هيچ ترفندي نميتوانست متوسل شود، از روي استيصال کاپوت کاميون خود را بالا زده و از آب رادياتور تا بنزين و روغن موتور، روغن کلاچ روي دندان دردناک و آزرده خود گذاشته و موفق به ساکت شدنش نشده، ولي با گذاشتن روغن ترمز به عنوان آخرين حربه موفق شده است آن را خاموش کند.
روغن ترمز بعدا از ويرانهها و واديها، جاي خود را در مردمان شهر باز کرده و در همه آنهايي که راننده هم نبودهاند، تسري پيدا کرده و به عنوان آخرين علاج دنداندرد جاي پاي خود را در طب عاميانه نوين تثبيت و مستحکم کرده است!
اصولا علل اشکريزش را ميتوان اينطور دستهبندي کرد که:
1) توليد اشک زيادتر از حد طبيعي باشد (وجود ايرادي در غدد اصلي سازنده اشک)
2) اشکال در مسير خروج اشک باشد که اصطلاح انسداد مجرا ناميده ميشود (دليل آن اختلالي در کار خروج اشک از چشم و هدايت آن به داخل بيني است.)
يکي از علل مهمي که شيرخواران را به مطب چشم پزشک ميآورند، همين اشکريزش است. حدود 10 درصد نوزاداني که متولد ميشوند مبتلا به انسداد مجراي اشکي هستند؛ يعني موقع تولد هنوز مجراي اشکي آنها به داخل بيني باز نشده و اين شيرخواران با اشکريزش و گاهي با ترشحات چرکي مواجه ميشوند. تجمع مواد کنار مژهها و گاه چسبيدن مژهها به هم خصوصا هنگام خواب و همچنين لزوم دستکاري پلکها در موقع بيدار شدن از مشکلات عمدهاي است که موجب نگراني والدين ميشود و معمولا مجبورند پلکها را تميز کنند تا چشمها از يکديگر بازگردد.
به طور کلي انسداد مادرزادي مجراي اشکي در بچهها به سه صورت ديده ميشود و والدين آن را گزارش ميکنند. اولين حالت اشک ريزش مداوم بدون همراه بودن ترشحات چرکي است. دوم اشکريزش مداوم همراه با ترشحات چرکي به خصوص هنگام ماساژ کيسه اشکي است که اين بيانگر انسداد کامل مجرا بعد از کيسه اشکي ميباشد (اين فرم شايعي است) و سوم، اشکريزش متناوب به خصوص هنگام سرماخوردگي که بيانگر مشکلات بيني است که هنگام سرماخوردگي شدت يافته و به طور موقت مجراي اشکي را ميبندد.
هريک از سه حالت فوق بايد توسط والدين مورد پيگيري قرار گيرد و بچه توسط چشمپزشک معاينه شود. معمولا اين بچهها نسبت به نور حساس نيستند ولي قرنيه شفاف و کره چشم سالم است و تنها انسداد مجرا مطرح است. حدود 90 درصد اين بچهها تا سن يک سالگي انسدادشان برطرف ميشود و والدين نبايد نگران باشند. تنها لازم است بررسي شوند و دستور ماساژ صحيح و درمان طبي توسط پزشک معالج به والدين داده شود. هيچ اقدام خاصي براي باز شدن مجرا لازم نيست و نبايد در درمان جراحي سونداژ بيمورد عجله شود و بايد منتظر بمانيم تا مجرا باز شود. تنها در موارد عفونت حاد کيسه اشکي است که سونداژ را زودتر از موعد توصيه ميکنيم. سونداژ يک عمل کاملا ساده و موفقيتآميز است که در کلينيک يا بيمارستان تحت بيهوشي عمومي انجام ميشود. بهترين زمان انجام سونداژ حوالي يک سالگي است و تاخير ميتواند شانس موفقيت را کم کند ولي تا پنج سالگي هم به نظر من، بهتر است اولين اقدام سونداژ (به تنهايي) و يا سونداژ همراه با لولهگذاري باشد.توصيههايي به آنها که دنبال نيمه گمشده خودشان ميگردند - ترجمه: دکتر گلرخ ثريا
کدام شخصيتها به درد هم ميخورند؟
ميگويند
اگر دنبال همسر ايدهآلتان ميگرديد، راهش اين است که اول، شخصيت خودتان
را بشناسيد و بعدش براساس شخصيت خودتان، دنبال شخصيتي بگرديد که با شما
سازگار باشد. اگر شما هم اين تئوري را قبول داريد، با ما همراه شويد...
ماجراجويان با ماجراجويان ازدواج کنند
افراد
ماجراجو عاشق ريسک کردن هستند. اگر چنين شخصيتي داشته باشيد، احتمالا
بسيار کنجکاو، خلاق و پرانرژي هستيد و معمولا فرد خودانگيختهاي هستيد.
علايق فراواني داريد؛ از کوهنوردي و ماهيگيري گرفته تا رفتن به سينما و
تئاتر.
• گزينه ازدواج: شما با افراد ماجراجويي که درست مانند خودتان باشند، به خوبي رابطه برقرار ميکنيد. اگر دنبال همسر ايدهآل خودتان هستيد، عجله نکنيد؛ چون ماجراجويي شما باعث ميشود خيلي سريع در عشق گرفتار شويد و عاقلانه عمل نکنيد. اگر به کسي واقعا علاقه داريد، به خودتان فرصت دهيد تا بهتر او را بشناسيد. در عين حال گاهي ماجراجويي بيش از اندازه ممکن است شما را وسوسه کند که روابط جديد را امتحان کنيد ولي بايد با اين خصوصيت نادرست مبارزه کنيد.
• مشاهيري که شخصيتشان شبيه شماست: جانافکندي، پرنسس دايانا، آنجلينا جولي.
• روانشناسي شخصيت:
افراد ماجراجو شخصيت خود را بيش از همه مديون ميزان ترشح زياد هورمون
دوپامين در مغزشان هستند. اين هورمون، همان هورموني است که به شما احساس
شادي و شادابي و سرزندگي ميبخشد.
خلاقها با خلاقها ازدواج کنند
اگر آدم خلاقي باشيد، احتمالا خصلتا باوفا هستيد و وظيفهشناسي و آبروداري از خصوصيات عالي شخصيت شماست. آرامش، اجتماعي بودن و مديريت عالي منابع انساني از خصوصيات عالي شخصيت شماست. شما دوست داريد از قوانين پيروي کنيد و ميتوانيد به راحتي براي زندگي خودتان برنامهريزي داشته باشيد و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدفتان برسيد. ديگران از شما بسيار راضي و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمي قابل اعتماد ميشناسند.
• گزينه ازدواج: افراد خلاق و سازنده درست مانند خودتان، زوج مناسبي براي شما هستند. طرف مقابلتان ممکن است قدرت حمايتگري شما را بپرستد ولي مواظب باشيد اين حمايت همهجانبه، اين احساس را در همسرتان ايجاد نکند که داريد مرتب او را کنترل ميکنيد. شما و همسرتان احتمالا سالها با هم زندگي خواهيد کرد چون افرادي مثل شما براي حفظ و تداوم زندگيشان هر کاري ميکنند و وفاداري به طرف مقابل رکن نخست زندگيشان است.
• مشاهيري که شخصيتشان شبيه شماست: جورج واشنگتن، ملکه اليزابت، جنيفرانيستون.
• روانشناسي شخصيت:
شخصيت آرام و موقر خود را بايد مديون هورمون سروتونين باشيد. اين ماده
شيميايي ميتواند اخلاق شما را تعديل کرده و عصبانيت و حالت تهاجمي شما را
کنترل کند.
مديرها با سازگارها ازدواج کنند
اگر مديريت بخش غالب از شخصيت شما است، حتما ميدانيد که بسيار رک و راست هستيد و بدون پرده نظرتان را ميدهيد. از سوي ديگر با مسايل بسيار منطقي و واقعبينانه برخورد ميکنيد. قاطعيت و استواري از شما جدانشدني است. شما به آساني ميتوانيد در روابط و کار خودتان تمرکز کنيد و در رياضيات، مکانيک و موزيک ميتوانيد زبردست باشيد. رقابتجويي و جاهطلبي عشق هميشگي زندگي شماست.
• گزينه ازدواج: افرادي ميتوانند براي شما بهترين زوج باشند که خصوصيت اصلي شخصيتشان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبيعت انعطافپذيري داشته باشند و گرنه کار شما با يک مدير به دعوا و جنگ قدرت ميکشد. اگر شما در روابط خانوادگي و عاشقانه خود دست از کنترل و امر و نهي برداريد، عشق آرام آرام وارد زندگي شما خواهد شد و از درگير شدن در رابطه عاشقانه که نميتوانيد آن را کاملا کنترل کنيد، نميهراسيد. شما شخصيت محکمي داريد که مشکلات خود را نشان نميدهيد ولي اين خصوصيت شما ممکن است باعث شود همسرتان فکر کند شما پنهانکار، مرموز، سرد و بيروح هستيد. اجازه دهيد دستکم در روابط خانوادگي احساسات شما بر قدرت مديريت مطلق و محکم و دستنيافتني شما غلبه کند.
• مشاهيري که شخصيتشان شبيه شماست: آلبرت اينشتين، دانلدترامپ (مشاور املاک مشهور آمريکايي)، هيلاري کلينتون و مارگارتتاچر.
• روانشناسي شخصيت: هورمون مردانه تستوسترون که در بدن مردان بيشتر و در بدن بانوان کمتر ترشح ميشود اين خصوصيت شخصيتي شما را پررنگ تر ميکند.
انعطافپذيرها با مبادي آدابها ازدواج کنند
اگر شما شخصيت انعطافپذيري داشته باشيد، ديگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانايي زيادي در روابط اجتماعي داريد و در صحبت کردن عالي هستيد. احساسات قوي و روشن و واضح از خصوصيات برجسته شماست.
• گزينه ازدواج: شما بيش از همه با افرادي که مبادي آداب و مؤدب هستند کنار خواهيد آمد. اين افرد که سياست بالايي در روابط خود دارند، رفتار شما را ميپذيرند. فقط مراقب باشيد با زبان بازي و صحبتهاي بيتوقف خودتان آنها را دلزده نکنيد. در روابط با طرف مقابلتان رقابت نکنيد. توصيه ما به همسر شما اين است که در صحبت کردن کم نياوريد. گرچه طرف مقابل شما بسيار خوشصحبت است ولي شما هم با اعتماد به نفس از خصوصيات خودتان بگوييد. افرادي مثل همسر شما دوست دارند که شما نظرتان را درباره شخصيت و رفتارشان بيپرده بگوييد.
• مشاهيري که شخصيتشان شبيه شماست: گاندي، بيل کلينتون.
• روانشناسي شخصيت: استروژن که يک هورمون زنانه است و در بدن بانوان بيش از آقايان ترشح ميشود نقش اصلي را در بروز اين خصوصيات شخصيت شما ايفا ميکند.به نقل از مجله وزین پزشکی امروز
غريزهي مادري زن تقريباً به طور کامل حاصل هورمونهاي زنانهي درون بدن زن است. اين هورمونها در يک جفت عضو بادامي شکل به نام تخمدان توليد ميشوند. اين دو عضو در عمق و درون لگن جاي دارند و هر کدام در يک سوي رحم يا زهدان قرار گرفتهاند.
دو هورمون اصلي زنان، استروژن وپروژسترون نام دارند. اين هورمونها به زن قدرت و بنيه ميدهند و اصولاً سبب پيدايش شکل خاص زنانه بدن زن ميگردند. وقتي دختر به سن حدود 12 سالگي ميرسد، تخمدانها کار خود را با توليد مقدار زيادي استروژن آغاز ميکنند که هورمون غالب زنانه است. اين ترشح سبب رشد سريع و تبديل دختر به زن طبيعي جوان ميگردد. شروع قاعدگي دراين زمان نشانهي شروع مرحلهي توليد مثل زندگي زن است و در اين دوره است که ميتواند باردار شود. اين مرحله، ممکن است 35 سال طول بکشد.
جريان قاعدگي با عملکرد تخمکگذاري يا عبور ياختهي تخم يا تخمک از تخمدان به رحم آمادهي گشنگيري مرتبط است. اين حالت در واقع آمادگي طبيعت در پاکسازي سطح دروني رحم و توانمندي وقوع طبيعي توليد مثل را نشان ميدهد. اين جريان به طور طبيعي حدود 4 روز طول ميکشد و ضرب آهنگي 28 روزه دارد.
مشکل اصلي در رابطه با جريان خون قاعدگي، قاعدگي دردناک، توقف و قطع قاعدگي و خونروي بيش از حد قاعدگي است و ديگر تنش پيش از قاعدگي است که در فرصتي ديگر بررسي ميشود. اين بينظميها به فراواني ديده ميشوند ولي طبيعي نيستند. زنان سالمي که طبق قوانين طبيعي زندگي ميکنند و از جيرهي غذايي طبيعي استفاده مينمايند به بينظمي ماهانه مبتلا نمي شوند. بسياري از بينظميهاي قاعدگي در نتيجهي کمبودهاي تغذيهيي ايجاد ميشوند. اين کمبودها به نارسايي و متابوليسم نادرست هورمونهاي جنسي زن ميانجامد. اين بينظميها به صورت خلاصه عبارتند از:
· قاعدگي دردناک يا ديسمنوره dysmenorrhoea:
قاعدگي دردناک يا آنگونه که در محاورات طبي گفته ميشود، ديسمنوره که اين روزها يکي از فراوانترين بينظميهاي قاعدگي است. منشاء اين بينظمي را ميتوان به حالت ناتوان و توکسيک سيستم به طور کلي و به اندامهاي جنسي به طور خاص به علت استفاده از اغذيهي ناباب و روش زندگي غلط و خستگي عصبي بيش از حد نسبت داد. ممکن است 2 يا 3 روز پيش از قاعدگي يا بلافاصله پيش از جريان يافتن خون و يا ضمن خونروي، درد وجود داشته باشد.
دردي که دو يا سه روز پيش از جريان يافتن خون وجود دارد معمولاً نشانهي آن است که تخمدانها به درستي کار نميکنند. اين حالت در واقع سوء کار اين غدهاست و معمولاً با استفاده از يک رژيم غذايي که به دقت برنامهريزي شده باشد از بين ميرود. در درمان موضعي، استفاده از حمام گرم هيپ يک شب در ميان به مدت يک هفته پيش از موعد پريود کاملاً نافع خواهد بود. بين پريودها استفاده از حمام سرد هيپ سبب افزايش تون تخمدانها ميگردد. نگارنده در درمان قاعدگي دردناک از تجويز اسانس ژرانيوم به صورت موضعي و کپسول تخم کرفس (Menstrugol) نتايج عالي به دست آورده است.
دردي که بلافاصله پيش از جريان يافتن خون آغاز ميشود نشانهي فلکسيون رحم است. اين حالت به علت غيرطبيعي بودن وضعيت رحم ايجاد ميشود. براي تعيين کردن به وضعيت رحم و تمرينهاي اصلاحي زير نظر مشاوران حرفهيي بايد معاينهي زنانه انجام شود. غالباً فلکسيون رحم در خانمهاي لاغري ديده ميشود که چربي دروني و رباطي را که رحم توسط آن معلق است، از دست دادهاند. در اين مورد نياز به درمان عمومي و استفاده از رژيممناسب به همراه تمرينهاي اصلاح کننده وجود دارد.
وقتي درد ضمن قاعدگي اتفاق ميافتد، معمولاً به اين معنا است که رحم دچار التهاب است. با توجه درست به جيرهي غذايي و استفاده از حمام گرم هيپ درست پيش از شروع پريود و حمام سرد هيپ ميان دورهها ميتوان اين ناراحتي را تسکين داد. معمولاً مدت حمام گرم هيپ 8 تا 10 دقيقه در آبي با دماي 100 درجه فارنهايت است که به تدريج دماي آب تا 120درجه فارنهايت افزوده ميشود. مدت استفاده از حمام سرد هيپ 10 تا 15 دقيقه در آبي با دماي 50 تا 65 درجه فارنهايت است.
· آمنوره يا وقفهي جريان خون قاعدگي:
وقفهي خون قاعدگي در دورهي بارداري و در زمان يائسگي، طبيعي است، ولي در ساير مواقع غير طبيعي است. درست است که در بعضي خانمها دورههاي عادت کاملاً نامرتب است ولي به نظر ميرسد اين حالت خاص به علت سنخ خاص ايشان است و نميتوان آن را وقفه ناميد. اما اگر دورهها به مدت چند سال کاملاً منظم باشند و سپس به طور ناگهاني متوقف شود يا غالباً سيکل قاعدگي دچار اختلال شود، نشانهي ناتواني و از بين رفتن شادابي بدن به ويژه اندام جنسي است. علل مؤثر در ايجاد اين حالت عبارتند از کم خوني، دلشوره، سوگ، ترس يا ساير اختلالات جدي عاطفي، مالفورماسيون رحم، جابه جايي رحم و ناتواني به ويژه بعد از بيماري وخيم.
درمان آمنوره در وهلهي اول بايد با توجه به از بين بردن حالت بيماري مسوول ايجاد اين اختلال آغاز شود. همراه اين توجه، بايد يک دورهي درمان عمومي سلامت سازي انجام شود. در صورتي که آشفتگي شديد عاطفي سبب ايجاد اين اختلال شده باشد، استفاده از يک دورهي آغازين آرامش و استراحت لازم خواهد بود. به مدتي طولاني بايد از هر نوع محرک، فشار بيش از حد ذهني و مطالعه پرهيز کرد. نگارنده در درمان اين حالت استفاده از دو ليوان آب هويج و گياه پنج انگشت را توصيه ميکند که نتايج مطلوب به بار ميآورد.
· منوره يا خونروي مفرط قاعدگي:
در بعضي خانمها جريان يافتن شديد خون قاعدگي شايع است و معمولاً بر کمبود خون، به ويژه کلسيم خون دلالت دارد. اين حالت به علت انواع علل بروز ميکند، ولي، حالات توکسيک اين دستگاه، ريشهي بروز مسأله است. آنچه مهم است حفظ مطلق آرامش در بيمار و در بسترخوابيدن او است. پاي تخت را بايد 10 تا 13سانتيمتر بالا آورد. در موارد خونروي مفرط به عنوان اقدام موقت بايد يک تکه کاغذ تامپون در واژن گذاشت.
براي چند روز اول بايد رژيم غذايي فقط شامل شير و سبزيهاي خام باشد. استفاده از خوراکيها و کارهاي محرک ممنوع شود زيرا سبب افزايش جريان خون ميگردد. وقتي خونروي متوقف شد، بايد مراقب بود و از انجام تقلا و کار شديد جسمي يا فشار آوردن به هر شکل بر جسم اجتناب کرد. سپس با استفاده از سالاد سبزيهاي تازهي خام به مقدار دوبار در روز، از يک رژيم علاج کنندهي کامل و طبيعي استفاده کرد. به عنوان اقدام دراز مدت، آنچه لازم است، استفاده از يک طرح درماني است تا به طور کامل اين دستگاه از مواد سمي پاکسازي شود. نگارنده در اين موارد پس از انجام توصيههاي فوق عرق بومادران (به مقدار سه استکان در روز) يا جوشاندهي بومادران به مقداريک قاشق چاي خوري در يک استکان آب جوش سه بار در روز براي بيمار تجويز مينمايد.
درمان
نابسامانيهاي متنوع مربوط به جريان قاعدگي حاکي از آن است که سطح سلامت پائين است و دراندام جنسي شرايط توکسيک حاکم است. علت اين امر استفاده از عادات غلط در زندگي و به ويژه عادات رژيمي غلط است به رغم تلاشهاي طب امروزي با استفاده از روشهاي فرونشانندهي جراحي و دارو اين نابسامانيها بيشتر شده، در عمق جان نشسته و مزمن ميشوند. در مورد نابسامانيهايي که سيستمي هستند، فقط بايد با درمان آن سيستم به عنوان يک مجموعه کار را شروع کرد و پيش از هر چيز توکسيسيته را از بدن زدود و ميزان سلامت عمومي رنجور را بازسازي کرد.
براي انجام اين نوع برنامه که تمامي شامل درمان زيرسازي سلامت است، رنجوري که دچار بينظمي قاعدگي است کار خود را بايد با استفاده از رژيم غذايي 5 روزه شامل ميوه آغاز کند. در اين رژيم، بيمار بايد از سه وعده غذا شامل ميوههاي آبدار و تازه مثل سيب، گلابي، انگور، پاپايا، مرکبات، آناناس، هلو و هندوانه استفاده نمايد. از اغذيهي ديگري نبايد استفاده شود. در غير اين صورت، تمامي اين درمان بيارزش خواهد بود. در ايران، بسياري از بيماران از عدم مصرف غذاهاي معمول مثل پلو، نان و گوشت ناراحت ميشوند و متأسفانه تصور ميکنند اين غذاها، ارزش غذايي دارند، گوشتي که تازه نيست و مدتها به صورت منجمد شده مانده است، چگونه ممکن است ارزش غذايي داشته باشد، برنجي که دو پوست گرفته شده، به جز ايجاد پوکي استخوان و يا به گزارش انجمن گوارش ايران، ايجاد سرطان روده، چگونه ممکن است، مغذي باشد؟
به هرحال، استفاده از رژيم سراسر ميوه، به کاهش وزن منتهي ميشود، اما اگر ميزان کاهش وزن زياد باشد، آن عده که دغدغهي کم شدن وزن خود را دارند، ميتوانند با هر وعده ميوه، يک ليوان شير مصرف نمايند، در طول اين دوره، بايد روزانه رودهها را با تنقيهي آب گرم پاکسازي کرد.
پس از اين دوره رژيم غذايي سراسر ميوه، بيمار بايد بر اساس خط مشي زير از رژيم کاملاً متعادل استفاده نمايد:
بامداد: بعد از برخاستن، يک ليوان آب ولرم آميخته با افشرهي نصف ليموترش و يا يک قاشق عسل
صبحانه: ميوههاي تازه مانند سيب، پرتقال، انگور، پاپايا، موز و شير
ناهار: يک ظرف سبزي تازهي بخار پز شده شامل هويج، کلم، گل کلم، کدو و حبوبات و دو يا سه چاپاتيس گندم.
بعد ازظهر: يک ليوان آب هويج يا آب ملاس نيشکر
شام: يک ظرف بزرگ سالاد سبزيهاي داراي برگ سبز به همراه تمامي سبزيهاي موجود مانند هويج، کلم، خيار، گوجه فرنگي، ترب، لبو، پياز و جوانهي لوبياي مونگ (دال عدس)
ميان وعدهي (آبچرا) آخرشب: يک ليوان شير تازه يا يک سيب
عامل رژيم داراي اهميت فراوان است. ميوه و سبزي، غذاهاي طبيعي پاکسازي کنندهي جسم و اعاده دهندهي سلامت به شمار ميروند و بايد حجم وسيعي از رژيم آيندهي بيمار را تشکيل دهند و همراه غلات سبوسدار، مغز آجيل و تخمهاي گياهي به ويژه به صورت جوانه زده مورد استفاده قرار گيرند. به جاي آنکه در هر وعده از مقدار زيادي غذا استفاده شود، بهتر است دفعات مصرف زيادترشده و در هر وعده مقدار کمتري استفاده شود. در آينده بايد از مصرف اغذيهي حاوي آرد سفيد، قند، شيرينيها و مربا، کيک، نان شيريني، شکلات و آب نبات، غلات تصفيه شده، غذاهاي گوشتي، غذاهاي مقوي، سنگين يا چرب، اغذيهي بستهبندي شده و داراي افزودني و مواد حفاظت کننده، چاي پررنگ، قهوه، ترشي، چاشنيها و سس پرهيز شود. در صورت عادت به استعمال دخانيات، به علت آنکه سيگار سبب تشديد بينظميهاي قاعدگي ميشود بايد مصرف سيگار کاملاً ترک شود.
برحسب نياز، هر ماه به مدت 2 تا 3 روز بايد از يک دورهي کوتاه رژيم غذايي سراسر ميوه استفاده کرد. يکي از عناصر اين درمان استفاده از ماساژ خشک بامدادي و حمام سرد تهيگاه است که بايد به طور منظم انجام گردد. اما در دورهي خونروي عادت ماهانه، نبايد از حمام سرد استفاده نمود.
ثابت شده است که بعضي داروها در بينظميهاي قاعدگي سودمند ميباشند. يکي از مهمترين اين داروها استفاده از گل موز پخته شده به همراه پنير کرد Cord است. به نظر مي رسد گل موز سبب افزايش پروژسترون و کاهش خونروي ميشود. آب لبو در بينظمي قاعدگي بسيار مؤثر است. در اين شرايط هر از گاه ميتوان دو يا سه بار در روز از اندکي آب لبو، به مقدار 60 تا 90 گرم استفاده نمود.
تخم گشنيز در درمان خونرويهاي شديد عادت ماهانه، بسيار نافع است. 6 گرم از اين تخم را بايد در نيم ليتر آب جوشاند. هنگامي که نيمي از آب باقي ماند بايد ظرف را از روي آتش برداشت و با افزودن نبات به آن، همانطور که گرم است سرکشيد.
نتايج استفاده از زنجبيل در بينظميهاي عادت ماهانه حکايت از سودمندي اين گياه دارد. به اين منظور يک تکه زنجبيل تازه را خورد کرده و به مدت چند دقيقه در يک فنجان آب ميجوشانند. اين دم کرده را با نبات شيرين کرده و بعد از غذا به عنوان داروي قاعدگي دردناک و آمنوره به علت تماس با باد سرد و استفاده از حمام آب سرد، سه بار در روز مصرف ميکنند. استفاده از دانهي کنجد نيز در درمان بينظميهاي قاعدگي سودمند است. نصف قاشق چاي خوري پودر دانهي کنجد در آب داغ دو بار در روز براي رفع يا کاهش دردهاي اسپاسموديک قاعدگي در دختران مجرد جوان دچار کم خوني نافع است. استفادهي منظم از اين دارو، دو روز پيش از موعد قاعدگي، لکهبينيهاي قاعدگي را از بين ميبرد. ضمن استفاده از اين دارو، بايد از حمام گرم يک مشت تخم کنجد کوبيده نيز استفاده کرد.
تخم گل رنگ (کلزا) نيز در درمان قاعدگي دردناک سودمند است. جوشاندهي حاصل از دو قاشق چاي خوري گرد دانه در120 ميليليتر آب به عنوان دارو در اين موارد مصرف ميشود. به اين منظور ميتوان از مرباي گلسرخ نيز استفاده کرد.
به عنوان داروي قاعدهآور emenagogue ميتوان از برگ بادرنجبويه، گل گياه گل گندم، جعفري، شاهي (ترتيزک)، ميوه يا تمام گياه رازيانه و سداب استفاده نمود.
براي درمان درد قاعدگي ميتوان از هوفاريقون (علف چاي)، سير، دانهي شنبليله، بومادران (گل يا تمام گياه) سود جست.
در موارد اختلالات مزمن قاعدگي ميتوان از برنجاسف (شويلا)، هليله کابلي، گزنه (ريشه، دانه يا تمام گياه براي زياد شدن زمان قاعدگي) و مرزه استفاده کرد.
در موارد خونرويهاي زياد ميتوان از بومادران و سداب استفاده نمود.
به گزارش سایت درمانگران ایران (IranHealers.com)درمان با نور light therapy و داروهاي ضدافسردگي طي بررسيهاي انجام شده با دارونما و شاهد در بيماران مبتلا به نابساماني عاطفي فصلي (SAD) موثر بوده است ولي در اين مورد تعداد مقايسههاي اين دو مورد اندک است.
محققان کانادايي 96 نفر مبتلا به SAD متوسط تا شديد را به صورت تصادفي تحت درمان با نور (چراغ 10.000 لوکس به مدت30 دقيقه) و کپسول دارونما هر روز صبح يا درمان با نور بياثر (چراغ 100 لوکس) و روزي20 ميلي گرم فلوکستين به مدت 8 هفته (در هر زمان از سپتامبر تا فوريه) قرار دادند. شرکت کنندگان قبلا با هيچ يک ازاين دو روش تحت درمان قرار نگرفته بودند. بعد از 8 هفته ميزان عکسالعمل (67% در هر گروه داراي بيش از 50% کاهش در امتياز پرسشنامهي افسردگي بودند) و ميزان رميسيون (50% در هر گروه) با يکديگر اختلاف نداشت. 75% بيماران در هر گروه «زياد» يا بسيار زياد بهبود يافته بودند. حدود 75% بيماران در هر گروه وجود حوادث خطرناک در ارتباط با درمان را گزارش کرده بودند ولي در گروه فلوکستين، ميزان آژيتاسيون، آشفتگي خواب و پالپيتاسيون بيشتر بود. تنها 3 شرکتکننده به علت بروز حوادث خطرناک از بررسي حذف شدند.
اکثر افراد از مهمانی لذت میبرند، بخصوص کودکان. با این همه و بهرغم همه هیجانی که یک کودک ممکن است برای مهمانیها داشته باشد، این موضوع نیز حائز اهمیت است که فراموش نکند در یک جمع اجتماعی حاضر شده است و باید رفتار مناسبی داشته باشد. در این جا چند مهارت وجود دارد که میتوانید آنها را به آهستگی به کودک خود بیاموزید تا اعتماد به نفسش بالا رود و همچنین به یک میزبان یا مهمان کوچولوی عالی تبدیل شود.
وقتی کودک شما میزبان است
فرستادن
دعوتنامه؛ به کودک خود اجازه دهید که دعوتنامه ای را که خودش تهیه دیده
است در یک محل عمومی مثلاً در کلاس مدرسهاش، با در نظر گرفتن مقررات مدرسه
پخش کند، مگر اینکه بخواهد فقط عده خاصی را دعوت کند که در این صورت باید
به هرکدام به صورت شخصی دعوتنامه را بدهد. دعوتنامه میتواند شامل یکی از
نقاشیهای او به علاوه یک جمله ساده که خودش ساخته و نوشته باشد.
با
احتیاط بودن؛ این طبیعی است که کودک شما برای مهمانی خود، مثلا جشن تولدش،
هیجانزده باشد و بخواهد هر کسی بداند که او یک مهمانی دارد. به او بگوئید
که نباید درباره مهمانیاش و یا جزئیات آن در مقابل افرادی که دعوت
نشدهاند، صحبت کند. به او توضیح دهید این کار مودبانهای نیست. از او
بخواهید که تصور کند که اگر خودش به جای آنها بود، چه احساسی پیدا میکرد
که تعاریف یک مهمانی را که به آن دعوت نشده، بشنود.
رفتار با مهمانها؛ یک لیست از
مواردی را که کودکتان باید در طول مهمانی به یاد داشته باشد، تهیه کنید.
یکی از قسمتهای مهم میزبان خوب بودن این است که میزبان از مهمانها تشکر
کند. به کودک خود بیاموزید که چطور به مهمانها لبخند بزند و در مقابل هدیه
ای که احتمالاً به او میدهند، بگوید «خیلی ممنونم». به او یادآوری کنید
پیش از آنکه خود مهمان هدیه اش را نداده، از او نخواهد که کادویش را بدهد.
پیش از مهمانی میتوانید کمی با او تمرین کنید تا بیاموزد که چطور کادو را
مهمان بگیرد بدون آنکه بهخاطر هیجانی که ممکن است داشته باشد، آن را از
دستان مهمان قاپ بزند.
رفتار با هدیه داده شده؛ هندیها درست نمیدانند
که کادو را در مقابل هدیهدهنده باز کنند. اما در فرهنگ غرب و همچنین فرهنگ
ما باز کردن هدیه در مقابل هدیه دهندهنشان دهنده احترام و علاقه ماست. اگر
کودک شما هم علاقه دارد که کادوها را در مقابل مهمانها باز کند، یا اصلا
این یک بخش از مهمانی است، از این موضوع اطمینان حاصل کنید که نباید در
میان باز کردن هدیههایش، ناگهان سرش را برای مثال به یکی از عروسکها گرم
کند و باز کردن بقیه هدیهها را فراموش کند. همچنین به او حتماً آموزش دهید
که اگر از یک چیز بیش از یک بار هدیه گرفت، برای مثال از یک توپ یا وسایل
خانهسازی، ناراحتی از خود نشان ندهد. به جای آن، میتواند با گفتن جمله ای
مثل اینکه «آخ جون یک توپ دیگر، حالا دو تا از آن دارم»، که احساس بهتری
به مهمان میدهد، با ماجرا برخورد کند. این خیلی بهتر از این است که ناگهان
بگوید «قبلاً هم که یکی دیگر از این داده به من»
دوری کردن از حسادت به
خواهر و برادرها؛ اطمینان حاصل کنید که کودک شما در تولد خواهر یا برادرش
رفتار خوبی خواهد داشت. به او بگوئید که امروز روز خاصی برای خواهر یا
برادر اوست و نوبت او هم به زودی میرسد و باید با هم جشنی ترتیب دهند. به
او یا آنها وظایف کوچکی در برگزاری مهمانی واگذار کنید تا حس کنار گذاشته
شدن به آنها دست ندهد.
وقتی کودک شما مهمان است
پاسخ
دادن به دعوت؛ بهترین شروع برای اینکه به کودک خود آموزش دهید که مهمان
خوبی باشد این است که به او بیاموزید به دعوتها پاسخ دهد. به او توضیح
دهید که وقتی از او برای مهمانی دعوت میشود، باید به میزبان تلفن کند و به
او اطلاع دهد که آیا در مهمانی شرکت خواهد کرد یا خیر. چرا که برای میزبان
اهمیت دارد که اطلاع دقیقی از تعداد مهمانها داشته باشد.
وقت شناس
بودن؛ سر وقت در مهمانی حاضر شوید تا کودک شما هیچ بخشی از مهمانی را از
دست ندهد. در پایان مهمانی نیز سروقت به دنبال او روید. این به میزبان این
امکان را میدهد که به استراحتش بپردازد و از شرمسار شدن کودک شما نیز
جلوگیری میکند.مراقب مکالمات باشید؛ بچهها به مبادی آداب بودن شناختهشده
نیستند. تا وقتی که در صحبتهای کودک شما چیز برخورندهای وجود ندارد، در
حرفهایش و اینکه چه بگوید و چه نگوید دخالت نکنید، اما به او حتما یاد
دهید که اگر غذای میزبان را دوست ندارد یا در دیگر موارد مشابه، با صدای
بلند احساسش را اعلام نکند.
آموزش رفتار معقول؛ ممکن است آنقدر به کودک
شما در مهمانی خوش بگذرد که فراموش کند که چه رفتاری باید داشته باشد. به
او یادآوری کنید گفتن «لطفا» و «متشکرم» را فراموش نکند. همچنین به او
یادآوری کنید وقتی که هدیهای مربوط به او نیست نباید او آن را باز کند،
بلکه باید اجازه دهد کودکی که هدیه برای او آورده شده این کار را انجام
دهد. اگر احساس کردید که کودک شما دارد به بچهای که هدیه گرفته حسادت
میکند، برایش توضیح دهید که او هم در روز تولد خود هدایای زیادی خواهد
گرفت.
درست است که ديابت با سرعت شگفتي در حال پيشروي بين افراد اين نسل است، اما بايد بدانيم و خوشحال باشيم که قابل پيشگيري نيز هست. افراد زيادي در حال حاضر مستعد ابتلا به ديابت هستند يا در مرحله ورود به اين بيماري بوده و خود اطلاع ندارند. بسياري از افرادي که از بيماري خود مطلعند نيز اقدام درخوري براي کاهش خطر نمي کنند، در حالي که با کمي تغيير در سبک و عادت زندگي مي توان براي هميشه از اين بيماري نجات يافت يا کنترل آن را در دست گرفت. به گزارش سلامت نيوز اين عادت هاي مفيد عبارتند از؛
1- کاهش وزن اضافي؛ 70 درصد از افراد چاقي که درصدد کاهش وزن خود بوده اند توانسته اند با کنترل وزن و کاهش آن از ابتلا به اين بيماري رها شوند. امروزه افراد بايد با دقت بيشتري ميزان مصرف کالري را با فعاليت روزانه خود هماهنگ کنند وگرنه عدم تناسب بين مصرف کالري و تحرک سبب افزايش وزن و متعاقب آن بروز بيماري هاي مزمني مثل ديابت مي شود.
2- مصرف سالاد به همراه سرکه قبل از وعده هاي غذايي؛ مطالعات محققان دانشگاه آريزونا ثابت کرده است اگر افراد مبتلا به ديابت نوع 2 يا افراد مستعد اين بيماري قبل از شروع وعده هاي غذايي خود دو قاشق چايخوري سرکه مصرف کنند، سطح قند خون شان پايين مي آيد. سرکه خاصيت دارويي دارد و حاوي اسيد استيک است که آنزيم تجزيه نشاسته را غيرفعال مي کند.
3- ورزش و پياده روي؛ تا آنجا که ممکن است راه برويد. حتي اگر وزني کم نمي کنيد، اين عادت سالمي است که بايد حفظ شود. ورزش منظم و روزانه خطر ابتلا به ديابت را 80 درصد کاهش مي دهد.
4- مصرف غلات و حبوبات را فراموش نکنيد؛ اين منابع غذايي سالم سرشار از فيبر است و احتمال ابتلا به بسياري از بيماري هاي مزمن را کاهش مي دهد.
5- نوشيدني قهوه مفيد است؛ نوشيدن پنج تا شش فنجان قهوه در روز خطر ابتلا به ديابت نوع 2 را 29 تا 54 درصد کاهش مي دهد.
6- از خوردن فست فودها اجتناب کنيد؛ اگر بيش از دو مرتبه در هفته به سمت اين جور غذاها رفتيد، دچار اضافه وزن و مقاومت به انسولين مي شويد.
7- از مصرف بيش از اندازه گوشت قرمز اجتناب کنيد؛ زناني که بيش از پنج مرتبه در هفته گوشت قرمز مي خورند مستعد ابتلا به ديابت نوع 2 خواهند بود.
8- دارچين، چاشني مناسبي است؛ دارچين احتمال ابتلا به ديابت را کاهش مي دهد. دارچين قند خون را کاهش داده و ترکيبات موجود در آن رسپتورهاي انسولين را تحريک مي کند.
9- استرس و تنش را دفع کنيد؛ زندگي پرتنش عصر حاضر افراد را بسيار آسيب پذير و ضعيف کرده است. براي رهايي از اين وضع بايد اقدام اساسي صورت گيرد. هر فرد لازم است با توجه به تجربه خود روش مناسبي براي دفع تنش و استرس استفاده کند. روش هايي مثل مديتيشن، پياده روي و يوگا بسيار مفيد است.
10- استراحت و خواب کافي در شب؛ حداقل هشت ساعت خواب بي وقفه در شب لازم است تا سيستم بدن را به تنظيم دوباره هدايت کند.
11- فعاليت اجتماعي داشته باشيد؛ گوشه گيري و انزوا يا تجرد محرکي قوي براي ابتلا به ديابت است.
12- انجام مرتب آزمايش خون؛ بسياري از افراد از بيماري خود مطلع نيستند تا زماني که پيشرفت بيماري به مرحله يي برسد که علائم به صورت شديد و پايدار بروز کند. در حالي که براي درمان موثر، لازم است تشخيص هرچه سريع تر انجام شود.
در زیر حركتهایی را ملاحظه می كنید كه احتمال دارد نشانگر بی صداقـتـی و فـریـبكاری افراد باشد.
حتی كسانی كه خیلی خوب آنها را می شناسید نیز می توانند به شـما دروغ بگویند.
اما هوشیار و مراقب باشـیـد تـا زیـاد مـحـو تماشـای حـركات بـدن نشویـد
كـه از موضوع بحث و مكالمه غافل گردید
خنده اجباری(زوركی):
یـك
لـبـخـنـد واقـعـی بـه سـمت بـالا امتداد یافته و سبب چین خوردن چشمها می
گردد در حالی كه لـبـخـند تـصنـعی بـیـشتر شـباهت به دهن كجی دارد كه
معمولا نشانه بی صداقتی و دروغگویی است.
كـشـیدن گـوش و مـالیدن چشم
علامت
پـنـهان كاری می بـاشد. مالیدن چشم ها می گوید: من قادر به نگاه كـردن به
شما نیستم چون ارتـبـاط چـشمها قطع گردیده. همچنین مالیدن بینی نیز دلالت
بر دروغگویی می كند.
مالیدن چانه:
حركت انگشت اشاره روی چانه بیانگر دروغ، شك و تردید می باشد.
ضربه زدن ریتمی با انگشتان:
ایـن
عـمـل تـلاش بـدن بـرای تـرك صـحنـه و گـریـخـتــن می باشد. انگشتان از هم
اكنون شـروع بـه فـرار كرده اند. حركات دیگری كه مفهوم گریز می دهند شامل
ضربات پا به زمین و بازی با جواهر آلات می باشد.
خاراندن گردن:
حركت دیـگـری كه دروغگویی را فاش می سـازد خارانـدن گـردن است. توسط انگشت اشاره درست زیر گوش، مانند كشیدن گوش.
كشیدن یقه لباس:
هنگامی
كه فردی دروغ می گوید درجـه حرارت بدن اندكی افزایش می یابد. دست بطور خود
كار بالا می آید تا با شل كردن یـقه به هوا اجـازه دهـد داخـل لباس گردد.
دستها در جیب:
از دیگر
حركاتی كه توسط دست انجام گرفته و دروغگو را برملا می كند، بازی كردن با
یـقه لـباس، فرو كردن دست به داخل ژاكت، پیراهن، بلوز و یا به داخل جیبهای
شلوار می باشد.
دستان مشت شده:
مشت كردن دست نیز بیانگر آن اسـت كـه فـرد چـیـزی را پـنـهـان می كند. در حالی كه یك كف دست باز نشانگر رفتار رك و بی تزویر است.
نويسنده : دکتر زهرا عباسپور تمیجانی
گاز روده محصول طبیعی فرعی عمل گوارش است. تولید گاز روده بدین معناست که دستگاه گوارش شما به خوبی کار میکند.
همه کس به خوبی با عوارض وجود گاز اضافی در روده نظیر نفخ، آروغ و گاه مشکلات اجتماعی حاصل از آن آشنایی دارد.اگر چه وجود گاز در روده امری کاملاً طبیعی است، اما میتواند مشکلساز هم بشود. تغییر رژیم غذایی یا مصرف برخی داروها میتواند در پیشگیری یا کاهش گاز روده موثر باشد.
گاز روده چیست
بیش از 99 درصد گازهای روده مخلوطی از همان گازهای بیبویی است که در محیط اطراف ما پراکندهاند. این گازها شامل نیتروژن، اکسیژن، دیاکسیدکربن، هیدروژن و گاه متان هستند.
اما درصد این گازها از فردی به فردی دیگر متغیر است که این امر بستگی به شیمی بدن و رژیم غذایی دارد. نیتروژن، اکسیژن، و بیشتر دی اکسیدکربن موجود در گازهای روده از هوایی میآید که آن را در حال جویدن آدامس، خوردن و آشامیدن و سیگار کشیدن میبلعیم.
واکنشهای شیمیایی که در معده ما اتفاق میافتند، نیز بخشی از دی اکسید کربن موجود در گازهای روده را تامین میکند.
باکتریهایی که به صورت طبیعی در روده بزرگ هستند، هیدروژن و متان موجود در این گازها را تولید میکنند. این باکتری ها از غذای گوارش نشده تغذیه کرده و طی فرآیندی به نام تخمیر، گاز آزاد میکنند.
چه غذاهایی گاز روده را سبب می شوند
نوشیدن نوشابه های گاز دار میتوانند تولید گاز در روده را سبب گردند. همچنین مواد غذایی کربوهیدراتی به دلیل این که حاوی قندهای غیرقابل گوارش، نشاسته و فیبر هستند، نیز مولد گاز هستند.
لاکتوز: شیر و فرآوردههای لبنی از قبیل پنیر و بستنی، همچنین برخی نانهای فرآوری شده، غلات و سسهای سالاد حاوی لاکتوز هستند. بیشتر افراد میتوانند لاکتوز را به خوبی هضم کنند اما برخی در این زمینه با مشکلاتی مواجه هستند ، چرا که همه یا بخشی از آنزیم لاکتاز را که لاکتوز را به بخش های قابل هضم تجزیه میکند، تولید نمیکنند. بدون لاکتوز شیر و سایر غذاهای غنی از لاکتوز در روده تخمیر شده و گاز اضافی تولید میکند.
فروکتوز: هضم کردن پیاز، آرتیشو (کنگر فرنگی)، گلابی، گندم و برخی نوشیدنیهای غیرالکلی و غذاهای فراوریشده حاوی این قند می تواند دشوار باشد.
سوربیتول: سیب، گلابی، هلو، آلو خشک و برخی غذاهای فاقد شکر، آبنبات و آدامس حاوی سوربیتول هستند. هضم این محصول نیز می تواند دشوار باشد.
رافینوز: این قند در لوبیا، کلم پیچ، کلم بروکسل، بروکلی، مارچوبه و غلات سبوسدار یافت میشود.
برنج تنها نشاسته ای است که تقریباً به طور کامل از راه روده کوچک جذب می شود. از آنجایی که نشاسته برنج هرگز به روده بزرگ نمیرسد، باکتری های مولد گاز نمیتوانند آن را تجزیه کنند. اما سایر مواد نشاستهای شامل سیب زمینی، ذرت، رشته فرنگی و گندم گاز تولید میکنند. فیبرهای غذایی موجود در لوبیا و سبوس گندم نیز می توانند مولد گاز باشند.
آیا برخی افراد گاز بیشتری در روده خود دارند
بلی. یک فرد بالغ روزانه به طور متوسط در حدود یک تا چهار پیمانه نیم لیتری گاز تولید کرده و 14 الی 23 بار گاز دفع میکند. گیاهخواران، کسانی که عادت به جویدن آدامس دارند، افرادی که تند تند غذا میخورند، و سیگاری ها، بیش از میزان متوسط گاز تولید میکنند. افرادی که مقدار زیادی غذاهای مولد گاز مصرف میکنند نیز در این گروه قرار دارند.
توصیه هایی برای کاهش گاز روده
رایج ترین راهها برای کاهش گاز روده تغییر رژیم غذایی، پرهیز از بلع هوا و مصرف داروهایی است که بدون نسخه به فروش میرسند.
رژیم غذایی خود را تغییر دهید: اگر دچار کمبود لاکتاز یعنی همان آنزیمی هستید که برای گوارش شیر لازم است، ممکن است پزشک شما توصیه کند که فرآورده های لبنی را از غذای خود حذف کرده و کلسیم مورد نیاز خود را از مکمل های غذایی یا آن دسته از فرآورده های لبنی تامین کنید که لاکتاز بدانها افزوده شده و امکان هضم لاکتوز را فراهم می کنند.
به جز این ممکن است نیازی به توقف مصرف تمامی گروه های غذایی نداشته باشید. در عوض می توانید مصرف تعداد محدودی از غذاهای مولد گاز را برای یکی دو هفته کاهش داده یا قطع کنید. در صورت بهبود علائم مشکل شما حل شده است.
گاز کمتری ببلعید: برای بلعیدن مقدار کمتری گاز از مکیدن آبنبات یا جویدن آدامس خودداری کنید. البته ممکن است این خوراکی ها در دفع گاز به صورت آروغ زدن به شما کمک کند.
آنزیم گوارشی لاکتاز ( با نامهای تجارتی لاکتایید و لاکتراز) ممکن است در کاهش گاز تولید شده به وسیله فرآورده های لبنی موثر بوده و گاز ایجاد شده توسط لوبیا و سایر کربوهیدرات های حاوی قند رافینوز را کاهش دهد.
زمانی که می بایست به پزشک مراجعه کنیم
گاز روده به خودی خود به ندرت علامت و نشانه یک بیماری جدی است. اما در صورتی که گاز روده شما دائمی یا شدید بوده یا با استفراغ، اسهال، کاهش ناخواسته وزن، وجود خون در مدفوع و یا سوزش سردل همراه باشد، به پزشک مراجعه کنید.
گاز اضافی می تواند نشانه بیماری دیگری چون بیماری سلیاک، گاستریت، بازگشت اسید معده به مری (ریفلاکس) یا سندرم روده تحریک پذیر باشد. گاز روده می تواند سبب ناراحتی و اضطراب گردد اما معمولاً تنها نشانه این است که دستگاه گوارش شما به خوبی کار می کند.برای زندهها؛ مرگ تنها آن اتفاقی بوده که در اطراف آنها يا در تلویزیون و فیلمها رخ داده است
درک برخي از ما از مردن توسط بازیگرانی که در صحنههای فیلم کسی را با اسلحه از پا در میآوردند به وجود آمده و حتی حاضریم یک کتاب را هر چند صد صفحه که باشد بخوانیم تا بالاخره متوجه شویم قهرمان داستانمان در پایان نمرده است.
داستانهای دیگری که ما معمولا از مرگ میشنویم شاید مردن حیوانات خانگی و حتی يك ماهی قرمز باشد ولي به مرگ اطرافیان هم مربوط میشود مثلا همسایهای که در تصادف جان خود را از دست داده و یا در مورد بسیار ناراحت کننده آن، مرگ اعضای نزدیک خانواده است که با آن روبرو میشویم.
وقتی مرگ اتفاق میافتد گاهي مواقع احساس میکنیم ناعادلانه است. حتی ممکن است به نظرمان غیر طبیعی بیاید و دلیل آن هم کاملا مشخص است زیرا همه ما از وقتی به یاد میآوریم سعی کردیم که دچار سانحههای ناخواسته نشویم و این سوانح ما را به مرگ نزدیک نکند.
از کودکی واکسن زدهایم تا از بیماریها مصون باشیم ، از خیابان که رد میشویم هر دو سمت را نگاه میکنیم تا با خودرو تصادف نکنیم ، سیگار نمیکشیم چون ممکن است به سرطان مبتلا شویم و انواع و اقسام ویتامینها را مصرف میکنیم و با ورزش سعی داریم تا بدن بهتری داشته باشیم و هر چه بیشتر از مرگ دور شویم.
اما آنچه در طول سالها متوجه آن شدهایم آن است که مرگ چیزی نیست که بتوان با آن مبارزه کرد و یا آن را شکست داد. در واقع امری طبیعی است که در زندگی هر کسی چه زود و یا دیر اتفاق خواهد افتاد و در حقیقت بدن ما به شکلی است که پس از سالها، از کار افتاده و به پوسیدگی نزدیک میشود.
در واقع همين مرگ است که به زندگی معنا میبخشد و فشاری را بر زندگیمیگذارد که احساس کنیم هرگز برای وقوع آن آماده نیستیم.
مرگ چیست؟
در طول زمان؛ مرگ به روشهای مختلف تعریف شده است اما تعریف کلی برای فردی که "مرده " بوسیله علم پزشکی و تکنولوژی توصیف شده است.
تصور کنید شما صدها سال قبل زندگی میکردهاید. اگر کسی از بستگانتان جان بسپارد شما به دکتر زنگ نمیزنید چون میدانید دیگر راهی برای نجات او وجود ندارد و باید با وی خداحافظی کنید.
حال اگر همین اتفاق در حال حاضر بیفتد شما با خود فکر میکنید اگر تمامی علائم حیاتی هم از بین رفته باشد هنوز ممکن است راهی برای جلوگیری از مرگ وجود داشته باشد.
پیشرفت علم پزشکی تا جایی بوده که بتواند قلب ایستاده را دوباره به کار بیندازد و یا ارگانهای از بین رفته را جانشین سازد. حتی در آخرین مرحله همیشه دستگاههایی هستند که افراد را به آن متصل میکنند و وی می تواند تا سالها با کمک این دستگاهها به حیات خود ادامه دهد گرچه ممکن است این حیات نوعی زندگی "گیاهی " نام گرفته باشد.
توصیف مرگ:
آنچه که دانشگاه هاروارد در سال 1968 در مورد مرگ توضيح داد این بود: فرد زمانی جان خود را از دست داده که دچار مرگ مغزی شده باشد.
از برخی لحاظ ، توصیف هاروارد از مرگ ممکن است عجیب به نظر برسد زیرا زمانی که روح هنوز در بدن فرد وجود دارد نمیتوان او را مرده پنداشت اما از سوی دیگر هاروارد متعتقد بود زمانی که انسان حافظه و شخصیت خود را که در مغز او جا گرفته از دست بدهد نمیتوان او را زنده پنداشت.
از سوی دیگر این دو مشخصه در طرف راست مغز واقع شده است و این طور میتوان توجیه کرد که مرگ مغزی که در سمت چپ صورت گرفته باشد نمیتواند توصیف مرگ داشته باشد زیرا فرد ممکن است خاطرات را هنوز همراه خود داشته باشد.
خلاصه این است که استفاده از کارایی مغز به عنوان زنده و یا مرده بودن؛ مشکلات و بحثهای بسیاری را در پی دارد. برای نزدیکان و خویشاوندان یک نفر ممکن است سخت به نظر برسد که وقتی هنوز میبینند که عزیزشان نفس میکشد و بدنش گرم است و تنها مغزش کار نمیکند اور ا مرده بپندارند. تصور اینکه زنده و یا مرده بودن به کارایی ارگانهای بدن بستگی دارد نیز یک موضوع دیگر است.
حال با اینکه به نظر میرسد مرگ مغز است که مردن را به همراه میآورد اما معمولا کمتر میشنویم که علت مرگ کسی "مرگ مغز" عنوان شده باشد. ما معمولا با عنوانهایی همچون حمله قلبی، سرطان و سکته آشناتریم.
به طور کلی علت مرگ و میرها از سه نوع خارج نیستند. یا اتفاقی هستند همچون تصادفات و غرق شدنها، یا خشن هستند همچون قتل و یا خودکشی و یا اینکه طبیعی هستند که بیماریها و مرگ و میرها براثر کهولت سن در آن دسته قرار میگیرند.
امروزه با پیشرفت علم و انواع و اقسام داروهایی که برای انواع بیماریها و حتی باکتریها و عفونتهااختراع شده؛ کمتر کسی بر اثر یک بیماری شناخته شده میمیرد. شاید به همین علت باشد که سن مرگ در کشورهایي که به دارو دسترسی بیشتری دارند نسبت به کشورهای فقیر بسیار بالاتر است.
نکته دیگری که در مورد مرگ وجود دارد آن است که بر خلاف مرگهایی که بر اثر خشونتها صورت میگیرند اکثر مرگ و میرها زمان میبرند تا اتفاق بیفتند. به این معنی که معمولا فردی که دچار سرطان و یا سکته میشود بلافاصله جان خود را از دست نمیدهد.
فرایند مرگ:
تکنولوژی
به ما کمک کرده که زندگی طولانیتری داشت باشیم و در ضمن نکات بیشتری را
در مورد اتفاقی که هنگام مرگ میافتد بدانیم. آنچه که احتمالا تا به حال
متوجه آن شدهاید آن است که مرگ زمانی اتفاق میافتد که با نرسیدن اکسیژن
به مغز این عضو کارایی خود را از دست بدهد.
سلولهای مختلف در زمانهای مختلف جان خود را از دست میدهد و به همین دلیل روند مرگ با اینکه مرگ سلولها از کدام قسمت شروع شده باشد تفاوت خواهد داشت.
مغز برای کار کردن مقدار زیادی اکسیژن لازم دارد اما مقدار کمی را برای خود ذخیره میکند. بنابراین معمولا در زمانی که سلولها مختل شوند و اکسیژن به مغز نرسد کار آن بین 3 تا 7 دقیقه به طور کامل مختل خواهد شد.
به همین دلیل است که یک سکته میتواند فورا فرد را از پا در بیاورد زیرا وقتی خون به سمت قلب نمیرود سکته قلبی اتفاق میافتد و اکسیژن رسانی به مغز متوقف میشود و سلولها بلافاصله شروع به مردن میکنند.
بر خلاف سکته؛ مرگ در کهولت تفاوت بسیاری دارد. فردی که سن بالایی دارد بر اثر از کار افتادن ارگانهایش جان میسپارد و علت اینکه این افراد بیشتر زمان را خواب هستند نیز همین است که باید انرژی بیشتری را ذخیره کنند و مغز این دستور را صادر میکند.
فردی که در حال جان سپردن است معمولا حالت غیر عادی دارد و رفتارش به شکلی است که انگار نمیتواند به هیچ شکلی آرامش داشته باشد و در عین حال انگار نفس کشیدن برای او سخت است و بین نفسهای او که بسیار کند صورت میگیرد صدایی بم تولید میشود که معمولا به علت جمع شدن آب در ریههاست.
در این حالت هنوز نمیتوان مطمئن بود که فرد چه حالی دارد. معمولا افرادی که به دلایلی تا نزدیکی مرگ پیش رفتهاند عنوان میکنند که این روند به هیچ عنوان سخت و درد آور نبوده است. آنها معمولا همگی مدعی هستند که احساس آرامش کردهاند و حس کردهاند که روحشان ازبدن فیزیکی در حال جدا شدن است.
زمانی که قلب از تپیدن باز میایستد فرد از نظر بیولوژیک مرده است.قلب خون را پمپ نمیکند و از همان زمان است که بین 3 تا 7 دقیقه طول میکشد که مرگ کلینیکی اتفاق میافتد که همان مردن سلولها بر اثر کمبود اکسیژن است.
بدن پس از مرگ:
وقتی
که قلب از تپیدن بایستد بدن فورا شروع به سرد شدن میکند. هر ساعت دمای
بدن حدود 0.83 درجه سیلسیوس کاهش مییابد تا جایی که به دمای اتاق برسد و
در همین زمان خون از چرخش باز ایستاده و بین 2 تا 6 ساعت بعد از مرگ بدن
شروع به سفت شدن میکند.
در حالی که در این زمان بدن مرده به نظر میرسد، هنوز قسمتهایی از بدن وجود دارند که زنده هستند. به عنوان مثال سلولهای پوست تا بعد از 24 ساعت از مرگ هنوز فعالیت خود را ادامه میدهند.
چند روز پس از مرگ؛ باکتریهایی که در بدن وجود داشتهاند شروع به از بین بردن صاحبخانههای خود یا در واقع همان ارگانهای داخلی میکنند.
لوزالمعده به عنوان مثال در نوع خود آنقدر در خود باکتری جمع کرده است که باعث تخریب سریع خود پس از مرگ میشود. وقتی که ارگانهای داخلی شروع به از بین رفتن توسط باکتریهای میکنند بدن رو به کبودی میرود و سپس سیاه میشود. شما ممکن است تغییرات را نبینید اما بو را به خوبی میتوانید استشمام کنید.همان بو است که باعث ورم کردن بدن میشود.
یک هفته بعد از مرگ پوست شل میشود و کوچکترین دستی میتواند آن را از هم بپاشد. یک ماه بعد از مرگ نیز موها، ناخنها و داندانها میافتند و بر خلاف آنچه شایع است ناخنها و موها در زمان مرگ هیچ رشدی نمیکنند.
اخلاقیات پزشکی در مرگ:تکنولوژی پزشکی میتواند بدن را زنده نگه دارد حتی اگر مغز از بین رفته باشد و این همان زمانی است که خود هیچ اختیاری نداریم و نفس کشیدن و یا نکشیدن را دیگران باید تعیین کنند و در واقع آنها هستند که میگویند دستگاهها تا چه زمان بدن را نگه دارند.
این همان نکتهای است که در سالهای اخیر بحثهای بسیار در پی داشته است. اینکه مرگ فرد با توقف دستگاههایی که ارگانهای بدن را زنده نگه داشتهاند اعلام شود و یا اینکه همان لحظه که مرگ مغزی رخ داد، موضوعی است که هنوز در مورد آن بحث بسیاری میشود.

